صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۵۱۱۴۴

احسان حسینی
دیدار دو روزه سارکوزی از دمشق و نشست چهارجانبه فرانسه، سوریه، ترکیه و قطر که توجه و اهتمام منطقه ای و بین المللی را به خود جلب کرده، رویدادی مهم در تحولات جاری منطقه ای است.
تمامی بازیگران چهارگانه براساس تعریف منافع روشنی، در دمشق جمع شده اند و به خوبی با ایجاد فصل مشترک نیازها و واقعیت های منطقه، بازی سازی می کنند. در واقع یک هوشمندی دیپلماتیک دیدار و نشست دمشق را به وجود آورده تا حاصل کار برای یکایک آنها دستاوردی داشته باشد.
قطر کشور کوچکی است که قصد ندارد در سایه برادر بزرگ تر خود در خلیج فارس ایفای نقش کند و ظرفیت های خود را بیش از خواسته آن می داند، لذا با خریدهای کلان از فرانسه و حتی بوینگ آمریکایی که قرار است تعدادی را نیز به سوریه اجاره دهد، فرانسه را مجاب کرده که نقشی مستقل در خاورمیانه به عهده بگیرد و یک تعامل اروپایی ایجابی با سوریه را سامان بدهد.
سارکوزی که در سایه سیاستهای بوش برای فرانسه در هیچ نقطه خاورمیانه جایی را نمی یابد، حاضر نیست حوزه نفوذ تاریخی در لبنان و سوریه را به انتظار انتخابات آمریکا، رها کند و با رویدادهای 7 ماه می با سرعت به بازسازی روابط متوقف شده با سوریه، در 5 سال گذشته پرداخت که شیراک در هم پیمانی با بوش آن را وارد یک ریسک بی نتیجه کرده بود. دیدارهای سریع وزرا و سپس سران سوریه و فرانسه در پاریس و اکنون در دمشق، حاصل این این اراده سارکوزی است تا با عناوین پوششی فعال‌سازی روند مذاکرات سوریه - اسرائیل و یا بررسی تحولات منطقه، به عقد قراردادهای اقتصادی مهم با سوریه اهتمام ورزد. یعنی در حقیقت سارکوزی به دنبال ثبت چهره مثبت سیاسی در لبنان و کسب قراردادهای اقتصادی با سوریه (به ویژه در حوزه نفتی) است و بقیه موضوعات سیاسی در حوزه تصمیم و اراده فرانسه نیست.
دیدار سارکوزی از دمشق را می توان پایان قطعنامه های 1559 و 1701 نیز تلقی کرد. چرا که برای فرانسه حاصلی جز خسارت نداشته و حتی سعودیها نیز که در پشت پرده همکاری با شیراک و بوش این قطعنامه ها را حمایت می کردند، امروز در لبنان به دنبال باز تعریف سازوکارهای خود، در کنار حریری و سینیوره بوده و سیاسی کاریهای حریری را عنصر کافی برای نقش آفرینی خود نمی دانند و مسلح کردن سلفی ها و میلیشیا سازی در شمال لبنان را ضرورتی حیاتی برای حفظ موقعیت خود در لبنان می‌دانند. البته در شرایط و معادله جدید، نقش عربستان تنزل یافته و سوریه با انفتاح جدید اروپا و فرانسه به جایگاه جدیدی در لبنان، عراق و منطقه دست می یابد.
در واقع سوریها هم فضای مذاکره با اسرائیل را رها نکرده اند تا فرانسه و اروپا و غرب را مجاب کنند و می‌دانند که ژست مذاکراتی اسرائیل بی نتیجه است. به ویژه اینکه اولمرت در روزهای آتی به دادگاه سپرده شده و لیونی هم با ائتلاف حکومتی و یا انتخابات زودرس روبه رو است که قادر به یک رویکرد مذاکراتی واقعی نیست. یعنی اینکه سوریه پرونده بی محتوای مذاکره را به فرانسه و ترکیه و اروپا فروخته و از سوی دیگر در هم پیمانی با روسیه در اقتدار بخشیدن به توان نظامی و موازنه اطمینان بخش تسلیحاتی با شدت عمل می کند و در کنار خط مقاومت لبنانی و منطقه ای، به جایی رسیده که سارکوزی هم هرگونه ثبات و صلح منطقه ای را بدون سوریه غیرممکن می داند.
ترکیه که از فشار مزمن صهیونیستها و آمریکا در سازوکارهای حکومتی خود به تازگی و به سلامت خارج شده از یک سو، فعال کردن همکاری با فرانسه را جهت تقویت زمینه های ورود به اتحادیه اروپا نیاز دارد واز سوی دیگر برای «دفع شر» لابی صهیونیستی باید میزبان مذاکرات سوریه و اسرائیل باشد. ترکیه هم می داند که ادامه دور پنجم مذاکره تا انتخابات آمریکا و تغییرات حکومتی در اسرائیل تعطیل است و همچون سوریه از پرونده هسته ای ایران نیز استفاده کرده و ضمن تایید رویکرد صلح جویانه هسته ای ایران، نقش اعتمادسازی بین ایران و برخی کشورهای اروپایی را صحنه مانور مناسب می‌بیند.
البته قطری ها هم که جایگاه جدیدی برای خود قائل بوده و با تمامی طرفهای متخاصم رابطه دارند، برای ساخت پالایشگاه در طرابلس لبنان، نیاز به حمایت سوریه دارند و از سوی دیگر در موضعی قوی و آشکار از مواضع و اقدامات ماجراجویانه هم قطاران خلیج فارسی خود انتقاد و روابط خوب با ایران را مورد تاکید قرار می دهد.
حاصل کار اینکه همه چهار بازیگر با نگاهی عملگرا و با عناوین جذاب، منافع ملی خود را دنبال کرده، به دنبال فصل مشترک در موضوعات منطقه ای و بین المللی هستند و بدیهی است که هر یک نیز اصول خود را حفظ می کنند. سوریه حاضر نیست به مقاومت که اساس قدرت و امنیت آن است پشت کند و فرانسه نمی تواند از خطوط قرمز صهیونیستها در اسرائیل و لابی صهیونیستی در فرانسه و آمریکا و یا رویکردهای آمریکایی تجاوز کند ولی منافع خود را هم منتظر سیاستهای دیگر نمی گذارد و قطر برای شانه زدن به عربستان، همه عرصه های اقتصادی و سیاسی را به کار می گیرد.حاصل نشست و دیدارهای دمشق می تواند برای ما نیز مثبت باشد، به شرطی که با سازوکارهای مناسب به یک دستاورد تبدیل شود و اجلاس ایران، سوریه، عراق و ترکیه در تهران منعقد شود.

نام:
ایمیل:
نظر: