صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۴۷۹۲۷

على تتماج
انتخابات یکماهه پارلمان مصر که از 18 آبان ماه آغاز گردیده بود، پس از برگزاری سه دوره دو مرحله ای برای تعیین 444 کرسی از 454 کرسی پایان یافت. آمار به دست آمده در نیتجه انتخابات حاکی از آن است که کرسی های مجلس به ترتیب زیر، بین احزاب و جریانات سیاسی تقسیم شده است:
1- حزب حاکم دموکرات ملی 312 کرسی؛
2- نامزدهای مستقل 111 کرسی (که در این میان سهم اخوان المسلمین 88 کرسی بود)؛
3- احزاب سکولار 9 کرسی (به ترتیب شش کرسی به حزب وفد؛ دو کرسی به نقامو و یک کرسی به حزب الفد تعلق گرفت).
طبق قانون انتخابات این کشور، 10 نماینده انتصابی از سوی رئیس جمهور تعیین می شود با انتخاب پنج تن از زنان و پنج نفر از اقلیت مسیحیان قبطی از سوی حسنی مبارک، تنها 12 کرسی در شش منطقه که آرای آنها باطل شده است باقی مانده که آنها نیز به دولت تعلق گرفته است.
این انتخابات در حالی برگزار گردید که:
1- مصر به دلیل جایگاه ویژه خود به عنوان یکی از کشورهای مهم و بزرگ عربی در رأس اصلاحات خاورمیانه ای آمریکا قرار دراد. رژیم حسنی مبارک با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و با پذیرش مشارکت همه گروه ها و احزاب قانونی و برگزاری پرشور انتخابات پارلمانی نخستین گام را برای تحقق اصلاحات دموکراتیک برداشت تا نمایشی از اصلاحات و تغییرات مدنظر غرب را اجرا نماید. این کشور در تلاش است تا خود را الگوی مناسبی برای تحقق دموکراسی در کشورهای عربی معرفی نماید. همچنین رژیم قاهره کوشش می کند تا با تبلیغ پیروزی قاطع خود با سه چهارم کرسی ها، مشروعیتی دموکراتیک به ریاست جمهوری خود ببخشد تا همچون گذشته با کمترین مخالفتی بتواند به تصویب قوانین مورد نظر در پارلمان بپردازد.
2- یکی از درس های انتخابات مصر برای آمریکا که رویکرد جدید خود به خاورمیانه را عامل این تحولات می داند، حضور چشمگیر جریان های اسلامی در انتخابات و پیروزی گروه های اسلام گرا همچون «اخوان المسلمین» و گرایش مردم به این گروه ها می باشد که برخلاف روند سیاست آمریکا برای ترویج سکولاریسم در خاورمیانه روی داد. لذا انتخابات این کشور می تواند موجب تأمل بیشتر غرب در پیگیری اجرای چنین اصلاحاتی در سایر کشورها که تشکل های اسلامی در آن قرار دارند، گردد. بدیهی است در صورتی که این رخداد در جای دیگر تکرار شود که زمینه های آن در تمام کشورهای اسلامی موجود است، آمریکا را به تجدیدنظر سیاسی در طرح خاورمیانه بزرگ وا می دارد.
3- هر چند دولت، با شعار حضور همگانی و مشارکت تمام احزاب و گروه ها انتخابات را آغاز کرد، اما آنچه در پیش و حتی حین برگزاری هر مرحله از انتخابات مشهود بود، بازداشت گسترده مخالفان دولت بود که به بهانه های مختلف انجام می گرفت. به عبارت دیگر مبارک با بازداشت و زندانی کردن مخالفان خود فرصت تحرک برای تبلیغ را از نامزدهای مخالف دولت گرفت.
4- از نکات برجسته انتخابات مصر، گرایش مردم به گروه ها و احزاب سیاسی اسلام گرا بود که نشانگر تلاش مردم برای حفظ ارزش های مذهبی در برابر سیاست های سکولاریستی و قوانین جدید مبارک می باشد. براساس آمار منتشره گروه اخوان المسلمین 88 کرسی را کسب کرد در حالی که احزاب سکولار صرفا 9 کرسی را به دست آورده اند که با توجه به انتخابات دوره های گذشته، شکستی سنگین برای آنها قلمداد می شود. لذا این انتخابات نشان داد که مبارک و دوستان غربی وی، برای اصلاح قوانین که بعضا حاوی قوانین ضددینی است، با مشکلات بسیاری مواجه خواهند بود.
5- کشورهای غربی در برگزاری انتخابات در کشورهای جهان بویژه آسیای مرکزی و قفقاز با دامن زدن به نارضایتی ها، انقلاب های رنگین را راه اندازی می کردند. این کشورها در قبال تحولات مصر که جوی از ناامنی و بی ثباتی را به نمایش می گذاشت سکوت کرده و حتی از مبارک به دلیل برگزاری انتخابات قدردانی نمودند. این رویکرد غرب به مصر بیانگر آن است که آنها خواستار ایجاد انقلاب های رنگین در خاورمیانه نبوده و صرفاً برخی اصلاحات سیاسی و اجتماعی را در منطقه پیگیری می کنند.به این ترتیب آنها همچنان بر حضور متحدان قدیمی در رأس هرم سیاسی این کشورها تأکید و آنها را گزینه ای مناسب برای استمرار سیاست های خود می‌دانند.
با توجه به آنچه ذکر آن گذشت می توان گفت هر چند این دوره از انتخابات در فضای سیاسی بازی صورت گرفت و بسیاری از مخالفان دولت و از جمله اعضای اخوان المسلمین توانستند در آن مشارکت و حتی به کسب کرسی های بیشتر در پارلمان نائل آیند، اما در نهایت حزب حاکم (حزب دموکرات ملی) توانست سه چهارم کرسی ها را به خود اختصاص دهد تا با کمترین مخالفت سیاست های قبل را ادامه دهد. به عبارتی دیگر در سایه دموکراسی از پیش تعریف شده؛ اولاً با پذیرش حضور بیشتر مخالفان، ثانیاً پررنگ تر کردن نقش زنان و اقلیت های مسیحی، به نوعی اصلاحات دموکراتیک را که بیشتر مدنظر همپیمانان و دوستان غربی بود اجرا نمود تا ضمن جلب رضایت آنها از فشارهای داخلی بر دولت بکاهد.
با این وجود به این نکته باید توجه داشت که حضور فعال اخوان المسلمین این امر را مسلم ساخت که گروه های اسلام گرا در صورت وجود آزادی بیشتر توانایی حضور در صحنه سیاسی را دارا می باشند و از سوی دیگر مردم خاورمیانه بر خلاف طرح های غربی، خواهان برپایی دولت اسلام گرا و کاهش تفکرات سکولاریسم هستند که این امر را باید شکستی بزرگ برای طرح اصلاحات خاورمیانه و شاید تعلیق اجرای آن در سایر کشورهای منطقه دانست.

نام:
ایمیل:
نظر: