صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۵۰۹۲۰
صبح صادق گزارش جدید البرادعی را بررسی می‌کند

سیامک باقرى
سیزدهمین گزارش البرادعی دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی پیرامون فعالیت های هسته ای ایران که یک هفته پیش از اجلاس فصلی شورای حکام آژانس در اختیار اعضای 53 نفره شورای حکام قرار گرفته، سوالات بی شماری را درباره کیفیت گزارش مزبور، چرایی تنظیم چنین گزارشی و پیامدهای آن و همچنین مقایسه این گزارش با گزارشهای گذشته دامن زده است.
ابعاد گزارش
گزارش البرادعی مانند همیشه در کنار نکات مثبت، موارد منفی غیرقابل قبولی نیز در خودش جا داده است. اگرچه بررسی این گزارش نشان می دهد که دارای نکات منفی است اما نکته اساسی این است که وزن این نکات با موارد مثبت چگونه می باشد. از این زاویه مجموع گزارش البرادعی را می توان به سه بعد تقسیم کرد:
بعد اول گزارش مربوط به اصلی ترین پرسش های آژانس نسبت به پرونده هسته ای ایران می شود. به عبارت دیگر براساس اساسنامه آژانس، این نهاد تخصصی بین المللی وظایف مشخصی در خصوص راستی آزمایی فعالیت های هسته ای دولت های عضو را دارد. بررسی گزارش البرادعی در این چارچوب نشان می دهد که فعالیت های هسته ای ایران صلح آمیز و تحت نظارت و کنترل کامل بازرسان بوده و آژانس نیز هیچ گونه انحرافی را در این فعالیت ها مشاهده نکرده است. پاراگراف 2 و 3 و 4 و 5 و 8 و 13 و 15 و 20 و 21 و 22 گزارش به طور صریح و شفاف به موارد فوق اذعان کرده است. از سوی دیگر با توجه به مدالیته ایران و آژانس (که در آن بر این نکته توافق شده بود که آژانس تمام سوالات به همراه اصلی ترین و کلیدی ترین ابهامات (به تعبیری اتهامات) را یک بار برای همیشه به ایران عرضه کند و جمهوری اسلامی ایران نیز به طور کامل و شفاف و مستند پاسخ دهد) نیز این گزارش نشان می دهد که هیچ یک از سوالات کلیدی گذشته باقی نمانده و از نظر آژانس تمام شده تلقی گردیده است.
بعد دوم گزارش مربوط به یک وظیفه تحمیلی و اجباری آژانس می شود. مطالعات ادعایی که بخش قابل توجه گزارش را به خودش اختصاص داده براساس گفته های صریح دبیرکل آژانس و گفتگوهای دوجانبه ایران و آژانس موضوع خارج از چارچوبها و استانداردها است. براساس سند گزارش گذشته البرادعی این مطالعات ادعایی که تنها شامل یک سری مطالب پاورپوئنت رایانه ای و اخبار اینترنتی می شود به اجبار آمریکا وارد مباحث موجود میان آژانس و ایران گردیده و از هیچ سندیتی برخوردار نیست. این بخش از مطالب گزارش البرادعی بیشترین بار منفی را در خود جای داده است. اما براساس اساسنامه آژانس و توافقی که بین ایران و آژانس تحت عنوان مدالیته صورت گرفت و همچنین براساس موضع صریح البرادعی و به ویژه با توجه به عدم ارائه اسناد مطالعات ادعایی به جمهوری اسلامی ایران جهت بررسی آنها و دادن پاسخ شفاف به آن، وزن حقوقی و تکلیف سازی برای ایران ندارد. هرچند جمهوری اسلامی ایران در 17 صفحه پاسخ های مستدل به جعلیات آمریکا داده است که احتمالا به زودی از سوی ایران منتشر خواهد شد. بنابراین نتیجه ای که از این به بعد از گزارش البرادعی گرفته می شود این است که وقتی مبادی و مبانی «مطالعات ادعایی» به طور اساسی مخدوش و باطل باشد نه حقی را برای آژانس جهت بررسی ایجاد می کند و نه تکلیفی برای جمهوری اسلامی که در این زمینه همکاری با آژانس داشته باشد. هرچند ایران اعلام آمادگی برای تداوم همکاری خود با آژانس را در این زمینه نیز مطرح کرده است.
بعد سوم گزارش مربوط به وظیفه ثانوی آژانس می باشد. این بعد از گزارش نیز منفی نشان می دهد. منتهی این وظیفه براساس یک اقدام کاملا سیاسی و غیر فنی و غیرعادلانه از ناحیه شورای امنیت به دبیرکل آژانس داده شد. دبیرکل آژانس موظف شده است که اجرای قطعنامه های شورای امنیت از جمله 1803 را از ناحیه ایران مورد بررسی و سپس گزارش به این شورا بنماید. از آن جایی که جمهوری اسلامی ایران ارجاع پرونده به شورای امنیت را غیرقانونی و سیاسی می داند و همچنین باتوجه به تاکیدی که دوسوم اعضای سازمان ملل متشکل از اعضای جنبش عدم تعهد، در خصوص بازگشت پرونده هسته ای ایران به آژانس کرده اند و با عنایت به حل و فصل اصلی ترین ابهامات میان آژانس و ایران و اعلام آژانس مبنی بر قادر بودن به راستی آزمایی فعالیت های هسته ای ایران وظیفه فوق فلسفه خود را از دست داده است. فلذا ارائه گزارشی مبنی بر اینکه ایران فعالیت های غنی سازی خود را براساس قطعنامه های شورای امنیت تعلیق نکرده با توجه به نکات فوق بی معنا و ارزش حقوقی ندارد.بنابراین با توجه به بررسی ابعاد فوق می توان نتیجه گرفت که وزن بعد اول گزارش البرادعی نسبت به سایر ابعاد مهمتر و از قوت بیشتری برخوردار است. با این حال این سوال همچنان باقی است که علی رغم اذعان تنظیم کنندگان گزارش چرا این گزارش با چنین ابعادی تنظیم شده است.
پیام ها
به نظر می رسد که گزارش دوگانه مثبت و منفی البرادعی از چند زاویه قابل بررسی باشد:
1- تنظیم چنین گزارشی بیانگر سلطه و نفوذ قدرت های غربی و به ویژه آمریکا بر آژانس است. در واقع موضوع هسته ای ایران بیش از آنکه وجه فنی و حقوقی داشته باشد، جنبه سیاسی و امنیتی دارد، اساس گیر دادن پرونده هسته ای ایران توسط برخی از کشورهای غربی و آمریکا به مناقشه غرب با ایران در چارچوب قدرت و ایدئولوژی قابل توجه است. از این زاویه آمریکا و رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه به هیچ وجه نمی پذیرند که پرونده ایران در آژانس بسته شود. شرایطی که توافقنامه ایران و آژانس ایجاد کرده به لحاظ حقوقی و قوانین و مقررات آژانس، می بایست مختومه شدن پرونده ایران در آژانس اعلام می گردید اما دخالت آمریکا به صورت تهدید و تحکم باعث شد پرونده ایران به واسطه یکسری مطالعات ادعایی، غیرمستند و بی اساس همچنان در گرو آژانس باقی بماند. تا زمانی که این وضعیت حاکم است، گزارشهای بعدی البرادعی نیز به همین صورت دوگانه تداوم خواهد یافت.
2- اگر گزارش را از زاویه دید البرادعی مورد امعان نظر قرار دهیم یافته های متفاوتی به دست می‌آوریم. براساس این تحلیل البرادعی عمدا گزارش خود را دوگانه و حاوی نکات مثبت و منفی تنظیم کرده است تا از آن دو نتیجه دلخواه بگیرد. نتیجه اول اینکه پرونده هسته ای ایران براساس گزارش وی محمل رویارویی نظامی آمریکا علیه ایران نگردد. به عبارت دیگر ذکر موارد متعدد همکاری ایران و آژانس و اینکه تمام مواد هسته ای موجود تحت نظارت و کنترل این نهاد می باشد و همچنین صلح آمیز بودن و عدم انحراف برنامه های هسته ای ایران با این هدف دنبال شد که گزارش موجود «آتویی» به آمریکا و یا سایر بازیگران برای تسویه حساب علیه ایران ندهد.
نتیجه دوم اینکه پرونده هسته ای ایران همچنان وضعیت غیرعادی خود را حفظ کرده و در گرو آژانس باقی بماند و براساس این نتیجه چند هدف مورد توجه می باشد؛ هدف اول به دست آوردن رضایت آمریکا و کشورهای اروپایی. زیرا آنها تاکید بر باز بودن پرونده هسته ای ایران در آژانس دارند. هدف دوم، وادار کردن ایران به امضا و اجرای پروتکل الحاقی و مدالیته هایی فراتر از قوانین و مقررات موجود در آژانس. از نظر البرادعی در صورت اعلام عادی شدن پرونده هسته ای ایران، مسئله پروتکل الحاقی و یکسری خواسته های دیگر که البرادعی مشخصا در راستای تقویت آژانس دنبال می کند، بر زمین خواهند ماند.
پیامدها
پیامدهای گزارش البرادعی نیز دوگانه است. یعنی هم پیامدهای مثبت و هم منفی قابل تصور است. در واقع براساس نکات مثبت گزارش البرادعی فرصت هایی برای ایران ایجاد شده که می توان براساس آن ضمن تخفیف سازی نکات منفی، اجماع سازی علیه ایران را دچار چالش و دشواری کرد. در عین حال با برجسته سازی بار مثبت این گزارش حمایت کشور نسبت به ایران را تقویت نمود به ویژه با توسل به این موارد می توان بر نتایج نشست فصلی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که از اول مهر آغاز خواهد شد، تاثیر گذاشت. تردیدی نیست که با توجه به مناقشاتی که بین روسیه و غرب به ویژه آمریکا بر سر بحران گرجستان ایجاد شده، با عنایت به نکات مثبت گزارش البرادعی، جهت روس‌ها در نشست شورای حکام به سمت ایران بیشتر غلبه نماید. براساس چنین وضعیتی موقعیت گروه «نم» که بی تردید بر اثر گزارش البرادعی تقویت شده، برای حمایت از ایران افزایش خواهد داد.
با این حال نباید از پیامدهای منفی گزارش البرادعی غافل شد. این گزارش همانطور که گفته شد دارای بار منفی هر چند غیر حقوقی و غیر مستند علیه ایران می باشد بر همین مبنا پیامدهای منفی را نیز به دنبال داشته و خواهد داشت. رسانه های غربی و آمریکایی که از قبل از انتشار گزارش البرادعی به دروغ پراکنی و فضاسازی پرداخته بودند و ادعاهای واهی و بی اساس را مطرح کرده بودند بعد از انتشار این گزارش نیز با «هنر برجسته سازی» نکات مثبت را سانسور کرده و پیام های منفی از گزارش البرادعی را به جهانیان مخابره کرده اند. مقامات آمریکا و چند کشور اروپایی نیز با قلب و تحریم کلی گزارش بر گل آلود کردن فضا افزودند تردیدی نیست که آمریکا و انگلیس و فرانسه تلاش منسجمی را براساس نکات منفی گزارش البرادعی شروع کرده اند تا شورای حکام را برای ارائه یک قطعنامه و یا بیانیه واحد و اجماعی علیه ایران آماده ساخته سپس مقدمات نشست گروه 1+5 در واشنگتن را برای تصویب پیش نویس قطعنامه چهارم فراهم سازند.
زورآزمایی
اما از بررسی احتمالی شرایط موجود به نظر می رسد زورآزمایی سنگینی در شورای حکام آژانس صورت گیرد و اساساً سناریویی که آمریکا، انگلیس و فرانسه در نظر گرفته اند به سادگی قابلیت تحقق ندارد. زیرا همانطور که از پیامدهای مثبت گزارش ذکر شد و با توجه به معادلات جدید بین المللی، برای تشدید تحریم ها علیه ایران راه دشواری باید پیموده شود.
از همین رو نشست شورای حکام در اول مهر دارای اهمیت بسزایی است. آمریکا و متحدینش با توجه به سناریوی مورد نظر خود بر این توهم هستند که با گزارش البرادعی یک گام به جلو هستند و باید به کمک رسانه ها و دیپلمات های خود گام دوم یعنی شورای حکام را براساس این گزارش تحت تاثیر قرار دهند. در واقع شورای حکام امید آمریکا و متحدینش برای فشار بعدی بر ایران می باشد زیرا معادلات حاکم بر گروه 1+5 به خاطر بحران مناسباتی میان روسیه و آمریکا به هم خورده است. در صورتی می‌توان بر این مانع فائق آمد که نتایج اجلاس شورای حکام به طور دلخواه پیش رود. بنابراین شورای حکام حلقه مفقوده گام های مهم بعدی سناریو آمریکا و متحدینش است. از این رو، دیپلماسی هسته‌ای ایران در شرایط حساسی قرار گرفته و می طلبد که شناخت درستی از روندهای موجود داشته باشد. دیپلماسی هسته ای ایران باید برای این موضوع سناریوهای متعددی را مدنظر قرار دهد و کاملا رفت و آمدهای دیپلمات های غربی را در نظارت خود داشته باشد و برای افکارسازی از یک سو و خنثی سازی تهاجمات رسانه ای اقدامات موثری را مدنظر قرار دهد.

نام:
ایمیل:
نظر: