صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۵۰۹۲۶

دکتر مرضیه محمدزاده
حسن‌بن علی(ع) امام دوم شیعیان در نیمه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. وی شبیه‌ترین مردم به جد بزرگوارش بود. نامگذاری وی توسط رسول خدا (ص) انجام شد. کنیه اش ابومحمد و مهم ترین لقبش سبط اکبر می باشد. رسول (ص) دلبستگی شدید و محبت سرشاری نسبت به او و برادرش داشت.
مکارم و پسندیدگی های رفتاری او زبانزد همگان بوده است. دشمنان سرسخت او مانند مروان بن حکم از بردباری و خردورزی او شگفت زده بودند. با آن که هنگام رحلت رسول الله (ص) امام حسن (ع) هفت ساله بوده چند روایتی که از پیامبر (ص) نقل کرده است در منابع استوار و کتابهای مرجع و حدیث و فقه و سنن آمده است و آنها را پذیرفته و مورد عمل قرار داده اند. دعایی که در قنوت نماز وتر رسول خدا(ص) به نوه خود آموزش داده بود در مراجع بسیار کهن ثبت شده است و هم اینک در مسجدالحرام و مسجدالنبی در قنوت نماز وتر و قنوت نماز تراویج تلاوت می شود. همچنین روایت هایی از امام حسن(ع) نقل شده که اهل سنت بر طبق آن حکم و فتوی می دهند. سخنان کوتاه و حکمت آمیز و آمیزه‌های دل انگیز از امام (ع) در متون عرفانی و آثار صوفیانه است.
آیات و احادیث بیشماری درباره این دو بزرگوار وجود دارد و نشان دهنده این است که آنان ترسیم کننده خطوط اسلام هستند و بقای اسلام به وجود این دو بزرگوار بستگی دارد. استدعای پیامبر از پیشگاه خداوند که حسن (ع) و دوستداران او را دوست بدارد در حد تواتر نقل شده است.
حدیث معروف حسن و حسین (ع) دو سرور جوانان اهل بهشت اند در حد تواتر در منابع حدیث اسلامی نقل شده است.
مکارم اخلاقی و زهد و پارسایی و عبادت شیوه های انسانی امام حسن (ع) کم و بیش در کتب اخلاقی و عرفانی تالیف شده آمده است.بین پانزده تا بیست و پنج بار حج انجام داده است که بیشتر آنان را با پای پیاده و گاهی برهنه طی کرده است. ارزش والای اجتماعیش چنان بود که چون از مرکب خود پایین آمده و پیاده راه می پیمود، همه مسافران کاروان به پاس او پیاده می شدند و امام (ع) به خاطر اینکه مردم اذیت نشوند راه خود را به طرف مکه از بیراهه طی می کرد تا آنان آسوده و سوار بر مرکب خود حرکت کنند. زبیربن بکار نوشته است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: من هیبت و سروری خود را به این پسرم ارزانی داشته ام. ادب برخورد و بزرگ منشی و رعایت آداب معاشرت امام حسن (ع) زبانزد همگان بود. مردی از راه رسید و کنار امام حسن (ع) نشست. امام (ع) به او فرمود: برادر جان پیش از آمدن تو قصد برخاستن و رفتن داشتم. اینک تو آمده ای و کنار من نشسته ای آیا اجازه می فرمایی که برخیزم؟ امام (ع) چنان بخشنده ای بود که به نوشته بسیاری از مآخذ کهن و میانی دوبار همه دارایی خود را در راه خدا انفاق کرد و سه بار دیگر نیمی از اموال خود را صدقه داد.
زندگی سیاسی امام حسن (ع) در روزگار جدش
1- داستان مباهله: رسول اکرم (ص) برای مباهله با مسیحیان نحبران حسنین (ع) را همراه پدر و مادر گرامیشان با خود برد. آوردن این دو بزرگوار به عنوان پسران رسول الله از دلالتی مهم و معنایی ژرف و عمیق برخوردار است.
2- نزول آیه تطهیر: هنگام نزول آیه تطهیر (آیه 33 سوره احزاب) حسنین (ع) همراه پدر و مادرشان در زیر کساء کنار رسول خدا بودند و خداوند آنان را اهل بیت پیامبر نامید و از هرگونه رجس و پلیدی پاک گرداند.
3- گواهی حسنین (ع) بر نوشته ثقیف: رسول اکرم (ص) به هیئتی که از طائف به مدینه آمدند و اسلام آوردند نوشته ای داد و حسنین (ع) را همراه پدرشان بر آن نوشته شاهد گرفت و مشخص می شود که اگرچه آنان به سن بلوغ نرسیده بودند ولی رسول خدا شهادت آنان را پذیرفت .
4- بیعت رضوان: قبل از صلح حدیبیه مهاجرین و انصار یک بار دیگر با رسول خدا بیعت کردند. حسنین (ع) نیز همراه دیگر مسلمانان شرکت داشتند.
شرکت امام حسن (ع) در فتوحات زمان عثمان: در منابع تاریخ اسلام از دیر باز به این مسئله تصریح شده است که حسنین (ع) به هنگام حرکت سعیدبن عاص حاکم کوفه برای فتح طبرستان با او همراهی و به ایران سفر و در این جهاد شرکت کردند. بلاذری نخستین کسی است که این موضوع را نوشته و بعد از او طبری و گفته همین دو مورخ منبع اصلی برای نقل این موضوع در آثار تالیف شده سده‌های دیگر است. اگرچه در منابع شیعی به این موضوع کمتر توجه شده است، اما چون نگاه اهل بیت(ع) به حکومت و قدرت، آرمانی، اعتباری و اصولی بوده است و آنچه برای آنان اهمیت داشت، حفظ مکتب و عقیده بود و ایشان به قدرت به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف متعالی می نگریستند و اساسا آنان، اصول محور بودند نه قدرت محور، بدین سبب دست به هر اقدامی جهت کسب قدرت و حفظ آن نمی زدند قدرت برای آنان زمانی ارزش دارد که در خدمت حق و سعادت مردم باشد. پس از بعد نظری حسنین (ع) در فتوحات می تواند صحت داشته باشد.
مسئولیت های امام حسن (ع) در دوران خلافت پدر
1- مشارکت در بسیج مردم و حضور در جنگ جمل:
امام علی (ع) قبل از جنگ جمل، امام حسن (ع) را به کوفه فرستاد تا مردم را به سوی ذی قار برای شرکت در نبرد جمل دعوت کند. امام (ع) خطبه پرشوری خواند .پس مردم به ندای امام خود لبیک گفتند و خشنودی خود را اعلام کردند و به سوی ذی قار حرکت کردند. امام حسن (ع) در جنگ جمل در صف مقدم جبهه می جنگید و بر قلب سپاه دشمن یورش می برد. امام علی (ع) رأس سپاه را به امام حسن (ع) و میسره سپاه را به حسین (ع) داد. ابن شهرآشوب می نویسد: شهامت و شجاعت حسن بن علی (ع) وی را در جنگ جمل به خط مقدم در کنار پدر کشانده بود. او گاه گاه صف دشمن را می شکافت و در قلب سپاه دشمن پیش می رفت تا جایی که بر بسیاری از یاران امام علی (ع) سبقت می جست.
2- ایثار در معرکه صفین: امام حسن (ع) مردم را به شرکت در جنگ علیه معاویه تحریک می کرد. او خطبه جهادیه خواند و فرمود: در جنگ با دشمنتان معاویه و سپاهش متحد شوید و سستی نکنید، چه سستی عصب قلب را قطع می کند.
حسنین در جنگ ها نقش حساسی برعهده داشتند و علاوه بر مشارکت پدر، فرماندهی بسیاری از نبردها را برعهده می گرفتند و به بسیاری از کارهای مهم و سرنوشت ساز ماموریت می یافتند. آنان شانه به شانه پدر می جنگیدند. حضور پر برکت آنان در میان لشکریان علی (ع) نقش تعیین کننده ای داشت. سخنان آتشین آنها و نیز رزم شجاعانه و بی امانشان در صحنه نبرد ممتاز بود. امام حسن (ع) آن چنان دلاورانه می جنگید که علی (ع) به اصحابش فرمود: «جلوی حسن را بگیرید واو را نگه دارید. مبادا با مرگش مرا در هم بکوبد. من از مرگ این دو جوان امتناع می ورزم. اینان نسل پیامبر هستند و نسل او باید باقی بماند.»
3- تولیت موقوفات و صدقات: علی (ع) تولیت اموال صدقه و وقف خود را به امام حسن (ع) واگذار کرده و به او اجازه داد از درآمد آن به صورت پسندیده بهره مند شود. (ص 259 کتاب امام حسن)
4- امام موقت جمعه: هرگاه عذری مانند مریضی یا مسافرت برای امام علی (ع) پیش می آمد، فرزندش امام حسن نمازجمعه را اقامه می فرمود.
5- مساعدت در امور قضائی: امام حسن (ع) مسائل قضائی را به خوبی از پدر آموخته بود و امر قضا در دوران امام علی (ع) در موارد گوناگون به او واگذار می شد.
6- شرکت در جنگ نهروان: امام حسن (ع) در تمام دوره جنگ در کنار پدر بود.
پس از شهادت امام علی (ع)، مهاجرین و انصار در کوفه با امام حسن (ع) بیعت کردند. مردم مکه و مدینه نیز این اخبار را با خشنودی و موافقت دریافت داشتند. بقیه سرزمین های اسلامی نیز بیعت کردند و فقط شام در مقابل حضرت ایستاد.
امام حسن (ع) بعد از شهادت پدر بر فراز منبر کوفه رفت و سخنانی بیان فرمود که در نوع خود بی نظیر بود یعقوبی می نویسد در همان روز شهادت پدر با امام حسن (ع) بیعت شد پس آغاز خلافت و امامت امام حسن (ع) در روز 21 رمضان سال 40 هجری بود.
اقدامات امام حسن (ع) در آغاز خلافت
1- برای نخستین بار در بیعت گرفتن از افراد عبارت مخصوصی وضع نمود و آن هم بیعت به شرط شنوایی و فرمانبری (اطاعت کامل) در جنگ و صلح بود.
2- امام (ع) به تنظیم امور کشور پرداخت و کارگزاران دولت را تعیین نمود. والیانی که در زمان پدر به خوبی سرزمین تحت امر خود را اداره کرده بودند، بر کار خود گماشت و دیگران را تعویض نمود.
3- حقوق جنگجویان را دو برابر کرد تا میل به جنگ با معاویه در افراد باقی باشد.
4- جاسوسانی را که معاویه به کوفه و بصره فرستاده بود تا مردم را علیه امام حسن (ع) تحریک کنند امر فرمود دستگیر و به قتل برسانند تا بدین وسیله روح فتنه گری سرکوب شود.
5- نامه نگاری با معاویه بن ابی سفیان و دعوت او برای پذیرفتن خلافت امام حسن (ع). متن نامه‌هایی که در تاریخ وجود دارد ، نشان می دهد که بیشتر مباحث پیرامون خلافت و استدلالات بحث انگیز و جدلی آن است و تناقضات در شخصیت معاویه را نشان می دهد. این مکاتبات ما را به تصویر روشن تری از واقعه صلح امام حسن (ع) رهنمون می سازد.
معاویه علاوه بر فرستادن جاسوسانی برای برانگیختن مردم علیه امام حسن (ع)، با بزرگان و سران و روسای قبایل عراق رابطه برقرار می کرد و به آنها پیشنهاد پذیرش ولایت شهرهایی را می داد. همچنین به کار گزارانش در تمام شهرهای زیر سلطه خود دستور داد تا با تمام قوا به جنگ امام حسن(ع) بیایند و خود نیز در راس لشکر شام به سوی عراق حرکت کرد.
امام حسن(ع) با شنیدن خبر حمله از طرف معاویه مردم کوفه را به جهاد دعوت کرد اما متاسفانه از همان زمان سستی مردم کوفه آشکار شد.
تعداد سپاهیان امام حسن (ع) 12000 نفر بود که 8000 نفر به طرف اردوگاه م سک ن حرکت کردند به فرماندهی عبیدالله بن عباس و 4000 نفر با امام حسن به طرف مدائن حرکت کردند.
تعداد سپاهیان امام (ع) خیلی مهم نیست آنچه مهم است این است که این سپاهیان از هوس ها و آرمان‌های گوناگونی پیروی می کردند که پیروز نشدند . پیروزی احتیاج به ایمان به خدا و اعتقاد و هماهنگی سپاهیان داره دارد.احتیاج به اطاعت محض از فرماندهی، عشق به مبارزه و شهادت و بغض نسبت به دشمن دارد، اما ارتش عراق در فتنه ها فرو رفته بود و وضع نابسامانی داشت.
ترکیب سپاه امام (ع)
1- عثمانیان یا طرفداران بنی امیه: که بیشتر در بصره بودند و در شایعه پراکنی و توطئه و ایجاد نفاق تاثیر زیاد داشتند، اکثر آنان نهانی با معاویه مکاتبه داشتند و اخبار سپاه امام (ع) را به معاویه گزارش می دادند و از طرفی بین معاویه و بزرگان عراق به ایجاد ارتباط می پرداختند و سپاه عراق را از معاویه می ترساندند.
2- خوارج: آنها جنگ با معاویه را پذیرفتند و در سپاه امام قرار داشتند فقط به این علت که معاویه را قوی تر می دانستند قصد نابودی معاویه را داشتند تا پس از آن راحت تر امام حسن (ع) را از بین ببرند. روح ترورو از قفا ضربه زدن در میانشان رواج داشت و تشویق به اخلالگری و ایجاد فتنه و آشوب کار اصلی آنان بود. (ص 317-319 کتاب امام حسن (ع))
3- شیعیان: یاوران با اخلاص امام علی (ع) و امام حسن (ع) که تا پای جان وفادار بودند افرادی چون قیس بن سعدبن عباده، حجربن عدی، عدی بن حاتم، سعیدبن قیس، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، صعصعه بن صوحان، مسیب بن نجبه ، میثم تمار، بریربن خضیر و دیگران که البته تعداد آنان زیاد نبود و امام حسن (ع) مایل بود جان مقدس آنان حفظ شود.
علاوه بر این سه گروه که براساس عقیده بودند گروههای دیگر مثل آزمندان که به دنبال سودجویی بودند و مراقب که پیروزی از آن کدام گروه است که به آن بپیوندند، شکاکان که در حقانیت خاندان پیامبر شک داشتند و در حقیقت در اصل دین شک داشتند، پیروان روسای قبایل که جمعیت آنان زیاد و خطرشان از همه بیشتر بود آنان کورکورانه از روسای قبیله خود پیروی می کردند. خود روسا هم که در نهان به معاویه پیوسته بودند. دو منطقه مسکن و مدائن را انتخاب کردند. مسکن آخرین نقطه مرزهای شمالی عراق بود. مدائن در ابتدای خط سیری قرار داشت که عراق را به فارس و شهرهای دنباله آن متصل می کرد و تنها نقطه ای بود که راههای کوفه، بصره و ایران در آنجا به یکدیگر می پیوستند. امام حسن (ع) در نظر داشت مدائن را پایگاه عالی فرماندهی قرار دهد و از آنجا به مسکن نیرو بفرستد. فاصله مسکن تا مدائن 15 فرسخ بود. امام (ع) با ترسیم خط مشی جنگی خود چهره فرمانده نظامی را نشان دادند که به رموز نظامی کاملا آگاه است.
برای فرماندهی مسکن عبیدالله بن عباس را فرستاد به همراهی قیس بن سعد و سعیدبن قیس و به او امر کرد که فرماندهی به مشورت باشد و طبق فرمانی از او خواست با سپاهیان به نرمی و مهربانی رفتار کند. به قرآن تأسی نماید و آغازکننده جنگ نباشد و کارها را هر روز به اطلاع امام برساند.
اقدامات معاویه
1- شروع به تخریب روحیه و اعزام جاسوسان در سپاه مقابل جهت پخش اکاذیبی مبنی بر اینکه حسن بن علی، معاویه را به صلح دعوت کرده است.
2- پخش رشوه و پول در بین سران سپاه امام (ع) و به این وسیله سرداران سپاه و بزرگان مقیم مسکن را خرید.
3- به فرماندهان سپاه عبیدالله بن عباس وعده پست های حساس داد.
4- خروج عبیدالله از سپاه امام (ع) به خاطر نامه معاویه که اگر قبل از صلح به من پیوستی پاداش داری وگرنه در درون نیروهایت نفوذ می کنم و تو را می کشم. عبیدالله به امام حسن (ع) خیانت کرد و شیرازه لشکر را از هم پاشید اگرچه قیس بن سعدبن عباده یار دلاور امام حسن (ع) فرماندهی را به عهده گرفت اما لشکر از هم پاشیده بود و شایعات فراوان معاویه در مورد صلح با امام حسن (ع).
حوادث مدائن
1-
پخش شایعه در بین سپاه امام حسن (ع) مبنی بر اینکه سپاه مسکن تسلیم معاویه شده است و صحبت از قتل قیس بن سعد و یا تسلیم او به معاویه.
2- آمدن مغیره بن شعبه و دو نفر دیگر از طرف معاویه نزد امام حسن (ع) برای پیشنهاد صلح و دادن نامه های سران کوفه که به معاویه نامه نوشته اند که حسن (ع) را تسلیم او می کنند. امام نامه ها را دید و امضاها را شناخت و در بین سپاه خود امنیت نداشت. امام صلح را نپذیرفت اما مغیره از خیمه امام که خارج شد با صدای بلند اعلام کرد که خدا را شکر که حسن به نفع معاویه موافقت به کناره گیری کرده است. با شنیدن این خبر سربازان به خیمه امام ریختند و چادر محل اقامت او را چپاول نمودند. امام از خیمه خارج شد. سوار بر اسب از ساباط به طرف مدائن حرکت کرد که جراح بن سنان خارجی با شمشیری که در دست داشت به شدت امام (ع) را از ناحیه ران مجروح ساخت، تیغ تا استخوان امام فرو رفت و آن را شکافت.
توطئه معاویه و فرماندهان وی و در راس آنان مغیره بن شعبه در مقدرات مدائن تاثیر عمیقی داشت. امام (ع) پس از مجروح شدن در ضمن خطبه ای به نکوهش آنان پرداخت. در سپاه امام (ع) وحشت وارد شده بود و سران سپاه برای اینکه زودتر مورد عفو معاویه قرار بگیرند نامه ها نوشتند که حسن را تسلیم می کنیم.
امام حسن (ع) به مدائن رفت و در خانه مسعود ثقفی عموی مختار ثقفی که ولایت مدائن را داشت وارد شد و مختار از عمویش خواست حسن (ع) را به معاویه تسلیم کند. امام (ع) تامین جانی نداشت.
پیروزی ظاهری معاویه زائیده علل و عوامل فراوان است از جمله تشتت در بافت سپاهیان امام ، خیانت فرماندهان، شایعه پراکنی جهت تضعیف سپاه امام ، جو ترور و وحشت در سپاه امام ، تشنج و ناامنی در سپاه امام و بالاخره دردها، ناگواری ها، نامردی ها و پیمان شکنی ها از مردم کوفه و سخنرانی مهم امام(ع) در مدائن با مردم عراق و پذیرش صلح یکی دیگر از سخنرانی های امام (ع) که نشانی روشن از درد و اندوه او از مجبور شدن به صلح با معاویه و نشانی از سستی و دنیا پرستی و ستیزه گری با یکدیگر است که بخش کوتاهی از این سخنرانی چنین است:« آگاه باشید! به خدا سوگند بیم و زبونی یا اعتنا کردن به کم و بیشی یاران مرا در ادامه جنگ با معاویه مردد نساخت. پیش از این ما با شکیبایی و سلامت نفس با دشمن جنگ می کردیم. اینک سلامت نفس به ستیز و شکیبایی به بی تابی مبدل شده است. پیش از این در حالی با ما همراهی می کردید که دین شما بر دنیای شما برتری و تقدم داشت و اینک دنیای شما بر دین شما تقدم یافته است. پیش از این شما برای ما بودید و ما برای شما و امروز شما بر ضد ما شده اید. همانا معاویه ما را به کاری خوانده که در آن هیچ عزت و شرف و انصاف نیست. اینک اگر خواهان زندگی هستید در حالی که چشم به خار و خاشاک می پوشیم، پیشنهاد او را می‌پذیریم و اگر آماده جنگ و جانفشانی هستید، ما هم در راه خدا جان خود را نثار می کنیم و به هر حال معاویه را در پیشگاه خدا محکوم می کنیم.»مردم از هر سو فریاد برآوردند که زندگی و ماندن در جهان و امام صلح را پذیرفت. اگرچه امام (ع) با قبول صلح، چنان محنت طاقت فرسایی کشید که هیچ کس قادر به تحمل آن نبود اما او با درک عمیقی که از اوضاع و احوال داشت از استراتژی تهاجم به استراتژی نرمش و تدافع دست زد تا فرصت بهره برداری از حربه های نو را برای مدافعان اقتدار الهی فراهم آورد. هرچند این اقدام او نوعی قربانی کردن خویشتن بود اما او ترجیح داد که خود این قربانی بزرگ باشد تا اصل اسلام پایدار بماند. این فداکاری از سبط اکبر امامی ساخت که مکرر در مکرر به قربانگاه زخم زبان رفت اما او از این آزمایش عظیم با پایداری و متانت سربلند و پیروز و با نیل به اهداف خود یعنی مراعات حکم خدا و قرآن و پیامبر اکرم و صلاح مسلمانان بیرون آمد.
متن صلح نامه
در منابع ارزنده سده سوم به بعد چون انساب الاشراف بلاذری، الفتوح ابن اعثم، الفصول المهمه ابن صباغ مالکی، الصواعق المحرقه هیثمی مالکی، مناقب آل ابی طالب ابن شهر آشوب متن صلح نامه آمده است که اگر عین متن اصلی نباشد باید گفت که متن صلح نامه چیزی نزدیک به همین مضمون بوده است: این صلح نامه ای است که حسن بن علی (ع) با معاویه بسته است. حسن حکومت را به او واگذار می کند به این شرط ها که:
- میان مسلمانان برطبق کتاب خدا و سنت پیامبر و سیرت خلفای نیکوکار حکومت کند.
- حق ندارد کسی را ولی عهد خود قرار دهد و پس از او حکومت با شورای مسلمانان باشد.
- مردم در همه جا بر جان و مال و خانواده و فرزندان خود در امان باشند (امنیت همگانی)
- یاران علی و شیعه او در هر جا باشند بر جان و مال و زنان و فرزندان خود ایمن باشند.
- معاویه عهد خدا و پیمان او را به گردن می گیرد که برای حسن بن علی و یا برادر او و یا یکی از اهل بیت پیامبر در نهان یا آشکار شری بر نینگیزد و کسی از آنان را در هر نقطه ای که باشد، نترساند.
عبدالله بن نوفل، عمربن ابی سلمه و فلان و فلان بر این عهدنامه گواهند و کفی بالله شهیدا
پس شروط دیگر که در منابع تاریخی دیگر آمده قابل قبول نمی باشد.
تاریخ انعقاد صلح نامه: اگر زمان صلح در ربیع الاول سال 41 هجری واقع شده باشد، دوره خلافت و حاکمیت آن بزرگوار 5 ماه و 24 روز به طول انجامید و اگر در ربیع الآخر همان سال باشد 6 ماه و چند روز می باشد.
مخالفان صلح
آشتی نامه به هر مضمون و با هر شرایط نوشته شده باشد در مردم کوفه و عراق ناخشنودی پدید آورد و امام (ع) از سوی دوستان و دشمنان گفتارهای ناروای توان فرسا را تحمل می کرد اما به همه پاسخ می‌داد.
پاسخ امام (ع) به دشمنانش: آن چه ما را به قبول صلح وادار کرد رفتار ناهنجار شما بود که پدرم را کشتید و به من خنجر زدید و اموالم را غارت کردید. به شما نمی توان اعتماد کرد و هرکس اعتماد کند، شکست می خورد.
به دشمن دیگرش عبیدالله بن زبیر پلید: گمان می کنی ترس و زبونی باعث صلح من شد. وای بر تو! هرگز ناتوانی و ترس در من راه ندارد. ولی علت صلح من داشتن یارانی چون تو بود.
به برادرش: همان چیزی که پدر را پیش از من بدین کار واداشت.
به حجربن عدی: من جانب شما را منظور داشتم. تا شما آسوده باشید و خون مسلمانان ریخته نشود. من دیدم میل و رغبت بیشتر مردم به صلح است و دوست نمی دارم آنان را به کاری که ناخوش دارند، مجبور کنم. برای این صلح کردم که شیعیان پدرم زنده بمانند تا برای دین حق یاورانی باقی باشد.ای حجر! همه مردم آنچه را تو دوست می داری خوش نمی دارند. قصد من زنده ماندن تو و امثال تو بود.
- به خدا قسم بدان جهت با معاویه صلح کردم که یار و یاور نداشتم و اگر داشتم شب و روز با معاویه می جنگیدم تا خداوند بین ما داوری کند.
- هدفم این بود که معنویات اسلام را از انقراض و درک صحیح اسلامی را از نابودی حفظ کنم و سرانجام امام حسن (ع) بزرگ ترین گام اصلاحی خود را برداشت و هنگامه ای را که بر فتنه و سلاح استوار بود به مکتب اخلاق و محبت و اصلاح تبدیل کرد و به چهره بزرگ ترین مصلح در میان مصلحان عالم گشت.
پس از آن امام حسن (ع) با خاندانش از کوفه به سمت مدینه حرکت کرد و در پایان جمادی الثانی سال 41 هجرت وارد مدینه شد و تا 28 صفر سال 50 مدینه از فیض و عنایت امام سرشار شد. نقش محوری و برجسته امام حسن (ع) در دوره ده ساله امامتش و در مدینه می باشد. می دانیم که مصلحان همیشه مفاسد را درک می کنند اما تا توده ها بیدار نشوند، هر کاری و هر اقدامی نتیجه کامل را نمی‌دهد و جز خون دل خوردن ثمری ندارد. امام (ع) کوشید تا مردم را بیدار کند و به همین علت مکتب خود را در مدینه برپا داشت و به نشر فرهنگ اصیل اسلام و احیای سنت رسول الله و سیره پدر بزرگوارش پرداخت. تربیت و آموزش نیروهای کارآمد و مهیاسازی نسلی که برضد جریان حاکمیت بتوانند ایفاگر نقش اساسی در جامعه اسلامی باشند. بیشتر افرادی که در رکاب امام حسین (ع) در کربلا به شهادت رسیدند و یا بعدها در قیام های مختلف مثل قیام توابین شرکت داشتند دست پروردگان امام حسن(ع) بودند. اما امام اقدامات دیگری هم داشت چون تشکیل حزب سیاسی ، رسیدگی به مستمندان، پناهندگی مبارزان سیاسی ، افشاگری بر ضد امویان.
که باعث شده بود معاویه به شدت از او بترسد. معاویه که تمامی شروط عهدنامه را زیر پا گذاشته بود و خود را رسوا نموده بود تصمیم گرفت تا امام (ع) را هم به شهادت برساند و بزرگ ترین جنایت را در طول زندگی سراسر نکبت بارش مرتکب شود. مردم دیدند که حسن (ع) مسالمت کرد ولی این مسالمت نتوانست او را از دستبرد وحشی گری های پست و پلید معاویه در امان بدارد و عاقبت او را مسموم نمود.
شهادت امام (ع): محدثان و مورخان و نسب شناسان شیعی به نقل از اهل بیت روز آخر ماه صفر سال 50 هجری را روز شهادت او می دانند. او را در قبرستان بقیع کنار جده اش فاطمه بنت اسد به خاک سپردند. همراهی و همدردی عموم مردم مدینه و حومه در رحلت امام (ع) شگفت انگیز است. چون خبر شهادت امام در مدینه منتشر شد بانگ مویه و شیون مدینه را به لرزه درآورد و هیچ کس دیده نمی شد مگر اینکه گریان بود. واقدی گوید که مردم مدینه هفت شبانه روز بر حسن (ع) گریستند و سوگواری نمودند و بازارها را نگشودند. محدثان و مورخان مرگ امام حسن (ع) را بزرگ ترین زبونی برای اعراب دانسته اند.
دیدگاه دو برادر در مورد صلح: برخی به عمد یا به نادانی پنداشته اند که امام حسین (ع) با صلح برادرش موافق نبوده است. بدون تردید از هنگام رحلت امام علی (ع) تا رحلت امام حسن (ع) منصب امامت و عصمت برای امام حسن (ع) بوده است و امام حسین (ع) با توجه به برخورداری از مقام عصمت هرگز به خود اجازه مخالفت نمی داده است و با او نیز موافق بوده و راهی جز این راه را برای نجات اسلام نمی دانسته حتی پس از رحلت امام حسن (ع) به صلح با معاویه پایبند بوده است. پس از شهادت امام حسن (ع) گروههای بسیاری از مردم کوفه چند بار برای امام حسین (ع) نامه نوشتند و او را برای رفتن به کوفه و قیام فراخواندند اما امام (ع) هیچ دعوتی را پذیرا نشد و برای آنان نوشت: «برادرم هرچه را انجام می داد خداوندش موفق و استوار می داشت. در خانه های خود کمین کنید و آرام گیرید و تا هنگامی که معاویه زنده است از اینکه مورد بدگمانی او قرار گیرید بپرهیزید5»
در پی گزارش های نادرست مروان بن حکم والی مدینه به معاویه که حسین قصد قیام دارد، معاویه پنداشت که ممکن است حسین (ع) در اندیشه شکستن پیمان صلح باشد، نامه ای نوشت و یادآور شد که حسین (ع) پیمان صلح را به یاد داشته باشد و آن را پاس بدارد. امام حسین (ع) در پاسخ او به تندی چنین نوشت: «من نه چنانم که تو پنداشته ای، هرچند در جنگ نکردن با تو، خود را در پیشگاه خداوند معذور نمی بینم و هیچ فتنه و گرفتاری ای بزرگ تر از حکومت تو بر مسلمانان نیست، ولی پایبند به تعهدم و نه آهنگ پیکار با تو دارم و نه قصد ستیز.» حال چگونه ممکن است گمان کرد که صلح امام حسن (ع) مورد رضایت امام حسین (ع) نبوده است؟!

نام:
ایمیل:
نظر: