از دست دادن موتلفین جهانی
ائتلاف جهانی ضد تروریستی آمریکا دو ستون اصلی و فرعی داشت، مهمترین ارکان ستون اصلی را سه کشور اسپانی، ایتالیا و انگلیس تشکیل میداد. در این میان اولین ریزش در ائتلاف جهانی ضدتروریستی بوش، دولت اسپانیا بود. دولت برلوسکنی در این کشور، قربانی همراهی با آمریکا در جنگ عراق شد. سقوط برلوسکنی پیام روشنی برای بوش داشت لکن نومحافظهکاران کاخ سفید که به تعبیر برژینسکی دچار بیماری «پارانوما» شده، اعتنایی به آن نداشت.
پس از یکسال، دومین رکن از ستون اصلی ائتلاف آمریکا یعنی ایتالیا نیز در انتخابات سقوط کرد و پرودی با شعار ضدجنگ و خروج سربازان ایتالیایی از عراق بر رقیب خود پیروز شد.
در این زمان آمریکا به تنها یاور خود انگلیس به ویژه «بلر» تکیه داشت. همراهی همه جانبه بلر و تلاش برای پر کردن خلا اسپانیا و ایتالیا، دولت بوش را به ادامه سیاستهای خود امیدوار میکرد. اما کنارهگیری اجباری بلر پیش از زمان پایان ریاست جمهوریاش شوک بزرگی به کاخ سفید وارد کرد. انتصابات گوردون براون پس از آغاز به کار رسمیاش کاخ سفید را دچار «سکته» کرده و مواضع بوش و سایر مقامات کاخ سفید نشانههای سکته سیاسی کاخ سفید است. زیرا آمریکائیها این انتصابات براون را انتصابات «شوم» نامیدند. وزیر دفاع این کشور گفت این اقدامات نشانههایی از مخالفت با آمریکا است. مختصات انتصابات گوردون براون چیست؟ که بدینگونه کاخ سفید را نگران و پریشان کرده است. لردمالوچ براون یکی از انتخابهای نخست وزیر انگلیس است او که سابقا معاون دبیرکل سازمان ملل متحد بود و بشدت با سیاستهای بوش مخالفت میکرد، رئیس اداره ثروتهای عمومی انگلیس شد. جان دنهام وزیری که در اعتراض به جنگ عراق کابینه بلر را ترک کرده بود و دیوید میلی بلند که معروف به داشتن تفکرات ضدجنگ و ضدآمریکایی است برای وزیر امور خارجه انگلیس منصوب گردید.
با توجه به انتصابات فوق غالب تحلیلران در انتظار تغییراتی در جهتگیری سیاست خارجی انگلیس هستند.
با این حال در صورتی که مواضع ضد آمریکایی و ضدجنگ این افراد همچنان حفظ شود تردیدی نیست که فاتحه کامل ستونهای ائتلاف آمریکا را باید خواند.
بیرمقی حامیان منطقهای
رژیم صهیونیستی و تعدادی از کشورهای عربی منطقه حامیان منطقهای آمریکا را تشکیل میدادند. اکثر صاحبنظران معتقدند که رژیم صهیونیستی به خاطر فشارهای آمریکا جنگ علیه حزب الله لبنان را راه انداخت. اما این اقدام تیری بود بر قلب رژیم صهیونیستی زیرا جنگ سی و سه روزه ابهت پوشالی و افسانهای این رژیم را فرو پاشید و آن را با چالش سنگین درونی در ابعاد سیاسی و نظامی رو به رو ساخت. اکنون کاخ سفید قادر نیست بر سر اسب بازنده و در تحولات آتی منطقهای شرطبندی نماید. کشورهای عربی منطقه نیز بواسطه رفتارهای دوگانه کاخ سفید در یک وضعیت «پاندولی» قرار داشته و مانند سابق هژمونی آمریکا را بر نمیتابند.
دگرگونی و جابجایی حامیان داخلی به مخالفان
بوش در ابتدای اجرای سیاستهای یک جانبهگرایی خود در جهان حامیان قوی در کاخ سفید، در کنگره آمریکا و درمیان حزب جمهوریخواه و صاحبنظران این کشور داشت. اما اکنون تکتک آنها از حول محور بوش خارج میشوند افرادی مانند ریچارد پرلهانتینگتون، فوکویام، کسینجر، برژینسکی و. .. که حامیان اولیه بوش بودند در حال حاضر جزو مخالفان ادامه سیاستهای بوش هستند. موج ضدبوش به حدی زیادی بوده که وزیر دفاع وی (رامسفلد) و نماینده وی در سازمان ملل (جان بولتون) تاب مقاومت نداشته و کنارهگیری کردند. به همین ترتیب نامزدهای ریاست جمهوری از درون حزب جمهوریخواه واسطه رویگردانی و ادبار مردم از سیاست بوش، سعی میکنند خود را از وی دور نگه دارند.
از اینرو، تحلیلگران رسانههای آمریکایی پیشبینی وضعیتی را میکنند که «بلر» در حزب کارگر داشت. زیرا عملکرد بوش شرایطی را ایجاد کرده که بوش دیگر قادر به حفظ رهبری حزب جمهوریخواهان نخواهد بود.
نیویورک تایمز در این خصوص ضمن تشریح روند خروج سناتورهای برجسته جمهوریخواه از جرگه حامیان بوش، نوشت که 18 ماه باقیمانده دوره ریاست جمهوری بوش با خطر از دست دادن رهبری حزب روبهرو است.
حقیقت امر این است که رسانههای آمریکایی در حال حاضر، به این جمعبندی رسیدهاند که ماه سپتامبر (شهریور) آزمون اساسی بوش برای حفظ رهبری حزب جمهوریخواه است. زیرا سیاستهای جدید بوش در عراق مبنی بر افزایش سربازان آمریکا در این کشور مورد ارزیابی کنگره آمریکا قرار خواهد گرفت. قطعا نتایج این ارزیابی آخرین تیر بر پیکره متزلزل و نحیف راهبرد یک جانبهگرایانه و جنگسالاری بوش خواهد بود.