صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۵۰۴۰۲
صبح صادق بررسی می کند

رضا گرمابدری
نه مثل گذشته
یکی از دستاوردهای تحولات پی درپی در جهان امروز پیدایی این تصور در اذهان عمومی و بویژه رهبران کشورها است که «می توان به گونه ای دیگر بود» معنای این تصور که چندان هم دور از واقعیت نیست این است که با مشاهده و مستند قرار دادن تحولات در بسیاری از کشورها که امروزه در گروه کشورهای پیشرفته قرار دارند، می توان به آرزوی شبیه شدن به آنها جامه عمل پوشاند. این خواسته رهبران این کشورها را به تکاپو واداشته تا راه های دستیابی به هدف را مورد شناسایی قرار دهند. این حرکت نوپا با وجود ابتدایی بودن موج بزرگی را به سوی کرانه دریای آرامش کشورهای قدرتمند هدایت کرده تا جایی که انگیزه آنها را برای حفظ برتری افزایش داده و آنها را هشیارتر نموده است. این حرکت جهانی که نو بودنش بیشتر به ولع و اشتهای کشورهای عقب نگه داشته شده برای سهیم شدن در موقعیت و امکانات در اختیار کشورهای پیشرفته است ، یک تقابل ذاتی میان این دو گروه از کشورها ایجاد کرده که به رفتار آنها دو هویت متفاوت داده است، هویتی که می تواند برای سالهای طولانی شاخص و معیار تمایز این دو گروه از کشورها باشد. این وضعیت در ادامه می تواند شاهد این نکته باشد که کشورهای تازه به خود آمده به جد درصدد یافتن عواملی باشند که آنها را به کشورهای قدرتمند نزدیک کند و فاصله طولانی میان آنها را کاهش دهد و کشورهای قدرتمند نیز بی وقفه تلاش می کنند که در ماهیت مسئله تغییری ایجاد نشود هر چند روند شباهت های ظاهری رو به افزایش باشد و چه بسا موضوع دوم را به عنوان حفظ موضوع اول تعمدا ترویج کنند و برای آن پذیرای هزینه های سرسام آور نیز باشند. در این تقابل در حوزه کشورهای ضعیف آنچه که مهم است یافتن عوامل و امکاناتی است که بتواند برای آنها اعتبار ایجاد کند. در این خصوص موقعیت کشورها بسیار متفاوت است، لکن مهم این است که هر کشوری در کشف داشته های خود و چگونگی استفاده از آن در جهت قرار گرفتن در تراز کشورهای قدرتمند موفق عمل کند.

درباره نفت
این مهم درخصوص ایران از یک زاویه حداقل در مورد بهره مند بودن ایران از موهبت عظیم الهی درخصوص نفت و گاز معنا می یابد. نگاهی گذرا به آنچه که پیرامون جهان و انرژی بیان شده و می شود کافی است تا درباره نفت و گاز ایران بازاندیشی صورت گیرد.
- کلمانسو در خلال جنگ جهانی اول گفته بود:« هر یک قطره نفت ارزش یک قطره خون سرباز ما را دارد.» اهمیت این عبادت توجیه کننده رفتار ظالمانه و جابرانه آمریکا، انگلیس و فرانسه برای تسلط برمنابع نفتی و زمینه سازی برای شکل گیری جنگ جهانی دوم است.
تجارب نفت خام از نظر ارزش پولی 10 درصد از مجموع تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است. ( البته این درصد مربوط به پیش از افزایش شدید قیمت نفت در ماه های اخیر است) که در مقایسه با کالاهای تجاری دیگر مثل گندم به 3 تا 4 درصد سهم از کل تجارت جهانی اهمیت آن در تامین سرمایه برای کشورهای دارای نفت و در جهت رشد اقتصادی بیشتر نمایان می شود.
- امروزه بیش از 70 درصد از انرژی مورد نیاز انسان را نفت و گاز تامین می کند.
- اوپک با دارا بودن بیش از 75 درصد ذخایر جهان و عمر تولید 90 ساله بالقوه می تواند سهم قدرتمندی در سیاستهای جهانی انرژی داشته باشد.
- نفت کالای استراتژیک است و تحریم و یا کاهش آن ابزاری برنده و کارا می باشد. اوپک می تواند از قدرت بالقوه خود استفاده نموده و با هم رایی تبدیل به یک قدرت تعیین کننده سیاسی شود. حال آنکه اعمال چنین فشار و دستیابی به قدرتی برای اعضای آن به شکل جداگانه امکان پذیر نیست.
تعرفه های سنگین کشورهای صنعتی به نفت وارداتی تا میزان 30 درصد بیشترین درآمدهای مالیاتی را از آن آنها می کند.
مطابق آخرین سنجشها منابع نفتی تا پنجاه سال آینده و منابع گازی تا دویست سال آینده قابل بهره برداری می باشند. در شرایط فعلی 62 درصد ذخایر قطعی شناخته شده نفت در منطقه خلیج فارس قرار دارد.
طبق پیش بینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در دو دهه آینده مصرف جهانی نفت به میزان 50 درصد افزایش یابد و از 85 میلیون بشکه در روز در سال 2005 به 118 میلیون بشکه در روز در سالی 2025 خواهد رسید و مصرف نفت آمریکا در همین دوره زمانی از 20 میلیون بشکه در روز به 29 میلیون بشکه خواهد رسید و سهم خالص واردات نفت آمریکا از 53 درصد به 70 درصد افزایش خواهد یافت.
به پیش بینی اداره اطلاعات انرژی آمریکا مصرف انرژی در کشورهای در حالی توسعه تا سال 2025 دو برابر خواهد شد اطلاعاتی مشابه آنچه که ارائه شد بسیار است فصل مشترک این دسته از اطلاعات این است که برای رسیدن به جهان حداقل 20 سال آینده باید از مسیر انرژی و بویژه نفت و گاز گذشت. بازاندیشی درخصوص نفت و گاز با تکیه بر اطلاعات پیش گفته این مقدار از مصرف انرژی در ایران را برنمی تابد که جمعیت ایران حدود یک بیستم جمعیت چین باشد، اما مصرف انرژی اش بیشتر از آن کشور.
اگر در این بازاندیشی به اینجا برسیم که این موهبت عظیم الهی حدودا 20 سال دیگر با ایران اسلامی همزیستی خواهد داشت و به عبارتی یک فرصت 20 ساله طلایی را در اختیار ایران قرار خواهد داد، این سوال پیش می آید که با یاری گرفتن از نفت و گاز چگونه می توان از این فرصت طلایی بهره شایان برد؟

ماهیت اولیه
تا زمانی که ماهیت اولیه در اندیشه و نظر تصمیم گیران باشد ، نفت یک کالای اقتصادی است که باید با همه مشتقات آن را استخراج و صادر کرد و در ازای آن ارز خارجی دریافت نمود و نیازهای داخلی را تامین کرد. کار و عادت زشت و ناپسندی که از حدود صد سال پیش که اولین چاه نفت ایران در مسجد سلیمان حفر شد آغاز گردید و همچنان ادامه دارد. در طول این صد سال حداکثر دو اقدام موثر معطوف به همین ماهیت اولیه انجام گرفت، یکی ملی کردن آن و دیگری روی آوردن به فرآورده سازی و پرهیز از صدور نفت خام به شکل مطلق .ره سپردن در این مسیر که کاملا موافق میل نفت خواران سلطه جو است زودتر از حد تصور فرصت 20 ساله را از ایران سلب خواهد کرد. پس باید به فکر چاره بود. کلید این چاره صرفه جویی سختگیرانه است. این رویکرد نیک نیز همچنان در تبعیت از مسیر گذشته است اما در چهره ای کاملا اصلاح شده و مورد قبول . این اقدام برفرض اجرا و موفقیت حداکثر می تواند حرکت چرخ دنده های نظام در داخل را تضمین کند برای حرکت چرخ دنده های نظام در خارج باید در پی ایجاد ماهیت ثانوی برای انرژی ایرانی یعنی نفت و گاز بود.

ماهیت ثانویه
ماهیت ثانوی نفت و گاز هنگامی ایجاد می شود که به نفت وگاز با دید کالای اقتصادی نگاه نشود. یعنی باید از این توجه که نفت و گاز صادر می شود تا ارزی حاصل آید اجتناب کرد. در این مقوله باید نفت و گاز را دو عنصر و عامل قدرتمند امنیتی و امنیت آور دید و بر آن مدیریت امنیتی اعمال کرد. اصرار بر اعمال چنین مدیریتی بر انرژی ایرانی، به معنای فقدان آن در گذشته نیست بلکه به این معناست که با وجود چنین نگاهی به نفت در گذشته، این نگاه محوری و مطلق نبود و اجرای آن در تبعیت از شرایطی بود که خارج از اختیار مقامات و مسئولان بود. حال آنکه در بحث حاضر توصیه و پیشنهاد این است که اولویت ماهیت ذاتی و ماهیت ثانویه جابه جا شود که در این صورت با همکاری برخی از کشورهای صادر کننده نفت، جای خیلی از مسایل مهم در نظام بین الملل تغییر پیدا خواهد کرد. نفت و گاز بسیار بیش از آنکه می توانند با سوختن انرژی آزادکنند، قادر هستند با توجه به ماهیت ثانویه آنها امنیت بیافرینند و تحول ایجاد کنند. این ویژگی مغفول مانده امام (ره) را بر آن داشت تا در سالها پیش برای به زانو در آوردن رژیم جعلی صهیونیستی پیشنهاد کنند که کشورهای عربی به مدت 24 ساعت شیر لوله های نفت خود را بر روی جهانخواران ببندند. یکی از اصول مسلم مبتنی بر تجربه یکصد سال اخیر این است که چنانچه صاحبان منابع نفتی و گاز بر این داشته های ارزشمند مدیریت امنیتی نکنند، این دو منبع مهم انرژی کانون ایجاد ناامنی خواهند شد تاریخ گذشته ایران، کشورهای خلیج فارس و عراق دیروز و امروز گواه برجسته این ادعا است. حساسیت و رویکرد آمریکایی ها به این موضوع پندآموز است. بوش جمعی از دولتمردان آمریکایی را در قالب گروه توسعه سیاست ملی انرژی، مامور تدوین سیاست ملی انرژی این کشور نموده است. در چارچوب این سیاست آمریکا درصدد است از نفوذ خود بر بازارهای جهانی نفت برای تامین امنیت انرژی خویش حداکثر استفاده را ببرد. این در حالی است که تا سال 2020 تولیدکنندگان نفت خلیج فارس بین 45 تا 76 درصد نفت جهان را تولید خواهند کرد. لذا اقتصاد جهانی علی رغم تلاش آمریکا برای به میدان آوردن نفت نیم کره غربی، آفریقا و منطقه خزر همچنان وابسته به نفت خلیج فارس است و این منطقه از موثرترین عوامل امنیت انرژی آمریکا است و جایگزینی هم ندارد. از این رو تاکید سیاست ملی انرژی آمریکا در ارتباط با مرکزیت خلیج فارس در تامین امنیت انرژی این کشور، به عنوان یکی از عناصر استراتژی امنیت ملی آمریکا ظاهر شده است. در حالی که آمریکایی ها تامین انرژی را در حوزه مسایل راهبردی امنیتی خود تعریف و براساس آن و برای آن جنایت آفرینی می کنند، دارندگان منابع نفتی را از روی آوردن به چنین رویکردی پرهیز می دهند.
«آلن لارسون» از شخصیت های اقتصادی آمریکا در فرازی به هر دو نکته پیش گفته اشاره می کند:« قدرت و بهبودپذیری اقتصاد ما، سنگ بنای امنیت ملی مان است. برای اطمینان از امنیت اقتصادیمان باید در سالهای پیش رو، بر چهار وظیفه متمرکز شویم: باید منابع عرضه انرژی متنوع و قابل اتکا را توسعه دهیم. به علاوه نیازمند اطمینان از عرضه انرژی با قیمت منطقی برای تقویت رشد و شکوفایی اقتصادی و نیز تضمین این امر هستیم که نفت به عنوان سلاح، مورد استفاده قرار نگیرد. ما ناچاریم با واقعیت دشواری در بازار جهانی نفت روبه رو شویم، این واقعیت این است که دو سوم ذخایر اثبات شده نفت جهان در خاورمیانه قرار دارد.»
همانگونه که ملاحظه شد آمریکایی ها از اینکه کشورهای صادرکننده نفت، این کالای ارزشمند را در عرصه امنیت مدیریت کنند بسیار نگرانند، زیرا بخوبی می دانند اگر چنین اتفاقی بیفتد الزاما بسیاری از روابط ظالمانه موجود جهانی به نفع مظلومین تغییر پیدا خواهد کرد. پس باید تا اندک فرصتی باقی مانده به این بازاندیشی ثمربخش روی آورد و از مزایای بیشمار آن برخوردار شد و نکته آخر را خوب بخاطر سپرد که با چاه های خشک شده نفت حتی نمی توان ساکنان دایمی بیابانها را ترساند.

نام:
ایمیل:
نظر: