در روزهای اخیر شواهد فزایندهای از افزایش توتالیتاریسم در عرصههای سیاسی و رسانهای ایالات متحده به چشم میخورد. کل جهان غرب به رهبری ایالات متحده از رژیم گرجستان که به اوستیای جنوبی حمله کرده، پایتخت 50 هزار نفری آن را ویران نموده و 1500 مرد، زن و کودک و چندین صلحبان روسی را به قتل رسانده، حمایت کردهاند. از سوی دیگر، ایالات متحده با بسیج ناوگانهای هوایی و دریایی خود در سواحل ایران رویه تهدید آمیزی را شروع کرده است.
نیویورک تایمز نیز با انتشار مطلبی از یک مورخ برجسته اسرائیلی، خواستار سوزاندن هستهای ایران شد. تمامی رسانههای عمومی عمده آمریکا نیز تبلیغات سازمان یافته علیه چین را افزایش داده و ضمن پشتیبانی از یک گروه تروریستی و جدایی طلب، افکار عمومی را برای آغاز یک جنگ سرد جدید، تحریک نمودهاند. شکی نیست که این موج جدید تهاجم امپریالیستی و لفاظی ستیزهجویانه برای گمراه کردن مخالفتهای داخلی و منحرف ساختن افکار عمومی از بحران عمیق اقتصادی، انجام میگیرد.
فایننشال تایمز سابقا لیبرال مسلک و تریبون روشن بین نخبگان اقتصادی (برخلاف وال استریت ژورنال نومحافظهکار و ستیزهجو) در برابر این وسوسههای تمامیت خواهانه - نظامیگرا، مقاومت کرده بود. ولی مقاله اصلی ضمیمه آخر هفته فایننشال تایمز به اعترافات اجباری یک مظنون حملات یازده سپتامبر که از طریق 5 سال شکنجه هولناک در سلولهای زندانهای مخفی گرفته شده، پرداخته است. تایمز برای رساندن مطلب خود، عکس نیم صفحهای اغراق آمیزی از جرج تنت، رئیس سابق سیا به چاپ رسانده که در آن، وی را به صورت یک زندانی نامرتب، گیج و پشمالوی میموننما به تصویر کشیده است. نوشتار نویسنده مطلب، چنین اعتراف میکند: فایننشال تایمز قبول میکند تا ابزار تبلیغاتی سیا در راستای بد نام کردن مظنون مورد نظر باشد، در حالی که محاکمه وی بر اعترافاتی که از طریق شکنجه گرفته شده، مبتنی است.
مقاله مذکور از ابتدا تا انتها صریحا اذعان دارد که متهم ردیف اول یعنی خالد شیخ محمد، مغز متفکر خود گفته حملات یازده سپتامبر است. نصف اول مقاله، مملو از مسائل پیش پا افتاده بوده و برای فراهم نمودن احساسات انسان دوستانه نسبت به دادگاه و روند آن، تدوین شده است. نقطه عزیمت اصلی مقاله برای محکومیت متهم، اعتراف خالد، میل وی به شهادت، بر عهده گرفتن دفاع از خود و از حفظ خواندن قرآن است. بخش اصلی مدعای دولت آمریکا، اعترافات خالد میباشد. شواهد دیگر، غیر مستقیم، مبتنی بر شایعات و بر مبنای استنباطات برگرفته از حضور خالد در جلسات خارجی بوده است.
منبع اصلی اطلاعات فایننشال تایمز یعنی یک خبرچین ناشناس و آگاه از برنامه بازجویی سیا بر دو واقعیت اساسی دلالت دارد: 1) اینکه سیا قبل از بازداشت خالد تا چه حد از وی بیاطلاع بود و 2) اینکه خالد بسیار بیشتر از دیگران مقاومت کرده است.
به عبارت دیگر، نه تنها شواهد واقعی سیا از طریق شکنجه به دست آمده است (سیا خود به غرق مصنوعی اعتراف میکند- شیوه شرم آور شکنجه که فرد را تا حد مرگ پیش میبرد.) اینکه خالد به کرات اتهامات خود را رد میکرد و فقط پس از 5 سال شکنجه در زندانهای مخفی لب به اعتراف گشوده، کل این محاکمه را به عنوان موردی از رویه قضائی توتالیتر، ترسیم میکند. جای تعجبی نیست که خالد با از سر گذراندن شکنجه به دست بازجویان قضائی و مواجهه با اتهاماتی که از اعتراف زیر شکنجه به دست آمدهاند، وکیل نظامی منصوب شده از طرف دادگاه را رد کرد. وکیلی که خود جزئی از سیستم زندانهای مخفی، شکنجه و دادگاههای فرمایشی است. به جای اینکه خالد را به دلیل رد یک وکیل، به عنوان یک جزم اندیش ترسیم کنیم، باید اعتراف کنیم که وی در حق خویش برای حداقل محافظت از فضا و زمان محدود اختصاص یافته به وی برای بیان اعتقاداتش مصمم بوده و حتی حاضر هست در راه باورهایش، مرگ را پذیرا شود. اعترافات گرفته شده از طریق شکنجه، بویژه پس از 5 سال حبس انفرادی، در هیچ دادگاهی اعتبار ندارد. آنچه که فایننشال تایمز، «ابرتروریست» مینامدش، اعتراف به وجود فردی است که از شکنجههای خارج از تحمل انسانی، رنج برده و برای پایان هستی هولناک و غیر انسانی خویش به مرگ چشم دوخته است.
استقبال فایننشال تایمز از سیا و شواهد اجباری و قهری و بنابراین کاربرد شکنجه، دقیقا آنان رادر اردوگاه دولت توتالیتر قرار میدهد. چرخش به راست فایننشال تایمز، چرخش اروپا به سوی مواجهه نظامی ایالات متحده با روسیه و حضور نظامی در لهستان، جمهوری چک، کوزوو، عراق و گرجستان را نشان میدهد. فایننشال تایمز بوسیله مشروعیت بخشی به شکنجه، راه را برای ورود اقدامات قضائی توتالیتر، بازداشتهای خودسرانه، زندانهای مخفی، حبس انفرادی طولانی مدت، شکنجه، دادگاههای فرمایشی و سلسله مقالات لاپوشانی، به زندگی سیاسی عادی غرب، باز کرده است. فاشیسم آرام انگلیس نیز به اندازه نسخه ناآرام آمریکاییاش، مشمئز کننده است.
منبع: Counter currents. org