صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۴۷۰۴۵

گروه سیاسی؛ موضوع «پرجاذبه» انتخابات ریاست جمهوری سال آینده که از اولین روزهای کاری سال جاری به نقل محافل رسانه یی، سیاسی و به تدریج قشرهای گوناگون جامعه مبدل شده، اکنون با «افت و خیز»های تازه یی در اردوگاه جناح اصلاح طلب نظام و نیروهای دموکراسی خواه «همسو» در حال پیگیری است. در عین حال سرعت و تنوع وقایع و مولفه های اثرگذار بر این مبحث به شکلی است که توجه به یک پارامتر مهم یعنی «برنامه ریزی سه سطحی» (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) را در میان اصلاح طلبان اجتناب ناپذیر ساخته است. اگر در ماه های نخست سال، برخی سران احزاب اصلاح طلب از ضرورت آنالیز جامع محدودیت های بی سابقه و برخی «تخلفات» رخ داده در انتخابات مجلس هشتم سخن می راندند اکنون سیر شتابان و غیرقابل مهار حرکت به سوی انتخابات سال آینده سبب شده «گزینه یابی خاموش» در دستور کار اصلاح طلبان قرار گیرد. پیشگام این «طرح اقدام» هم کمیته سیاسی مجمع روحانیون مبارز شد؛ کمیته یی که ریاست آن برعهده پدر معنوی اصلاح طلبان نسل دوم یعنی آیت الله سیدمحمد موسوی خوئینی ها است. مجمع روحانیون به عنوان یکی از پرنفوذ ترین تشکیلات سنتی اصلاح طلبان که از قضا توانایی رایزنی با سطوح مختلف قدرت در نظام را دارا است اگرچه اعلام کرده در جلسات خود هنوز وارد بررسی «مصداق»ها نشده اما گفته می شود در محافل خصوصی تر به دنبال متقاعد کردن کاندیداهای بالقوه اصلاح طلبان و احزاب هوادار آنها به اجماع روی گزینه «قابل اتکا» است؛ اقدامی که گفته می شود به منظور اجتناب از «بی برنامگی سیاسی- انتخاباتی» اصلاح طلبان در فاصله حدود 8 ماه مانده تا انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است. عموم احزاب و فعالان سیاسی اما بسیار زودتر از آنچه پیش بینی می شد در خط شروع ماراتن ریاست جمهوری قرار گرفته و با شلیک خودخواسته تپانچه، حرکت را آغاز کرده اند. اگرچه پس از روی کارآمدن دولت نهم و در دو انتخابات برگزارشده در آن یعنی شوراهای سوم و مجلس هشتم، مباحث مربوط به کاندیداتوری چهره ها و مشارکت احزاب مختلف در میدان رقابت، زودهنگام کلید زده شد اما درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم شرایط باز هم تفاوت کرد. برخی ناظران بر این باورند که میل جهش یافته به انتخاباتی شدن بسیار زودهنگام فضای سیاسی و حتی اجتماعی کشور از یک اصل کلی ناشی می شود؛ نارضایتی از سیاست ها و راهبردهای اجرایی که دولت نهم در طول سه سال گذشته در دستور کار قرار داده و شاخص های سنجش، وضعیت اقتصادی مردم را به سمت عددهای نازل و نازل تر، سوق داده است. در بیان جزیی تر، استدلال این دسته از تحلیلگران، ناظر بر عواقب نگران کننده مدیریت اجرایی کشور در طول سه سال گذشته، سیر صعودی و غیرقابل مهار سطح قیمت ها و رانده شدن بخش وسیعی از دهک های میانی یا همان طبقه متوسط به زیر خط فقر نسبی است. دلیل تاکید بیشتر بر کمبودها و ناکارآمدی های حوزه اقتصادی اما شعارهایی است که رئیس دولت نهم با سردادن آن از یک سو قشرهای ضعیف تر جامعه را امیدوار کرده بود و از سوی دیگر دولتمردان اصلاحات و سازندگی را به بی توجهی به معیشت مردم متهم ساخته بود. امروز اما این اصلاح طلبان هستند که یادآوری می کنند مردم با مقایسه میان «بی ثباتی» امروز اداره امور اجرایی کشور و حرکت توسعه یی دولت های اصلاحات و سازندگی در همه زمینه ها، در هر کوی و برزنی از دولت خاتمی و دستاوردهای آن به نیکی یاد می کنند؛ اینکه مردم مشاهده می کنند در پیش گرفتن سیاست های آزموده شده و شکست خورده- پس از کنار گذاشتن مدیران اصلاح طلب و تکنوکرات نظام- وضعیت نابسامانی را برای اکثریت مردم جامعه به ارمغان آورده و در مقابل گروه بسیار محدودی از ثروتمندان را که امکان استفاده از خلأهای ایجاد شده- فرضاً در بخش مسکن- را در اختیار داشتند، به درآمدهای هنگفت چندصد میلیارد تومانی رسانده است، آن هم در دولتی که بیشترین شعار را برای خدمت به اقشار پایین دست جامعه سر داده است.

اصلاح طلبان با این پیش فرض و همچنین با مطرح ساختن مصائب ایرانیان در خارج از کشور و اشتباه خواندن دیپلماسی دولت نهم که ماحصل آن سه قطعنامه تحریم علیه ایران و نزول محسوس سطح روابط ایران با کشورهای غربی است، به بیرون آمدن نام کاندیدای مورد حمایت خود از صندوق های آرای انتخابات ریاست جمهوری خوش بین هستند، منوط به اینکه انتخابات «سالم» و بدون برخی دخالت ها برگزار شود. در چنین سمت و سویی بود که با خبری شدن موضوع انتخابات پس از تعطیلات نوروز، اصلاح طلبان به طور ضمنی برخی کاندیداهای خود برای ریاست جمهوری را «رو» کردند. محمدعلی نجفی، محمدرضا عارف، محمدرضا خاتمی و عبدالله نوری از جمله چهره های مطرح شده در میان احزاب و طیف های مختلف اصلاح طلب بودند که حامیان آنها، ردای ریاست جمهوری بر قامت این چهره های شاخص اصلاح طلب را «برازنده» می دانسته و چه بسا می دانند. اما زمان هرچه به جلو حرکت کرد و خصوصاً طی یکی، دو ماه اخیر، شتاب حوادث و فضای نامتوازن و نابرابر ایجاد شده به سود رئیس دولت نهم و به ضرر اصلاح طلبان به گونه یی شکل گرفت که برخی گروه های اصلاح طلب تنها سیدمحمد خاتمی را دارای پتانسیل شکستن اراده های نامتعارف اما معمول برخی نهادها و محافل در دفاع همه جانبه از رئیس دولت نهم دانستند.

اینچنین بود که ابتدا خبر حمایت مجمع روحانیون مبارز از کاندیداتوری دوباره رئیس جمهور محبوب اصلاح طلب پیشین ایران روی خروجی سایت ها و خبرگزاری ها قرار گرفت و سپس حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بر این نظر پای فشردند. آنها نظریه «یا خاتمی یا هیچ کس» را مطرح کرده و بر این باورند که اگر چه بازگشت دوباره به خاتمی حاوی نکات نه چندان مثبتی در قاعده کارزار سیاسی و انتخاباتی است اما در مواجهه با «عزم جزم» برخی نهادها- که براساس قانون باید در انتخابات بی طرفی خود را حفظ کنند اما نمی کنند- ناگزیر به هزینه کردن از سرمایه «خاتمی» هستند. در مقابل این نظریه اما حامیان حضور کاندیداهای نسل دوم اصلاح طلبان بر این باورند که انحصارطلبانه سخن گفتن درباره کاندیداتوری هر یک از چهره های آزموده شده سبب پررنگ ساختن نقاط ضعف دوران مدیریت این چهره ها در رسانه های پرتعداد اصولگرایان از یک سو و اجماع روی احمدی نژاد به عنوان تنها گزینه اصولگرایان خواهد شد. مسبوق به سابقه بودن علاقه ایرانیان به چهره های نو و تازه و اینکه اردوگاه اصلاح طلبان به اندازه کافی دارای مدیران توانمند و شاخص است که بهتر است برای اجماع و کسب نظر موافق هواداران اصلاحات در جامعه روی آنها سرمایه گذاری شود. چهره هایی مانند محمدعلی نجفی، عبدالله نوری و محمدرضا خاتمی از جمله کاندیداهای مدنظر این دسته از نیروهای دموکراسی خواه هستند.

بی پاسخ گذاشتن دعوت ها

دعوت حزب اعتماد ملی از مهدی کروبی برای کاندیداتوری در کنار تاکید احزاب شاخص اصلاح طلب بر حمایت از خاتمی در صورت کاندیداتوری اما فضای روزهای ابتدای سال جاری را عوض کرد تا به این دو «بزرگ» اصلاح طلب به عنوان دو شانس اصلی کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری- تاکنون- نگریسته شود. اصلاح طلبان اعتقاد دارند حضور سیدمحمد خاتمی و احتمال ایجاد موج شبیه به دوم خرداد در جامعه سبب نواخته شدن ناقوس زودهنگام شکست در میان اصولگرایان شده که نتیجه منطقی آن بروز واکنش هایی مانند تهدید به ردصلاحیت خاتمی است؛ موضعی که البته با واکنش های چهره هایی مانند محمدرضا باهنر و سران لایه های سنتی تر اصولگرایان و تقبیح سخن گفتن از ردصلاحیت رئیس جمهور اصلاح طلب سابق ایران همراه شد. اما همزمان با اوج گرفتن دعوت ها از خاتمی و مطرح شدن کاندیداتوری مهدی کروبی ناظران سیاسی عدم اظهارنظر آنها در پذیرش یا عدم پذیرش کاندیداتوری را سبب ساز این آسیب می دانند که اصلاح طلبان و جامعه ایران از حداقل فاکتورهای ثبات بخشی درونی برای ایجاد اجماع سیاسی و استفاده از زمان مناسب هفت ماهه تا انتخابات بی بهره شوند.

در حالی که پس از اعلام خبر قابل پیش بینی دعوت حزب اعتماد ملی از کروبی محافل خبری و سیاسی به طور روزانه بخشی از مطالب صفحات سیاسی یا صفحات های سایت های خود را به سخنان موافقان و مخالفان رئیس پیشین مجالس سوم و ششم اختصاص می دادند.

از تجربیات چقدر آموخته ایم

نبود شاخص و یک مکانیسم مشخص و منطبق با اصول دموکراتیک برای تصمیم گیری در خصوص هر گونه فعالیتی در جبهه اصلاحات معضلی است که از فردای دوم خرداد مورد توجه استراتژیست های اصلاح طلب قرار گرفت. از میان هزاران صفحه گفت وگو، یادداشت و هزاران ساعت جلسات مختلف و تکرار مکرر این ضعف راهبردی همچنان مدلی برای رسیدن به تصمیمات جامع و همه جانبه مورد توافق همه جریانات دموکراسی خواه قرار نگرفته و همین مساله زمینه جان گرفتن جریانات مقابل اصلاحات برای پررنگ ساختن برخی اختلاف نظرهای طبیعی اصلاح طلبان را فراهم ساخته است.

پس از کنار گذاشته شدن خیل مدیران تکنوکرات و اصلاح طلب از بدنه اجرایی کشور و ایجاد فرصت کافی برای فعالان سیاسی این جناح، به نظر می رسید مطالعه و کالبدشکافی نقاط اوج و حضیض و کارآمدی ها و ناکامی های دوران هشت ساله حضور اصلاح طلبان در نهادهای انتخابی مانند شورای شهر، مجلس و دولت روی «میز» جلسات احزاب منتقد قرار گیرد اما آن گونه که اعلام شده هنوز همایش فراگیری در این خصوص امکان اجرایی شدن نیافته است. این امر سبب شده برخی صاحب نظران درباره لزوم تدوین راهبردهایی برای گردآوری اطلاعات، افکارسنجی مداوم و طبقه بندی داده های آن برای رسیدن به نیازهای روز جامعه و تحلیل علمی ذائقه مردم هشدار دهند. تشکیل کارگروه برنامه ریزی زیر نظر یک شورای مرجع مرکب از چهره های مورد قبول تمامی احزاب، گروه ها و حتی تشکل های صنفی و اجتماعی هوادار اصلاحات، از جمله پیشنهادهای ارائه شده به اصلاح طلبان است که اگرچه در گفت وگوها با استقبال مواجه می شود اما نتیجه ملموسی دربرندارد.

اینچنین است که تا چند هفته قبل و هنگام اوج گیری ساعت به ساعت اعتراضات اصلاح طلبان و حتی طیف هایی از اصولگرایان به عملکرد رئیس دولت نهم و اظهارات جنجالی مردان کابینه وی و ماجرای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی راه، کشور و اقتصاد، بسیاری از پایان کار دولت نهم و شکست آنها در انتخابات بهار سال آینده سخن گفتند اما پس از وقایع دو هفته اخیر، مواضع به حدی تغییر کرد که برخی چهره های اصلاح طلب از عدم معرفی کاندیدا به دلیل قطعی بودن حضور دوباره احمدی نژاد در ساختمان پاستور خبر دادند.

ناظران این گونه مواضع را نشانه نوعی عدم توسعه یافتگی سیاسی ارزیابی می کنند. شاید همین فقدان نظرسنجی های دقیق و علمی باعث شد در انتخابات ریاست جمهوری نهم دو کاندیدایی که تبلیغ می شد کمترین میزان آرا را در اختیار دارند- مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد- نفرات دوم و سوم مرحله اول آن انتخابات لقب بگیرند.

نباید از نظر دور داشت که در کشورهای غربی و خصوصاً ایالات متحده، افکارسنجی موسسات معتبر یکی از اصلی ترین بخش های راهبرد کاندیداها و احزاب جمهوریخواه و دموکرات در تبلیغات و برنامه های انتخاباتی را به خود اختصاص می دهد. به هر تقدیر در شرایط کنونی گفته می شود این نکته که اصلاح طلبان و کاندیدای اجماعی آنها تبلیغات خود را بر چه پایه یی قرار داده و چگونه با لایه های مختلف جامعه ارتباط برقرار می کنند، هنوز مورد واکاوی و نقد دقیق قرار نگرفته است. در این میان تحلیلگران توجه به این نکته را ضروری می دانند که حتی به فرض حضور خاتمی در میدان انتخابات، جامعه امروز ایران با جامعه قبل از دوم خرداد 76 و روش های اقناع هواداران اصلاحات، تفاوت هایی اساسی داشته اما اصلاح طلبان به رغم علم به شرایط سخت فرارو و اراده های غالب و قاهر مقابل آنها، هنوز به جمع بندی روشنی در قبال روش ها و کاندیدای خود دست نیافته اند. در سوی مقابل، برخی فعالان سیاسی اصلاح طلب با نیم نگاهی به محدودیت های بی سابقه اعمال شده علیه جناح سیاسی متبوع خود- که بسیاری از مدافعان فکری آن از قضا در زمره حلقه یاران بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی بوده و در مدیریت کلان کشور حضور داشته اند- خواستار اهتمام جدی به این نکته هستند که حتی تاخیر و تعلل بیش از این برای معرفی کاندیدای واحد اجماعی اصلاح طلبان جایز نیست. آنها تاکید می کنند برای رساندن پیام، برنامه ها و انتقادات خود از دولت نهم به جامعه به سفرهای بسیار زیاد و گفت وگوی چهره به چهره با مردم نقاط مختلف کشور نیاز دارند. البته استدلال اصلی حامیان معرفی کاندیدا ظرف چند هفته آینده، به تاکتیک امتحان پس داده یی بازمی گردد که بی شک سبب پایان دادن به بلاتکلیفی کنونی در میان بدنه احزاب و گروه های اصلاح طلب و هواداران آنها در سراسر ایران خواهد شد.

معرفی کاندیدا، نقطه مقابل سرخوردگی

آیا اصلاح طلبان از سرنوشت انتخاباتی مانند شوراهای دوم و ریاست جمهوری نهم و مصائب چندفهرستی یا چندکاندیدایی تجارب کافی را آموخته اند؟ تقدیم آسان کرسی ریاست جمهوری و از دست دادن «تنگه احدی» مانند شوراها که به زایش نومحافظه کاران جدید یا همان اصولگرایان نزدیک به محمود احمدی نژاد منجر شد، نتیجه منطقی فقدان اتحاد کافی میان نیروهای منتقد تحول خواه بود. در مقابل، ائتلاف حداکثری در انتخابات شوراهای سوم و حتی انتخابات «مدیریت شده» مجلس هشتم نشان داد که می توان به رغم حجم پردامنه تبلیغات تخریبی علیه اصلاح طلبان، به توفیق نسبی دست یافت. اکنون نیز اگرچه برخی محافل و رسانه های شناخته شده برای افکار عمومی کمر همت بسته اند تا تصویر «اختلاف»، «تردید» و «یأس» را از اردوگاه اصلاح طلبان به جامعه مخابره کنند اما خرد سیاسی موجود در میان این جناح نظام، این نتیجه منطقی را داشته که تنها و تنها با کاندیدای واحد جامع الاطراف می توان به فتح دوباره کرسی ریاست جمهوری اندیشید. هم از این روست که در کنار تاکید بر این مساله، حضور چهره یی از میان اصلاح طلبان را انتظار می کشند که توانایی ایجاد «شور انتخاباتی» و به میدان آوردن آرای خاموش را- به طور نسبی- داشته باشد. پرواضح است که هم شرایط اصلاح طلبان و هم شرایط کشور با دوم خرداد 76 تفاوت های شگرفی کرده است. آنها این بار دولت را از هاشمی و مردان تکنوکرات او در دولت سازندگی تحویل نمی گیرند بلکه به فرض پیروزی در انتخابات با توده های انباشته مطالبات وعده داده شده و برآورده نشده و شرایط شکننده یی روبه رو هستند که مدیریت آن به یک برنامه مدون و «عزم ملی» نیازمند است. همچنین رقیب آنها مردی مانند علی اکبر ناطق نوری نیست که پس از بیرون آمدن نام «سید اصلاحات» از نتایج آرا تمکین کند. جریان راست سنتی قواعد بازی سیاسی را برای خود لازم الاجرا می دانست اما اعتقادات رقیب اصلاح طلبان امروز به گونه یی دیگر است.

به هر تقدیر این اعتقاد عمومی در میان تحلیلگران دموکراسی خواه وجود دارد که نخستین دستاورد اعلام کاندیدای واحد اصلاح طلبان، تغییر فاز درونی و بیرونی و تغییر ریل حملات علیه این جناح سیاسی است. صاحب نظران معتقدند معرفی این کاندیدای واحد ظرف روزهای آتی، تمرکز سیاسی را در ائتلاف انتخاباتی- سیاسی همه گروه های منتقد دولت نهم تقویت کرده و در نقش ستون مرکزی، استحکام، شور و تحرک سیاسی را در میان هواداران اصلاحات دوچندان خواهد کرد. سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی اکنون نقش اصلی را در این معادله بر عهده دارند. در صورتی که این دو شخصیت اصلاحات هر چه سریع تر در خصوص حضور یا عدم حضور خود در انتخابات آینده اظهار نظر کنند، خبرسازان محافل خاص را زودتر به تغییر فاز تخریبی خود وادار می کنند. اصلاح طلبانی که این روزها در گفت وگو های متعدد خود از این دو کاندیدای بالقوه درخواست اعلام موضع دارند، معتقدند مشخص شدن کاندیدا در این برهه این پیام روشن را به مردم مخابره خواهد کرد که نیروهای اصلاح طلب این بار قرار است بدون اما و اگر و اظهارنظر دقیقه 90 و یکی دو ماه مانده به انتخابات برای «آمدن یا نیامدن» به استقبال مسیر صعب العبور انتخابات ریاست جمهوری دهم بروند. هنوز خبر قطعی در خصوص نتایج رایزنی کارگروه انتخاباتی اصلاح طلبان در جلساتی که مجمع روحانیون میزبان آن است مخابره نشده اما برخی شواهد و قرائن از اظهارنظر دو کاندیدای اول اصلاح طلبان پس از پایان ماه رمضان حکایت دارد. در سوی مقابل، اخبار ناخوشایندی نیز منتشر شده که خاتمی تا اسفندماه درخصوص کاندیداتوری خود اعلام موضع نخواهد کرد. رئیس دولت اصلاحات در انتخابات دوم خرداد 76 نیز، بهمن ماه 75 را برای اعلام نامزدی خود برگزید اما فعالان سیاسی اصلاح طلب به دلیل تفاوت ماهوی دوره کنونی با آن سال، خاتمی را به اظهارنظر در روزهای آتی دعوت می کنند. درواقع در صورت به پیش رفتن معمول امور، رئیس دولت نهم هم در عرصه انتخابات حاضر خواهد بود و مجموع نهادهای اجرایی و استانداران بی شک علاقه مند به انتخاب دوباره او هستند.

احتمالاً نزدیک به 50 میلیون رای دهنده، امکان حضور در انتخابات را خواهند داشت. اصولگرایان با تکیه بر همان تاکتیک به صحنه آوردن آرای سنتی خود و کنار کشیدن به سود منافع «ایدئولوژیک»، نمای متفاوتی از اصلاح طلبان دارند. آنها نباید برای حضور در انتخابات با «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» دست و پنجه نرم کنند. اصلاح طلبان بی شک به خطیر بودن انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر آن بر حیات سیاسی خود واقف هستند. البته اصلاح طلبان با شرایط کنونی کشور و حمایت برخی نهادهای حامی از یک چهره اصولگرا بیگانه نیستند. اما نمی توان گفت چنین مهارت هایی حتماً به پیروزی اصولگرایان و شکست اصلاح طلبان منجر خواهد شد. حکایت حمایت همه جانبه از علی اکبر ناطق نوری در جریان انتخابات دوم خرداد 76 که حتی به طور رسمی از فراز منابر و مساجد هم اعلام شد، نتوانست در نظر رای دهندگان ایرانی و اقبال به خاتمی اثرگذار باشد. اکنون نیز این اعتقاد وجود دارد که اصلاح طلبان با در میان گذاشتن شرایط و شفاف سازی میزان اثرگذاری خود بر پارامترهای نزول یافته توسعه و صداقت با مردم، نیمی از مسیر را طی کرده اند. در صورت داشتن تضمین های لازم برای برگزاری بی طرفانه انتخابات از سوی دستگاه اجرایی، اصلاح طلبان عنوان می کنند از امکانات گسترده در اختیار جریان مقابل نگرانی چندانی ندارند. ایجاد هسته مرکزی محکم، اجماع حول محور کاندیدای کاریزمای توانا و اعلام آن در روزهای آینده اما به برداشتن محکم گام اول تعبیر شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: