صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۴۷۸۷۵

قاسم غفوری
با تشکیل دولت جدید ائتلافی سوسیال مسیحی و سوسیال دموکرات به صدر اعظمی آنجلا مرکل، رویکردهای جدید برای احیای قدرت آلمان در عرصه بین المللی آغاز گردیده است. با توجه به ضعف ها و کاستی های آلمان، سیاست های دولت جدید در عرصه سیاست داخلی به حل بحران های اقتصادی نظیر کاهش بیکاری و جلوگیری از توقف صنایع مادر و پیگیری طرح های نظامی گرایانه، نظیر؛ توسعه و گسترش صنایع نظامی، تقویت ارتش و حضور فعال در ناتو و در عرصه سیاست خارجی حضور پررنگ تر در معادلات جهانی بویژه در سازمان ملل متحد معطوف گردیده است.
با توجه به اهداف ذکر شده، از مهمترین راهکارهای دولتمردان برلین برای تحقق اهداف تدوین شده، خروج از انفعال دستگاه دیپلماسی و گسترش حوزه فعالیت آن در اقصی نقاط جهان بویژه در آسیا می باشد. مرکل از روزهای نخست زمامداری خود، همواره بر این اصل تأکید داشته که با تکیه بر اقتصاد، توان نظامی و قدرت دیپلماسی، برای احیای قدرت آلمان تلاش خواهد کرد. در راستای تحقق این امر، در ماه های اخیر «فرانک والتراشتاین، وزیر خارجه آلمان سفرهای دوره ای به آسیا و سایر مناطق استراتژیک جهان داشته است.
با توجه به اظهارات مرکل و سفرهای والتراشتاین، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر این رویکرد جدید از چند منظر قابل تأمل است:
1- آلمان ها به خوبی می دانند که در شرایط کنونی با اقتصاد بیمار و ضعیفی که دارند نخواهند توانست در عرصه بین المللی حضور یابند بر این اساس از مهمترین محورها و سیاست های آنها رشد اقتصادی و خروج از بحران های کنونی است. این توسعه نیازمند داشتن بازارهای مطمئن و دائمی برای فروش کالاهای آلمانی و ایجاد جریان دائمی انرژی ارزان قیمت به آلمان می باشد. لذا بخش اعظم دیپلماسی آلمان ها در مقطع کنونی معطوف به امور اقتصادی بویژه انرژی خواهد بود. در این چارچوب شاهد رویکرد آلمان ها به آسیا می باشیم که از یک سو بخش اعظم جمعیت جهان را در برگرفته و از سوی دیگر تولید کننده اصلی نفت قلمداد می شود، تا بدین وسیله اولین گام برای احیای قدرت که همانا بازسازی اقتصاد کشور است، تحقق یابد.
2- یکی دیگر از اولویت های کاری اخیر آلمان، گرایش به نظامی گری و ارتقای توان دفاعی می باشد. در این چارچوب به بهانه مبارزه با تروریسم، تشکیل ارتش واحد اروپا و حضور در مناطق بحرانی جهان نظیر افغانستان، بار دیگر صنایع نظامی خود را فعال و بر بودجه بخش دفاعی افزوده اند. مرکل از همان آغاز اعلام کرد که از اولویت های دولت برای ارتقای توان بین المللی توسعه صنایع نظامی و دستیابی به سلاح های پیشرفته می باشد.
3- در دوران صدراعظمی شرودر، سیاست خارجی آلمان ها بیشتر بر همگرایی منطقه ای استوار بود، که سبب شد تا در بسیاری از مناطق بحران خیز حضور نیابند. در مقطع کنونی و با توجه به حضور بازیگران متعدد در عرصه بین المللی از راه کارهای آلمان ها فعال نمودن دستگاه دیپلماسی می باشد. آنها به خوبی می دانند که در شرایط حاضر، در صورت عدم خروج از انزوا در میان سایر بازیگران بین المللی هضم خواهند شد، لذا گسترش روابط با کشورهای دور دست و حضور در مناطق بحرانی از اولویت های کاری برلین قرار گرفته است. در این راستا آنها در چند بعد فعالیت خود را آغاز کرده اند:
اول: حضور فعال در مناطق بحرانی نظیر افقانستان، آفریقا
دوم: توسعه مناسبات با کشورهای دور دست که می تواند منافع جدیدی برای آنها ایجاد کند.
سوم: ورود به عرصه بازیگران خاورمیانه بویژه تحولات سرزمین های اشغالی و جهان عرب
چهارم: ارتقای روابط با کشورهایی که نهضت آمریکا ستیزی در آنها رو به گسترش است و اکثراً به دنبال بازیگری متفاوت از آمریکا می باشند. چنانکه بخش اصلی سفرهای اخیر وزیر خارجه آلمان معطوف به شرق آسیا گردید که در ماه های اخیر به کرات در آنها تظاهرات های ضدآمریکایی برگزار گردیده است. به عبارتی دیگر امروز آلمان ها از گرفتار آمدن آمریکا در عراق و انزجار جهانی نسبت به آن، شرایط را برای جایگزینی خود به جای آمریکا مناسب دیده و در راه این مهم گام برمی دارند.
البته به این نکته باید توجه داشت که آنها برای جلب رضایت آمریکا، مناسبات خوبی را با این کشور آغاز و بر همکاری همه جانبه با آن تأکید کرده اند.
4- آلمان ها به خوبی می دانند که سازمان ملل مرجعی است که می تواند سیاست های توسعه طلبانه آنها را محقق سازد، لذا جزء کاندیداهای عضویت دائم در شورای امنیت قرار گرفته اند تا با انجام این امر، از این ابزار برای ایفای یک نقش جهانی بهره برداری نمایند. در این راستا آنها با فعال نمودن دستگاه دیپلماسی، خود را کشوری مهم در معادلات جهانی که توانایی تحقق صلح را دارد معرفی می کنند تا از آرا و حمایت سایر کشورها در برابر رقبای سیاسی برخوردار گردند.
براساس آنچه ذکر شد می توان گفت که امروز آلمان ها با حضور فعال در اقصی نقاط جهان، سعی دارند تا بار دیگر قدرت از دست رفته آلمان را احیا کرده و به عنوان قطبی موثر در عرصه بین المللی حضور یابند، هر چند که آنها به خوبی می دانند که با ضعت اقتصادی، نظامی و حضور بازیگران پرقدرت نمی توانند به انجام این مهم در کوتاه مدت خوشبین باشند چنانکه مرکل خود زمان انجام این مهم را 10 سال آینده اعلام کرده است. با این حال آنها از هم اکنون کوشش می کنند تا زمینه های ذهنی برای پذیرش آلمان به عنوان قدرتی جهانی را در میان سایر کشورها فراهم آورند در حالی که اولویت کاری آنها به صنایع نظامی و امور اقتصادی معطوف شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: