صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۷۳۵۷

سیدمحمد خاتمی دیروز برای نخستین‌بار از پیشنهاد خود به احمدی‌نژاد در زمان واگذاری مسوولیت دولت خبر داد که در آن، از ضرورت تحول اقتصادی و بهینه‌شدن وضع یارانه‌ها سخن گفته بود. رئیس‌جمهور پیشین ایران در بخشی از این مصاحبه که به بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها اختصاص داشت، گفت: در آخرین دیداری که همان سه سال پیش با آقای رئیس‌جمهوری داشتم، ایشان به من گفتند که اولویت‌ها از نظر شما چیست و در آنجا بعضی مسائل را مطرح کردم که ایشان هم به دقت توجه کردند، من اصلا اسمی از گفت‌وگوی تمدن‌ها نبردم، ایشان انتظار داشتند که من بگویم مسئله گفت‌وگوی تمدن‌ها مهم است، اما من بیشتر به مسائل علمی و پیشرفت کشور اشاره کردم و همانجا گفتم نتوانستم یارانه‌ها را بهینه کنم و عنوان می‌کنم که موافق تحول اقتصادی و بهینه کردن یارانه‌ها هستم، منتها اگر حرفی هست در شیوه است تا مردم هزینه‌های سنگین نپردازند. خاتمی در این گفت‌وگو همچنین با تاکید بر ضرورت برآمدن رئیس‌جمهوری اهل گفت‌وگو و معتقد به اصول دموکراسی در داخل و تنش‌زدایی در صحنه جهانی، تاکید کرد که پیش‌شرط انتخاباتی با حضور اکثریت مردم، گشوده شدن فضا و درک حساسیت موقعیت در نزد انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان است. وی در بخشی از گفت‌وگوی خود با سایت باران در پاسخ به این پرسش که «پیشنهادتان به رئیس‌جمهوری آینده ایران برای چگونگی پیگیری مقوله گفت‌وگوی تمدن‌ها چیست؟»، گفت: اگر در انتخابات آینده کسی برگزیده شود که تفاهم بیشتری با این موضوع داشته باشد، طبعا امکانات بیشتری را برای بسط نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها به کار می‌گیرد و به‌خصوص در کشورهایی مثل ما که همه‌چیز دولتی است و اگر دولت تفاهم در این زمینه داشته باشد، برای گفت‌وگوی تمدن‌ها می‌توان خیلی آسان‌تر و ارزان‌تر کار کرد و اگر این تفاهم نباشد مشکلاتی ایجاد می‌شود، کما اینکه امروز امکانات من در زمینه گفت‌وگوی تمدن‌ها در حد صفر است و از امکاناتی که در دوران ریاست‌جمهوری داشتم به اندازه یک ذره و یک قران استفاده نکردم. کما اینکه خیلی از سازمان‌ها و موسسه‌ها از امکانات دولتی برای کارهای پژوهشی، علمی و حتی خیریه خود استفاده می‌کنند و در این زمینه کتابخانه‌ای را که با اشک چشم و خون‌دل تهیه کردیم و فاخرترین کتابخانه در زمینه مسائل مربوط به گفت‌وگوی تمدن‌ها به شمار می‌آید و 30 هزار جلد کتاب داشت را کاری نکردم که در دوران ریاست‌جمهوری به موسسه گفت‌وگو تمدن‌های خودم منتقل کنم. بنابراین اگر دولتی بود که به نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها اعتقاد داشت خیلی ساده می‌توانستیم از این امکانات مشروع استفاده کنیم. وی افزود: در انتخاب آتی ریاست‌جمهوری ایران اگر کسانی که می‌آیند واقعا به حق حاکمیت مردم معتقد باشند، دموکراسی گسترش پیدا می‌کند، اگر به آزادی بیان پایبند باشند، وضع مطبوعات بهتر می‌شود، اگر به بخش خصوصی و تولید و سرمایه‌گذاری معتقد باشند این بخش رشد می‌کند و اگر به جامعه مدنی اعتقاد داشته باشند تشکل‌های صنفی، فرهنگی و اقتصاد در این مملکت رشد می‌کنند و اگر هم به تنش‌زدایی تاکید داشته باشند فعالیت‌هایی که در عرصه بین‌المللی است از جمله مقوله گفت‌وگوی تمدن‌ها رشد می‌کند، قطعا نظر و جهت‌گیری دولت‌ها در پیشرفت مقوله گفت‌وگوی تمدن‌ها موثر است و اگر نباشد تنگنا خواهیم داشت و اگر باشد با تسهیلات بیشتری کار انجام می‌شود. خاتمی در عین‌حال تاکید کرد: «همه این امور بستگی به این دارد که چه میزان فضا برای حضور مردم در عرصه باز شود، زیرا اگر مردم کم به عرصه بیایند با وجود آنکه انتخابات با هر میزان مشارکت مشروع است، اما کسی که با این آرای کم می‌آید به هیچ‌وجه نماینده اکثریت نخواهد بود، همچنین امیدوارم کسانی که در انتخابات حاضر می‌شوند چه انتخاب‌کنندگان و چه انتخاب‌شوندگان بدانند که در چه موقعیت حساسی قرار داریم و اولویت‌‌ها چیست و مردم هم بیایند و به‌آن چیزی که به مصلحت کشور است رای دهند تا رئیس‌جمهوری آینده با دست باز برای آینده کشور تصمیم‌گیری کند». چند پرسش و پاسخ مهم دیگر این گفت‌وگو از این قرار است:

مهم‌ترین موانع مخالفان نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها چه افراد و طیف‌هایی را شامل می‌شوند؟

جنگ‌طلبان چه در این سوی دنیا و چه آن سوی دنیا با نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها مخالف هستند، تندروهای دنیای اسلام که نمونه آن را در ایران داریم، معتقدند که گفت‌وگوی تمدن‌ها ممکن نیست و باید جنگ کنیم و می‌گویند آنها کفارهستند و باید با آنها بجنگیم. از آن سوی دنیا نیز جنگ‌طلبان می‌گویند اینها تروریست هستند و باید با آنها جنگید. جنگ‌طلبان یک منطق دارند؛ چه خود را پشت عناوین مقدس و دینی پنهان کنند و چه چهره حقوق بشری و انسانی به خود بگیرند. اما من معتقدم وجدان بشری نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها را قبول دارد و در لایه‌های زیرین وجدان جامعه بشری مسئله گفت‌وگوی تمدن‌ها تلاش‌های خود را برای دستیابی به صلح پیگیری می‌کند.

گفته می‌شود نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها در دوران دولت اصلاحات سیاست خارجی ایران را در موضع انفعال قرار داد. چقدر تاثیر مقوله گفت‌وگوی تمدن‌ها را بر دستگاه دیپلماسی دوران اصلاحات، آن هم به این شکل را قبول دارید؟

خب بالاخره حرف زدن هزینه‌ای ندارد. خیلی حرف‌ها زده می‌شود، دروغ‌هایی گفته می‌شود و ادعاها مطرح می‌شود که در مورد آن وجدان جامعه و تاریخ قضاوت می‌کند که کدام سیاست در موضع عزت ملت ایران بوده است و کدام سیاست‌ها منافعی را برای مردم دربر نداشت. البته نمی‌خواهم به انگیزه‌ها رجوع کنم تصورم این است که همه حتی آنهایی که حرف‌های بی‌اساس می‌زنند، قصد خیر دارند، اما نمی‌دانند که حرف‌های آنها چه هزینه‌ای دارد. دو سال قبل حرف‌هایی زده شد که در همان زمان سردمداران اسرائیل گفتند این بزرگ‌ترین هدیه‌ای بود که به اسرائیل داده شد، گرچه ظاهر قضیه حرف‌های تند و تیز و ضداسرائیلی و ضدغربی بود و با قصد خیر هم بیان شد، اما بهترین هدیه برای تثبیت اسرائیل به شمار می‌رود. ما معتقد بودیم و سعی کردیم ایران به عنوان کشوری که کانون انقلاب بوده، کانون استقلال‌خواهی، آزادی‌طلبی و پیشرفت‌خواهی باشد و در مقابل مطامع بیگانگان هم بایستد و شیوه‌هایی که مناسب وضعیتش هست را انتخاب کند، اگر سیاست تنش‌زدایی را در عرصه سیاست خارجی انتخاب کردیم به معنی سازش نبود و در راستای دفع مخاطرات و هزینه‌ها از کشور بود، بدون اینکه هزینه‌ای را پرداخت کنیم یا از اصول و منافع تنزل کنیم. در اینجا لازم می‌دانم خاطره‌ای را نقل کنم دو سال قبل که به آمریکا سفر کردم یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد داشتم که دوستان بسیار نگران بودند، چون در آنجا یهودیان زیادی حضور دارند و ثبت‌نام برای شرکت در مراسم سخنرانی از طریق اینترنت و آزاد انجام شده بود و هیچ گزینشی انجام نشد و حتی تعدادی از آنها با کلاهای مخصوص یهودیان در جمع حاضر شدند و در مقطعی که مصادف با طرح مسئله هولوکاست از جانب ایران بود سوال‌های تندی را نیز مطرح کردند، اما بعد از این جلسه یکی از نویسنده‌های معروف بوستون‌گلاب که یکی از روزنامه‌های معروف بوستون است و خیلی مخالف سفر من به آمریکا بود، نوشت که خیلی برای ما شگفت‌انگیز و دردآور بود که خاتمی به اینجا آمد به شدت از آمریکا انتقاد کرد، برایش کف زدند، به شدت به اسرائیل و صهیونیست حمله کرد، مورد تشویق قرار گرفت و از حزب‌الله به شدت دفاع کرد باز هم مورد تشویق قرار گرفت و ما فقط دعا می‌کنیم آدم‌های مثل او که بسیار خطرناک هستند، بر سر قدرت نیایند. آیا این انفعال است؟ آیا اینکه نماینده ملت ایران برود و حرف‌هایی را بزند و محکم هم حرف بزند و کمترین هزینه را از جیب ملت نپردازد، انفعال است؟ آیا موضع‌گیری‌های تند و تیز و حساب‌نشده‌ای که هزینه فراوان برای ایران داشته باشد و به هیچ‌یک از اهدافش نرسد و صرفا ملت با پرداخت هزینه‌هایی در وضعیتی قرار بگیرد که زندگی برایش سخت‌تر شود و به تولید، اشتغال و بازارش لطمه بخورد و امید به زندگی کم شود دیپلماسی فعال است؟ اصول و معیارها مشخص است، ما سربلندی، استقلال و عظمت و پیشرفت این نظام و انقلاب را می‌خواهیم از آن دفاع کرده و می‌کنیم و یک کلمه از آن کوتاه نیامده و نمی‌آییم و سعی کردیم که کسب منافع با کمترین هزینه باشد، که البته گاهی هزینه‌هایی را هم داشته و من فکر می‌کنم که این حرف‌هایی که در مورد سیاست‌های دولت اصلاحات زده می‌شود، چندان مهم نیست مهم قضاوت تاریخ است و ما برای عزت و عظمت ایران تلاش کرده و می‌کنیم.

با توجه به برخوردهای بعضا سیاسی و کم‌لطفی‌هایی که ظرف چند سال اخیر با نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها صورت گرفت، برای استفاده از ظرفیت‌های واقعی این نظریه در داخل به عنوان مبدع این نظریه جهانی چه پیشنهادی دارید؟

در آخرین دیداری که همان سه سال پیش با آقای رئیس‌جمهوری داشتم، ایشان به من گفتند که اولویت‌ها از نظر شما چیست و در آنجا بعضی مسائل را مطرح کردم که ایشان هم به دقت توجه کردند، من اصلا اسمی از گفت‌وگوی تمدن‌ها نبردم، ایشان انتظار داشتند که من بگویم مسئله گفت‌وگوی تمدن‌ها مهم است، اما من بیشتر به مسائل علمی و پیشرفت کشور اشاره کردم و همانجا گفتم نتوانستم یارانه‌ها را بهینه کنم و عنوان می‌کنم که موافق تحول اقتصادی و بهینه کردن یارانه‌ها هستم، منتها اگر حرفی هست در شیوه است تا مردم هزینه‌های سنگین نپردازند. رئیس‌جمهوری بعد از آنکه حرف‌های من تمام شد گفت پس گفت‌وگوی تمدن‌ها چه می‌شود و من گفتم احساس کردم که گفت‌وگوی تمدن‌ها مربوط به دوره من بود و مرکز را به بعضی ارگان‌ها واگذار کردم و قصد دارم که یک مرکز خصوصی تاسیس کنم. ایشان گفتند مسئله گفت‌وگوی تمدن‌ها مهم است و باید پیگیری شود. پس نمی‌توانم بگویم همه با آن مخالفند و اگر هم کم‌عنایتی هست بیشتر در لایه‌های پایین‌تر است. من در ایران و خارج کشور نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها را پیش بردم و پیگیری می‌کنم و هنوز هم معتقدم در دانشگاه‌های ما توجه به مسئله گفت‌وگوی تمدن‌ها جدی است و ده‌ها مقاله و پایان‌نامه در این زمینه نوشته‌اند.

با توجه به روحیه جنگ‌طلبانه بوش انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را از چه جهت به سود پیشرفت مقوله گفت‌وگوی تمدن‌ها می‌دانید؟

در آمریکا یک سلسله اصول کلی وجود دارد که فکر نمی‌کنم با جابه‌جایی مسوولان و حتی احزاب عوض شود، ولی با توجه به اینکه یک طرف قضیه بیشتر شعار حقوق بشر و مسائل انسانی را می‌دهد و به‌خصوص اینکه کاندیدای جوانی را آورده‌اند که برای بهبود جایگاه و آبروی آمریکا در جهان تلاش می‌کند تصور می‌کنم آمدن او علاوه بر اینکه به جهان اجازه می‌دهد از دست آمریکا نفس بکشد برای آبرو اعتبار هم خوب است زیرا این کشور طی سال‌های اخیر خیلی اعتبار خود را از دست داده است، اما در نهایت نتیجه انتخابات آمریکا چه بشود و چه کسی در انتخابات این کشور موفق شود قابل پیش‌بینی نیست. ما هم نباید خیلی به این امید باشیم که در کجای دنیا چه اتفاقی می‌افتد، گرچه باید هشیار باشیم، اما مهم این است که ما سرنوشت خود را در داخل کشور رقم می‌زنیم، اگر حرمت این مردم را در عرصه بین‌المللی حفظ کنیم و در داخل برای آنها انگیزه کار و اشتغال ایجاد کنیم ایران قدرتمند خواهیم داشت و خیلی برای ما سیاست‌های حاکم بر دنیا مهم نخواهد بود. اما اگر از مردم جدا شویم و خواست‌های آنها را نظر نگیریم و این احساس در مردم ایجاد شود که وضع‌شان بدتر شده و آینده خوبی در انتظارشان نیست آن وقت بیشتر آسیب‌پذیر خواهیم بود، بر این اساس باید بیشتر به داخل کشور و مسائلی که در داخل داریم توجه کنیم، البته باید از موقعیت‌های بین‌المللی حداکثر استفاده را نیز کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: