سخنان فرمانده کل سپاه در جمع مسئولین بسیج دانشجویی مبنی بر حمایت سپاه و بسیج از اصولگرایی با واکنشهای متفاوتی مواجه گردید. برخی از گروههای سیاسی و رسانههای وابسته به آنها، با استناد به بخشهایی از اظهارات سردار جعفری، این سخنان را به منزله حمایت سپاه از یک جریان سیاسی دانسته و بر این اساس، سپاه را به وارد شدن در صحنه سیاست و رقابتهای سیاسی بین جناحها و جریانهای سیاسی متهم ساختند. در هفته گذشته بیشتر روزنامههای دوم خردادی با بهانه قرار دادن سخنان فرمانده سپاه، این جهتگیری سپاه را برخلاف وصایای حضرت امام(ره) ارزیابی کرده و با یادداشتها و تحلیلهای گوناگون نسبت به انحراف از خط امام هشدارها دادند.
در این زمینه دو نکته اساسی باید مورد توجه همه علاقهمندان و دلسوزان انقلاب اسلامی و پیروان امام(ره) قرار گیرد.
1- سردار جعفری چند روز پس از سخنرانی در همایش مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها و با توجه به بازتابها و واکنشهای انجام شده از سوی یک جریان خاص سیاسی، با صراحت اعلام کرد از سخنانش برداشت صحیحی انجام نشده و آنچه بیان شده هرگز به منظور حمایت از یک جناح سیاسی نبوده است. فرمانده کل سپاه حمایت سپاه از اصولگرایی به عنوان یک تفکر و اندیشه بنیادی را بر اساس رهنمودهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری، وظیفه سپاه اعلام کرد و گفت این حمایت به معنای دفاع و یا حمایت از یک جناح و حزب سیاسی نمیباشد.
2- بیشترین هیاهوها و جنجالهای رسانهای طی هفته گذشته در مورد اظهارات سردار جعفری و موضعگیری این رسانهها مبنی بر نادیده گرفتن وصایا و دیدگاههای حضرت امام در خصوص عدم ورود نظامیان به عرصه سیاست، از سوی کسانی انجام شد که در طی سالیان گذشته بیشترین جفاها را نسبت به امام(ره) وا داشتند و یا در قبال حرکات امامزدایی در جامعه مهر سکوت به لب زده بودند. این نکته بسیار جای تامل دارد که چگونه افرادی که سالیان متمادی خود بر حریم امام(ره) تاختند، اینک دلسوز امام(ره) شده و با سوءبرداشت از سخنان کسی که با یک عمر مجاهدت تبعیت خود را از امام و رهبری به اثبات رسانده، فریاد وا اماما سر میدهند. با توجه به آنچه گذشت، پاسخ به این سوال ضروری است که چرا سپاه از تفکر اصولگرایی حمایت میکند؟ اکنون در جامعه دو جریان سیاسی عمده و فعال وجود دارد. یک جریان موسوم به دوم خرداد و مدعی اصلاحطلبی بوده و جریان دیگر اصولگرایان هستند. هر دو جریان دارای نوعی دستهبندیهای درونی براساس سلایق مختلف و دیدگاههای متفاوت میباشند. تفکر اصولگرایی که یک تفکر ناب در تاریخ مبارزات ملت ایران در دوران معاصر است، طی سالیان اخیر با این عنوان موقعی برجسته گردید که اصول اساسی و بنیادی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد هجوم واقع گردید. در واقع این تفکر با این عنوان (اصولگرایی)، واکنشی بود به هجمهها و مخالفتها و کینهتوزیها علیه انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن که از سوی برخی از احزاب و گروههای سیاسی در سالهای گذشته در کشور انجام شد. تفکر اصولگرایی با این تعریف یعنی تفکر انقلاب اسلامی و گفتمان اصولگرایی، یعنی گفتمان انقلاب اسلامی که دایره آن تمام نیروهای مومن و وفادار به انقلاب اسلامی و آرمانهای والای حضرت امام(ره) را در بر میگیرد. بر این اساس بدیهی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نهاد و سازمانی که فلسفه وجودی آن دفاع و پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن میباشد، در چنین شرایطی حمایت از تفکر اصولگرایی را یک وظیفه قطعی برای خود تلقی کند. اگر سپاه از تفکر اصولگرایی به عنوان یک اندیشه بنیادی حمایت نکند، پس از چه چیزی حمایت کند؟ اگر در تفکر اصولگرایی، اسلامی به عنوان یک دین جامع، قانون اساسی، امام(ره)، ولایت فقیه و رهبری از اصول اساسی و بنیادین تلقی میشود و این تفکر و اندیشه به دنبال حفظ این اصول و حرکت بر مبنای این اصول میباشد، آیا سپاه و بسیج غیر از تلاش برای حفظ همین اصول وظیفه مهم دیگری دارند؟
اگر کسانی به سپاه خرده بگیرند که چرا شما از تفکر اصولگرایی حمایت میکنید، باید از آنان سوال کرد که شما اول نسبت خود را با این اصول و تفکر اصولگرایی مشخص کنید. اگر آنان این اصول را قبول داشته باشند، سوال آنان بیمورد است. زیرا این سوال مانند سوال کسی است که انقلاب اسلامی و آرمانهای آن را قبول داشته باشد و به سپاه خرده بگیرد و اعتراض کند که چرا شما از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن دفاع میکنید؟
اما اگر کسانی این اصول را قبول ندارند و به سپاه خرده میگیرند و اعتراض میکنند که چرا شما از اصولگرایی حمایت میکنید، نمیتوان به آنها اشکال گرفت که چرا شما این سوالات را مطرح میکنید، زیرا احزاب و گروههای سیاسی بالاخره باید به نوعی اعلان دیدگاه و موضع بنمایند. لکن آنان در اعتراض به سپاه حق ندارند سپاه را متهم به عدول از امام کرده و اینگونه تبلیغ کنند که سپاه برخلاف وصایای امام(ره) وارد دستهبندیهای سیاسی شده است. آنان خود دچار انحراف از مسیر امام(ره) شده و چون انحراف خود را نمیبینند یا نمیخواهند ببینند و یا تلاش میکنند دیگران متوجه این انحراف نشوند، انحراف را به دیگران نسبت میدهند. برای اثبات این نظریه، کافی است سابقه برخی از این افراد و گروههای سیاسی و رسانههای گروهی وابسته به آنها یعنی روزنامههای زنجیرهای که طی هفته گذشته فریاد وا اماما سردادند را در طی سالهای 1376 تا 1384 بررسی کنیم. یک مطالعه اجمالی بر روی این سوابق نشان میدهد که اینها تا چه اندازه به امام(ره) و آرمانهای او وفادار بوده و هستند. این بررسی اجمالی نشان میدهد آنهایی که این روزها بیشترین جنجالها را به پا کردند، در سالهای مذکور، تمامی اصول بنیادی در تفکر اصولگرایی را به چالش کشیده و به زیر سوال بردند. اگر کسانی این نظر و دیدگاه را قبول ندارند به تاریخ و اسناد در آرشیوها مراجعه کنند و ببینند بعد از دوم خرداد که عدهای پیام آن را یک «نه بزرگ به گذشته» اعلام کردند، در روزنامههای زنجیرهای و در محافل گوناگون چه مسائلی را مطرح ساختند. بررسی کنند و ببینند وقتی که پس از دوم خرداد شعار جامعه مدنی سر داده شد، در روزنامههای زنجیرهای و در همایشها جامعه مدنی را که آرزوی تحقق آن را داشتند، چگونه تعریف کردند؟ پس از شعار جامعه مدنی، توسعه سیاسی مطرح شد. بررسی شود که در آن سالها دوم خردادیها تحت شعار توسعه سیاسی دنبال چه نوع تحولات اساسی و بنیادی در ایران بودند و این تحولات با انقلاب اسلامی و آرمانهای حضرت امام(ره) چه نسبتی داشت؟ و پس از شعار توسعه سیاسی، شعار اصلاحات سر داده شد. به راستی این اصلاحات تعریف ناشده، چه نسبتی با انقلاب اسلامی و آرمانهای امام(ره) دارد.
کسانی که امام(ره) و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به خوبی میشناسند، به درستی درک میکنند که راه طرفداران جامعه مدنی، توسعه سیاسی و اصلاحات به قرائت دوم خردادیها تا چه اندازه با راه امام فاصله دارد. برای کسانی که حافظه ضعیف دارند و ممکن است گذشته را به راحتی فراموش کرده باشند، فقط جملاتی از سخنان و یا نشریات دوم خردادیها را از باب یادآوری مورد اشاره قرار میدهیم:
1- اکبر گنجی از پرچمداران جامعه مدنی در سالهای 77 - 76: «جامعه مدنی ولایت مطلقه فقیه را نمیخواهد. حتی ولایت را نمیخواهد چه رسد به مطلقه. ما احتیاج به رهبر نداریم، مگر مردم یتیمند که پدر بخواهند؟ فاشیستها به دنبال پدر میگردند.»
2- اکبر گنجی: «ولایت فقیه نه از اصول دین است نه از فروع دین و هیچ دلیلی بر آن اقامه نشده است.» (کیان، فروردین 77)
3- امیر خرم: «ولایت فقیه یعنی حکومت توتالیتر و ضد مردمی.» (همشهری، 19/6/77)
4- ابراهیم یزدی: «جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای تودهها قائل نیست.» (پیام هاجر، ش233، فروردین و اردیبهشت 77)
5- محسن کدیور: «فقیه به انتخاب مردم مشروعیت حکومت پیدا میکند و پس از انتخاب هم، وکیل مردم است نه ولی مردم.» (صبح امروز، دی 77)
6- عبدالله نوری: «ولایت انتصابی امری غیرقابل فهم است و اشکالات و تناقضات عدیدهای دارد.» (راه نو، شهریور 77)
7- یوسفی اشکوری: «فقیه چون معصوم نیست، هرگز وجوب تبعیت ندارد. مبانی وجوب اطلاعات از فقیه کدام است؟» (آبان 1377)
8- هفتهنامه آبان: «تاریخ مصرف نظرات سیاسی امام خمینی(ره) گذشته و مربوط به دوران ماقبل مدرن و زاییده افکار عامیانه و قدیمی است.» (21/6/78)
9- هفتهنامه آبان: «ولایت فقیه یعنی خودکامگی و توسعه سیاسی نفی خودکامگی است.» (10/5/77)
10- سروش: «انقلاب ما بر اساس اسلام اسطورهای بنا شد، نه اسلام عقلانی.» (نشاط، 5/3/78)
11- محسن کدیور: «تبعیت از بزرگان خصیصه جوامع عقب افتاده است.» (صبح امروز، 31/1/78)
12- نشریه جامعه سالم: «در زمان شاه ما قوانین بسیار مترقیتر از الان داشتیم.» (شماره 38)
13- نقیبزاده: «روحانیت جماعتی سادهدل و فریب خوردهاند و تحلیل سیاسی ندارند.» (توانا، ش 49، مرداد 78)
سروش: روحانیت ما همیشه عوامزده و دنبالهرو عوام بودهاند.» (نشاط، 5/3/78)
15- روزنامه صبح امروز حجاریان: «امروز نزدیکترین مفهوم به کلمه عاشورا در ذهن ما شهادت است... جامعه ما هنگامی که در میان خشونت و جنگ گرفتار آمد، بیشک نگاهی خشونتآمیز به این واقعه روا میدارد.» (5/2/78)
16- روزنامه همشهری کارگزاران: «اشهد انک قد اقمت الصلاه و آتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» مربوط به گذشته است و به جای این زیارتنامه مطالب حاوی آزادی بگذارید.» (5/2/78)
17- روزنامه صبح امروز حجاریان و جبهه مشارکت: «اجرای حکم ارتداد با حقوق انسانی منافات دارد و دفاع از مقدسات نیست.» (8/7/78)
18- روزنامه عصر آزادگان مشارکت: «قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است.» (14/11/78)
19- نشریه راه نو: «در دنیای امروز با صدور احکام شرعی و خیالپردازی نمیتوان از ورود و نفوذ تمدن و فرهنگ غرب به درون جامعه جلوگیری کرد.» (24/5/78)
20- روزنامه صبح امروز: «دامنه تساهل، امور جنسی و همجنسبازی را نیز فرا میگیرد. این امور مردود است، ولی نباید ممنوع باشد.» (12/8/78)
21- نشریه راه نو: «پیامبر و ائمه فقط در برههای از زمان صلاحیت مرجعیت را داشتهاند.» (3/5/77)
22- روزنامه صبح امروز: «پیامبر رفت و هیچ فردی را به جانشینی خود انتخاب نکرد. امام حسین(ع) جانشین پدر خود نبود.» (23/8/78)
اگر این نوشتار اجازه میداد این رقم از 1000 فراتر میرفت. جملات بالا نشان میدهد که پیام دوم خرداد یعنی چه؟ این جملات نشان میدهد جامعه مدنی، توسعه سیاسی و اصلاحاتی که در دوره دوم خرداد عدهای دنبال آن بودند یعنی چه؟ اکبر گنجی که در آن دوران وی را مشارکتیها و دیگران جلو انداخته بودند تا حرفهای دلشان را بزند در آلمان با صراحت به خبرنگار اشپیگل گفت، اصلاحاتی که در ایران دنبال میشود به این معنا است که از این پس خمینی را باید در تاریخ دید. بنابراین خیلی روشن است که چرا سپاه باید از اصولگرایی دفاع بکند و باز هم روشن است که چرا دوم خردادیها این دفاع را به معنای ورود سپاه به سیاست ارزیابی میکنند.