رضا گرمابدری
بسماللهالرحمنالرحیم
نزدیک به یک ماه است که مسلمانان به دور از هرگونه تعلقات نژادی، قومی، ملیتی و جغرافیایی، در نقاط مختلف جهان، در اعتراض به هتک حرمت ساحت مقدس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) اشرف و سرور خلایق که توسط یک نشریه دانمارکی ـ روزنامه یولند پستن ـ انجام گرفت و پس از آن توسط برخی نشریات اروپایی دنبال شد، اقدامات گروهی و فردی بسیاری انجام داده اند و طی این مدت در هیچ بخش خبری جای اعتراضات گسترده مسلمانان خالی نبوده است. در خصوص انگیزه و علل این اقدام رذیلانه بحث ها و تحلیل های متعددی صورت گرفته است، اما به نظر می رسد بیشتر این مباحث به کانون مشترکی باز می گردد که در مباحث مربوطه چندان مورد توجه مستقیم و مشخص قرار نگرفته است، از این رو نوشتار حاضر بیشتر تلاش دارد تا نقاب از چهره پنهان این کانون بازگیرد.
مطالعه تاریخ شرق و غرب عالم موید این نکته مهم است که در رویکرد ساکنین نیم کره غربی و شرقی نسبت به ادیان آسمانی تفاوت وجود دارد. یکی از تفاوت های عمده این است که در شرق گردن نهادن به ادیان الهی منجر به تغییر و اصلاح رفتاری جوامع شرقی گردیده، بویژه اینکه آنها با پذیرش آموزه های ادیان الهی به آداب و رسوم گذشتگان خود که مغایر با آموزه های دینی بود پشت کردند و خود را تسلیم آموزه های ادیان الهی نمودند. لکن نمی توان منکر اعوجاجات و انحرافات مقطعی نیز شد، اما مهم سیر و روندی است که پس از پذیرش یک دین آسمانی در رفتار کلی این جوامع مشاهده گردید و هم اکنون نیز ادامه دارد. حال آنکه این مسأله در غرب به نحوی دیگر تجلی یافت.
روحیه انسان غربی متأثر از عوامل عدیده، شرور و نامتعادل شده بود و به لحاظ تقویت شدن خصیصه های حیوانی نسبت به شاخصه های انسانی در گردن نهادن به ادیان الهی دچار افراط و تفریط شدند و نتوانستند خود را تسلیم آموزه های دینی کنند لذا هم متن دین را تحریف کردند و هم با فاصله گرفتن از آموزه های دینی که مغایر خصلت های حیوانی تقویت شده در آنها بود، هیچ گونه اصلاح بنیادی را در رفتار خود ایجاد نکردند. انسان غربی قرن ها اینگونه زیست و دوران هزار ساله قرون وسطی سند انکارناپذیر این زیست شبه حیوانی است که سرشار از جنایت انسان غربی در حق همنوعان خود می باشد. آغاز جنگ های صلیبی در اواخر قرن یازدهم که حدود دو قرن طول کشید از سویی عرضه کننده خصلت شرور و تربیت نشده انسان غربی استو از سوی دیگر بازگو کننده این نکته است که وقتی انسان غربی با جامعه شرقی و بویژه جوامع مسلمان مواجه شد در یک حقارت تاریخی و شخصیتی فرو رفت؛ زیرا آنها را نسبت به خود در همه زمینه ها بویژه حوزه رفتار و منش بسیار متعالی و رشد یافته دید.
از آن به بعد عقلای جوامع غربی متأثر از فرهنگ شرق و بویژه فرهنگ اسلامی درصدد اصلاح امور رفتاری و اجتماعی جوامع غربی برآمدند و رنسانس «فرزند خوانده» شرق در غرب شد.این «فرزند خوانده شرقی» به واسطه حرف ها، ادعاها و پیام های جدید، چند قرن جوامع غربی را به خود مشغول داشت و به واسطه عزت و منزلتی که به تدریج پیدا کرد، همه تلاش می کردند متأثر از آن رفتار کنند. رفته رفته انسان غربی یافته های جدید خود را بر روند آغاز شده تزریق کرد و در نهایت در سال 1789 انقلاب فرانسه به وقوع پیوست. در کنار این حرکت اصلاحی آغاز شده هنوز شرارت سرشت انسان غربی فعال بود، چنانچه چهره کریه این فعالیت را در رفتار جنایتکارانه مهاجرین سفید پوست علیه سرخپوستان آمریکا می توان دید جنایات سبوعانه ای که از اوایل قرن هفده شروع و تا حدود بیش از دویست سال ادامه یافت.
انسان غربی با پذیرش اعلامه حقوق بشر وانمود کرد که قصد دارد دوره جدید حیات خود را با محور قراردادن حقوق انسانی آغاز کند و برای جلب نظر افکار جهانی نسبت به این ادعای خویش کارهای تبلیغاتی بسیار پرهزینه انجام داد و در برهه هایی هم توانست مردم جهان را فریب بدهد، بویژه آنکه با ترکتازی در عرصه صنعت و تولید و عرضه شعارهای زیبا قادر گردید مسیر درک و فهم عمومی را نیز به انحراف بکشد، اما در پس تمامی این تلاش ها، تحرکات و ظاهر فریبی ها همچنان یک چیز تغییر نایافته و پایدار مانده بود و آن همان خصلت شرارت و نفس تربیت نشده انسان غربی بود که در دوره جدید به واسطه نو شدن روابط میان قدرت، ثروت و تبلیغات، بسیار نهان تر گردید و اثبات آن و نسبت دادن سردمداران زر و زور به این خصیصه حیوانی ـ شیطانی کاری بس سخت و ناممکن به نظر می آمد، اما در عین حال در بزنگاه هایی که «معجون درهم آمیخته ثروت و قدرت»، موقعیت خود را در خطر می دیدند، چهره زشت و پلید و ماهیت رذل و پست انسان غربی برای مدت کوتاهی به ناچار از لابه لای اقدامات مزورانه آنها بیرون می آمد و خود را نشان می داد، عکس های باقی مانده از جنگ جهانی اول و دوم، جنگ ویتنام و جنایاتی که آمریکایی ها در ویتنام مرتکب شده اند دقیقاً این نکته را بازگو می کنند. همین مسأله امروزه در عراق و افغانستان و چندی پیش در سارایو و مشاهده گردید و میلیون ها انسان رفتار وحشیانه انسان غربی را با همنوع خود دیدند و در آخرین مورد هم پستی و پلیدی انسان غربی در اهانت به شریف ترین و مقدس ترین آفریده الهی مشاهده گردید. چنانچه بخواهیم با لحاظ رفتار غرب قضاوت عادلانه ای داشته باشیم می توانیم بگوییم با کنار گذاشتن آن دسته از مردم غرب که با اعتقاد نسبت به تعالیم ادیان الهی و احترام به شخصیت انسانی انسان از رفتار سنجیده و شایسته ای برخوردار هستند که به نظر می رسد غالب ساکنین مغرب زمین در زمان حاضر اینگونه هستند، مابقی که حاشیه و متن «معجون قدرت و ثروت» را در اختیار دارند، همچنان وحشی هستند.