چهارمین سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک در حالی صورت گرفت که مواضع رییس جمهور ایران نسبت به گذشته تفاوتی نیافته بود. وی همچنان ایالات متحده را به چالش کشاند ونه تنها از موضع یک قدرت منطقه ای، بلکه از جایگاه یک نظام دینی وارزشی، قدرتمندان جهان را به عدالت واخلاق وصلح فرا خواند وبرای آنان نسخه شفابخش ارائه کرد.
لحن وی همچنان در برابر اسراییل تند وخشونت آمیز است وهر چند همچون گذشته شعار نابودی اسراییل را به صراحت سرنمی دهد، اما تلاش دارد با تمرکز بر سیطره طلبی عده ای صهیونیست، اروپا وامریکا را تحت سلطه آنان معرفی کند.
به اعتقاد ناظران این شیوه ای است که دکتر احمدی نژاد قبلا هم با طرح موضوعاتی چون هولوکاست ویا طرح دوستی با مردم اسراییل آزموده بود، اما ظاهرا این شگرد نه تنها به شکاف میان اسراییل وغرب نینجامیده است، بلکه اتحاد آن ها را دربرابر حاکمیت اصولگرا وضدصهیونیستی ایران تقویت کرده است.
این بار نیز دکتر احمدی نچژاد تریبون سازمان ملل را تبدیل به جبهه هجوم علیه اسراییل وجریان صهیونیسم نمود وهمزمان واکنش سران اسراییل وآمریکا را برانگیخت. باراک اوباما ، نامزد حزب دمکرات آمریکا که احمدی نژاد از او دعوت به مناظره کرده بود، سخنان رییس جمهور ایران را نفرت آمیز خواند وشیمون پرز رییس جمهور اسراییل وی را تروریست وضد صلح معرفی کرد.
البته احمدی نژاد چنین واکنش هایی را به چیزی نمی انگارد وبلکه خشنود می شود که سران استکبار وصهیونیسم علیه او موضع گیری کنند! حتی از این که سران کشورهای قدرتمند جلسه سخنرانی او را ترک می کنند، چندان دلگیر نمی شود، چون هدف او رساندن پیام خود از این جایگاه بین المللی است.
احمدی نژاد، متکی به صدها میلیون قلب طپنده در جهان اسلام وعرب است که شجاعت او را در برابر قدرت های جهانی ومنطقه ای می ستایند ودر غیاب قهرمانان عرب همچون جمال عبدالناصر از وی به عنوان قهرمان جدید جهان عرب در کنار سید حسن نصرالله یاد می کنند!
البته برخی ناظران نسبت به این نگرش ها در جهان عرب خوش بین نیستند وآن را مقطعی واحساسی می دانند، لذا معتقدند احمدی نچژاد هم سرنوشتی همچون قذافی می یابد که در برابر جبهه استکبار عقب نشینی کرد ودست تسلیم بالا برد!
اما طرفداران احمدی نچژاد چه در ایران وچه در جهان اسلام اعتقاد دیگری دارند. آن ها می گویند احمدی نژاد نماد ایران اسلامی است که خاستگاه رویکردهای انقلابی ومیراث دار امام خمینی(ره) است واز سویی به دنبال تحولات چند ساله اخیر، این کشور تبدیل به یک قدرت بلامنازع شده است که علیرغم تهدیدات وفشارهای مختلف از سوی غرب همچنان در منطقه حرف اول را می زند.
بر همین اساس است که لحن احمدی نچژاد همان لحن سه سال پیش است وتریبون سازمان ملل بار دیگر شاهد سخنان انقلابی واصولگرایانه رییس جمهوری است که از مبانی انقلابی خود عدول نکرده است، هر چند شیوه های دیپلماسی خود را تا حدی تغییر داده وبرای مثال از رابطه با آمریکا سخن می گوید ویا به انجام همه پرسی در اراضی اشغالی فلسطین فرامی خواند.
این در حالی است که در داخل ایران برخی از رییس جمهور خود انتقاد می کنند واو را به ماجراجویی وستیز با جامعه بین المللی متهم می کنند. البته همه منتقدان آن گونه که طرفداران احمدی نژاد بیان می کنند وابسته وسازشکار نیستند، بلکه گروهی از آنان نگران منافع ملی ایران هستند وبر این باورند که سخنان تهدیدآمیز وحتی ناصحانه احمدی نژاد از تریبون سازمان ملل گرهی از کار ایران نمی گشاید، خصوصا آن که زمزمه تحریم های جدید علیه این کشور از سوی گروه 1+5 به گوش می رسد، همان گروهی که قطعنامه های پیشین را علیه ایران صادر کرده والبته احمدی نژاد این قطعنامه ها را ورق پاره خوانده بود!
دکتر احمدی نچژاد اما همان گونه که به مخالفان خارجی خود وقعی نمی نهد، معارضان داخلی را هم به حساب نمی آورد وبا اتهام به سازش با دشمنان وعدول از اصول وآرمان های انقلابی، به آسانی آن ها را منزوی می سازد.
وی همان گونه که در جهان عرب عقبه ای سترگ از توده های مسلمان دارد در داخل ایران هم آحاد گسترده ای از مردم را به دنبال خود دارد، ضمن آن که از حمایت های بی سابقه رهبری هم برخوردار است.
این پشتوانه ها تا حدی است که احمدی نژاد معتقد است برای بار دوم بر اریکه ریاست دولت در ایران تکیه خواهد زد وبار دیگر خواهد توانست در کسوت یک رییس جمهور اصولگرا، قدم به صحن سازمان ملل نهاده وشعارهای انقلابی خود را در قلب جبهه استکبار برای جهانیان بازگو کند!