مصطفی ایزدی / سرتیپ پاسدار مصطفی ایزدی معاون طرح و برنامه ستاد کل نیروهای مسلح
«ولنبلونکم بشیء من الجوع و الخوف و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انالله و انا الیه راجعون» (قرآن کریم)
کمال حقیقی انسان در سایه پذیرش ولایت الهی و در ذات حق فانی و در بقای او باقی شدن است، اما برای وصول به این کرامت و شرافت روحانی و نیل به «فنای ذاتی» و به ولایت محبوب نائل گردیدن و بدان ترتیبی رسیدن که در سوز و گداز عاشقانه و درد هجران سردار شهید مهدی باکری با حضرت دوست با تعبیر نغز «خون باید می شدی و در رگهایم جریان می یافتی... و سلول هایم یارب یارب می گفت» نمود یافته راه کدام است؟
این طریق ربانی در حق را شناختن و از نشانه های محبوب باخبر شدن و توسط او به نفس خویش معرفت و شهود یافتن و شاهد گردیدن و باور این حقیقت است آنچه هست از او، برای او و به خاطر خود اوست، می باشد. در این سیر صعب بجای اعتماد به نفس اعتماد به حق و عشق وصال به او جلوه گردیده و در اعراض تعلقی قلب از دنیا و اقبال آن به حق تعالی نمود می یابد. نماد درخشان این راه نورانی در تاریخ معاصر، انقلاب اسلامی که به فرموده حضرت امام خمینی(ره) انقلاب ارزش هاست و امتداد خونین راه امام حسین (علیه السلام) و صحنه های جانسوز و شگرف کربلا می باشد و جلوه ویژه آن شب های قدر منطقه غرب و خوزستان در دوران دفاع مقدس است که ارزنده ترین فرزند انقلاب را در آزمایشی سخت پیروز در مقابل خصم تا دندان مسلح و استکبار جهانی و نیز در جهاد حماسی اکبرشان که همانا به فرموده پیامبر رحمت (صلی الله علیه وآله) مبارزه با نفس بوده، نمود. تا آنجایی که امام شهیدان در وصفشان چنین فرمود: «مبارک باد بر کشور عزیز ایران و بر ملت شریف ررمندگان چنین قدرتمند و عاشقانی چنین محو جمال ازلی و سربازانی چنین دلباخته دوست که شهادت را آرزوی خود و جانبازی در راه محبوب را آرمان اصیل خود می دانند.» آری آنانی که توفیق حضور در کنار این رزم آوران و مجاهدان فی سبیل الله را داشته اند می دانند که چگونه تنور جنگ و طراوت یقین و تن خونین شهیدان دین، سازنده مردان جهاد و جنگ و ایمان و ایثار بود. رزمندگانی که حاملان عرفان و معرفت و تبعیت از ولایت بودند و راه وصال را میانبر سرافرازانه طی نمودند. آنان شیران در روز و سالکان طریق معرفت در زندگانی سراسر حماسه شان بودند و بدانجایی رسیدند که تبلور آن در وصیتنامه سردار شهید حاج احمد کاظمی به عیان آشکار است. او می نویسد: «با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق» و یاران شهیدش باکری و خرازی به همین نحو ملتمسانه از درگاه حضرت دوست می خواستند تا عنایت فرموده هرچه زودتر، پاکیزه به درگاهش با شهادت پذیرفته شوند و صدالبته این راز و نیازها و درخواست ها نمادی است از حالات تمامی شهدای عرصه جانبازی در راه انقلاب اسلامی که در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند. انقلاب اسلامی حکایت ها دارد و آنانی که به حقیقت آن دست یافته و به ابعاد گوناگونش وقوف پیدا کرده اند و با اخلاص سرباز صادق این راهند در سیری که در مسیر پاسداری از آن طی می کنند مصداق آیه شریفه قرآنند که «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» راه را یافته به دنبال بندگی و وصل محبوبند و احمد کاظمی این اشتیاق و شوق عشق و وصال به محبوب به عیان موج می زند. مهدی می نویسد: «بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوق سرخ شود و قلب ها تندتر بزند و احمد عزیز با توسل به اولیای خدا و ائمه هدی و قسم به خون شهدا از حضرت حق می خواهد که: «بندگی خود را عطابفر و در راه خودت شهیدم کن» و بدین سان چون یار شفیق شهیدش سردار حسین خرازی در انتظار وصل لحظه شماری می کرد و همانند او که بدو گفته بود: «احمد، من آماده ام و هیچ کاری ندارم. همین دو سه روز شهید می شوم» آماده آماده نمود سرافراز آیه شریفه «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه» شد و در سیری صعب و نورانی با نفس مطمئن به میهمانی محبوب نائل گردید عاش سعیداً و مات سعیداً.
و... شهیدان بروجردی، بابایی، باقری، صیادشیرازی.... چنین مشتاق، دیدار دوست گردیدند و در میان آتش و خون در اقتدای به قافله سالار انقلاب اسلامی مسیر سلوک و نیل به حق را طی نمودند و به دیدار یار نائل شدند. در این وادی خیل عشاق و منتظران این راه که نشان در گمنامی یافته بودند همچون سرداران بزرگ اسلام که سالیان سال در خط مقدم صحنه های دفاع و پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند آن بودند. به فرموده رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا حضرت آیت الله خامنه ای اجر جهاد خالصانه خویش را با شهادت گرفتند. آری این سینه سرخان مهاجر سرداران ایثار و اخلاص و جهاد مهتدی، سلیمانی، یزدانی، شاهمرادی، رشادی، کروندی، الهامی نژاد، آذین پور و بصیری و اسدی جمع خالصی بودند که در سخت ترین شرایط در نوک حمله و خط مقدم برای دفاع از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در هر زمان و شرایطی قرار داشتند و آنانی را که نگارنده افتخار هم رزمی شان را داشت که همگی از فرماندهان و سرداران نیروی زمینی سپاه که به فرموده رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا ستون فقرات و محور اصلی تحرک نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می باشند. به حق همچون سایر سرداران شهیدی که به اشارت وصف حالشان شد، چنین بودند آنان با اتکا به قرآن و سیره نبوی و شجاعت و اخلاص و معرفت علوی حسین وار وارد صحنه جهاد شدند و حسین وار شهد شهادت را نوشیدند و همرزمان خود را در فراغشان داغدار کردند.
وصف خدمات و کرامات شگرف این عزیزان در تاریخ انقلاب اسلامی در این مختصر نمی گنجد ولی به اجمال بایستی اذعان داشت که در امنیت در خطه غرب کشور و پیروزی در صحنه دفاع مقدس و برکات مجاهدت های حماسی رزمندگان اسلام در اقصی نقاط کشور و حوزه دفاعی امنیتی جمهوری اسلامی و کرانه های دور این عزیزان نقشی تعیین کننده و موثر داشتند. به عنوان نمونه زندگی سراسر حماسه سردار بزرگ اسلام حاج احمد کاظمی را باید در آرام سازی منطقه کردستان، مبارزه بی امان با دشمن بعثی برای شکست حصرآبادان و فتح المبین و آزادسازی خرمشهر، نبرد پیروزمندانه در شرق بصره و عملیات حماسی بدر و خیبر، مجاهدت در عمق خاک عراق در عملیات های والفجر در شمال غرب و فتح فاو و کربلای پنج و... عشق به مردم بم و سازندگی نیروهای مسلح برای ادامه مبارزه با کفر جهانی و امپریالیسم آمریکا و جهاد در همه صحنه ها بود و الحق اگر فرصت پردازش بود چنان صحنه های زیبایی از ایثار و اخلاص همه این عزیزان قابل ترسیم بود که آنها را به عنوان قطعه هایی جاودان از حماسه فرزندان یک ملت رشید به بشریت عرضه نمود. آری رهپویان راه پاینده اسلام محمدی و تشیع سرخ علوی در انقلاب اسلامی برای پویندگان راه حق نقشی بدیع از ره عشق را ترسیم می کنند و سیر و سلوکی را در این گذرگاه کوتاه طی می نمایند که سرشار از لطیف ترین ارزش های متعالی دست یافتنی برای بشریت است. شدن و پیشرفت و تعالی در متن این انقلاب وجودی پرمعنی دارد و آنانی که در ارتباط با محبوب ازلی و ابدی در این مسیر قرار می گیرند با تمامی وجود بدو معرفت یافته او را حس کرده و در پرتو عشقش پرواز بسوی ملکوت را احساس می کنند و چون مشعلی بر فراز تاریخ نور افشانند.
اینها تعلق به تاریخ معاصر ندارند و چون شهیدان کربلای معلی و در امتداد آنها روشنی بخش راه انسان های طالب حق و حقیقت هستند. اینان نمونه گویای آیه شریفه «و من المومنین صدقوا ما عاهدوا الله علیه» می باشند، راه را یافته و خود راهبرند. انقلاب اسلامی مفتخر است که در عصر جاهلیت مدرن و محوریت های مادیت عفن چنان جامعه ای را ساخته است که برای عدالت و آزادگی و عزت خویش حسین حسین (علیه السلام) گویان حماسه 22 بهمن 57 و 22 بهمن 84 را خلق می کند و فرزندانی را برای عرصه های مختلف تربیت نموده اند که می توانند به عنوان انسان موفق و نمونه در همه جنبه های انسانی و مدیریتی و کاری به بشریت عرضه نماید. انسان هایی که اسطوره اخلاق، اخلاص، عرفان، رشادت، عطوفت، انسانیت و ایثار هستند و در عمل مرد صحنه مبارزه و کار و خدمت می باشند. انسان هایی که با خدای خویش پیمان بسته اند و بدون چشمداشت دنیوی فقط برای ادای تکلیف در تمامی صحنه های انقلاب در خط مقدم دفاع از اسلام و ملت بوده اند. مومنینی که در سخت ترین شرایط در مقابل باران گلوله دشمن چون سرو ایستاده و آزاده خم به ابرو نیاورده با مدیریتی عالی و شگرف خوش درخشیدند و در مناطق بحرانی و دوران دفاع مقدس هشت ساله مرحله به مرحله با پیروزی برای ملت بزرگ ایران افتخار آفریدند. اینها همه نشان در گمنامی یافته بودند و آنچه برایشان از همه بیشتر اهمیت داشت اخلاص در عمل بود. آنان با سربلندی بر عهد و پیمانی که با خدای خویش بسته بودند با استواری و صدق نیت ماندند و در این راه شهد شهادت را نوشیدند و در مکتب انقلاب اسلامی در مسیر کرامت حرکت کرده و به دیدار معبود شتافتند.
به فرمایش رهبر مکرم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) «احمد کاظمی و این برادران روسفید خدا را ملاقات می کنند. از خدا بخواهیم مرگ ما مرگی باشد که خود آن مرگ هم باعث افتخار باشد» ان شاءالله. از حضرت دوست بخواهیم و با یاد این شهیدان والامقام بکوشیم که... اینگونه باشیم تا شاید به این شرف نائل آییم.
آمین یا ربالعالمین