اشاره:
در تیرماه سال جاری، توافقنامه سه جانبهای میان دکتر علی لاریجانی، محمد البرادعی و خاویر سولانا به امضا رسید تا بر مبنای طرح موسوم به «مدالیته- چارچوب- همکاری»، جمهوری اسلامی ایران درباره 6 موضوع و 3 مسئله توضیحات لازم را به آژانس ارائه نماید.
براساس این توافقنامه، چنانچه تهران تا پایان زمانبندی مشخص شده، به تمام سوالات آژانس به صورت شفاف پاسخ دهد، آژانس موظف است پرونده فعالیتهای 19 ساله هستهای ایران از سال 1983 تا 2003 را رسما مختومه اعلام نماید. در این توافقنامه، خاویر سولانا به عنوان نماینده اتحادیه اروپا و همچنین اعضای گروه 1+5 حضور داشتند.6 موضوع و 3 مسئله
براساس گزارش اخیر البرادعی که نوزدهمین گزارش از سلسله گزارشهای وی درباره پرونده فعالیتهای هستهای ایران به حساب میآید، جمهوری اسلامی ایران در مدت 4 ماه مذاکرات شفاف و مستمر، به 3 موضوع اساسی «پلوتونیوم آزمایشگاهی و آلودگیهای کرج»، «سانتریفیوژهای پی1 و پی2»، و «سند اورانیوم فلزی» پاسخهای لازم را داده و این 3 موضوع رسما مختومه اعلام میگردد. بنابراین مباحث باقیمانده، حول 3 محور منشأ آلودگی دانشکده فنی تهران، پلوتونیوم 210 و معدن گچین بندرعباس و 3 مسئله فرعی که از آن به عنوان «مطالعات مشکوک» نام برده شده، یعنی توضیح درباره چگونگی و چرایی مطالعات کارشناسان ایرانی درباره تبدیل دیاکسید اورانیوم به 4UF (پروژه نمک سبز)، تستهای انفجاری قوی و طراحی دستگاه حمل کلاهک موشک خواهد بود.
کابوس یک گزارش
در شامگاه پنجشنبه 24 آبان، گزارش البرادعی با 3 روز تاخیر منتشر گردید. با اطلاع آمریکا و برخی دولتهای غربی از محتوای مثبت این گزارش، جنگ روانی و رسانهای شدیدی علیه این گزارش و همچنین فعالیتهای هستهای ایران آغاز گردید. خبرگزاری صهیونیستی رویترز که عنوان قدیمیترین و همچنین فراگیرترین خبرگزاری دنیا را یدک میکشد، اعتبار و آبروی ظاهری خود را آنچنان خرج خبرسازیها و دروغپردازیهای آشکار نمود که انگشت حیرت را بر لبان ناظران سیاسی و رسانهای فرو نشاند. صحنهگردانان این خبرگزاری که خود را گرفتار کابوس گزارش البرادعی میدیدند، در ابتدا با طرح خبری موهوم و مضحک درباره «عبور هواپیمای حامل رادیواکتیو ایران از فراز آسمان چک»، تلاش برای مخدوش جلوه دادن گزارش البرادعی را آغاز کردند. پایههای سست این خبرسازی، سریعتر از آنچه تصور میشد فرو ریخت تا سناریوی سفر غیرمنتظره البرادعی و سولانا به تهران و ممانعت مقامات تهران از آن، کلید بخورد. رویترز سعی داشت نشان بدهد این سفر اضطراری به منزله اتمام حجت نهایی آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 با مقامات تهران میباشد. کذب بودن این خبر هم ساعتی بعد با اعلام رسمی مسئولان دفتر البرادعی و سولانا مبنی بر عدم وجود برنامهای برای سفر به تهران آشکار گردید.
سناریوی سوم هم با جنجال پیرامون تحویل اسناد مربوط به اورانیوم فلزی کلید خورد. دو روز مانده به ارائه گزارش مثبت البرادعی درباره فعالیتهای هستهای ایران، رویترز از تسلیم شدن ایران در برابر فشارهای جهانی(!) خبر داد و گفت: «سرانجام مقاومت ایران در برابر فشارهای جهانی فرو ریخت و این کشور مجبور به ارائه سند مربوط به اورانیوم فلزی به بازرسان آژانس گردید» و سپس این خبرگزاری به همراه شبکه تلویزیونی فاکس نیوز وابسته به پنتاگون، در آستانه ارائه گزارش نوامبر البرادعی اعلام کردند: «منابع دیپلماتیک نزدیک به آژانس (این منابع چه کسانی هستند نه معلوم است و نه هیچگاه معلوم خواهد شد) اعلام کردند علیرغم همکاریهای ایران با آژانس، اجماع جهانی بر تعلیق کامل فعالیتهای هستهای ایران تعلق گرفته چرا که مسیر آینده فعالیتهای آینده این کشور مبهم است.
روزنامه انگلیسی فایننشنال تامیز هم به نقل از دیپلماتهای ناشناس(!) به صراحت نوشت: «ایران نباید تصور کند که میتواند با پاسخ دادن به سوالهایی در مورد گذشته برنامه خود، همه چیز را عادی کند. آنچه مهم است آینده برنامه هستهای ایران است.»
فرازهای گزارش البرادعی
در بررسی گزارش نوزدهم البرادعی، باید بر این نکته اذعان داشت که فرازهای آن بیشتر از فرودهای آن است و در برهه کنونی میتوان به آن نمره قبولی داد. اما این گزارش همچون گزارشهای سابق البرادعی از کمبودها و نقایصی هم رنج میبرد. در ارزیابی نقاط قوت این گزارش میتوان به نکات ذیل اشاره داشت:
1-البرداعی در گزارش خود از همکاری مثبت ایران با بازرسان و کارشناسان آژانس خبر داده و اینچنین ابراز رضایت کرده است: «ایران دسترسی کافی به افراد را فراهم آورده و در یک شیوه زمانبندی شده به سوالات پاسخ داده و شفافسازیهایی را انجام داده است. همچنین ایران توضیحاتی اضافی را در خصوص مسائل در چارچوب مدالیته فراهم کرده است.»
2-البرادعی در مورد سانتریفیوژهای پی1 و پی2 اعلام کرده «آژانس قادر است نتیجه بگیرد که پاسخهای ارائه شده ایران درباره ماشینهای سانتریفیوژ 1p، 2p مطابق با یافتههای آژانس است.» از آنجا که این موضوع اصلیترین منشأ اتهامزنی غرب به ایران درباره در سر داشتن نیات نظامی بوده، با بسته شدن آن میتوان گفت که آژانس درباره گذشته برنامه ایران دیگر سوال مهمی برای طرح ندارد.
3-در ضمیمه گزارش البرادعی درباه وضعیت فعلی برنامه غنیسازی ایران که با عنوان «ضمیمه تأسیسات» و «رهیافت پادمان» منتشر شده، آمده است که مجتمع غنیسازی نطنز اکنون تحت نظارت کامل آژانس قرار دارد.
4-البرادعی تلویحا اشاره دارد که هیچگونه انحرافی در فعالیتهای گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران مشاهده نکرده و سندی هم دال بر این انحراف به دست نیاورده است.
5-برآیند کلی گزارش البرادعی نشان میدهد که تصویر تقریبا شفاف و روشنی از گذشته و حال فعالیتهای هستهای ایران وجود دارد و با حل اندک موضوعات باقیمانده، جامعه جهانی میتواند به صورت کامل نسبت به راستی آزمایی فعالیتهای هستهای کشورمان اطمینان حاصل نماید.
اما فرودها و نقاط ضعف گزارش البرادعی که در برخی مواقع به تناقض کشیده شده است را میتوان در موارد ذیل برشمرد:
1-البرادعی در بخشی از گزارش خود از اینکه ایران به مصوبه شورای امنیت در خصوص تعلیق غنیسازی توجه نکرده، ابراز نگراین کرده است. البرادعی در گزارش خود تاکید کرده که ایران برخلاف درخواست قطعنامههای شورای امنیت، فعالیتهای مرتبط با غنیسازی، تداوم ساخت راکتور تحقیقاتی تهران و احداث راکتور آب سنگین اراک را متوقف نکرده است.
2-البرادعی در بخشی از گزارش خود، اجرای پروتکل الحاقی را شرط آن اعلام کرده که آژانس قادر باشد اعلام کند در ایران برنامه هستهای اعلام نشده، وجود ندارد: «با توجه به اجرا نشدن کامل پروتکل الحاقی، آژانس در موقعیتی نیست که درباره نبودمواد و فعالیتهای ذکر نشده در ایران، اطمینان دهد. این مورد به خصوص به دلیل وجود دو دهه فعالیت ذکر نشده در ایران و نیاز به بازگرداندن جو اطمینان در ماهیت صرفا صلحآمیز فعالیت هستهای ایران، حائز اهمیت است.»
3-البرادعی در گزارش خود ضمن ابراز رضایت از همکاری ایران در دسترسی بازرسان آژانس به افراد و ارائه پاسخهای شفاف، نحوه همکاری ایران را «منفعلانه» دانسته و درخواست نموده که تداوم این همکاریها به صورت «فعالانه» باشد.
4-البرادعی باب جدیدی را درباره «مواد اعلام نشده» در گزارش خود باز کرده و اعلام نموده است: «گرچه آژانس هیچ اطلاعات ملموسی به غیر از آنچه که از طریق طرح اقدام (مدالیته) پاسخ داده شده است، درباره مواد و فعالیتهای هستهای «احتمالا اعلام نشده در ایران» در اختیار ندارد، لذا در موقعیتی نیست که بتواند تضمینهای معتبری درباره نبود مواد و فعالیتهای هستهای اعلام نشده در ایران بدون اجرای کامل پروتکل الحاقی ارائه دهد.
5-در گزارش البرادعی آمده: «در اواسط دهه 1980، ایران تصمیم گرفت که فناوری غنیسازی اورانیوم را از طریق بازار سیاه تامین نماید.» این نحوه گزارشدهی میتواند بهانهای برای برخی کشورهای غربی در اعمال فشار سیاسی و حتی فنی بر پرونده هستهای ایران فراهم نماید.
6-البرادعی در گزارش خود اعلام کرده که نمیتواند درباره «ماهیت برنامه هستهای ایران» پاسخی دهد: «با توجه به تاریخچه طولانی و پیچیدگی برنامه و ماهیت دو منظوره فناوری غنیسازی، آژانس در موقعیتی نیست که براساس اطلاعاتی که هماکنون در دسترس است به جمعبندی درباره ماهیت اصلی بخشهای برنامه هستهای ایران برسد. گذشته بر این ممکن است تمرکز اصلی بر این سوال که ماهیت برنامه هستهای ایران چیست متمرکز شود، حتی اگر دیگر موضوعات طرح مدالیته مورد بررسی قرار گیرد و آژانس بتواند کامل شدن اظهارات ایران را راستی آزمایی کند.» در واقع در این گزارش، البرادعی تصریح کرده که ممکن است درباره گذشته و حال فعالیتهای هستهای ایران بتوان یک پاسخ روشنی مبنی بر عدم انحراف از فعالیتهای صلحآمیز ارائه کرد، اما درباره ماهیت، هدف و آینده فعالیتهای هستهای ایران نمیتوان تضمینی داد.
7-البرادعی در بخش دیگری از گزارش خود آورده است: «از اوایل سال 2006، آژانس اطلاعاتی را از سابقه فعالیتهای هستهای ایران که مطابق با سیاست شفافسازی و پروتکل الحاقی است، دریافت نکرده و در نتیجه اطلاعات آژانس در برنامه هستهای ایران در حال کاهش است.
8-البرادعی همچنین از وجود بعضی ابهامات درباره آلودگیهایی که بازرسان آژانس مدعی وجود آنها در بعضی تاسیسات هستهای ایران شدهاند، خبر میدهد.
مسیر آینده
گزارش البرادعی با همه فرودها و نقاط ضعف آن نشان داد که میتوان تدبیری جهت سیاست زدایی از پرونده فعالیتهای هستهای ایران اندیشید. به تعبیری دیگر، زمانی که دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان متصدی قانونی تنها نهاد بینالمللی از «همکاری مثبت، مطابقت پاسخهای ایران با یافتههای آژانس و عدم مشاهده انحراف در فعالیتهای هستهای ایران» سخن میگوید، این امر نشان میدهد که دخالت شورای امنیت سازمانملل در پرونده هستهای ایران بیهوده و غیرقانونی است. محتوای کلی گزارش البرادعی نشان میدهد، اتهامات حداقل 5 ساله آمریکا مبنی بر انحراف ایران از فعالیتهای هستهای، ادعایی موهوم و بیپایه و اساس است ضمن آنکه این گزارش نشان داد ایالات متحده آمریکا کنترل لازم را بر پرونده ایران نداشته و در حال انزوای بیشتر در شورای حکام میباشد. غیبت نماینده آمریکا در جلسه ارائه گزارش البرادعی حاکی از این مهم است که ایران مسیر صحیحی در تعامل فنی و حقوقی با آژانس انتخاب کرده است.
پس از ارجاع پرونده فعالیتهای هستهای ایران به شورای امنیت، آمریکا انتظار داشت در حرکتی شتابزده، جمهوری اسلامی ایران از N.P.T خارج و همکاریهای خود را با آژانس متوقف و به تمام بازرسیها پایان دهد که این امر میتوانست اهرم فشار سیاسی و رسانهای لازم را در اختیار آمریکاییان قرار دهد، که این پروژه برنامهریزی شده با هوشمندی و تدبیر مقامات مسئول کشورمان نقش برآب گردید. گزارش نوزدهم البرادعی، فرصت دیگری را برای حل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران فراروی جهانیان گذاشته است و در حالی که البرادعی اعلام مینماید که «برمبنای اساسنامه آژانس»، «معاهده عدم اشاعه» و «موافقتنامههای جامع پادمان»، نظارت کامل و مستمری بر مرکز غنیسازی ایران دارد، گواه این مدعا است که تداوم رسیدگی به پرونده فعالیتهای هستهای ایران در شورای امنیت، فاقد وجاهت قانونی است اگر چه از همان ابتدای ارسال پرونده ایران به شورای امنیت اعلام کرده و بر این باور بودیم که رسیدگی به مسئله هستهای ایران با نگاه سیاسی و غیرقانونی به شورای امنیت واگذار شده است. بنابراین از آنجا که اعتقاد داریم ادامه رسیدگی به پرونده هستهای ایران در شورای امنیت قانونی نیست، قطعا سخن گفتن از تعهد به قطعنامههای گذشته و اجرای آن را نیز در تناقض با کارکرد آژانس میدانیم. گزارش اخیر البرادعی، ضمن آنکه آبرویی برای آژانس خریداری کرد، این نهاد بینالمللی را از وضعیت رکود و بیارادگی تا حدودی خارج کرد و هویتی تازه به آن بخشید. البرادعی به عنوان مدیر کل آژانس میتواند تلاش خود را برای سیاستزدایی از پرونده ایران تشدید نماید و رسما درخواست ارجاع پرونده فنی فعالیتهای هستهای ایران را از شورای امنیت خواستار شود، چرا که در حال حاضر نه تنها منشا صدور قطعنامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد بلکه اعتبار و مشروعیت دو قطعنامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد بلکه اعتبار و مشروعیت دو قطعنامه صادره هم از دست رفته است. مقامات مسئول در پرونده هستهای ایران هم به هوش باشند با تداوم سیاست صبوری، هوشمندی و جسارت، ادامه مذاکرات را با آژانس جدی گرفته و استراتژی روشن، مستدل و قوی خود را پیگیری و استیفای حقوق هستهای ملت ایران دنبال نمایند در عین اینکه با حل شدن بخش عمدهای از پرسشها و ابهامات فنی آژانس، خود را باید برای آغاز یک چالش سیاسی با آمریکا و اذنابش آماده نمایند. آمریکائیان این روزها سخت از خود بیتابی نشان میدهند و چونان افعی دندان کشیده، بازیچه دستان کودکان شدهاند.