صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۵۰۰۶۷

بسم الله الرحمن الرحیم

با صدور قطعنامه 1835 شورای امنیت تعداد قطعنامه های صادره در خصوص پرونده هسته ای ایران به 4 فقره رسیده است . لازم به نظر می رسد پیامدهای احتمالی این پدیده مورد بررسی دقیق و کارشناسانه قرار گیرد و احیانا تغییراتی در مواضع و عملکردها را باعث شود.

درک ماهیت اهداف و مفهوم این قطعنامه نخستین گام در راه شناخت بهتر از روند تحولات منجر به صدور قطعنامه است . پس از بحران گرجستان شاهد رویاروئی سیاسی مسکو ـ واشنگتن در مقیاس وسیعی در سطح سیاسی ـ تبلیغاتی بوده ایم . اگرچه مسکو در بعد نظامی سریعا در « اوستیای جنوبی » وارد عمل شد و نه تنها اوستیا را پس گرفت که حتی با بمباران فرودگاه تفلیس و پیشروی به سوی مرکز گرجستان قابلیت واکنش سریع خود را نخستین بار پس از فروپاشی اتحاد شوروی به نمایش گذاشت .

تحلیل ها بر این نکته استوار بود که بحران گرجستان باعث واگرائی در مناسبات مسکو ـ واشنگتن خواهد بود. البته این تحلیل مبانی قابل قبولی دارد ولی نباید از نظر دور داشت که حتی در اوج رواج جنگ سرد هم شرق و غرب در خصوص مسائل پیرامونی بویژه مسائل مربوط به دنیای اسلام « اشتراک نظر نسبی » داشتند و به تعبیر زیبای شهید مطهری دو تیغه یک قیچی را تشکیل می دادند. این نکته اگرچه پس از پایان جنگ سرد ظاهرا در هاله ای از ابهام قرار گرفته ولی مواضع مشترک روسیه و چین با کشورهای غربی در خصوص قطعنامه اخیر به خوبی نشان می دهد که پکن و مسکو اگرچه در برخی موارد اختلافاتی با غرب دارند و ممکن است درشرایط سیاسی متفاوت این اختلافات عمیق تر و علنی تر شود ولی بهرحال هر دو کشور براساس منافع محاسبات و ملاحظات خود موضع گیری می کنند و دل بستن به اختلافات شرق و غرب در قلمرو تامین منافع ملی ما چندان اطمینان بخش نیست .

با اینهمه قطعنامه 1835 حاوی حرف تازه ای نیست و صرفا در حد کپی برداری و تکرار قطعنامه های گذشته است . مفاد این قطعنامه نشان داد که اجماع گذشته در این مقوله در چارچوب 1 +5 اگرچه دچار تنش های شدیدی شده ولی هنوز به طور کامل ازهم نپاشیده است . با درنظر گرفتن اینکه هدف اصلی طرفهای غربی از این قطعنامه تصویب « تحریم های بیشتر » علیه ایران بود ولی اجماعی در این مورد حاصل نشد و از این دیدگاه قطعنامه جدید فقط در حکم « درجازدن » ارزیابی می شود. این پدیده به خودی خود معنی و مفهوم روشنی دارد و نشان می دهد که گروه 1 +5 در زمینه اجماع جدید با موانع جدی مواجه است و برای برداشتن گامهای جدید توافق عمومی حاصل نشده است . بدین ترتیب قطعنامه 1835 دارای متنی با حرفهای تکراری است و طبعا پاسخ آنهم چیزی جز تکرار مواضع متین و منطقی جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. انکار نمی توان کرد که تکرار همین پدیده بایستی حساسیت ما را در قبال تحولاتی که در آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت رخ می دهد افزونتر کند و نباید اجازه دهیم که آژانس و برخی کشورهای زورگو بتوانند امنیت ملی ما را خدشه دار کنند. این بدان معنی است که بایستی راهکار مواجهه با ترفندهای آمریکا و دنباله های اروپائی اش مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد و با درایت تدبیر آینده نگری و دقت عمل بیشتر مورد تجدیدنظر جدی واقع شود. ما می توانیم و بایستی بتوانیم در عین حفظ اصول در جهت تضمین حقوق خود در این مقوله گام برداریم و این نکته را همچنان به اثبات برسانیم که فعالیتهای هسته ای ایران صلح آمیز است و ضمن حفظ تعهد به ان پی تی بایستی از تمامی حقوق مصرحه در این پیمان برخوردار شویم و بر روی حقوقمان استوار و ثابت قدم ایستاده ایم .

روشن است که از ابتدای کار کشاندن پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت یک انحراف بزرگ بود و این اقدام نه تنها هیچگونه توجیهی نداشت بلکه روندی غیرحقوقی و غیرقانونی را طی کرد. طبعا هنوز هم اصرار برای نگهداشتن پرونده ایران در شورای امنیت و صدور قطعنامه های جدید نمی تواند توجیهی منطقی داشته باشد و بایستی به آژانس بین المللی انرژی اتمی بازگردد و در مسیر عادی خود قرار گیرد. این بدان معنی است که حرکات دیروز و امروز آژانس در مسیری خلاف این روال مورد انتظار فاقد مبانی حقوقی است و باعث بی اعتمادی بیشتر ملت و نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.

آمریکا و دنباله های اروپائیش تا دیروز آژانس و شورای حکام را « بازیچه » کرده بودند و امروزه سعی دارند شورای امنیت را به « اهرم فشار » علیه ایران تبدیل نمایند که البته اقدامی بیهوده و بی حاصل است .

ما رمز اصلی این فشارها و خصومتها را کشف کرده ایم و می دانیم که اصرار کنونی زورگویان برای جلوگیری از پیشرفت و ارتقا سطح علمی ـ تخصصی ایران است . آنها می خواهند نگذارند ایران اسلامی در قلمرو فناوریهای نوین پیشتاز شود و الگوی ملتها و کشورهای در حال توسعه معرفی گردد. دقیقا به همین دلیل است که سعی دارند نه تنها ایران را بلکه سایر کشورهای در حال توسعه را از ورود به قلمرو « علوم و فنون ممنوعه » ! بازدارند و اجازه ندهند که آنها در 4 رشته از علوم و فنون زیر وارد مراحل پیشرفته شوند .

1 ـ علوم و فنون هسته ای

2 ـ بیوتکنولژی

3 ـ علوم و فنون مرتبط با صنایع موشکی

4 ـ علوم و فنون هوا ـ فضا

تصادفی نبود که مذاکره کنندگان اروپائی در سالهای گذشته از هیئت ایرانی می خواستند متعهد شود حتی علوم فنون هسته ای و مسائل مرتبط را در دانشگاههای تدریس نکند و از متون درسی دانشگاهی نیز حذف نماید! در نظر داشته باشیم که این نکته ها در پرونده مذاکرات فیمابین ثبت و ضبط شده است که ایران حتی از ورود به فاز صلح آمیز علوم و فنون اتمی هم بایستی انصراف دهد!

هیچکس این عبارات گستاخانه را از مقامات رسمی آمریکا فراموش نکرده است که می گفتند و هنوز هم تکرار می کنند که « ایران با در اختیار داشتن آنهمه منابع نفت و گاز دیگر نیازی به انرژی اتمی ندارد »

در این زمینه 4 نکته وجود دارد که بایستی به دقت مورد توجه قرار گیرند .

1 ـ تشخیص اینکه ایران با درنظرگرفتن توانمندیها منابع و ظرفیتهایش به چه چیزی احتیاج دارد ربطی به آمریکا اروپا و حتی چین و روسیه ندارد. این موضوعی است که هر کشور دارای حق حاکمیت بدون بحث و مذاکره با دیگران از این حقوق برخوردار است و این مسئله هرگز قابل بحث و مذاکره نیست .

2 ـ قابل توجه است که واشنگتن همزمان با این ادعا هنوز هم با اعمال تحریمات مختلف و جاری فعالیتهای ایران در قلمرو نفت و گاز را هم تحت فشار قرار داده و هدف گرفته است . واشنگتن با این رفتار و مواضع پرتناقض چگونه انتظار « اعتماد » از ایران را دارد

3 ـ همین روزها شاهد تصمیمات و اقدامات بنیادی آمریکا و اروپا و سایر کشورها برای توسعه دادن به نیروگاههای هسته ای و احداث نیروگاههای اتمی جدید هستیم که از یکطرف بار آلودگی زیست محیطی ناشی از مصرف سوختهای فسیلی را کاهش دهند و از طرف دیگر وابستگی به سوختهای فسیلی را مهار کنند. در اینصورت چگونه می توانند دیگران را از اتخاذ همین تصمیمات بازدارند

4 ـ مواضع خصومت آمیز آمریکا و دنباله های اروپائیش علیه فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران در حالی صورت می گیرد که اصل پیشنهاد فروش نیروگاههای هسته ای به ایران را « هنری کیسینجر » وزیر خارجه وقت آمریکا در دوران رژیم ستم شاهی مطرح کرده بود ولی امروزه واشنگتن بخاطر استقلال ایران و خروج از قلمرو سلطه جهنمی آمریکا با آن به مخالفت برخاسته است . بعلاوه در ماههای اخیر « نیکلا سارکوزی » در جریان دوره گردی سیاسی خود موفق به فروش نیروگاههای اتمی به چند کشور منطقه و کسب دهها میلیارد یورو درآمد شده باید پرسید که واشنگتن و دنباله های اروپائیش این « سیاست دوگانه » و پرتناقض را چگونه توجیه می کنند که از فروش نیروگاههای اتمی به کشورهائی که حتی عضو « ان پی تی » نیستند حمایت می نمایند ولی در آن واحد می خواهند از راه اندازی نیروگاهی که 30 سال پیش بایستی راه اندازی می شد جلوگیری کنند

نام:
ایمیل:
نظر: