صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۵۱۱۱۲

احسان حسینی
هفته گذشته یک رسانه اروپایی خبری مبنی بر احتمال کودتای نظامی علیه حکومت نوری مالکی در عراق را منتشر کرد که با توجه به عدم اهتمام از سوی محافل خبری، نیاز به آشکارسازی چند مولفه دارد.
1- حکومت عراق با پشت سر گذاشتن شرایط دشوار امنیتی و سیاسی، به نقطه ای از ثبات و تعادل رسیده و موقعیت قابل قبولی در محیط داخلی و خارجی پیدا کرده است و در آستانه به دست گیری مسئولیت امنیتی مناطق بیشتری از عراق است و موضوع خروج یا کاهش نیروهای آمریکایی از عراق مهمترین مسئله این کشور است.
2- حکومت مالکی با تکیه بر اجماع گسترده داخلی، در موضوع توافقنامه امنیتی که حساسیت ویژه ای برای بوش و جمهوری خواهان در رقابت انتخاباتی دربردارد، بر مطالبات اصولی و حاکمیتی تکیه کرده که خواسته‌های بوش را برآورده نمی کند. تیم مذاکره کننده عراقی که تا به حال طیفی از گروههای سیاسی عراقی و حضور فعال کردها را داشت، مستقیما زیرنظر مالکی و تیم مشاوران وی قرار گرفته تا بازیهای سیاسی گروههای مرتبط با آمریکا، تاثیر بر چهارچوبهای مطلوب عراقی نداشته باشد و لذا محدوده مانور و فشار آمریکا را کاهش داده است.
3- کردهای عراقی که تا به حال حاشیه های امنیتی - سیاسی در سایه چالش های سیاسی و عدم اقتدار حکومت داشتند، با مطرح شدن قانون انتخابات شوراهای استانی و موضوع کرکوک و خانقین در انفعال قرار گرفته و نگران آرمان تحقق کردستان بزرگ هستند. در واقع کردهای عراق یک حکومت مرکزی ضعیف را مطلوب خود می دانند و حتی اخیرا در مورد خریدهای تسلیحاتی ارتش عراق نیز ابراز نگرانی کرده اند.
4- ارتش عراق که عملا در سایه سیاستهای اشغالگرانه آمریکایی نتوانسته پیکره کامل و استاندارد خود را باز یابد، در حال حاضر فاقد نیروی هوایی و دریایی است و در بخش نیروی زمینی هم تجهیزات کامل را در اختیار ندارد و گاهی از این جهت در مقابل جریانهای تروریستی و یا کردهای عراق از امکانات محدودتری برخوردار بوده است. در نتیجه باید چنین جمع بندی کرد، که آمریکا و کردها تنها طرف های پرانگیزه برای مطرح کردن موضوع کودتا در عراق هستند، زیرا هر دو در شرایط خاصی از فشار حکومت مرکزی عراق بوده و در مقابل مطالبات حاکمیتی و اصولی مالکی می توانند دست به واکنش بزنند.
البته جالب این است که ارتش عراق اگرچه ترکیبی از طوائف عراقی است و برخی نظامیان که بنا به قوانین عفو حکومتی به ساختار ارتش بازگشته و شاید به شاخص های دوره صدام می اندیشند و تمایل به بازگشت به دوره قبلی را داشته باشند ولی فقدان امکانات و تجهیزات و تسلیحات کافی در نیروهای سه گانه موجب می شود که مسئله کودتا بیشتر به یک مزاح سیاسی شبیه باشد.
البته کردهای عراقی که پستهای حساسی مانند ریاست ستاد ارتش را در اختیار گرفته و در بخش‌های کردی نیز دارای سیستم نظامی مستقلی (پیشمرگه) می باشند، نیز قادر به عملی کردن کودتا نیستند و باید با یک حمایت آمریکایی به چنین امری فکر کنند.آمریکا نیز اگرچه از امکانات گسترده ای در عراق برخوردار است ولی بی رمق شدن انگیزه های نظامیان آمریکایی و مخالفت های بنیادی در جامعه و ساختار تصمیم گیری آمریکا و تغییر اولویت حکومت بوش از عراق به افغانستان و فقدان ابزار محلی که باید پوشش یک کودتا قرار گیرد، این امکان را از آمریکا و بوش نیز سلب کرده است.
لذا مطرح کردن موضوع کودتا می تواند صرفا یک موج سیاسی : تبلیغاتی علیه مالکی باشد تا به نحوی نسبت به مردد کردن و یا سست کردن اراده حکومت عراق در قبال کردها و یا آمریکا و بوش اثرگذاری کند. بدیهی است که «بازی رسوا»، نمی تواند در عراق شکل عملی پیدا کند و به جز حکومت قانونی مالکی، دیدگاه و مواضع مردمی نسبت به آمریکا و یا زیاده خواهی های کردی، هر تلاش بی نتیجه‌ای را ناکام خواهد گذاشت.

نام:
ایمیل:
نظر: