صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۴۹۸۶۵

حسین امیدی
درایت حکومتی ایجاب می کند تا زمانی که یک مشکل از خطوط قرمز عبور نکرده، به منظور مدیریت عمومی جامعه و ممانعت از بازتابهای مخرب، از بیان حقایق و جوهر مشکلات جلوگیری شود. این تدبیر تا زمانی موثر است که امکان اداره چالشها و مشکلات وجود داشته باشد مثلا حکومت آمریکا که پس از دوره جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی با یک خیز بلند پروازانه، به مدیریت دهکده جهانی فکر می کرد و تمامی پروژه های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی را در ابعاد جهانی و نظام تک قطبی طراحی کرده بود، پس از یک دهه تلاشهای زمینه ساز، در دوره ریاستی بوش به مولفه های اقتصادی هزینه این پروژه ها بی توجهی شد و رکود اقتصادی چندساله اخیر در آمریکا نیز به نحوی توجیه گردید ولی زنگ خطر بحران از ابتدای سال جدید میلادی به صدا درآمد، بوش را مجبور کرده تا شرایط فوق العاده اقتصادی را به مردم آمریکا و جامعه جهانی اعلام کند. شاید حاصل این روند همان باشد که مدودوف اعلام کرد و این بحران را سرآغاز ضرورت تفکر به یک نظام اقتصادی بین المللی بدون اتکا به اقتصاد آمریکا دانست. همین رویداد از ابتدای دهه نود در رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد ولی اعتراف بدان از زبان شیمون پرز 15 سال بعد و پس از شکست ارتش صهیونیستی در مقابل حزب الله لبنان در سال 2006 صورت گرفت. پرز در بیان دلایل ورود به مذاکرات مادرید و اوسلو گفته بود که دوران طلایی قدرتمندی ارتش به پایان رسیده و چون می دانستم، نمی توانیم در مقابل چالشها دوام بیاورم، ورود به مذاکرات را پذیرفتیم.
دو سال پس از شکست اولمرت و دستیاران حکومتی اش، ژنرال دان حالوتس و وزیر دفاع وی عامیر پرتس که همگی به علت رسوایی شکست در مقابل حزب الله از جرگه حیات سیاسی خارج شدند، اعترافهای بزرگتری که در تاریخ این رژیم بی سابقه است نیز صادر شده است. همانطور که برخی تلاش کردند ارتش را به عنوان ستون فقرات موجودیت اسرائیل مجددا با هیبت نشان دهند و در این راستا ده ها مانور نظام انجام دادند و تسلیحات مدرن آمریکایی را به خدمت گرفتند اما هیچکدام نتوانست خودباوری و توان بازدارندگی را به اسرائیل باز گرداند تلاش برای پوشاندن اعترافات اولمرت نیز بی فایده است. اولمرت در آخرین جلسه حکومتی خود اعلام کرد که شکل گیری اسرائیل بزرگ یک توهم است و در هفته گذشته پس از پیروزی خانم لیونی در انتخابات درون حزبی کادیما اعلام کرد، شکل گیری دو دولت فلسطینی و اسرائیلی یک ضرورت حیاتی برای امنیت درازمدت اسرائیل است و این صلح باید منجر به عقب نشینی اسرائیل از اراضی 1967 (جولان، قدس شرقی و کرانه باختری) گردد. اگرچه در حزب کادیما عده ای تلاش می کنند، اعترافات اولمرت را خط قرمز معرفی کنند ولی شرایط درونی و خارجی اسرائیل به نقاط عطف فروپاشی خود رسیده و اعترافات دردناک رهبران اسرائیلی نشان از غیرقابل تحمل بودن بحرانهای داخلی در اسرائیل است.
اگر «توهم اسرائیل بزرگ» را پایان تفکر توراتی در رژیم صهیونیستی بدانیم، پذیرش ضرورت عقب نشینی از اراضی اشغالی 1967، آغاز «پایان موجودیت» اسرائیل خواهد بود چرا که در تفکر توراتی از نیل تا فرات و اراضی کرانه باختری و قدس از قداست برخوردارند که در اعترافهای رهبران صهیونیستی باید کنار گذاشته شوند و آنچه مهمتر است اینکه این رژیم در اراضی 1948 نیز به دلایل زیادی قابل حیات نیست و این همان آغاز پایان است.

نام:
ایمیل:
نظر: