شکورنژادنمینی
جنگی که هشت سال بر ایران اسلامی تحمیل شد اگر چه تبعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی فراوان بر جامعه ما تحمیل کرد. اما آنچه که این جنگ را غرورآمیز نمود، هدف والای آن، ایثار و از خود گذشتگی بیمانند رزمندگان اسلامی، وحدت و اتحاد ملی ناشی از آن بود. جنگی که در نتیجه ترویج فرهنگ عاشورایی به تنها جنگی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد که قطعه ای از این میهن زخم خورده به تاراج نرفت.
در این هشت سال دفاع مقدس، انسان هایی رشد کردند که هنوز زندگی شان به عنوان یک راز در پشت پرده ابهام باقی مانده است. مهندسین بسیجی چه آن ها که دعوت حق را لبیک گفته اند و چه آنها که یادگاری از دیروز باشکوه اند در میان ما هدایای ارزنده ای هستندکه فرمول های خشک دانشگاهی و مهندسی را در راه خدا به خدمت گرفتند. پل های عظیم و شناور، سدها، خاکریزها و گذرگاه های رزمندگان متعددی را در زیر بمباران دشمن طراحی و اجرا نمودندکه تنها به صرف دانش مهندسی امکان پذیر نبود.
سنگرهایی که با فرمول های مهندسی بنا می شدند، در فرهنگ جنگ به عنوان مکانی مقدس یاد میشد و خانه رزمنده در روزهای پدافند و جان پناه بسیجی در روزهای آفند به شمار می آمد. صوت قرآن و دعای رزمنده که در نیمه های شب التماس انسان را در برابر خدا مجسم می کرد، از دل همین سنگرها بر می خاست و سنگر مسجد می شد و سنگرساز، بانی آن مسجد می شد، همچنین در آن روزها از خاکریز به عنوان مقاومتگاه رزمندگان یاد می شد و خط شکنان بر روی این تپه های خاک، موقعیت خود را تثبیت می کردند و آن خاکریز را مرز جدید حق و باطل می دانستند و آنگاه نیز پیشروی در قله های کوهستانی غرب و شمال غرب و استقرار در فراز و نشیب کوه ها را زمانی امکان پذیر مینمود که جاده ای از پس آن کوه ها و دره ها و پل های طویل قامت شیب دار ساخته می شد و قلهها در تصرف بسیجیان قرار می گرفت. از آن پس سنگرسازان بی سنگر چون فرشته نجات در قلب بسیجیان جای می گرفتند و لبخند شیرین آن ها خستگی را از تن شان بیرون می کرد. اما سوال این جاست که مهندسی رزمی چگونه شکل می گرفت؟ چه کسانی مناطق عملیاتی را با دید مهندسی تعقیب می کردند. اگر ویژگی این جنگ، اصالت انسان بود، در این صورت کدام تفکر، علم و تکنولوژی ها را به خدمت این مکتب در آورده بود.
اگر از اعداد و ارقام و فرمول های خشک سخن بگوییم خواهیم نوشت پس از عملیات سنگین والفجر 8 هماهنگی ها جهت ساخت« پل بعثت» انجام گرفت. پل بعثت بر روی اروند ساخته شد. این رود به دلیل نزدیکی به خلیج فارس تابع تغییرات آن بود. عرض رودخانه در محل احداث پل تقریباً یک کیلومتر و حداکثر عمق آن 12 متر بود. اصلی ترین عنصر مورد استفاده در پل، لوله های فولادی به طول 12 متر و قطر 56 اینچ (142 سانتی متر) و ضخامت 16 میلی متر بود. لوله ها توسط گوشواره هایی به یکدیگر متصل شده بودند، به طوری که مقطع آن به شکل شبکه های لانه زنبوری در می آمد. طبق محاسبه کارشناسان 4000 لوله برای این کار لازم بود. پس از پر کردن عمق رودخانه از لوله های بهم چـسبیده و تراز کردن سطح بالایی آن ها به وسیله لوله های مناسب دیگر، سطح پل را آسفالت ریخته و هموار کردند. حرکت قدرتمند و ویرانگر آب اروند با اندیشه توانا و حسابگر مهندسان جهادگر قابل کنترل شد.
امکان کنترل لوله ای با ابعاد ذکر شده به صورت سرباز وجود نداشت، چرا که هر لوله پس از ورود به آب و پرشدن حجم داخل آن، وزن قابل ملاحظه ای می یافت که هنگام قرار گرفتن در جریان رود بر قدرت آن افزوده می شد. تصمیم بر آن شد که سر لوله ها را از دو طرف ببندند. در این صورت طبق قانون سیالات حدود 19 تن نیرو از طرف آب به لوله وارد می شد و موجب شناور شدن آن می گشت. با توجه به اینکه وزن هر لوله تقریباً 5/6 تــن بـود، دو لوله در بسته می توانست سه لوله در باز را شناور نگهدارد. حمل لوله ها به وسبله «روتورگ» که وسیله شناور نسبتاً بزرگی است و قادر است بارهای سنگین را در آب جابجا کند، انجام گرفت. ذکر این نکته درباره اهمیت بستن سر لوله ها کافی است که در صورت باز شدن سر یک لوله امکان غرق لوله و روتورگ حتمی بود. پس از انتقال لولهها به محل احداث پل و اتصال آنها، نسبت به غرق کردن لولهها اقدام شد که خود به تنهایی عملیات دشوار و پیچیدهای بود.
گذشته از این نظر که مسئولان نصب ضمن کنترل تلاطم حاصل از تخلیه هوای لوله ها، باید آن ها را به جای مناسب خود هدایت می کردند تا در بستر رودخانه بر روی هم قرار گیرند، برای این کار همه چیز به دقت محاسبه شد و سرعت آب و جزر و مد موجود اندازه گیری گردید. هر اتفاق نامطلوب ممکن بود همه عملیات را به هم بریزد. پل بعثت با تمام دشواری های مربوط به خود ساخته شد.
اکنون می توان به پای اینگونه تجربیات جنگ نشست و نقش مهندسین چون شهید چمرانها، پورشریفیها، تندگویانها، باکریها، همتها، رضازادهها و . . . را بهتر درک کرد. چرا این طراحان در قید حیات گمنام میزیستند؟ طراحی و اجرای طرحهای مهندسی برای مناطقی که زیر انبوه آتش دشمن قرار دارد، فقط انگیزه الهی می طلبید. حیف است تجربیات ارزنده ای از این دست به دست فراموشی سپرده شود. بنا به رسالت مطبوعاتی خود وظیفه یادآوری داریم و توانی بیش از این از ما میسر نیست. در همین حد هم امید یاری دوستان و هم سنگران را داریم. یادآوری بازخوانی طرح های مهندسی دفاع مقدس از دو منظر ما را یاری خواهد رساند. جنبه خودآموزی که چه بودیم و جنبه علمی آن که؛ چگونه از تجربیات آن سال ها می توان در عرصه سازندگی استفاده نمود.