صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۷۵۳۳

هادی محمدی
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بازخوانی رویدادهایی که با سرعت و کثرت در کشورهای منطقه در جریان است، چنانچه انفرادی و انتزاعی صورت گیرد، پشت پرده آنها را برملا نخواهد کرد، بویژه اینکه شواهد و قرائن زیادی بر پیوستگی و ارتباط بین آنها وجود دارد.
رویدادهایی مانند اهانت به ساحت مقدس پیامبر (صلی الله علیه وآله)، حمله و انفجار مرقد مبارک امام هادی و عسکری (علیهماالسلام) بحران سازی در لبنان و سوریه، انفجارهای تروریستی در اهواز و بسیاری از اقدامات تروریستی در عراق و یا سطح منطقه در حالی شکل می گیرد که استراتژی خاورمیانه ای آمریکا با چالش های عمده ای روبروست.
ناکامی در مهره چینی حکومتی در عراق، پیروزی حماس در فلسطین، کارآمدی حزب الله در مهار بحران های آمریکایی ـ صهیونیستی، گسترش دانش فنی ـ علمی و هسته ای در ایران و بن بست های دموکراسی سازی با الگوی آمریکایی در سطح منطقه، عناوین موضوعاتی را تشکیل می دهند که بیشترین پتانسیل دیپلماسی، نیروهای نظامی و هزینه های جاری آمریکا را به خود اختصاص داده اند.
لابی های صهیونیستی ـ آمریکایی برای ایجاد شکاف هرچه بیشتر بین جهان اسلام و غرب و مصداق دادن به راهبردهای ضدانسانی خود، در آخرین اقدام، وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را هدف گرفتند ولی این تلاش، با یک پدیده یکپارچه از واکنش کشورها و ملل اسلامی مواجه شد که برخلاف سیاست های آمریکایی ـ صهیونیستی است که جدایی و عدم انسجام اسلامی را دامن می زنند. این وحدت اسلامی در پیروزی حماس و ضرورت حمایت از آن نیز نمادی موفق در قبال فشارهای آمریکایی ـ صهیونیستی داشته است و تلاش های دیپلماسی رایس، استراو و بقیه محور شر غربی ـ صهیونیستی بی نتیجه بوده است.
در عراق نیز مانند لبنان، هزینه های هنگفت مالی به رهبران مزدور نتوانست نتایج انتخابات را تغییر دهد و مداخله های رسوا و آشکار خلیل زاد، سفیر آمریکا برای تحمیل مهره های مزدور در کابینه حکومتی عراق بجایی نرسیده است و همچنین ارعاب ایران با انفجارهای تروریستی انگلیسی ها در اهواز راه بجایی نبرده است.
در چنین فضایی سیاست دیرینه انگلیسی در ایجاد فتنه و جنگ طائفه ای و مذهبی با نام القاعده و احتمالاً به دست آنها به اجرا درآمده و مرقد مطهر دو امام در سامرا هدف انفجار جدید قرار گرفته است.
چگونه دستگاه های اطلاعاتی انگلیس پیش بینی کرده اند که بن لادن و یا ایمن الظواهری را در سال 2006 دستگیر و یا به قتل خواهند رساند؟ چرا قبل از انفجار در پالایشگاه نفت عربستان، آمریکا و بوش هشدار اطلاعاتی می دهند و هر زمان که افکار عمومی آمریکا و غربی نسبت به دروغ های بوش و حکومت نئومحافظه کار واکنش بیشتر نشان می دهند، نوار صوتی و یا ویدئویی رهبران القاعده در رسانه ها منتشر می شوند؟
همان گونه که در پروژه لبنان، اتاق عملیات مشترک موساد، سیا و فرانسه در پاریس هدایت بحران و فتنه را به اجرا می گذارد، در عراق نیز اتاق عملیات مشترک موساد، MI6 و سیا به جریان سازی و فتنه سازی مذهبی مشغول هستند. اگر جلال طالبانی و مسعود بارزانی هزار بار دیگر نیز انکار کنند، کشته شدن شش نفر اسرائیلی در سقوط یک فروند هواپیما که از جمهوری آذربایجان به شمال عراق در حرکت بوده و تمامی هشت سرنشین آن کشته شدند و یا اظهارات مدیرکل زندان های عراق که بیشتر بازجوهای زندان های آمریکایی در عراق اسرائیلی هستند و یا آموزش بازجویان و شکنجه گران آمریکایی قبل از حمله به عراق در اسرائیل صورت گرفته و یا اینکه مقامات آمریکایی ضمن تلاش آشکار برای ایجاد اختلاف شیعی ـ سنی، از مربیان اسرائیلی در آموزش نیروهای عراقی در اردن استفاده می کنند و آنها را دوست عراق معرفی می کنند و یا حمایت آشکار از بعثی ها و طرفداران صدام که تا دیروز تروریست بودند و امروز گروه های مسلح معرفی می شوند و بسیاری نمونه های دیگر قابل انکار نیست.
انفجار در سامرا بجز اینکه در راستای هتک حرمت مقدسات اسلامی از سوی آمریکا و صهیونیسم است، به منظور شکاف در یکپارچگی جهان اسلام در مسائل مهم منطقه ای و اعتقادیست و برای تحت الشعاع قرار دادن واکنش ها به اهانت به پیامبر گرامی اسلام و به منظور پنهان ماندن شکست بوش و بلر و صهیونیست ها در منطقه صورت می گیرد و چنانچه بتواند فتنه مذهبی را شکل دهد، دستاورد بزرگی کسب نموده اند.
آخرین بخش از این «پازل فتنه سازی» انتشار نامه ای به اصطلاح از سوی حقوقدانان کرد برای بوتفلیقه، رئیس جمهور الجزایر است که ضمن مردود دانستن قرارداد 1975 بین شاه ایران و صدام حسین، مسأله اروندرود را برای عراق ظالمانه معرفی کرده و درخواست عذرخواهی رئیس جهمور الجزایر را دارند.
پر واضح است که این شیطنت کردی نیز با هدایت آمریکایی، انگلیسی، صهیونسیتی و نظارت رهبران کردی عراق صورت می گیرد و برای فشار به ایران و تازه کردن بهانه های کهنه است.
این مجموعه فتنه های منطقه ای، بجز هوشمندی در مواجهه، نیازمند تدبیر دقیق رفتاری و برنامه های غیرانفعالی از سوی مقامات ایران و دیگر جریان ها و کشورهایی که هدف این فتنه ها قرار دارند، می باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: