صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۵۲۸۸
نگاهی به حدیث سلسله‌الذهب

علی مهدوی
حضرت امام رضا(ع) در حدیث مشهور به «سلسله الذهب»، از قول خدای سبحان، کلمه توحید «لا اله الا الله» را دژ مستحکم نجات دهنده از عذاب الهی معرفی کرده و پذیرش ولایت خود را شرط دخول در حصن توحید، دانسته است: «... الله جل جلاله یقول: لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی... بشروطها و أنا من شروطها»(1). سر ناگسستنی بودن ارتباط توحید و ولایت آن است که انکار ولایت به انکار رسالت برمی گردد و انکار رسالت به انکار توحید یا نقص در آن می انجامد، از این رو قرآن کریم، توحید منکران رسالت را ناقص می داند: «ما قدروا الله حق قدره ذ قالوا ما أنزل الله علی بشر من شیء» (انعام/91)، چنانکه اطاعت در برابر رسول خدا را، فرمان پذیری از خدا می داند: «من یطع الرسول فقد أطاع الله» (نساء/80). در روایات نیز، این پیوند گسست ناپذیر مورد اهتمام ویژه واقع شده است. امام باقر(ع) به ابوحمزه فرمودند: «عبادت واقعی از آن خداشناس است، ... ابوحمزه گفت: فدایت شوم، معرفت خدا چگونه است؟ حضرت فرمود: این است که آدمی خدا و رسولش را تصدیق کند و با پذیرفتن ولایت و امامت علی(ع) و سایر پیشوایان هدایت، از دشمنانشان بیزاری بجوید.»(2) از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «خداوند جز از طریق معرفت ما شناخته نشود.»(3) این پیوستگی توحید و رسالت و امامت، به گونه ای است که به فرموده امام باقر(ع) در عالم ذر، در کنار پیمان بر توحید، میثاق بر رسالت و ولایت نیز گرفته شده است: «ن الله أخذ میثاق شیعتنا بالولایه و هم ذر یوم أخذ المیثاق علی الذر و القرار له بالربوبیه و لمحمد بالنبوه»(4) در دعایی که از شیخ الائمه امام صادق(ع) وارد شده و بعد از نماز عید غدیر خوانده می شود، حضرت اقرار به ولایت امیرالمومنین علی(ع) را نه تنها موجب اکمال دین و اتمام نعمت می داند، بلکه آن را متمم توحید و اخلاص معرفی می کند: «بر یگانگی و وحدانیت تو اینگونه با اخلاص شهادت می دهم که تو خدایی هستی که غیر از تو معبودی نیست و محمد(ص) بنده و رسول تو و علی بن ابی طالب(ع)، امیر مومنان است و اقرار به ولایت او جلوه اقرار به توحید، اخلاص در وحدانیت، کمال دین و اتمام نعمت و فضیلت بر جمیع مخلوقات تو است. به راستی که تو گفتی و به حق گفتی که: الیوم اکملت لکم... خدایا، سپاس از آن توست که بر ما منت نهادی و اخلاص بر وحدانیت خود را به ما عطا کردی، آنگاه که ما را به موالات ولی خودت که هادی بعد از نبی منذر تو است، هدایت کردی و به سبب ولایت او راضی شدی که اسلام، دین پسندیده باشد. »(5) بنابراین، توحید بی ولایت، توحید نیست و با هیچ ضمیمه ای از اخلاق یا اعمال صالح نمی توان آن را جبران نمود، همانگونه که نماز بی رکوع، سجود یا سایر ارکان، نماز نیست و به هیچ وجه نمی توان آن را با ضمایمی همانند سجده سهو، نماز احتیاط و ... تصحیح کرد. امام باقر(ع) از قول خدای سبحان نقل کرده است: «هر کس که ولایت پیشوای ستمگری را بپذیرد، بدون تردید گرفتار عذابم خواهد شد، نه توحید نفعی به او می رساند و نه اعمال عبادی. در مقابل، پذیرش ولایت امام عادل، موجب برخورداری از عفو و رحمت من خواهد شد، هر چند لغزشهایی در اعمال و عباداتشان باشد.»(6) همچنین فرمودند: «اسلام بر پنج پایه استوار است، نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و هیچ یک از آن ارکان به پای رکن رکین ولایت نمی رسد.» زراره می گوید: پس از اینکه امام باقر(ع) ارکان پنجگانه اسلام را بیان کرد از آن حضرت پرسیدم: کدام یک از این ارکان برتر است؟ حضرت فرمودند: ولایت برترین پایه است؛ زیرا ولایت در میان ارکان دین، نقش کلیدی دارد و امام راهنمای دین است. سپس فرمودند: اگر کسی تمامی شبها به نماز ایستد و همه روزها را روزه بدارد و همه اموالش را صدقه بدهد و هر ساله حج خانه خدا کند، اما ولایت ولی خدا را نشناسد تا آن را بپذیرد و همه کارهایش را با راهنمایی او انجام دهد، از طرف خدا هیچ ثوابی ندارد و از اهل ایمان نیست. (7)
بی شک پیمودن صراط مستقیم توحید در سیر علمی و سلوک عملی، بسیار ظریف و حساس است، به گونه ای که لحظه ای غفلت و اندکی زلت موجب خروج از راه مستقیم توحید و غلتیدن در بیراهه شرک می شود. از این رو در روایات آمده است: «نفوذ شرک در مردم ظریف تر و مخفی تر از اثر راه رفتن مورچه بر روی جسم سیاه رنگ در شب تاریک و ظلمانی است.»(8) اینکه قرآن بیشتر مدعیان ایمان و توحید را گرفتار شرک و دوگانه پرستی می داند: «ما یومن أکثرهم بالله الا و هم مشرکون» (یوسف/106)، به خاطر همین ظرافتی است که در مرزبندی توحید و شرک وجود دارد. بی تردید، تبیین زوایای توحید و تشریح مرز جدایی آن از شرک در میدان علم و گستره عمل، تنها از عهده کسانی بر می آید که با تلاشی صادقانه برای رسیدن به اخلاص در توحید، مقام مخل صان را پشت سر گذاشته و به مدد یگانه هستی بخش، به مقام مخلصان رسیده باشند؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره، اهل بیت(ع) با عنوان «المخلصین فی توحید الله» توصیف شده اند. با این بیان، سر تأکید روایات بر محوری بودن اصل ولایت و امامت و متوقف بودن قبولی اعمال بر پذیرش ولایت ائمه هدی (علیهم السلام)، دانسته می شود، چه اینکه بدون پذیرش ولایت و بهره مندی از هدایت آنان، اعمال انسان مشوب به شرک بوده و مورد قبول درگاه الهی نخواهد بود. افزون بر این، بیانات رسا و بلند ائمه اطهار (ع) درباره خداشناسی و مباحث توحیدی، مخصوصاً بیانات عمیق امیرمومنان در نهج البلاغه و غیر آن، از چنان اوج و عظمتی برخوردار است که اگر ائمه(ع) نمی بودند، این معارف بلند هرگز بدست نمی آمد و جامعه بشری، نه تنها توان پشت سر گذاشتن کلاسهای آغازین توحید را نداشت، بلکه از جهل مرکب خویش نیز خارج نمی شد و نمی توانست بفهمد که چنین معارف عمیقی وجود دارد. بیان این معارف عمیق و دقیق از سوی اهل بیت(ع)، سبب شد که آنان به عنوان ارکان توحید شناخته شوند: «ارکاناً لتوحیده»(زیارت جامعه کبیره).

نام:
ایمیل:
نظر: