صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۴۸۹۹۹
گفتگوی اختصاصی صبح صادق با حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خاتمی
فاطمه عبداللهى مقدمه: غدیر یادآور عهد من و توست. عهدی که سال هاست ما و پدران ما با همه وجود آن را پاس داشته ایم. غدیر داستان دیروز نیست. چراغی است که امروزمان را می افروزد و ولایت ریسمانی الهی است که همیشه و همه جا ما را به سوی خود فرا می خواند. آنکه به این ریسمان الهی درآویزد از دنیا بگسلد، آنکه سایه پرمهر و بی بدیل ولایت را بر سر گسترد، سر بر آستان هیچ کس جز خدا فرو نیاورد. هر که حق را با امام علی (علیه السلام) و اولاد طاهرینش بشناسد، در میان قرائت های رنگا رنگ و پرفریب سرگردان نگردد و آنکه عهدشکنان غدیر را به خوبی بشناسد، امروز نیز دست پر نیرنگ فرزندانشان را به یاری و بیعت در دست نگیرد. برای بررسی این واقعه عظیم و سرنوشت ساز اسلام، به خدمت حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد خاتمی رسیدیم، علی رغم مشغله فراوان با گرمی و تواضع پذیرایمان شد. ایشان متولد سال 1339 است. سال 1351 تحصیلات علوم دینی را آغاز نموده، آیت الله میرزا هاشم آملی(ره) ، آیت الله فاضل لنکرانی، آیت الله وحید خراسانی، آیت الله حاج شیخ جواد تبریزی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله حسین نوری و... از جمله اساتید او بوده اند. در فلسفه از آیت الله حسن زاده آملی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله یحیی انصاری شیرازی و یک دوره بحث فلسفی شناخت را از محضر شهید آیت الله مطهری در سال آخر عمر مبارکش در قم بهره برده است. از سال 1364 تدریس عمومی دروس حوزوی را آغاز کرد و اینک دهمین سالی است که به تدریس خارج فقه و اصول مشغول است. از وی تاکنون صدها مقاله در موضوعات قرآنی، اخلاقی، فقهی و تاریخی در روزنامه ها، ماهنامه ها و فصلنامه ها منتشر شده و بیش از ده جلد کتاب از وی چاپ شده است. 18 سال است درس تفسیر دارد و اکنون هم مشغول تدریس شرح زیارت جامعه کبیره و شرح نهج البلاغه می باشد. ایشان عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام) و عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری است ، اخیراً هم از سوی مقام معظم رهبری به امامت جمعه موقت تهران منصوب شده است. سیداحمد خاتمی با افتخار اعلام می کند که یک بسیجی است. متن این گفتگو پیش روی شماست.

* چگونگی واقعه غدیر خم و اصالت این حادثه عظیم اسلام را بیان فرمایید.
** واقعه غدیر یک واقعه تاریخی صرف نیست، بلکه واقعه تاریخی الهام بخش است که بخشی از تاریخ سرنوشت ساز اسلام می باشد. در آخرین حج پیامبر(ص)، در مسیر بازگشت در منطقه ای به نام رابق حدود 15 کیلومتری جحفه گذرگاهی بود که حاجیان از هم جدا می شدند، در غدیر که برکه آبی است، آیه نازل شد که «یا ایها الرسول بلغ ما انزل علیک من ربک و ان لن تفعل فما بلغت رسالته» پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مأمور شد به صورت رسمی در این منطقه ولایت و جانشینی امیرالمومنین علی(علیه السلام) را بعد از خودش اعلام کند. قبل از این در مناسبت های مختلف و در حدیث یوم الدار در آغاز بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وقتی امیرالمومنین سه بار بلند شد و اعلام وفاداری به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کرد آنجا هم پیامبر به صراحت فرمود علی جانشین من است، اما این مسأله بصورت رسمی در غدیر خم صورت گرفت. آنهایی که عقب مانده بودند فرمود خودشان را برسانند و به آنهایی که جلو رفته بودند فرمود برگردند. در هوای گرم ظهر که در روایات است آنقدر هوا گرم بود که مردم قسمتی از عبایشان را زیر پایشان پهن کرده بودند تا پایشان نسوزد و قسمتی از عبا را روی سرشان انداخته بودند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وقتی همه جمع شدند خطبه خواندند و فرمودند: مردم مرگم نزدیک است، من مسئولیت داشته و دارم، شما هم مسئولید، از شما سوال می کنم: مسئولیتم را انجام داده ام یا نه؟ همه گفتند: یا رسول الله شهادت می دهیم که با تمام توانتان پیام حق را ابلاغ کردید.
بعد پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: توحید را قبول دارید یا نه؟ «الستم تشهدون لااله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله» پیامبر بنده و رسول اوست بهشت حق است قیامت حق است؟ گفتند: همه اینها را قبول داریم. پیامبر فرمودند: خداوندا تو شهادت بده بعد پیامبر فرمود:
«انی تارکم فیکم الثقلین ما تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا» من دو گوهر گرانبها را بین شما می گذارم تا مادامی که چنگ به اینها بزنید گمراه نمی شوید.
یکی گفت این دو گوهر گرانبها چیست؟ پیامبر فرمود: «کتاب الله» کتاب خدا، «و عترتی» گوهر دوم عترت من است. که اینها از هم جدا ناپذیرند. جلو نیفتید از اینها که نابود می شوید و کوتاه و عقب هم نیفتید که نابود می شوید. بعد پیامبر اکرم دست امیرالمومنین را بالا گرفت به طوری که سفیدی زیر بغل پیامبر اکرم و امیرالمومنین را همه دیدند.سپس فرمود: مردم «ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم» کسی که ولایتش بر مومنان بیشتر از ولایت خودشان بر خودشان است کیست؟ «قالوا الله و رسوله اعلم» خدا و رسولش بهتر می دانند.
پیامبر فرمود: ان الله مولای و انا مولی المومنین و انا اولی بهم من انفسهم» خدا مولای من است من مولا و رهبر مومنین هستم. در یک نقلی آمده که پیامبر اکرم (ص) سه بار این اقرار پیامبر و رهبر است را گرفت، بعد از سه بار فرمود «فمن کنت مولاه فهذا علی مولاه» «هر کس من مولای اویم این علی مولای او است.»
بعد دعا فرمودند: «اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله...»
بعد از این ماجرا پیامبر به همه مسلمانان فرمود:
«بروید با علی به عنوان امیرالمومنین بیعت کنید»
طبق نقلهای قطعی تاریخی اولین و دومین کسانی که آمدند بیعت کردند، ابوبکر و عمر بودند. آمدند و با امیرالمومنین به عنوان جانشین بعد از پیامبر بیعت کردند و حتی عمر گفت «بخ بخ لک یابن ابی طالب» تبریک می گویم یا علی (اصبحت مولای) مولای من شدی (و مولا کل مومن) و مولای هر مومنی شدی
120 هزار نفر مسلمان طی سه روز با امیرالمومنین بیعت کردند، مردها دست می دادند و زنها به عنوان بیعت دستشان را به ظرف آبی می زدند که دست مبارک امیرمومنان (علیه السلام) به آن رسیده بود، این اجمالی از واقعه سرنوشت ساز غدیر است که تفصیلش را مرحوم علامه امینی در جلد اول الغدیر آورده است.
حدیث غدیر حدیث متواتر لفظی است که حتی عین عبارات در طول قرون به طور متواتر نقل شده از علمای اهل تسنن 353 نفر در کتابهای خودشان نقل کرده اند و 110 نفر از صحابی پیامبر و 26 نفر از علمای بزرگشان در مورد این حدیث کتابهای مستقل نوشته اند.
* بر چه مبنایی این روز را عید می نامند؟ و چرا گفته می شود از دیگر اعیاد برتر می باشد؟
** ما در تعریف واژه ها یک ریشه لغوی ویک معنای اصطلاحی را لحاظ می کنیم. تردیدی نیست که معنای اصطلاحی عید یعنی روز شادی، روز نشاط، هرگاه ملتی به هدیه و پیروزی بزرگی برسد، آن روز را عید می گیرد. و در آیات آخر سوره مائده است که حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) این چنین دعا کرد که:
«قال عیسی ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیداً لاولنا و اخرنا و آیه منک و ارزقنا و انت خیرالرازقین»
«بار الها از آسمان، خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از جانب تو و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.»
از این آیه استفاده می شود هر گاه خداوند بر امتی هدیه ای بفرستد آن روز عید محسوب می شود. عید یک اصطلاح است اگر این اصطلاح را توانستیم بر معنای لغوی اش تطبیق دهیم چه بهتر، ولی ضرورتی بر تطبیق با معنای لغوی اش نیست. مبعث عید بزرگ بشریت است و بهترین موهبت در بعثت به انسانیت عرضه شد:
«لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم»
«خداوند نعمت سنگین به مومنین داد» «من» به معنای اعطای نعمت سنگین است، با بعثت انسانیت معنا پیدا کرد ومسأله ولایت جزء متمم این نعمت است. یعنی بعثت منهای ولایت نعمت کامل نیست. لذا پس از آنکه امیرالمومنین علی(علیه السلام) به امامت منصوب شد بلافاصله آیه نازل شد.
«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» امروز دین کامل شد و نعمت به اتمام رسید، «و رضیت لکم الاسلام دیناً» یعنی بعثت نعمت است ولی این نعمت منهای ولایت ناقص است. پس به همان ملاکی که روز مبعث عید است، غدیر هم عید است و افضل اعیاد هم می باشد به دلیل آنکه اگر غدیر نبود فطر، قربان، مبعث پاسدار پیدا نمی کرد. پاسدار همه اینها غدیر است. رمز روایات فراوانی که می گوید: پایه های عملی اسلام چند چیز است: نماز است، روزه است و... تا می رسد به ولایت و می فرماید ولایت از همه اینها مهمتر است. ولایت کلید همه اینهاست، راهنما بر اینهاست.
در روایات صحیح ما این مضمون رسیده است. بنابراین عید سعید غدیر خم افضل اعیاد است بدلیل اینکه پاسدار عیدهای دیگر است. «اشهد انک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکوه» ما چنین اعتقادی داریم که دین با پاسداری امامان ما سلام الله علیهم اجمعین مانده و الا آنها که با دهانهای پر بادشان آمده بودند که چراغ دین را خاموش کنند، خاموش می کردند
البته می شود معنای لغوی عید را هم در این ولایت معنا کنیم که عید غدیر بازگشت انسان است به فطرتش و فطرت با دین و ولایت گره خورده، این مطالبی بود که در مورد تسمیه عید به نظر می رسد.
* چرا به صراحت در قرآن مسأله ولایت حضرت علی(علیه السلام) نیامده است؟
** اولاً آیات زیادی از قرآن شأن نزولش امیرالمومنین علی(علیه السلام) است، شاخص ترین آنها آیه 55 سوره مائده است که می فرماید: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون»
«سرپرست و رهبر شما تنها خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده و نماز را به پا می کنند و زکات می دهند در حالی که رکوع می کنند.»
همه مفسران شیعه و اهل سنت گفته اند این آیه در مورد علی(علیه السلام) است، که در حال رکوع زکات پرداختند. ابن عباس، عمار یاسر، عبدالله بن سلام، سلمه بن کحیل، انس بن مالک، عتبه بن حکیم، عبدالله بن ابی، عبدالله بن غالب، جابر بن عبدالله انصاری، ابوذر غفاری و دیگران این را نقل کرده اند. این یک آیه است، کتابی است به نام شواهد التنزیل که آن را حاکم حسکانی از علمای اهل سنت در سه جلد نوشته، در این کتاب آیاتی که شان نزولش مربوط به امیرالمومنین است آمده، بنابراین اگر کسی درپی حق است خداوند حق را به او نشان داده است. ثانیاً مگر همه دین به صراحت در قرآن کریم آمده است، ما هزاران فرع در باب نماز داریم، از نماز چقدرش در قرآن آمده است؟ اصل اینکه نماز بخوانیم واصل اینکه نمازها پنج تاست. اما اینکه نماز صبح چند رکعت است، نماز ظهر و عصر چند رکعت است، نماز را باید بلند یا آرام خواند؟ در قرآن تصریح نشده است. بنابراین بایستی دین را از قرآن و از مفسر و مبین قرآن یعنی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) گرفت اگر قرار باشد کسی بگوید همه چیز باید در قرآن می آمد، پس باید پرونده بسیاری از احکام مسلم دین را ببندیم چون در قرآن نیامده است مطلب سومی که در این زمینه گفتنی است این است که واقعه غدیر خم واقعه ای است که اتمام حجت بود و مهر پایانی بود. یعنی اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از آغاز بعثت بارها و بارها فرموده بود جانشین بحقش امیرالمومنین علی (علیه السلام) است، در محافل مختلفی که چند نفر، 5 نفر، 10 نفر، 20 نفر، 30 نفر، در آن بودند، ولی باید پیامبر به گونه ای این مطلب را به گوش جهان اسلام می رساند و از یک تریبون عمومی اعلام می کرد و هیچ تریبونی بهتر از آنگونه که پیامبر اعلام کرد نبود. و اینکه گفته می شود اگر در قرآن می آمد دیگر کسی اشکال نمی کرد باید گفت: آنها که در دنده لجبازی باشند اگر هم به صراحت در قرآن می آمد، باز هم توجیه می کردند. چنانکه بسیاری از آیاتی که شان نزولش در مورد امیرالمومنین علی (علیه السلام) است، سعی می کنند قرینه سازی کنند، یا انکار کنند. بنابراین آنچه در این عرصه ها لازم است و روحیه حق پذیری و حق مداری است، من معتقدم قرآن در مورد امیرالمومنین علی (علیه السلام) سنگ تمام گذاشته است.
* بعضی از کسانی که صدور حدیث از پیامبر را پذیرفته اند اشکال کرده اند که این حدیث دلالت بر ولایت و خلافت علی (علیه السلام) ندارد. زیرا کلمه مولی معانی مختلفی دارد؟
** شبهه، شبهه جدیدی نیست. مرحوم علامه امینی(ره) در الغدیر این شبهه را مطرح کرده اند، بله، کلمه مولی بیش از 20 معنا دارد، اما در این معانی مشترک باید دنبال قرینه بگردیم، تمام قرائن و شواهد می گوید که مولا در اینجا یعنی رهبر بخاطر اینکه هیچ معنای دیگری در این فضا مناسب نیست، چون قصه دوستی امیر المومنین نیاز به این همه تشریفات نداشت، ابوسعید خدری می گوید: ما در زمان پیامبر مومن و منافق را با محبت مولا علی (علیه السلام) می شناختیم، چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده بود: «یا علی لایحبک الا المومن و لایبغضک الا المنافق» یا علی جز مومن کسی دوستت ندارد و جز منافق با تو دشمن نیست. هر کسی با علی خوب بود می گفتیم او مومن است و هر کسی با مولا علی (علیه السلام) بد بود، می گفتیم او منافق است. بنابراین مولا با توجه مقدماتی که در این حدیث است پیامبر در آن هوای گرم جمعیت را متوقف کردند و سه روز هم برای بیعت با امیرالمومنین نگه داشتند -به معنای دوست نیست. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ابتدا این اقرار را می گیرد «الست اولی بکم من انفسکم» رهبرتان هستم یا نه؟ آن اولی بکم من انفسکم که دوست نیست بعد از اینکه رهبری پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را سه مرتبه اقرار کردند پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» این مقدمه اش است. موخره اش هم شاهد است، اگر قصه، قصه دوستی بود چه لزومی داشت که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بعد از این ماجرا بگویند، بروید با علی (علیه السلام) به عنوان امیرالمومنین بیعت کنید. شاهد دیگرش این است آنهایی که در غدیر خم بودند هیچ کس معنای دوستی از آن نفهمید حتی ابوبکر و عمر هم معنای رهبری را فهمیدند و به صراحت گفتند. «بخ بخ لک یا بن ابی طالب اصبحت مولای و مولا کل مومن» بنابراین شبهه، شبهه غیر واردی است و معنای مولا در اینجا جز معنای رهبری نیست.
* چرا از میان آن جمعیت انبوهی که در مراسم حجه الوداع شرکت کرده بودند، تنها 110 نفر صحابه پیامبر آن را نقل کرده اند؟
** اصولاً در همه قضایای تاریخی مسأله همین است. بطور مثال در انقلاب اسلامی، یک ملت به پا خاست، اما روایتگران این انقلاب چند نفرند؟ چهره های محدودی هستند. این واقعیتی است که دیدن حادثه یک چیز است و روایتگری آن چیز دیگری است. اینکه 110 نفر از صحابه نقل کرده اند، آنهایی است که به ما رسیده و الا یقیناً بیش از اینها بوده، نباید فراموش کرد که صد سال نقل حدیث ممنوع شد و جرم تلقی می شد. بسیاری از احادیث سوزانده شد، بنابراین اینکه می گوییم 110 نفر از صحابه نقل کرده اند اینها حداقل هستند. حداقل هایی که روایتهای آنها توانسته در پس این همه خفقانها، در پس این همه استبدادها، در پس این همه ممنوعیت های نشر حدیث به ما برسد، در ثانی اگر قرار است ما واقعه ای را بپذیریم اگر دو نفر هم این واقعه را نقل می کردند برای ما علم می آورد، تا چه رسد به اینکه 110 نفر نقل کرده اند. همچنین باید گفت بسیاری از کسانی که در سفر حجه الوداع شرکت داشتند اهل نقل روایت و کتابت نبوده اند و راویانی که این حدیث را نقل کرده اند بطور کلی کسانی هستند که احادیث دیگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) در اصول و فروع را نقل کرده اند. مضافاً بر اینکه گروه زیادی از مسلمانان که اهل مدینه نبودند، در جحفه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) جدا شدند و بنابراین نقلی از آنها در تاریخ ثبت نشده است.
* بعضی از کسانی که دلالت حدیث بر ولایت علی (علیه السلام) را پذیرفته اند چنین گفته اند: قبول داریم که مقصود از مولی اولویت به امامت است لیکن چون حدیث نسبت به زمان امامت تعرضی ندارد، پس مقصود این است که علی (علیه السلام) را به عنوان خلیفه آینده معرفی می کنم و آن هنگامی است که مردم با او بیعت کنند و این معنی هیچ منافاتی با خلافت سه خلیفه دیگر ندارد؟
** این با متن حدیث در تعارض است، چون متن حدیث تصریح دارد که پیامبر فرمود: من در آستانه رحلتم، دارم از دنیا می روم، می بینیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) درصدد تعیین تکلیف پس از ارتحال خودش است، درپی آن نیست که 25 سال پس از ارتحال را مشخص کند، آنچه از صدر و ذیل روایت استفاده می شود خلیفه بلا فصل بودن است. اگر سخن از 25 سال بعد از ارتحال بود، باید در جایی از کلمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خودش را نشان می داد و اصولاً از حدیث غدیر انحصار استفاده می شود. اگر قرار بود که غیر از این باشد باید ولو با اشاره، و کنایه از دیگران هم در این حدیث نام برده می شد، نه به اشاره و نه به کنایه از دیگرانی نام برده نشد. فقط از امیرالمومنین نام برده شد. متن حدیث گویای این است که می خواهد مسأله ولایت و خلافت و مسأله ولایت بلافصل را بیان کند.
* چرا با وجود آن همه تأکید پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز عید غدیر نسبت به ولایت علی (علیه السلام) و برگزاری مراسم غدیر با آن همه تشریفات هنوز بیش از هفتاد روز از آن واقعه نگذشته بود که مردم همه چیز را فراموش کردند؟
** این از عبرتهای غدیر است که شایسته تحقیق و بررسی فراوان است. راز اینکه چطور شد فراموش شد، را در این بجویید که چرا در برابر پیام حیات بخش پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقاومت شد؛ چرا سال ها دربرابر این پیام حیات بخش مقاومت کردند؟ من معتقدم که می شود با این مقایسه این راز را پیدا کرد. کسانی که از آغاز حال و هوای دیگری داشتند و خواب پوشیدن لباس خلافت را می دیدند و شیفته اش بودند و این مسأله را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هم پیش بینی می کرد، روایت متواتر دوات و قلم در آستانه رحلت گویای این واقعیت است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دیدند کسانی منتظرند تا حضرت چشم برهم گذاشت آنگونه عمل کنند که پیامبر دغدغه داشت، می دانستند که دوات و قلم اگر بیاید همان را می گوید که در غدیر فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، در آستانه رحلت، جیش اسامه تجهیز می شود و می فرماید همه باید زیر پرچم اسامه بروند. معلوم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خواست که زمینه ها برای خلافت امیرالمومنین فراهم شود ولی انگیزه های دنیایی، انگیزه های جاه طلبانه نگذاشت، به همان دلایلی که با اصل بعثت مخالفت شد. دلایل را هم باید در این جهت ببینیم که چرا بعد از 70 روز حادثه ای به این وضوح به فراموشی سپرده شد اینجاست که این تحلیل از مقام معظم رهبری جای پی گیری دارد که باید اینجا تقصیر را به گردن خواص بگذاریم. عموم مردم که در نقاط دور بودند، چه بسا با یک شایعه، با یک شعار تحت تأثیر قرار بگیرند، اما آنچه که قابل گذشت نیست اینکه چرا خواص، آن تحرک لازم را نداشتند؟ اگر خواص، آنهایی که در حادثه غدیر خم بودند، آنهایی که دیدند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دست امیرالمومنین را بالا گرفت و فرمود «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» آن تحرک شایسته و لازم را داشتند، به عقیده ما این انحراف اتفاق نمی افتاد. و نشان اینکه دنیا بود که سرنوشت را عوض کرد، در جایی که نص صریح پیامبر(ص) است که علی(ع) باید خلیفه باشد، می بینیم دعوا بین مهاجر و انصار درمی گیرد، امیر از ما باشد وزیر از شما باشد، ریشه ها را باید در دنیا طلبی ها دید.
* مهمترین پیام غدیر چیست؟
** برجسته ترین پیام غدیر، پیام ولایت و رهبری حق است. امت اسلام به همان میزان که به اصل اسلام بها می دهند به همان مقدار هم باید به مسأله ولایت و رهبری هم بهای شایسته بدهند، رهبر صالح است که امت را به سوی صلاح می کشاند، آنچنان که رهبر فاسد به سوی فساد می کشاند. «مردم به حاکمانشان شبیه ترند تا به پدرانشان.» «الناس علی دین ملوکهم» برجسته ترین پیام غدیر بها دادن به مسأله ولایت حق، به اندازه توحید است. جالب اینجاست، ما دو حدیث داریم یکی حدیث معروف سلسله الذهب است. کلمه لا اله الا الله حصنی، کلمه توحید دژ محکم من است. یک حدیث دیگر هم هست که حاکم حسکانی در شواهد التنزیل آورده «ولایه علی بن ابی طالب حصنی» ولایت علی دژ محکم من است. این یعنی آمیختگی توحید و ولایت. ما بر این تأکید داریم که ولایت اولاً و با لذات از آن خداست، بعد خداوند پیامبر را ولی قرار داده است، این شخصیت حقوقی پیامبر بعد از پیامبر منتقل شد به امیرالمومنین علی (علیه السلام). امروز این شخصیت حقوقی پیامبر متبلور در جان جانان بقیه الله الاعظم است. بر اساس مبانی ولایت فقیه که امام(ره) عظیم الشان در تبیین و تثبیت آنها عمرش را گذاشت، می گوید که در عصر غیبت کبری، ولی فقیه به عنوان نایب امام عمل می کند. براساس روایات معتبر در عصر غیبت کبری اختیاراتی را که امام معصوم به عنوان حاکم بر مردم دارد به ولی فقیه واگذار شده و اسمش را ولایت مطلقه فقیه می گذاریم.
* چگونه می توان این روز بزرگ و باعظمت را زنده نگه داشت؟
** عید غدیر را باید به اموری زنده نگه داشت، یکی جشنهای مناسب است. جشنهای بزرگ غدیر عبادتی یقینی است. مصداق تعظیم شعائر است. باید به استقبال عید غدیر برویم. اگر برای عید جشن نگیریم، چه بسا شبهه افکنان اصلش را هم منکر شوند، آنچنان که اگر شیعه در عزای سالار شهیدان عزاداری به راه نمی انداخت چه بسا اصلش را هم منکر می شدند، برپایی جشنهای مناسب- تاکید می کنم مناسب- یعنی جشنهای منهای موسیقی های مبتذل، جشنهای منهای رفتار نادرست مصداق تعظیم شعائر است. باید جشن غدیر باشکوه برپا شود، اما در کنار این جشنها قطعاً باید حادثه غدیر تبیین شود، حادثه غدیر تحلیل شود، عبرتهای غدیر تحلیل شود. بایستی برای نسل شیعه حدیث غدیر را مکرراً مطرح کنیم، چون شناسنامه شیعه حدیث غدیر است. ما نه تنها در جشنهای غدیر بلکه در مناسبتهای دیگر هم باید پیوسته بر این شناسنامه افتخار تأکید داشته باشیم، بنابراین هم باید جشنها باشد هم باید این جشنها محتوای بایسته داشته باشد.
* و نکته پایانی؟
** درباره تبیین منطقی مسأله ولایت و امامت معصومین نباید هیچ کوتاهی داشته باشیم. ما معتقدیم که ولایت امانتی است در دست ما و باید تلاش شایسته و بایسته مان را در این روابط داشته باشیم.
ولایت و امامت معصومین را به عنوان یک امانتی گرانبها در جان مسلمانان جا بیندازیم، این هیچ منافاتی با مسأله تقریب ندارد، در مسأله تقریب می گوییم شیعه و سنی در برابر دشمن مشترک بایستند، اما این به معنای این نیست که از تبیین منطقی و برهانی مبانی حقمان کوتاه بیاییم. آنچه ما داریم به عنوان این مبنای حق، امانت است و باید این امانت را به نحو شایسته به نسلهای بعدمان منتقل بکنیم.
* از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید و در این گفتگو شرکت کردید، متشکریم.

نام:
ایمیل:
نظر: