صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۵۵۳۰۷

قاسم غفوری
فلسطین به عنوان اصل اول تحولات خاورمیانه و حتی عرصه بین الملل در کنار سیاست های توسعه طلبانه صهیونیست ها و شرایط بحرانی حاکم بر غزه با تحولات جدیدی مواجه گردیده که اساس آن را سازش کاری جدید اعراب و صهیونیست ها تشکیل می دهد. مقامات رژیم صهیونیستی در این رابطه بر گفت وگو و بررسی طرح صلح اعراب (سال 2002) تاکید کرده و حتی از جایگزینی آن به جای سازش با تشکیلات خودگردان سخن گفته اند. شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی اعلام کرده است که این رژیم حاضر به مذاکره با تمام اعراب میانه رو و کنار نهادن مذاکره با تشکیلات خودگردان است. ایهودباراک، وزیر جنگ و نیز لیونی، رئیس حزب کادیما نیز اصل بررسی طرح ملک عبدالله را مطرح کرده اند. از سوی دیگر در کشورهای عربی نیز برخی مقامات اردنی و مصری از استمرار و توسعه مذاکرات براساس آنچه در اجلاس آناپولیس (1386) صورت گرفته بود خبر داده اند. همچنین برخی منابع خبری از گرایش عربستان و برخی دیگر از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به تغییر مفاد طرح صلح اعراب به نفع رژیم صهیونیستی سخن به میان آورده و حتی نشست «ترکی فیصل» با برخی مقامات صهیونیستی و انگلیسی در آکسفورد را در این راستا ارزیابی کرده اند.
با توجه به تحولات فلسطین و عرصه بین الملل گرایش طرفین به این مذاکرات که بیشتر در جوی رسانه ای است تا اقدامی عملی را می توان از چند منظر مورد بررسی قرار داد:
الف) آنچه مسلم است رژیم صهیونیستی در عرصه داخلی با بحران شدید سیاسی و اجتماعی مواجه است که حتی تشکیل ائتلاف برای نخست وزیری لیونی را نیز باشکست مواجه ساخته است. از سوی دیگر صهیونیست ها در برابر مقاومت مردم غزه ناتوان گردیده اند به ویژه اینکه این مقاومت به کرانه باختری و حتی اراضی اشغالی 1948 و 1967 نیز کشیده شده که حوادث «عکا» و بیت المقدس در این چارچوب است. بر این اساس صهیونیست ها تلاش می کنند تا با درگیر نمودن اعراب در طرح های سازش زمان را از فلسطینیان و اعراب بگیرند تا بلکه خود با فراق بال بیشتری به حل بحران های داخلی خود بپردازند و از سوی دیگر طرف های عربی را همچنان برای یافتن یک راه حل عربی مناقشه فلسطین مشغول کنند. با توجه به رویکرد به ظاهر جامعه صهیونیستی به پایان مناقشه با اعراب، این موضوع می تواند حمایت های بیشتری از کشورهای غربی برای نخست وزیری لیونی فراهم کند. رژیم صهیونیستی با کنار نهادن طرح سازش با تشکیلات خودگردان فلسطین عملا پرونده سازش را که به مرحله باز پس دادن اراضی اشغالی و بیت المقدس و نیز بازگشت آوارگان نزدیک شده بود مختومه نموده تا در آینده نیز در صورت بازگشایی از نقطه صفر آن را آغاز و این اصول را حذف نماید. بهره گیری از ظرفیت های کشورهای عربی از سوی رژیم صهیونیستی برای اعمال فشار بیشتر بر فلسطینیان در پذیرش تمدید آتش بس 6 ماهه و نیز ادامه یافتن تحریم غزه به عنوان عامل برای به سازش کشاندن مقاومت و اعمال فشار اعراب به سوریه برای انجام مذاکرات مستقیم با اسرائیل است. در حقیقت تلاش صهیونیست ها برای ایجاد یک جبهه عربی : صهیونیستی در برابر جبهه لبنانی و سوری است که روابط گسترده ای را آغاز کرده اند و از آنجایی که این جبهه با جریان مقاومت و ایران اسلامی ارتباطات تنگاتنگی دارد رژیم صهیونیستی و کشورهای سازشکار عربی آن را تهدیدی برای منافع خود قلمداد می کنند.
ب) در خصوص گرایش فزاینده کشورهای عربی به پیگیری طرح های صلح و سازش با رژیم صهیونیستی و اهتمام مقامات سیاسی این کشورها به آن در شرایطی که رژیم صهیونیستی در موفقیت شکننده و متزلزل هم از نظر داخلی و هم در عرصه منطقه ای و بین المللی قرار دارد باید به این نکته توجه داشت که بدون تردید این تحرکات در چارچوب یک سناریوی آمریکایی در حال اجراست.
آمریکایی ها در این سناریو برای مشغول کردن کشورهای عربی و مدیریت آنها در شرایط ابهام آلود توانمندی های خود در منطقه، تلاش می کنند که در تعامل با آنها از دیپلماسی چماق و هویج استفاده کنند. واشنگتن از یک طرف به منظور ترغیب برخی از این کشورها مثل مصر به برگزاری نشست آناپولیس - 2 یک وام 5/1 میلیارد دلاری می دهد و از سوی دیگر با طرح امکان گفت وگوی گسترده آمریکا با ایران برای حل مشکلات فی مابین، کشورهای عربی را از دور شدن آنها از حلقه استراتژیک آمریکا و کم رنگ شدن اهمیت و جایگاه راهبردی آنها در سیاست های کاخ سفید می ترسانند. برای کشورهای عربی بهترین نوع رابطه میان ایران و آمریکا نه صلح و نه جنگ بلکه تداوم خصومت و عدم اعتماد است و هر نوع خلل و ایجاد شبهه در این نوع رابطه را مغایر با منافع خود می دانند. لذا در چنین شرایطی آمریکایی ها سعی دارند با برگ برنده ایران در روابط خود با کشورهای عربی آنها را بیشتر به سوی رژیم صهیونیستی متمایل کنند تا از آنها امتیازات بیشتری برای تل آویو در شرایط بحرانی این رژیم دریافت کنند. به این ترتیب مشاهده می شود که کشورهای عربی ناخودآگاه در چارچوب سناریوی آمریکایی به رویکردهای به شدت سازشکارانه با اسرائیل و حتی عدول از طرح های سازش پیشین خود به نفع رژیم صهیونیستی روی می آورند. هدف آنها، حفظ موازنه قدرت در منطقه، ممانعت از عادی شدن روابط آمریکا و ایران و جلوگیری از تنزل جایگاه منطقه ای خود در نزد آمریکا است.
در همین حال با توجه به پایان دوران کاری ابومازن این سناریو نیز مطرح است که اعراب با این تحرکات در کنار حمایت های سیاسی و مالی از ابومازن برای تمدید دوران ریاست وی بر تشکیلات خودگران تلاش می کنند. حمایت های مالی (150 میلیون دلار) آمریکا از ابومازن و تاکید بر سرکوبی مقاومت می تواند در این چارچوب باشد.
به هر تقدیر این رویکردها به هر عنوان که باشد مسلماً به تشدید حملات به فلسطینیان منجر خواهد شد چرا که کارنامه صهیونیست ها نشان می دهد آنها هر زمانی که به مذاکره روی آورده اند از یک سو به توسعه طلبی در اراضی اشغالی ادامه داده اند. از سوی دیگر از ابزار سرکوب به عنوان راهکار گرایش مقاومت به سازش بهره برده اند. لذا در شرایط کنونی که رژیم صهیونیستی در بحران گرفتار آمده و مقاومت نیز در تمام اراضی اشغالی گسترش یافته رویکرد اعراب به طرح های سازش بدترین گزینه برای مقاومت محسوب می شود و فلسطینی ها هرگز این خیانت را نخواهد بخشید.

نام:
ایمیل:
نظر: