عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
">عبدالرضا سالمینژاد
مقدمه:
عناصر سازمان منافقین بعد از فرار از ایران، در برنامههای مشخص با رژیم بعث عراق به توافقاتی در خصوص براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران رسیدند و رسماً در خاک عراق استقرار یافتند و پایگاههای نظامی خود را تشکیل دادند. آنها علاوه بر پخش برنامههای رادیو- تلویزیونی برای درهم شکستن مقاومت اسرای ایرانی و استفاده تبلیغاتی از آنها و همچنین جذب و بکارگیری آنها در راستای اهداف خود، رسماً در بعضی اردوگاههای اسرای ایرانی استقرار یافتند و دست به فعالیتهای خائنانه و گستردهای زدند.
منافقین برای کسب اطلاعات بیشتر، تلاش میکردند خود را وفادار به نظام و حضرت امام خمینی(ره) نشان دهند تا ضمن شناسایی افراد موثر، به اطلاعات تازهای دست یابند.
در ایام محرم حسینی و به بهانه به اسارت گرفته شدن اهل بیت امام حسین(ع) نگاهی به اقدامات منافقین در اردوگاههای عراق میاندازیم.
1- استقرار رسمی در اردوگاهها: در برخی از اردوگاهها، منافقین آشکارا اقدام به استقرار رسمی در محل نگهداری اسرای ایرانی نموده و همانند نگهبانان عراقی از امکانات رفاهی و استقراری برخوردار بودند. آنها ضمن همکاری صمیمانه با رژیم بعث عراق، در ازای اجرای مأموریت و برنامههای ضد فرهنگی خود، رژیم بعث را در اهدافش یاری میرساندند از جمله این امور میتوان سانسور نامههای اسرا، شناساسیی پاسداران و نیروهای حزباللهی و موثر در مقاومت اسرای ایرانی و انجام عملیات روانی علیه آزادگان را نام برد. تحویل نامههای سرکرده منافقین به بعضی از منافقین اسیر در اردوگاهها، توسط همین گروههای استقراری منافقین صورت میگرفت.
2- سانسور نامههای اسرای ایرانی: به دنبال استفاده اسرای ایرانی از نامهها و مکاتبات به عنوان منبعی برای کسب خبر از داخل ایران و برقراری ارتباط معنوی با حضرت امام و دیگر مسئولین نظام، منافقین به کمک رژیم بعث عراق شتافتند و مسئولیت سانسور نامهها و شناسایی افراد با نفوذ در کسب و انتشار اخبار صحیح را به عهده گرفتند. آنها علاوه بر جلوگیری از ارسال نامههای حاوی خبر به ایران، در اقدامی خبیثانه دست به نوشتن نامههای جعلی به نام افراد اسیر زدند و اخبار نگران کننده و کذبی را از خانواده فرد به او میرساندند. این کار به صورت برعکس نیز انجام میگرفت. حتی در موردی خاص کار به طلاق در خانواده اسیر رسیده بود. اجرای عملیات روانی روی اسرا و همسران یا نامزدهایشان در نامههای جعلی منافقین، بیشترین ضربه روحی را به اسرا وارد میساخت. در مواردی نیز در عکسهای ارسالی خانواده به فرد تغییراتی داده میشد و یا روی بعضی از عکسها خط میکشیدند.
براساس اطلاعات به دست آمده، حضور منافقین در اردوگاهها تأثیر مستقیمی در کاهش تبادل نامه بین خانوادهها و اسرای ایرانی داشت.
3- دعوت اسرای ایرانی به پناهنده شدن: به دنبال مطرح شدن موضوع پناهندگی اسرای عراقی در ایران طی مذاکرات صلح، عراقیها هم برای این که از قافله عقب نمانند، تلاش خود را برای پذیرش پناهنده شروع کردند. در ابتدا برای انجام این کار سعی کردند با دادن وعده و وعیدهایی از قبیل آزادی، رهایی از اردوگاه و زندگی در شهرهای عراق به همراه تمامی امکانات رفاهی ... عدهای را بفریبند، ولی غافل از این بودند که حتی بدون در نظر گرفتن پایبندی سرسختانه اسرا به میهن و خانوادههایشان، رفتار وحشیانه نگهبانها در طول مدت اسارت نه تنها هیچ نقطه دلخوشی برای کسی باقی نگذاشته، بلکه ذهنیت بسیار بدی از عراق و عراقی در ذهن اسرا به وجود آورده بود.
عراقیها در نهایت توانستند از بین افراد کم طاقت، عده انگشت شماری را به خود جلب کنند. آنها عمدتاً افراد ضعیفی بودند که در مقابل درخواست و اصرار عراقیها حتی جرأت مخالفت به خود نمیدادند. همچنین فکر عواقب بازگشت به ایران به خاطر رفتار ناشایستشان در طول اسارت عاملی در جهت قبول پناهندگی بود. بین اینها افرادی هم از هواداران منافقین بودند که پناهندگی به عراق را وسیلهای جهت پیوستن به همفکران خود میدانستند.
با مشاهده تعداد اندک پناهندگان، مزدوران بعثی تلاشهای بسیاری برای جلب عده بیشتری کردند و برای تشویق دیگران، روزهای اول امکاناتی را از قبیل غذای بهتر، سهمیه نان بیشتر، سیگار، استفاده بدون نوبت از حمام و توالت، تنبیه نکردن آنها به هنگام تنبیهات دسته جمعی و ... در اختیار پناهندگان قرار میدادند، ولی پس از گذشت چند روز و شکست تلاشها، در مورد پناهندگان هم همان روال سابق در پیش گرفته شد؛ چرا که معرفی ده دوازده نفر از بین 3500 اسیر اردوگاه به عنوان پناهنده برایشان خجالتآور بود. از طرفی وعدههایشان هم دروغ از آب درآمد. اسرای بسیجی و دیگران نیز از این موقعیت استفاده کرده و همان تعداد پناهنده را نیز وادار به انصراف میکردند.
وقتی عراقیها در جذب پناهنده تیرشان به سنگ خورد، دست به دامن منافقین شدند و از آنها درخواست کمک کردند. منافقین هم که بیشتر نیروهای خود را در عملیات «فروغ جاویدان» از دست داده بودند و ظاهراً نیاز به نیرو داشتند، دست صدام را در این موقعیت فشرده و به دیده منت نهادند.
به این ترتیب برای اولین بار و در مرداد ماه 68، چند نفر از منافقین به سرپرستی «ابریشمچی» برای جذب نیرو راهی اردوگاه اسرا شدند. از آنجا که آنها تجربه تلخی از روبهرو شدن با اسرا داشتند، جرأت نکردند وارد ارودگاه اسرا شوند. از اینرو، در مقر فرماندهی که خارج اردوگاه بود مستقر شدند و با پیغام اعلام کردند: «ما آمدهایم شما را نجات دهیم.» وعده و وعیدهای دروغین آنها در این مواقع لازمه انجام کار آنان بود. در نتیجه در اینجا نیز باید صداقت را کنار گذاشته و به دروغپردازی متوسل میشدند، که این دروغها با توجه به اطلاعاتی که آنان از وضعیت اسفبار اسرا داشتند عمدتاً چیزهایی مثل خوراک خوب، لباس خوب، مکان استراحت، امکانات تفریحی، آزادی و رفت و آمد به شهرها، وضعیت مناسب بهداشتی و... بود.
در مرحله اول پذیرش منافقین، اسامی عدهای که غالباً افرادی کمطاقت و بیظرفیت بودند ثبت شد. سپس آنان را در یک آسایشگاه جمع کردند. نماینده منافقین هم هنگام عصر و زمانی که دیگر اسرای اردوگاه در آسایشگاه به سر میبردند وارد آنجا شد و برایشان سخنرانی کرد. برای این که دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند، چند روزی آنان را در همان آسایشگاه نگهداری کردند. در روزهای اول از طرف خود منافقین به آنها رسیدگی میشد ولی برخلاف انتظار آنها، نه تنها کسی به پناهندگان افزوده نشد، بلکه عدهای هم در اثر راهنماییها و پیغامهای دیگر اسرا از سقوط در این چاه نجات پیدا کردند. در آن روزها، زمان استراحت و آزادباش پناهندگان با بقیه تفاوت داشت، ولی با همه این احوال بچهها به بهانههای مختلف مخصوصاً به بهانه مریضی راهی بهداری میشدند و پیغامهایشان را به پناهندگان میرساندند.
منافقین فرمهای پناهندگی را بین افراد تقسیم میکردند و میگفتند: هر کس میخواهد به یکی از کشورهای اروپایی و یا آمریکا پناهنده شود، فرم را پرنماید.
4- تلاش در جهت جذب نیرو: سازمان منافقین برای تأمین نیرو نیاز شدیدی به ایرانیان مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران داشت، تا در برنامه آتی خود که انجام عملیات نظامی علیه خاک ایران بود، آنها را شرکت دهد. لذا دست به دامان اسرای ایرانی شد که با امتیازدهی به آنها و با بهرهبرداری از اوضاع نامناسب روحی بعضی از اسرا تلاش داشت تا به این مهم دست یابد.
با افزایش فشارهای روحی و جسمی وارد شده بر اسرای ایرانی، آنها به هدفشان نزدیک میشدند، ولی اسرای ایرانی با شناخت دقیق از خیانت آنها به ملت آلوده دانستن دستان آنها در کشتار وحشیانه مردم شهرهای ایران در انواع ترورها و بمبگذاریها، نه تنها جذب آنها نشدند بلکه در اکثر موارد با سر دادن شعار علیه منافقین آنها را از اردوگاهها بیرون کردند.
با این حال تعداد اندکی نیز به خاطر فرار از موقعیت وخیم ارودگاهها و تنگناهای سخت روحی و جسمی با آنها همکاری نمودند.
5- اجرای برنامه سخنرانی منافقین در جمع اسرا: از برنامههای مهم منافقین، اعزام نیروهای توانمند خود در امر سخنرانی به ارودگاهها جهت معرفی آرمانهای سازمان منافقین بود.
این سازمان با بزرگنمایی مشکلات ناشی از جنگ در ایران و ارائه اطلاعات غلط و کذب در خصوص آینده کشور، ابتدا اسرا را مأیوس میکرد و سپس زمینههای تبلیغ برای پناهندگی و جذب نیرو به سازمان را در بین اسرا فراهم میآورد. مدیریت آگاه فرهنگی اسرا با اطلاع از این حربه، تلاش فراوانی در جهت جلوگیری از برپایی این نوع سخنرانیها در ارودگاهها میکرد.
برخورد شدید لفظی و حتی فیزیکی اسرا با سرکرده منافقین به نام مهدی ابریشمچی و مورد ضرب و شتم قرار دادن او در جلو نگهبانان عراقی به رغم به جان خریدن شکنجههای عمومی، این روش را ناکارآمد و تلاش منافقین را ناکام میگذاشت.
6- مشارکت در شکنجه اسرای ایرانی: منافقین برای انجام تسویه حسابهای سازمانی با افراد اسیر موثر در پایداری دیگر اسرا، آنها در مقابل دیدگان نگهبانان عراقی شکنجه داده و بدترین توهینها را اعمال میکردند. اگر عراقیها در هنگام شکنجه اسرا را لخت نکرده بودند، ولی منافقین در نهایت توهین به اسرا به این کار دست میزدند.
7- ایجاد اختلاف در وحدت اسرا: وحدت رویه اسرای ایرانی سلاحی بود که میتوانست برای هر نوع فشار روحی- روانی راهکارهای مناسبی بیابد و دشمن را در رسیدن به مقاصدش ناامید کند. ضربه زدن به این وحدت براساس یک برنامهریزی تشکیلاتی جهت تشتت آرا و افکار به منظور بهرهبرداریهای سیاسی- فرهنگی، مأموریتی بود که به عهده تکتک منافقین مستقر در آسایشگاهها گذاشته شد. خدشهدار نمودن محبت و اعتماد حاکم بر اسرا از دیگر اهداف منافقین به حساب میآمد که تلاشهای فراوانی در اجرای آن مینمودند.
8- افشای مخفیگاههای وسایل ممنوعه اسرا: منافقین همانند جاسوسها به خاطر حضور در درون آسایشگاههای اسرا، اطلاعاتی در خصوص محل نگهداری وسایل ممنوعه از جمله خودکار، مداد، دفترچه دعا، مفاتیح، رادیو و... به دست میآوردند که بلافاصله به فرماندهی اردوگاه اطلاع میدادند. اسرا علاوه بر تحمل مجازات شدید، وسایل ارزشمند و گاه حیاتی خود را از دست میدادند.
9- تبلیغ آرمانهای سازمان: منافقین به منظور جذب نیرو و انتشار افکار و آرمانهای سازمان اقدام به نصب تصاویر مسعود و مریم رجوی در بعضی ارودگاهها و توزیع نشریه ارگان منافقین خلق ایران میکردند. بخش مهمی از اخبار نشریه و اصطلاح «مجاهد» انتشار اخبار کذب در خصوص اوضاع سیاسی- نظامی ایران بود که با هدف ایجاد دلسردی و ناامیدی اسرا صورت میگرفت.
اجبار به گوش دادن برنامههای رادیو و تلویزیون منافقین که از رادیو و تلویزیون عراق پخش میشد، بخشی دیگر از فعالیتهای منافقین در اسارت به حساب میآمد. از طرفی پخش صدای این دو برنامه از بلندگوهای اردوگاه و آسایشگاهها گونهای دیگر از تبلیغ آرمانهای سازمان بود.
10- پخش برنامههای رادیو- تلویزیون: منافقین برنامههای رادیو و تلویزیونی مستمری تهیه و از طریق تلویزیون عراق پخش میکردند که بعضی از برنامههای آن خاص اسرای ایرانی بود.
برنامه تلویزیونی منافقین روزانه یک ساعت و نیم پخش میشد و تماشای آن برای کلیه اسرای ایرانی اجباری بود. ظرافتهای هنری، تحلیلهای اغواگونه و تنوع برنامههای آنها برای افراد کم اطلاع، خطری مستقیم به حساب میآمد که نفوذ موثری بر نوع تفکر و عملکرد آنها میگذاشت. نام برنامه تلویزیونی منافقین «سیمای مقاومت» بود که اسرای ایرانی آن را «سیمای خیانت» نام نهاده بودند.
11- چاپ نشریات: چاپ نشریات متنوع با کیفیت چاپ و کاغذ اعلا و پخش وسیع و اجباری آن در اردوگاههای اسرای ایرانی از دیگر برنامههای منافقین در نبرد روانی خود علیه نیروهای رزمنده ایرانی بود. درج اخبار کذب، تحلیلهای اغواگونه همراه با عکسها و تصاویر تبلیغاتی از حربههای غالب این نشریات بود. واخوردگان سیاسی این نشریات، خیلی سریع توسط منافقین جذب و مورد حمایت قرار میگرفتند.
طرح شبهات سیاسی و خصوصاً شبهات دینی با روش سفسطهای در شرایطی که رهبران اسرای ایرانی و روحانیون اسیر اجازه دفاع و توضیح نداشتند، بیشترین سهم عملیات روانی در این گونه نشریات را به خود اختصاص داده بود.
12- واکنش اسرای ایرانی: اسرای ایرانی در مقابل منافقین در تمامی موارد، واکنشی حذفی و قهرآمیز داشتند. اسرا با اتحاد و یکپارچگی علاوه بر مانع تراشی در مقابل اجرای برنامههای آنها، دست به برخورد فیزیکی با منافقین (حتی سرکرده آنها) میزدند و نشریات و اطلاعیههای آنها را پاره میکردند.
از طرفی روحانیون و افراد آگاه برای مقابله با شبهات مذهبی و سیاسی منافقین، اقدام به تشکیل نشستهای مختلف میکردند و در فرصتهای مکرر به رفع شبهات سیاسی و عقیدتی میپرداختند. این نشستها فرصتی بود تا اسرا به تقویت بنیادهای فکری خود بپردازند.