در جهان عرب سه عرصه مهم وجود دارد که قدرت های خارجی در آن مشغول بازیگری و اعمال نفوذ هستند و متاسفانه گروه های داخلی خواسته یا ناخواسته به پیشبرد اهداف سلطه جویانه این قدرت ها کمک می کنند. این سه عرصه عبارتند از عراق، لبنان و فلسطین.عراق اکنون به معرکه ای از جنگ های طائفه ای و مذهبی تبدیل شده و شیعه وسنی رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند و به جای آن که سلاح خود را به سوی اشغالگران آمریکایی نشانه روند، یکدیگر را می کشند. در لبنان نیز میان موافقان و مخالفان دولت درگیری سیاسی به وجود آمده و حامیان خارجی دولت تلاش دارند به این اختلافات صبغه طائفه ای ببخشند و دولت موجود را به هر نحوی حفظ کنند. ادامه این وضعیت به تشتت داخلی و دخالت های خارجی در صحنه لبنان منجر شده است و این در حالی است که پیکره لبنان هنوز از زخم های جنگ سی وسه روزه التیام نیافته است. در فلسطین نیز درگیری ها میان دو جنبش فتح و حماس ابعاد خطرناکی یافته و منافع ملی فلسطینیان را مورد تهدید جدی قرار داده است. طی هفته های گذشته در فلسطین شاهد حوادث خونینی بودیم از جمله قتل سه فرزند بی گناه یکی از افسران اطلاعاتی فتح در غزه که یک جنایت بی سابقه و تکان دهنده بود . پس از آن قاضی «بسام فرا» از وابستگان جنبش حماس ترور شد که نوعی هتک حرمت به حریم قضایی در فلسطین بود وبالاخره درگیری ها در گذرگاه رفح و تلاش برای ترور « اسماعیل هنیه»، نخست وزیر خودگردان و درگیری های خونین میان هواداران فتح و حماس در رام ا... و غزه که به مجروحیت ده ها تن از فلسطینیان انجامید.آیا کسانی که این درگیری ها را شعله ور می سازند و درصدد دستاوردهای سیاسی خاصی هستند، نمی دانند که تنها کسی که از بحران داخلی فلسطین بهر ه می برد رژیم صهیونیستی است؟ آیا این افراد نمی دانند که آمریکا و دیگر قدرت های جهانی و منطقه ای در پی سیطره بر منطقه و به ویژه فلسطین هستند؟ با نگاه خوش بینانه باید گفت این افراد از این واقعیت های تلخ غافلند، اما نگاه بدبینانه آن است که بگوییم این عناصر دست نشانده دشمنان خارجی بوده و به اشاره اربابان خود به ایجاد فتنه و آشوب در صحنه داخلی فلسطین مبادرت نموده اند. بی تردید درگیری های داخلی در فلسطین بیش از هر چیز به اصول و آرمان های مقدس فلسطین ضربه می زند و حقوق ملت مظلوم فلسطین را بیش از گذشته به بوته فراموشی می افکند، ملتی که بیش از نیم قرن از حقوق اولیه خود محروم شده است.اگر قرار باشد خون فلسطینی ها برای یکدیگر مباح شود آیا مجالی برای مقاومت در برابر اشغالگری و ادامه آرمان فلسطین باقی خواهد ماند؟ آیا در چنین شرایطی می توان از تشکیل « دولت مستقل فلسطین» سخن گفت؟ آیا وقوع فاجعه سال 1948 ( تشکیل رژیم اسراییل ) برخاسته از اختلافات داخلی وضعف فلسطینی ها در دهه های سی وچهل میلادی نبود؟امید است نخبگان و عقلای فلسطینی از کلیه گروه ها به وحدت ملی و یکپارچگی در صحنه داخلی فلسطین روی آورند و مشکلات موجود را از طریق گفت و گو و توافق حل کنند، چرا که درگیری و تشنجات داخلی عاقبتی جز تکرار فجایع فلسطین و پیشبرد اهداف شوم دشمنان خارجی، در پی نخواهد داشت. منبع : روزنامه القدس چاپ فلسطین *