صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۵۰۰۵۱
«صبح صادق» بررسی می‌کند

براساس تصمیم شورای حکام در اجلاس فوق العاده ماه فوریه (بهمن)، گزارش پرونده فعالیت های هسته ای ایران همراه با 10 قطعنامه صادره، 16 گزارش مدیر کل و بیانیه های صادره در اجلاس مارس، به شورای امنیت سازمان ملل ارسال می شود.
در هفته ای که گذشت، با پایان کار اجلاس ماه مارس شورای حکام، محمد البرادعی دبیر کل آژانس، گزارش خود را همراه با قطعنامه های پیشین و بیانیه های صادره برای 15 عضو شورای امنیت ارسال کرد تا در اجلاس هفته جاری به بحث و تصمیم گیری درباره فعالیت های هسته ای ایران برسند.
در بیانیه نهایی اجلاس مارس که ریاست آن برعهده کشور ژاپن بود، این موارد از ایران درخواست شده است:
1- جمهوری اسلامی ایران باید بلافاصله تمامی فعالیت های هسته ای خود را به حالت تعلیق کامل درآورد.
2- دولت ایران باید بلافاصله مراحل ابلاغ و تصویب پروتکل الحاقی در مجلس شورای اسلامی را به سرانجام برساند.
3- باید کار احداث پروژه آب سنگین اراک متوقف و این پروژه به طور کامل تعطیل شود.
4- ایران باید فراتر از قوانین آژانس، حق بازرسی های فراگیر و گسترده را از مراکز هسته ای، نظامی و اماکنی که بازرسان آژانس درخواست می نمایند، بلافاصله صادر نماید.
5- ایران باید اورانیوم های بازفراوری شده و غنی شده خود را تحویل بازرسان آژانس نماید.
لحن آمرانه و باج خواهانه این بیانیه نشان می دهد که دنیای غرب با استفاده از مجامع به ظاهر حقوقی و بین المللی و بهره گیری از اهرم ارعاب و تهدید، چه خواب هایی را برای ملت ایران دیده است. در این مجال کوتاه، کمتر فرصتی برای تبیین ارجاع غیرقانونی پرونده ایران به شورای امنیت وجود دارد علاوه بر آنکه این روزها مستندات اقدام غیرقانونی آژانس و شورای حکام در بسیاری از مصاحبه ها و تحلیل ها ارائه شده است. براساس بندهای 53 و 47 گزارش اخیر البرادعی، انحراف فعالیت های ایران به سمت مقاصد نظامی اثبات نشده و اقدامات اصلاحی نیز از سوی ایران برای تکمیل اطلاعات آژانس صورت پذیرفته است. ثانیاً بارها البرادعی در گزارش خود یادآور شده که بررسی ها و آنالیز نمونه ها در آژانس فرایند طبیعی خود را طی می کند و لذا امکان حل ابهامات خارج از توان آژانس نیست. ثالثاً براساس بند 35 گزارش البرادعی، تمام مواد هسته ای ایران مورد بازرسی آژانس قرار گرفته و براساس بند 44 نیز روند غنی سازی در نطنز تحت پوشش اقدامات نظارتی آژانس است. علاوه بر آنکه مهمترین اتهامات مطرح شده علیه ایران توسط آمریکا و منافقین، از جمله ادعای فعالیت حتی صلح آمیز در سایت های پارچین، کلاهدوز و لویزان در بند 52 رد شده است. گزارش پرونده ایران به شورای امنیت نشان می دهد، غرب می خواهد فناوری بومی شده ای که جمهوری اسلامی ایران بدون استفاده از حقوق قید شده در اساسنامه آژانس و NPT به دست آورده، با اهرم NPT و آژانس از ملت ایران به یغما ببرد.
گزارش یا ارجاع
در تبیین وضع کنونی پرونده هسته ای ایران باید گفت برخلاف تقسیم بندی هایی که این روزها در مورد نحوه برخورد با پرونده هسته ای کشورمان در آژانس می شود و آن را به گزارش (Report) و ارجاع(Referal) تقسیم می کنند، در قوانین آژانس، چیزی به نام ارجاع وجود ندارد و هر چه هست گزارش است.
طبق ماده 12 اساسنامه چنانچه یکی از دولت های عضو غیرهسته ای، اهداف اصلی NPT را نقض کند و تأسیسات و مواد هسته ای خود را برای تولید سلاح یا دیگر ادوات انفجاری هسته ای به کار گیرد و یا با نقض ماده 2 معاهده، سلاح هسته ای تولید کند یا اقداماتی معمول دارد که بازرسان آژانس نتوانند پایبندی دولت مزبور را به تعهدات خود تأیید کنند، ضمن تعلیق حق عضویت و امتیازات دولت عضو، ممکن است کمک های ارائه شده از سوی آژانس به او نیز بازگردانده شده و مراتب تخلف از سوی شورای حکام به شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل، کنفرانس عمومی و دولت های عضو اعلام و گزارش شود.
پیش‌بینی واکنش شورای امنیت
با ارجاع یا گزارش هر موضوع به شورای امنیت، سه حالت متصور است. در حالت اول شورا گزارش را می شنود و بنا به تشخیص خود بدون اعلام نظر در بایگانی ثبت می کند مانند آنچه درخصوص گزارش «خاویر پرز دکوئیار» دبیر کل وقت سازمان ملل درباره خسارت های ایران در جنگ عراق انجام داد. در حالت دوم شورا ممکن است نظر خود را نیز همراه باگزارش ثبت و بایگانی کند و در حالت سوم اعضای شورای امنیت درخصوص گزارش با صدور قطعنامه تصمیم گیری می کنند. هر قطعنامه ای که براین اساس صادر شود قدرت اجرایی دارد و پایبندی به آن برای کشورها الزامی است.
در مورد پرونده هسته ای ایران پیش بینی می شود در مرحله اول مهلتی حدود یک ماه تا 54 روز برای اجرای قطعنامه های شورای حکام به ایران داده شود و در مرحله بعد این «درخواست» به «دستور» تبدیل خواهد شد.
شورای امنیت؛ اهرم ارعاب
نگاه غرب بویژه آمریکا به شورای امنیت، استفاده از اهرم «ارعاب» است و نه ابزار «برخورد» با ایران. ایران قرار است در شورای امنیت ترسانده شود و اگر نترسید ـ که نخواهد ترسید ـ غرب هیچ برنامه و توانی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت. براساس توصیه های تئوری پردازانی همچون برژینسکی و کیسینجر، غرب باید تمرین مدارا و همزیستی با ایران هسته ای را در دستور کار خود قرار دهد؛ چرا که در زیر بازوان فربه آن صدای خرد شدن استخوان های غرب به گوش می رسد. و اگر امروز شلتاق و هیاهویی در مسیر هسته ای شدن ایران به گوش می رسد، غرب می خواهد از ثانیه های آخر هم نهایت استفاده را ببرد تا شاید با شدت گرفتن تهدیدات و فشارها، دیپلماسی ارعاب در ثانیه های آخر جواب بدهد و ایران زیربار فشارهایی که به واقع خطی از حقیقت ندارد، بشکند و سر فرود آورد.
غرب امروز فقط نمایش انسجام می دهد و گرنه چه کسی می تواند تعارض منافع آمریکا با اروپا، روسیه، چین، هند، ژاپن و دیگر کشورهای هم پیمان را انکار کند. غرب این روزها درصدد است تصمیمات خود را در برخورد با پرونده هسته ای ایران به صورت اجماع ارائه نماید و گروهی فریب خورده در داخل کشور نیز از استراتژی فعال، هوشمندانه و منسجم و یکپارچه غرب سخن می گویند فارغ از آن که نیم نگاهی به اخبار، گزارش ها و تفاسیری که این روزها از مبادی رسانه ای غرب صادر می شود، برداشتی غیر از این را به ذهن متبادر می کند.
در این باره روزنامه انگلیسی ساندی تایمز در هفته گذشته طی گزارشی از آشفتگی استراتژیک تصمیم گیران ارشد آمریکا نوشت: «اعضای کمیته منتخب امور خارجی مجلس عوام انگلیس که برای مذاکره با مقام های آمریکایی در واشنگتن به سر می برند از دودستگی بین مقام های آمریکایی در واشنگتن در آستانه نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی ابراز شگفتی کرده اند. آنها تصریح می کنند دولت آمریکا درباره نحوه مواجهه با برنامه اتمی ایران به دو بخش تقسیم شده است که بخشی از برخورد با ایران و بخش دیگر از اتخاذ سیاست نرم دیپلماتیک حمایت می کنند. برخی چهره ها مانند جان بولتون، سفیر آمریکا در سازمان ملل از حمله گزینشی و نظامی حمایت می کنند و برخی چهره های دیگر در پنتاگون مانند «پیتر رودمن» معاون وزارت دفاع و ژنرال «کارترهام» فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در شمال عراق به نمایندگان انگلیسی گفته اند فعلاً باید مسأله را مانند یک نارنجک دستی به شورای امنیت انداخت تا ببینیم بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد(!) «مایک گیپس» رئیس کمیته نمایندگان انگلیس گفت سازمان سیا و «ریچارد لوگار» رئیس کمیته
روابط خارجی جمهوری خواهان مجلس سنای آمریکا معتقدند به خاطر نبود وضوح در تصمیم گیری شورای امنیت، باید بدون اتخاذ اعمال خشن مسأله را حل و فصل کرد... گزارش ها حاکی است به خاطر تلفات مداوم آمریکا در عراق که موجب اضمحلال دستگاه نظامی و ظرفیت سیاسی کاخ سفید شده، نومحافظه کاران ازجمله بولتون به حاشیه رانده شده اند.
سرنوشت پرونده در تهران رقم می خورد
در شماره 239 صبح صادق، به صراحت نوشتیم که «سرنوشت پرونده هسته ای ایران باید در تهران رقم بخورد» و امروز با اسکن محیط پیرامونی و بین المللی و همچنین عملکرد آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد، به روشنی معلوم شده است که در بحران های فراروی جمهوری اسلامی ایران به خصوص در پرونده هسته ای، بیش از هر چیز باید به سراغ اقناع داخلی و تقویت اراده ملی رفت تا با تکیه بر این ظرفیت ملی، به سمت اقناع بین المللی پیش رویم.
آنهایی که تصویر صحیحی از پتانسیل ها و یا باور به توانمندی های داخلی کشورمان نداشته باشند، در مسیر آینده دیپلماسی خود، برای تنش زدایی و اعتمادسازی چاره ای جز اعطای امتیازهای پی درپی نخواهند داشت. بدون همراهی ملت نمی توان از بحران هسته ای خارج شد. در برخی برهه ها، تنها کسانی نامحرم بودند که در داخل کشور به سر می بردند. حضور مردم در صحنه دفاع از منافع ملی، باعث تحکیم پایه های استقلال و انسجام داخلی، اقتدار دولت و رقم خوردن افتخارات ملی خواهد بود. بنابراین دیپلماسی ما باید ملی و در مسیری شفاف به پیش رود.
ساز جدید آمریکا
آمریکایی ها این روزها ساز جدیدی را کوک کرده و قاعده جدیدی به بازار بین الملل سرازیر کرده اند. اجرای این ساز جدید را کاندالیزا رایس، وزیر خارجه ایالات متحده برعهده گرفته که با نام «دکترین رایس» شناخته می شود. برپایه این نظریه قرون وسطایی، آراء ملت ها اگرچه می توانند نشانگر دموکراتیک بودن یک دولت و مشروعیت آن باشد ولی این مشروعیت تنها در حوزه داخلی آن کشور قابل قبول است و برای کسب «مشروعیت بین المللی» باید مواضع و عملکرد آن دولت دموکراتیک در عرصه بین المللی نیز پذیرفتنی باشد. البته خانم رایس درباره مکانیزم این پذیرش بین المللی توضیحی نداده ولی در عمل، ناهمخوانی مواضع دموکراتیک دولت یادشده با خواست آمریکا و متحدانش را نشان «عدم مشروعیت بین المللی» می داند.
بر همین اساس است که خانم رایس بارها اعلام کرده است: «مطابق مفاد NPT، برخورداری از فناوری هسته ای صلح آمیز حق قانونی ایران است ولی جامعه بین المللی ـ بخوانید آمریکا و متحدانش ـ به ایران اعتماد ندارند» برهمین اساس است که آراء مردم فلسطین به حماس را دموکراتیک می نامند ولی با استناد به اینکه حماس، رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت نمی شناسد، این نتیجه برخاسته از آرای مردم فلسطین را فاقد ـ به قول خودشان ـ مشروعیت بین المللی می دانند. این دیدگاه و دکترین قرون وسطایی، به گونه ای اعلام نشده اما قطعی، بر شورای حکام که اکثریت اعضای آن تحت سلطه آمریکا هستند سایه انداخته و برخوردهای غیرقانونی آژانس با ایران از همین نقطه ریشه می گیرد.
در واقع دنیا غرب در برخورد با پرونده هسته ای ایران، روی به نیت خوانی آورده است و با استناد به قاعده ای غیرقابل محک و آزمون مدعی شده که ما نیت ایران را از فعالیت های هسته ای ندانسته و ایران برای جلب اعتماد ما باید شفاف سازی و اعتمادسازی بیشتری از خود نشان دهد. این «اعتمادسازی بیشتر» از آن چنان ابهامی برخوردار است که هیچ مرزی بر پایان بازرسی ها و بهانه گیری های غرب وجود ندارد و هر روز با بهانه جدید می توانند جمهوری اسلامی را تحت فشار مطامع و اغراض سیاسی شان قرار دهند.
غرب در انتظار واکنش ایران
فناوری هسته ای را همانگونه که با استمداد از نیروهای جوان و متخصص داخلی به دست آورده ایم، حمایت و حراست از آن را هم باید با استفاده از ظرفیت ها و توان ملی به منصه ظهور رساند. در این میان اگر تعامل و مذاکره و نیم نگاهی به سوی شرق، غیرمتعهدها و کشورهای اسلامی داریم، به عنوان ویترین کار مطرح می باشند.
این روزها دنیای غرب، آژانس و اعضای شورای امنیت، سخت در حال رصد و به انتظار واکنش ایران هستند. کوچکترین لرزش و تردیدی در دستگاه دیپلماسی کشورمان، آنان را برای برداشتن گام های بعدی و ارائه مطالبات باج خواهانه، تشویق و ترغیب خواهد کرد. مردم ما به خوبی می دانند و دستگاه دیپلماسی ما هم باید بداند که شورای امنیت، مترسکی است که صاحبان سلطه آن را بر پا کرده اند تا نهایت سوء استفاده را ببرند. تجربه سال های دفاع مقدس که پرونده ما به جرم دفاع از آب و خاک و دین و ناموسمان بارها در این شورا گشوده شد، نشان می دهد وجود این لولوی سر خرمن، نباید دستگاه دیپلماسی ما را در تصمیم گیری و تعیین خط مشی جدید و همچنین تعیین تعاملات جدید با آژانس، اتحادیه اروپایی و روسیه تحت تاثیر قرار دهد و الا در تور بازی آمریکا و دنیای غرب گرفتار خواهیم شد.
امروز دنیای غرب به خوبی دریافته است که اگر کشوری در معرض تهدید قرار گیرد برای دفاع از مرز و بوم خود، هیچ مرزی را نمی شناسد. اگر منافع ملت ایران
به خطر افتد، هیچ دلیلی برای آرامش و امنیت دنیای امروز خصوصا کشورهایی که امنیت جمهوری اسلامی ایران را به مخاطره افکنده اند وجود ندارد.
از پل گذشته ایم
توان و تسلط جمهوری اسلامی ایران بر فناوری هسته ای حقیقتی اثبات شده است. مجموع گزارش های آژانس نشان می دهد که ما «از پل گذشته ایم» و از مرحله اکتشاف و استخراج اورانیوم تا غنی سازی اورانیوم به دست جوانان برومند این ملت به دست آمده و انجام می شود. بنابراین هرگونه ابهام پراکنی در عدم توانمندی کشورمان در صنعت هسته ای و یا عدم برخورداری از منافع استراتژیک اورانیوم و یا اعلام عدم نیاز به این انرژی استراتژیک و پاک، علاوه بر آن که مغایر با استنادات آژانس می باشد، نشانه ناخوشایندی از ناآگاهی و یا خیانت به تلاش دانشمندان میهن و غرور ملی ایرانیان است.
اکتشافات جدید در حوزه معادن اورانیوم، در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران را در ردیف پنج کشور برتر جهان قرار داده است و میزان خلوص برخی از این معادن، در دنیا بی نظیر است به گونه ای که به جای حفاری های چند صدمتری در زیر زمین، به سهولت قابل برداشت از سطح زمین می باشد. برخورداری از حداقل 5/3 میلیون تن اورانیوم در کشور، ایران را به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر استراتژیک در سطح دنیا تبدیل نموده است.
برخورداری از فناوری هسته ای هم تبدیل به یک خواسته ملی شده است و این خواسته ملی فارغ از تمامی سلایق و علایق متعدد فکری جامعه، حتی برای نسل های آینده هم ضروری برشمرده شده است. در حالی که قدرت های بزرگ اتمی به جای عمل به ماده شش پیمان NPT برای از بین بردن تسلیحات اتمی، آشکارا در پی تولید بمب های مینیاتوری هسته ای هستند و برآنند اجازه دستیابی سایر ملت ها به حداقل حقوق خود برای استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی راندهند. کافی است بدانیم که براساس مطالعات آژانس بین المللی انرژی، ذخایر فسیلی کشورهایی مثل ایران و عربستان نیز از سال 2025 باید برای مصارف داخلی به عنوان ذخیره استراتژیک حفظ شود. بدیهی است که در آن زمان، قدرت های جهان به جای متحمل شدن هزینه های حمله نظامی، با توزیع دلخواه انرژی های نوین بویژه انرژی هسته ای، سایر کشورها را به کنترل و انقیاد خود وادار می نمایند. مهم ترین وجه ایستادگی دولت و ملت ایران در مقطع فعلی، تضمین ایرانی قدرتمند و توانمند برای آینده است که جهت تامین نیازهای اولیه خود در برابر سلطه جویان سر فرود نیاورد. مقطع فعلی اگر به درستی تحلیل شود، اهمیت آن قطعا از دهه 20 و ملی شدن صنعت نفت بیشتر است و ما دوست داریم فرزندان ما در آینده به این نکته افتخار کنند که ما حقوق و منافع آنان را به خاطر فشارهای بی منطق و زورگویی های بیگانه معامله نکردیم.
واقعیتی به نام ایران هسته ای
مذاکرات 30 ماهه ایران و اروپا، ظرفیت این اتحادیه را از حیث تصمیم سازی مستقل و تغییر معادلات به خوبی نشان داد. اروپا در طول مذاکرات نشان داد که هنوز نتوانسته است از نقش یک دلال و واسطه فراتر رود. اروپا نشان داد که ناتوان تر از آن است که جلوه می نماید. جمهوری اسلامی ایران هم فهمید که در ترسیم روابط استراتژیک با واسطه ها فقط می توان سخن گفت
اما با آنها نمی توان به تصمیم و نتیجه قطعی رسید. مثلت تروئیکای اروپا در واقع مربعی است که ضلع آمریکای آن در خارج از بازی قرار دارد اما بیش از آن سه بازیگر در درون میدان موثر عمل می کند.
دنیای غرب از یک طرف با انزوای بین المللی ایران و از سوی دیگر با به راه اندازی جنگ قدرت در داخل و رکود اقتصادی، درصدد ناکارآمد نشان دادن دولت جدید است. دشمنان و بدخواهان نظام با فاصله اندازی میان دولت و مردم و اختلاف میان نخبگان، می خواهند دولت را در پیگیری اهداف هسته ای دچار تردید نمایند. یکجانبه گرایان دنیای امروز به تجزیه و تضعیف ایران می اندیشند. آنها درصدد بالکانیزه کردن منطقه خاورمیانه هستند. آمریکا به دنبال آن است که علاوه بر راهبرد فشار از بیرون، راهبرد مخالفت با فناوری هسته ای در درون ایران را نیز ساماندهی کنند.
یکی از استراتژی های غرب در برخورد با فعالیت های هسته ای کشورمان، برمبنای بازی در درون زمین ایران و در داخل ساختار سیاسی و جمهوری اسلامی ایران چیده شده است و سوت شروع این بازی، با اعلام مواضع بر حق رئیس جمهور کشورمان در همایش جهان بدون صهیونیزم زده شد. باید به هر طریق ممکن، میدان مناقشه با غرب را از مرزهای جمهوری اسلامی ایران خارج کرده و خاکریز اول دفاع دیپلماسی را در زمین غرب ایجادکرد. باید از ظرفیت های موجود در عرصه دیپلماتیک که غربی ها استاد بهره گیری و بهره مندی از آن هستند و اصلا فلسفه وجودی دستگاه های بین المللی را بر این اساس تعریف نموده اند، نهایت بهره برداری را نمود.
همانگونه که وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده، سیاست غرب بویژه آمریکا در قبال ایران هسته ای، درازمدت و گام به گام می باشد. بنابراین هرگونه شتاب و عجله در برابر سیاستی که ممکن است عمری به درازای 10 ساله داشته باشد نه به صلاح است و نه به مصلحت.
غرب در این سال ها، همواره سعی داشته تا خود را به عنوان نماد جامعه بین المللی نشان دهد و با ترسیم گفتمانی مطلق انگارانه و تقسیم جهان به خیر و شر مطلق، مذاکراتی همراه با تهدید که به نوعی ارسال ابلاغیه طرف مقابل به تیم مذاکره کننده ایرانی بود را با کمترین هزینه ممکن و بیشترین امتیازات به نفع خود مصادره نماید. یکی از بزرگترین مشکلات تیم دیپلماسی و مذاکره کننده ما در سالیان اخیر این بود که اقدام به بزرگنمایی تهدیدها کرد و تحت تاثیر این تهدیدها به مسأله هسته ای کشورمان با رعب و وحشت نگاه کرد و اروپا از دیپلماسی اعطای فرصت های پی درپی سود جست. باید باور کرد که غرب فقط نمایش جدی بودن می دهد و هزینه دخالت های مستقیم در ایران آن قدر بالاست که هیچ بلوک و اتحادیه ای توانایی تحمل آن را ندارد.
در عین حال نباید امیدواری های فاقد منطق داد. باید در برابر تهدیدات و فشارها و بلوف های دشمن آن قدر آماده بود که مجالی برای غافلگیر شدن باقی نماند. غرب می خواهد ما را به موضع غریق کشانده و سپس در نقش غریق نجات ظاهر شود. باید جرأت و جسارت هر گونه اقدام را از طرف مقابل گرفت. امروز بهترین زمان ایستادگی در برابر زیاده خواهی های غرب است و در این فرصت پیش آمده باید به موقعیت ژئواستراتژیک رسید تا غرب در بحث هزینه و فایده نتواند برخورد و رویارویی با جمهوری اسلامی ایران را تدارک ببیند. امروز هراس غرب از ملتی است که جهش ها را در میدان بازی می شناسد و استاد تبدیل تهدیدها به توانمندی هاست. غرب امروز هیچ چاره ای جز پذیرش ایران هسته ای ندارد چرا که ایران هسته ای یک واقعیت است.

نام:
ایمیل:
نظر: