صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۵۳۹۵۵

این روزها وقتی در سطح شهرها و کوچه ها و خیابانها عبور می کنید حضور پررنگ بچه ها را می بینید با کوله های سنگین راه خانه به مدرسه یا برعکس را پیش می گیرند. سئوالی که برایم پیش آمد این است که این بچه ها کی بازی می کنند پس از آن موضع دیگری که توجه مرا به خود جلب کرد بر چسب های تبلیغاتی نصب شده بر در خانه های مردم است که برای آن هم صحبت های فراوانی برای گفتن شنیدن و خواندن ! دارم

پرده اول : بازی کودکان و جبر زمانه :

اول کودکی و بازی ; چرا که زندگی هر فرد; دوره کودکی « پیوندی » ناگسستنی دارد. با توجه به اهمیت دوره کودکی است که روانشناسان و جامعه شناسان مطالعه درباره شرایط دوره کودکی را یکی از اولویت های پژوهشی قرار می دهند. جوامع امروز از جهات گوناگون با جوامع دیروز تفاوت دارد یکی از این تفاوت ها بسترهایی است که انسان در آن سالهای اولیه زندگی خود را طی می کند. شهرنشینی که از جمله الزامات دنیای جدید است ضرورت های خاص خود را دارد که تاثیر آن بر کودک بسیار عمیق است . ضرورت های دنیای جدید کودک را از سرشت کودکی جدا می کند. کودکی مرحله ای از زندگی فرد است که سرشت خاص خود را دارد.

آزادی در فعالیت های کودکانه از این جمله است که از کودک جداناشدنی است . اما زندگی شهری و به تبع آن زندگی آپارتمان نشینی این آزادی را از کودک سلب کرده و او را به شدت محدود کرده است . بازی های کودکانه داشتن همبازی و فعالیت بدنی در زمره مواردی است که زندگی در چارچوب های سیمانی آنها را از کودک سلب می کند پاسخ ندادن به این نیازهاست که به روحیه کودک لطمه وارد می سازد.

در اینجا واقعیت مهمی را باید اقرار کرد که بخش مهمی از بیماریهای روحی و روانی بویژه در سالهای بزرگسالی ناشی از عدم پاسخگویی به نیازهای دوره کودکی است . همه اینها بی تردید در طرز تفکر و شخصیت او تاثیرگذار خواهد بود. ظهور جهان بینی های بسته تلاش برای گریز از جامعه هنجارشکنی و گریز از ارزش های اجتماعی همگی خواه ناخواه متاثر از همان زندگی محدود هستند. بدیهی است محکوم شدن فعالیت انسان در دوران کودکی او را به سوی شکستن محدودیت هایی سوق می دهد که برای زندگی امروزی لازم است زندگی شهری و آپارتمان نشینی عوارض و پیامدهای دیگری هم دارد. از جمله مهمترین عوارض دور شدن کودک از طبیعت است . در جوامع روستائی که کودک از همان ابتدا با طبیعت و وجود مختلف آن در ارتباط است . این ارتباط می تواند در رشد طبیعی کودک بسیار موثر باشد. اما امروزه و در زندگی آپارتمانی این ارتباط به صفر می رسد. در این زندگی حتی نشانی از گل ها و درخت های باغچه ای هم نیست . اگر کودک می توانست در حیاط خانه خود با خاک و گل و درخت و به عبارتی با هیات کوچکی از طبیعت ارتباط بگیرد آپارتمان نشینی همین حداقل را هم از او گرفته است . دور شدن از طبیعت و چرخ زدن در دنیای سیمان و آهن و ابزار الکترونیک کودک را از لطافت های طبیعی دور کرده و او را بسیار آسیب پذیر می سازد. کودکی این دوران لطافت های مصنوعی دارد و قادر نیست زندگی را آنگونه که طبیعت می خواهد به سرانجام برساند. به هر تقدیر زندگی در چارچوب هایی به نام واحدهای آپارتمانی باعث می شود که کودک دنیای کودکی را ناقص طی کند و این امر صدمات جبران ناپذیری به فرد و پس از آن به جامعه وار می آورد. اما به نظر می آید زندگی شهری به تنگناهایی که دارد نتواند روح طبیعی را به کودک باز گرداند. طبیعی است با این شرایط چنین مشکلی همچنان ادامه خواهد یافت . بیائیم بیشتر به این موضوع بپردازیم و آن را به موضوعی فلسفی ارتباط دهیم و بگوئیم که بچه ها حتی این سئوال های خود درباره بازیها را چگونه می توانند با بزرگترها مطرح سازند

به سراغ « سعید ناجی » کارشناس ارشد فلسفه علم از دانشگاه صنعتی شریف و مسئول گروه پژوهشی فکر پروری کودکان و نوجوان رفتیم تا نظرات او را در این خصوص جویا شویم .

وی می گوید : بچه های امروز خیلی زود مرز خیال را می شکنند و پا به عالمی می گذارند که حاکم بزرگ آن « واقعیت » است . به بیان دیگر بچه های دنیای مدرن امروز زیر سایه سنگین رسانه های مختلف که هر آن پیامی نو به کودکان منتقل می کنند بزرگ و بزرگتر می شوند در حالیکه کودکی شان کوچک و کوچکتر می شود و در سایه این بزرگی ناپدید می شوند. شاید این تقدیر بچه های امروز باشد که دنیای کودکی شان خیلی زود تمام می شود و اجازه بچگی کردن را از آنها می گیرد. در دنیایی که عقلانیت در آن حرف اول را می زند شاید قدم اول هماهنگی با این فضا رفتن به دامن فلسفه و چارچوب علت و معلولی مسائل باشد.

کارشناس ارشد فلسفه علم در مورد اینکه سقراط های کوچک قرار است با فلسفیون و استفاده از جنبش های فلسفه کاربردهای زیادی را یاد بگیرند که امکان یادگیری در آموزش های عادی برای آن ها فراهم نیست . خاطرنشان می کند : « اولین کاربرد فلسفه عمیق تر شدن ذهن بچه هاست . بچه ها یاد می گیرند از یک سئوال به سوی کشف پاسخ این سئوال بروند. یعنی حل مساله . الان مشکل بین جوانان و نوجوانان ما این است که نمی توانند تصمیم بگیرند و مسائل خودشان را حل کنند. اکثر کودکان و نوجوانان وقتی با یک مشکل اجتماعی خانوادگی روانشناختی یا هر مشکل دیگری مواجه می شوند روشی ندارند که به آن مشکل وسئوال پاسخ دهند و مساله شان را حل کنند در واقع گرفتاری از این مرحله شروع می شود.ولی کودکی که یاد می گیرد خودش را از سئوال به سمت پاسخ حرکت دهد و روش های مختلف را یاد بگیرد می تواند مسائل خودش را حل کند و این قدمی به سوی رفع بحران هویت در جامعه ایرانی است .

مسئول گروه پژوهشی فکرپروری کودکان و نوجوانان خوراندن مفاهیم عمیق فلسفی را برای کودکان لازم می داند و می گوید : اگر شما « شازده کوچولوی » آنتوان دوسنت اگزوپری را که می خوانید در جریان داستان این حس برای شما قوت می گیرد که شاید ما بچه ها نمی فهمیم . شاید این بزرگواری آنهاست که ما را تحمل می کنند و شاید حق با آنها باشد. دنیای بچه ها با دنیای ما متفاوت است . ما باید خودمان را به آنها نزدیک کنیم و ببینیم چه چیزی به ما یاد می دهند هر چه مابزرگ تر می شویم دنیای ما کلیشه ای تر می شود.

سعید ناجی در پایان اظهار می دارد : این برنامه را به تازگی شروع کرده ایم ولی در کلاس هایی که 7 ـ 8 ماهی است در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی داریم با بچه ها کار می کنیم و نتایج آن برای ما شگفت آور بوده است . در 5 جلسه بسیاری از استعدادهای بچه ها شکوفا شد و این واقعیت بارز بود. حقیقت این است که خود ما این نتیجه را باور نمی کردیم . اکثر بچه ها اعتماد به نفس پیدا کرده بودند اینکه بچه ها می توانستند با بزرگترها گفتگو کنند و به صورت گفتگو مسائل شان را مطرح کنند نه با گریه و زاری ! این کار موفقیت بزرگی بود بعضی وقتها خانواده ها می گویند ما می مانیم که این بچه ها چطور استدلال می کنند. بعضی از والدین می گفتند معلمان بچه از مدرسه تماس گرفتند که ساز وکار ذهنی فرزند شما به کلی عوض شد قبلا خیلی شلوغ بوده اما الان بچه ها را نصیحت می کند و حرف های عجیبی می زند که ما فکر می کنیم ضربه ای به سرش خورده است !

واقعیت این است که وقتی بچه ها در حلقه کند و کاو قرار می گیرند این حلقه یک نتیجه نامرئی داردو باعث می شود بچه ها با هم گفت و گو کنند و چیزهایی را به هم یاد بدهند. ما در کلاس ها چیزی به بچه ها آموزش نمی دهیم که مثلا این گزاره درست است . دروغ گفتن بد است خود بچه ها کشف می کنند که دروغ گفتن بد است . در آن حلقه که یک اجتماع است ممکن است یک بار دروغ گفته باشند و نتایج آن را به سرعت در آن حلقه می بینند پس بچه ها هم می توانند راههای جدیدی را برای بازیهای سالم پیدا کنند این جبر زمانه است .

پرده دوم :

شیوع برچسب زنی در خیابان ها

برای محاسبه هزینه ای که صرف چرخه چاپ الصاق و پاکسازی بر چسب های لوله بازکنی و تخلیه چاه می شود نیاز نیست کارشناس آمار باشیم یا از مباحث پیچیده آماری سررشته داشته باشیم فقط کافی است با در نظر گرفتن حداقل تعداد ممکن این برچسب ها به یک حساب و کتاب سرانگشتی بپردازیم . با توجه به 2 تا سه میلیون در ورودی حیاط ساختمان در تهران هزینه ها به چند میلیارد تومان می رسد. البته بدون در نظر گرفتن حقوق افرادی که در این کاغذک ها را می چسبانند.

و بالاخره آخرین مرحله این چرخه یعنی مرحله پاکسازی است که اگر حداقل هزینه لازم برای پاکسازی هر در را 1000 تومان در نظر می گیریم آن نیز از چند میلیارد تومان بیشتر می شود.

هزینه ای که اگر برخوردهای جدی تر خیلی زودتر از اینها صورت گرفته بود هیچ کس مجبور به پرداخت آن نبود. این روزها کمتر خانه ای در کوچه و خیابان ها پیدا می شود که از حضور این برچسب ها بهره ای نبرده باشد.

دیوارها نقش شابلون ها را در خود حک کرده اند. برچسب های تبلیغاتی تا بلندترین ارتفاع تیرهای چراغ برق و در خانه ها را پوشانده اند. همه ما به یاد داریم روزی که کارگران شهرداری با کاردک های فلزی و شلنگ های پر فشار آب در و دیوار خانه هایمان را نشانه گرفتند تا دیگر همه چیز پاکیزه باشد و زیبا و به قول روان شناسان دیگر از آلودگی بصری خبری نباشد و ما باورمان شد که فردا دیگر از این کاغذ دیواری های اجباری خبری نیست ... اما همه اینها رویایی کوتاه و چند هفته ای بیش نبود. دوباره مهمان های ناخوانده شبانه شبیخون زدند این بار آرام و بی صدا.

52 سال پیش

تاریخ دقیق تابلو شدن این برچسب ها را هیچ کس به یاد ندارد حتی کسی نمی داند که ابتدا برچسب ها آمدند یا لوله بازکنی ها . اما 52 سال پیش قانون مداران حضور آنها را پیش بینی کردند و این شد که تنها و آخرین قانون مدون برای پیگیری برچسب های تبلیغاتی برمی گردد به سال 1344 ماده 92 قانون شهرداری : « نوشتن هر نوع مطلبی یا الصاق هر نوع نوشته ای که خلاف مقررات شهری باشد ممنوع است مگر در محل هایی که شهرداری برای نصب و الصاق اعلانات معین می کند و در این محل ها فقط باید به نصب و الصاق آگهی اکتفا کرد و نوشتن روی آن نیز ممنوع است . متخلف علاوه بر پرداخت خسارت به مالکان به پرداخت 500 یا یک هزار ریال جریمه نقدی موظف خواهد شد . » در سال 82 بیش از 10 میلیارد ریال هزینه شد تا شهرداری پیرو همین قانون در و دیوارهای شهر را پاکسازی کند اما از آنجا که احکام قاطعی برای متخلفان وجود نداشت همچنان این برچسب های مزاحم هستند که در و دیوار شهر را در تصرف خود دارند تا حدی که کمتر کسی به یاد می آورد روزی را که همه بسیج شدند تا این کاغذهای مزاحم را از چهره زخمی خیابان ها دور کنند اما نشد که نشد!

گوشه چشمی به پله های اول و دوم .

در این میان یک سئوال اساسی نیز ظاهر می شود که بعد از شرکت های لوله بازکنی و البته مامورهای برچسب زنی سود این برچسب ها به جیب چه کسی می رود

آقای مقدم که سال هاست در چاپخانه خود در حوالی میدان آزادی مشغول به کار است از وجود چاپخانه های زیرزمینی می گوید که به کار چاپ این برچسب ها مشغولند. او که بعد از ادای هر جمله ای لیوان نیمه پر چای را به لبهایش نزدیک می کند با صدایی گرفته و خشدار می گوید : « شرط پذیرش سفارش در چاپخانه های مطرح تیراژ بالای چاپ است و به همین نسبت هزینه های چاپ هم با این شرایط بالا می رود. با این حساب شرکت های لوله بازکنی هرگز زیر بار این هزینه ها نمی روند. آنها راه بهتری برای خود پیدا کرده اند. چاپخانه های زیرزمینی کوچکی پیدا می کنند که حاضرند با تیراژ کم و سود اندک سفارش اینجور شرکت ها را بپذیرند یعنی هر برچسب برای آنها 2 تومان آب می خورد آن هم در تعداد دلخواه . »

برچسب اموال

شما چقدر به مهمانان ناخوانده تان فکر می کنید میزبان خوبی برای آنها هستید یا هر روز به جان در و دیوار می افتید

اگر این کار را جدی می گیرید لابد زیر لبی با خودتان می گویید : « جا را برای مهمان های فردا باز می کنیم ! » شاید هم داستان این برچسب ها آنچنان به روزمره گی ها پیوسته که حتی آنها را نمی بینید اما همه جای تهران که این برچسب ها امانشان را بریده حرف های زیادی برای گفتن دارند.

« محسن هادی بخش » یکی از شهروندان از این برچسب های تکراری تعبیر تازه ای دارد : « در اداره ها همه چیز برچسب اموال دارد برچسب هایی که هیچ گاه کنده نمی شوند این کاغذهای چسبناک هم که بود و نبودشان مایه دردسر است برچسب اموال خانه های ما هستند که قرار نیست هیچ وقت کنده شوند. می بینید که حتی اگر شانس بیاوریم و تکه های کاغذ جدا شوند جای چسب برای همیشه باقی می ماند. »

محیط را برای خلافکاران ناامن کنید.

هامون یکی دیگر از شهروندان تهرانی مشکل را ناشی از مقدار کم جریمه ها می داند که با وجود افزایش نرخ آنها همچنان تهدیدی برای این قبیل شرکت ها به حساب نمی آید. او برای کوچه پسکوچه های شهر تهران که شامل طرح پاکسازی کلی نیستند پیشنهادی دارد : « شهرداری به تازگی محلول های شیمیایی پاک کننده ای تهیه کرده که به راحتی این برچسب ها را از بین می برد. اگر آنها این محلول را در اختیار شهروندان قرار بدهند و یا در اماکن عمومی مثل مساجد شیوه استفاده از آن را به مردم آموزش دهند و مشارکت مردم در پاک کردن در و دیوار خانه خودشان را فراهم آورند جبران قیمت گران این محلول ها را خواهد کرد.

پایان راه کجاست

شاید هنوز برای قضاوت وقت لازم است . کسی چه می داند شاید روزی طرح و قانونی تصویب شد که به موجب آن « وجود تابلوهایی قرمز رنگ بر سر در تمام خانه ها اجباری است . تابلوهایی با این عنوان که : « برچسب نچسبانید پیگرد قانونی دارد » .

رقابت لوله بازکن ها

شرکت های لوله بازکنی هم برای خود دردسرهایی دارند مهمترین مشکل پیش روی آنها مسائل شرکت های رقیب است . هر روز به شمار افرادی که به این صنف پولساز روی می آورند رو به افزایش است اما این دوستان با ذکاوت تر از این حرف ها هستند. در طرح جدید مقابله با برچسب های تبلیغاتی وقتی زیادتر شدن جریمه ها هم راهی از پیش نبرد مقرر شد که تلفن و برق این شرکت ها چند ماهی قطع شود بلکه این شیوه جریمه موثر افتد اما شرکت های لوله بازکنی همین طرح را به راحتی دستاویز حذف رقبایشان قرار دادند آنها در یک رقابت کاملا سالم فقط کمی هزینه می کنند. برچسب هایی با شماره تلفن و نام و نشان رقیب چاپ می کنند و حتی زحمت الصاق آنها را هم به جان می خرند. به این ترتیب همه چیز رو به راه می شود و به همین راحتی از سر شرکت های رقیب برای مدتی که آنها نه برق دارند و نه تلفن خلاص می شوند! به هر حال چندان هم عجیب نیست بعد از سال ها تلاش در عرصه تبلیغات که این افراد هم به گروه تبلیغاتچی های حرفه ای بپیوندند و برای خود شگردهای تبلیغاتی به هم زنند.

زندگی شهری خصوصا زندگی آپارتمانی آزادی طبیعی را از کودکان گرفته در حالیکه بخش مهمی از بیماریهای روحی و روانی بزرگسالی ریشه در همین عدم پاسخگوی به نیازهای دوران کودکی دارد

دور شدن از طبیعت و چرخ زدن در دنیای آهن و سیمان و ابزار الکترونیک کودک را از لطافت های طبیعی دور کرده است

این دوران در خانه هیچ شهروندی نیست که از میهمان ناخوانده ای به نام برچسب های لوله بازکنی و تخلیه چاه بی بهره باشد

به دنبال اعمال جریمه سنگین قطع آب و برق و تلفن آن دسته از شرکت های تخلیه چاه که به درو دیوار منازل مردم برچسب زدند شرکت های رقیب در یک اقدام فریبکارانه شماره تلفن و نام و نشانی رقبا را چاپ کردند و برچسب زده اند!

نام:
ایمیل:
نظر: