حملات آمریکا با عنوان مقابله با تروریسم در خاک پاکستان و افغانستان و تلفات انسانی آن ابعاد فاجعه آمیز وسیعتری به خود می گیرد.
در حالی که مذاکرات ژنرال فالون نماینده آمریکا در نیروی ائتلاف با یوسف گیلانی در حال انجام بود، صدای چرخبالهای آمریکایی در مناطق مسکونی و غیرنظامی داخل خاک پاکستان به گوش می رسید تا جایی که این چرخبالها هدف تیراندازی نیروهای پاکستانی قرار گرفتند. گفته می شود که نفرات ارتش پاکستان و شبه نظامیان مسلح وابسته به قبایل محلی مسؤول این تیراندازی بوده اند و چرخبالهای آمریکایی بدون آن که به این تیراندازیها پاسخ دهند به داخل خاک افغانستان بازگشتند. خبر این تیراندازیها در حالی انتشار می یابد که در چند هفته اخیر، گزارش حملات نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به اهدافی در خاک افغانستان و پاکستان باعث بحران در روابط دو کشور شده که همواره تلفات انسانی بالا بویژه زنان و کودکان و پیرمردها را در پی داشته است.
در مقابل، فرماندهان نظامی پاکستان به مرزبانان این کشور دستور داده اند که در صورت تجاوز نیروهای آمریکا به نقاط مرزی با افغانستان به سوی آنها تیراندازی کنند و آمریکایی ها نیز مدعی شدند که شورشیان مسلح طالبان و افراد وابسته به شبکه القاعده در مناطق قبیله ای پاکستان در نزدیکی مرز این کشور و افغانستان مستقر شده اند و حملات خود در داخل افغانستان را از این مناطق سازمان می دهند. در همین حال گفته می شود انفجار انتحاری در هتل ماریوت اسلام آباد با دست کم 60 کشته و دهها زخمی از سوء قصد نافرجام به آصف علی زرداری رئیس جمهور و یوسف رضا گیلانی نخست وزیر حکایت دارد.
اما همزمان با تحرکات آمریکایی ها در خاک پاکستان اقدام اخیر حامد کرزای مبنی بر برکناری دو تن از فرماندهان ارتش افغانستان نشانه جدیت رئیس جمهور افغانستان در جلوگیری از کشتار غیرنظامیان تلقی شده است. علاوه بر آن کرزای، هیأت بلند پایه ای را برای تحقیق و یافتن اصل ماجرای قتل عام شیندند، تعیین کرد که طی آن دست کم 91 غیرنظامی در روستای عزیزآباد ولسوالی شیندند کشته شده اند و این هیأت باید طی یک هفته نتایج تحقیقات را در اختیار کرزای قرار دهد.
اما سؤال اساسی هنوز این است که چنین اقدامهایی تا چه حد می تواند بر اصل ماجرا یعنی جلوگیری از تلفات غیرنظامیان در افغانستان و پاکستان تأثیرگذار باشد؟
تلفات غیرنظامیان در پاکستان و افغانستان رفته رفته به عمده ترین چالش بر سر راه مبارزه علیه تروریسم تبدیل می شود. نیروهای ناتو و ائتلاف بین المللی ضد تروریسم با اینکه هنوز تلفات غیرنظامیان در شیندند افغانستان و سرحد پاکستان را نپذیرفتند اما در موارد قبلی بارها گفته اند که طالبان از مناطق مسکونی و و خانه های غیرنظامیان به عنوان سنگر استفاده می کنند و این امر دلیل تلفات غیرنظامیان می باشد. حال آن که ایالات متحده در افغانستان و پاکستان با همان سیاستی که در خصوص سومالی به بهانه مبارزه با تروریسم به دنبال اهداف سیاسی، اقتصادی خود در منطقه بود به اجرای مانورهای ضد تروریستی خود می پردازد.
آن چه مسلم است این که تلفات غیرنظامیان در شش ماهه اول سال جاری میلادی نسبت به سال گذشته دو برابر افزایش یافته است. جان هومز، نماینده دبیر کل سازمان ملل متحد در امور کمکهای بشر دوستانه که حدود دو ماه پیش به افغانستان سفر کرده بود اعلام کرد که از آغاز سال جاری میلادی تا زمان سفر وی نزدیک به یک هزار غیرنظامی در افغانستان و پاکستان کشته شده اند در حالی که این آمار در سال 2007 میلادی 400 نفر بود.
در گزارش هومز نیز آمده است که بیشتر این غیرنظامیان در حملات خارجی نیروهای ائتلاف مستقر در این کشور می باشد.زمانی که هومز این آمار را اعلام می کرد هنوز حوادثی نظیر حمله به یک مراسم عروسی در ننگرهار، حمله انتحاری به سفارت هند در کابل و حادثه شیندند و ولایت هرات که به گفته مقامهای افغان 91 غیرنظامی در آن کشته شدند اتفاق نیفتاده بود.
یکی از مشکلاتی که همواره دلیل تلفات بیشتر غیرنظامیان اعلام می شود ناهماهنگی میان نیروهایی است که درگیر جنگ با شورشیان در افغانستان هستند، نیروهای تحت امر ناتو، ائتلاف بین المللی مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا و نیروهای امنیتی افغان یعنی حداقل سه مرکز فرماندهی وجود دارد.
کارشناسان امور نظامی جنگ چریکی علیه نیروهای منظم دولتی را به جنگ فیل و پشه تشبیه می کنند. شورشیان ناگهان از سمتی حمله می کنند، می زنند و فرار می کنند، هیچ موضع و مقر مشخصی هم ندارند. به نظر می رسد هماهنگی کامل در مقابله با چنین حریفی که زمان جنگ و صلحش مشخص نیست و مقر و پایگاهی هم ندارد، دشوار است.
نیروهای ناتو و ائتلاف بارها ادعا کرده اند که آنها از محلات مسکونی هدف قرار گرفته اند.
در خردادماه 85 تیراندازی نیروهای آمریکایی به یک خودرو حامل غیرنظامیان منجر به تظاهرات گسترده ای در کابل، پایتخت شد که یک روز تمام ادامه یافت و سبب نگرانی جدی برای مردم و دولت شد. طالبان به خوبی از تأثیر چنین حرکتهایی که مردم را نسبت به نیروهای خارجی خشمگین می کند آگاهند. آنهایی که در حملات هوایی نیروهای خارجی صدمه می بینند خواستار مجازات عاملان آن هستند و رابرت گیتس نیز برای رفع مسؤولیت دستور داده است تا در خصوص کشتار و قتل عام شیندند تحقیق کنند، اما تاکنون حتی در یک مورد هم دیده نشده است که در مورد یکی از حوادثی که در آن غیرنظامیان کشته شده اند کاملاً تحقیق گردیده و یا از عاملان آن پرسیده شود.
حدود 60 هزار نیروی خارجی از 40 کشور در افغانستان می جنگند که جنگ و اعزام نیرو و اگر چه ظاهراً با تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد صورت گرفته، اما وقتی سربازی یا افسری در آن جنگ متهم به نقض قوانین کشور خودش باشد با او برخورد می شود.
در عین حال چنانچه حامد کرزای نتواند غرب و در رأس آن آمریکا را تشویق به جلوگیری از کشتار غیرنظامیان کند، قدرمسلم هم برای خود او و هم برای نیروهای ائتلاف و در رأس آن آمریکا پیامدهای ناخوشایندی خواهد داشت. اما گویا آمریکا به دنبال حذف کرزای و جانشینی زلمای خلیل زاد برای تعیین و تغییر معادلات آینده همچون سناریوی اجرا شده در پاکستان می باشد!