1- هر چند پرویز مشرف با استعفا از ریاست جمهوری پاکستان از میان سه گزینه: استعفا، استیضاح و انحلال پارلمان که پیش روی خود داشت با انتخاب گزینه اول به این سوال که ژنرال 65 سالهای که با یک کودتای بدون خونریزی حدود یک دهه پرتلاطم بر کشور پرجمعیت پاکستان حکم راند در شرایط حساس این کشور چه خواهد کرد پاسخ داد. اما این استعفا سوالات دیگری را در افکار عمومی به وجود آورد، که پاکستان بعد از مشرف به چه سویی خواهد رفت؟ و چه کسی جایگزین او خواهد شد؟ از اهم آن سوالات است. ضمن این که بر اساس قانون اساسی پاکستان تا برگزاری انتخابات و تعیین رئیس جمهور جدید ریاست موقت کشور بر عهده رئیس سنا خواهد بود، و ساز و کار حاکم بر این کشور گزینههای جانشینی را محدود میکند، زیرا هر کس که در پاکستان بخواهد بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند، باید حمایت اعضای دو حزب مردم و مسلم لیگ را در رأیگیری مجلس ملی و مجالس چهارگانه ایالتی (سند، پنجاب، سرحد و بلوچستان) به دست آورد ولی به نظر میرسد که نمیتوان آینده پاکستان را بدون توجه به واقیعتهای تاریخ سیاسی این کشور گمانهزنی نمود، هر چند احتمال موفقیت نامزد حزب مردم بیش از دیگران است.4- هویت ژئوپلتیکی پاکستان متأثر از مقاصد و رفتارهای استعماری کشورهای سلطه گر فرامنطقهای است که در دوران حضور انگلیس در منطقه و در زمان استقلال این کشور با رویکرد اختلافانگیزی بین کشورهای منطقه به آن دامن زده شده است. زمینهای کشمیر در شمال شرق پاکستان از ابتدای تقسیم، زمینه درگیری بین دو طرف را فراهم نموده است، که همچنان به عنوان بحرانسازترین منطقه جغرافیایی پاکستان فضای اختلاف در قالب جنگ سرد را بر این کشور تحمیل نموده است. علاوه بر آن کافی است به این موضوع توجه شود که از نظر هند خط رادکلیف به طول 405 کیلومتر در مرزهای شرقی باید به سمت غرب کشیده میشد! و مرزهای طولانی (بیش از 2400 کیلومتر) این کشور با افغانستان در غرب نیز که در سالهای پایانی قرن 19 توسط یک انگلیسی به نام دیوراند تعیین شده است، همواره از سوی افغانستان مورد تردید و اعتراض قرار دارد، لذا میتوان گفت که مرزهای پاکستان (غیر از سواحل) خطوطی تصنعی بوده و بسیار شکننده و آسیب پذیرند اما با وجود این مشکلات امنیتی پاکستان به دلایلی چون موقعیت جغرافیایی ویژه (نقطه تلاقی آسیای جنوبی با آسیای مرکزی و جنوب غربی و هم چنین نقطه اتصال شرق دور و جنوب آسیا با خاورمیانه یعنی منبع اساسی انرژی جهانی)، مرزهای ملتهب با هند و افغانستان، تنوع زبانی، نژادی و فرقهای و برخورداری اقوام از عقیه وسیع در آن سوی مرزها، همجواری با اقیانوس هند و نزدیکی جغرافیایی به خلیج فارس، از اهمیت ژئوپلتیکی بالایی برخوردار است.7- از آغاز استقلال پاکستان تهدیدات و نیازهای امنیتی ناشی از نحوه استقلال و تجزیه شبه قاره هند ضمن این که این کشور را به سمت و سوی قدرتهای جهانی سوق داد زمینه مناسبی را برای این قدرتها جهت بهره برداری آنان که در پی منافع خود در جنوب آسیا بودند، فراهم نمود تا بدون برنامهریزیهای پرهزینه حاکمان پاکستان را مجذوب خود کنند. پاکستان به دلیل محرومیتهای اقتصادی و تهدیدات هند تمایل داشت با کشورهایی که پشتوانه امنیتی این کشور باشند روابط مستحکمی برقرار نماید، لذا با چنین رویکردی در نظام دو قطبی که میبایست بین امریکا و شوروی یکی را برگزیند به دلایلی چون امکانات بیشتر امریکا و طمع برخورداری از حمایتهای آن کشور و دولتمردان تحصیلکرده در غرب و تاثیرپذیری آنها از ارزشهای امریکایی در دام امریکا افتاده و بر این اساس روابط دو کشور به تدریج عنصری تعیین کننده در سیاست خارجی پاکستان شد.10- مهم این است که در ریشهیابی دلایل موفقیت جریانهای تندرو پاکستان این واقعیت خودنمایی میکند که سران جریانها همزمان با برخورداری از حمایت برون مرزی و نقش آفرینی در سرویس اطلاعاتی پاکستان پیوند و تعامل خاصی هم با برخی از نظامیان این کشور برقرار نمودهاند و با بهرهمندی از این ظرفیتها تشکلهای فوقالعاده افراطی ماننده سپاه صحابه در کشور و جریان متحجر طالبان در افغانستان را حمایت میکنند.13- واقعیت این است، که با وجود کمکهای مالی و حمایتهای سیاسی دولتمردان امریکا از مشرف، آنها به این نتیجه رسیدهاند که روز به روز پایگاههای طالبان و القاعده در پاکستان گسترش یافته و علاوه بر آن منابع امریکایی گزارشهایی را مبنی بر حمایت ارتش پاکستان از طالبان در زمینه حمله به پستهای عملیاتی ارتش افغانستان دریافت نمودهاند. بر این اساس در مورد تداوم کمکهای امریکا به دولت پاکستان در دولت بوش با شک و تردید نگریسته و مطرح نمودهاند که اراده جدی در دولت پاکستان برای مبارزه با طالبان و القاعده وجود ندارد و در این راستا در صدد یافتن جانشین برای مشرف برآمده و حتی برخی از سیاستمداران امریکایی حمایت از ادامه زمامداری مشرف را به حمایت امریکا از محمدرضا پهلوی تشبیه کردهاند.16- نواز شریف رهبر حزب مسلم لیک شاخه نواز با بیان این که آصف علی زرداری رهبر حزب مردم در مورد بازگشت قضات دادگاه عالی به مناصب خود خلف وعده کرده است، حزب خود را از ائتلاف سیاسی پاکستان خارج نموده و اعلام کرد که به احزاب مخالف ملحق میشود، این در حالی است که برخی کارشناسان سیاسی معتقدند که خروج نواز شریف به دلیل بازنگشتن قضات به مناصب خود نبوده بلکه بهانهای است تا این حزب هم نامزد خود را برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کند زیرا این حزب پس از خروج از ائتلاف «سعید الزمان صدیقی» را که یک قاضی بازنشسته است را به عنوان نامزد خود برای رقابت با زرداری معرفی کرده است.19- نمیتوان پیشبینی کرد، اما میتوان پیشبینی نمود که پاکستان پس از مشرف با حوادث جدیدی روبرو شود و از لحاظ امنیتی، سیاسی و اقتصادی موقعیتهای جدیدی را تجربه کند که متاثر از موقعیتهای جدید معادلههای سیاسی جدیدی در زمینه یارگیری طرفهای خارجی در پاکستان و دگرگونی در روابط سنتی و تاریخی امریکا با پاکستان شکل گیرد و در این راستا نباید صرفا برای مثلث ریاست جمهوری، نخستوزیری و فرمانده ارتش در پاکستان اهمیت قائل بود و تنها به نقش آفرینی نظامیان در سیاست، تکیه شبه نظامیان مذهبی بر قدرت با نقش آفرینی در isi و ساز و کارهای ائتلاف حزبی در تصاحب قدرت تکیه نمود، بلکه باید به نقش مردمی جمعیت 97 درصدی مسلمان این کشور نیز توجه شود، زیرا تودههای مردم در پاکستان ضمن مخالفت با دخالت امریکا در کشورشان با عملکرد سران ارتش و گردانندگان حزبی میانه خوبی نداشته و در جستجوی شرایطی بهتر در زمینه استقلال و حفظ فرهنگ اسلامی- ملی خود هستند و هر چند به احتمال قوی در رقابت 16 شهریور ماه نماینده حزب مردم (آصف زرداری) آرای لازم را کسب خواهد نمود ولی احزاب رقیب و تودههای مردم با نگرش این حزب همراهی نخواهند کرد و مخالفتهای جدی در این زمینه ابراز خواهد شد.22-