صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۵۵۳۱۱
مقدمه: برخلاف عوامل اولیه جامعه پذیری که به صورت ناخودآگاه و غیر مستقیم عمل می کنند، نقش کارگزاران ثانویه مستقیم و آگاهانه است. در شماره گذشته نقش نهادهای آموزشی و مدارس را به عنوان اولین گروه از عوامل ثانویه جامعه پذیری مورد بررسی قرار دادیم. در این شماره به نقش دیگر عوامل ثانویه جامعه پذیری می پردازیم.

2- احزاب سیاسی: هر جامعه ای با توجه به نظام اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی خاص خود از راه های گوناگون جامعه پذیری سیاسی و یا پرورش اجتماعی سیاسی مردم را ممکن می سازد. تاثیری که احزاب سیاسی در این جریان دارند بسیار مهم است، اما احزاب با یکدیگر تفاوت دارند و تاثیر آنها نیز متفاوت است. احزاب از قرن 18 به بعد همپای شکل گیری مسئله مشارکت، پا به عرصه وجود گذاردند و به عنوان یکی از کانون های ابراز عقیده و خواسته ها به حساب می آیند. کار اصلی حزب میانجیگری میان خواسته ها و منافع متفاوت و متعارض میان گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و بیان آنها به لحاظ سیاسی است. اگر حزب را پدیده ای اجتماعی بدانیم، ضرورت آن را باید در لزوم مشارکت سیاسی بر مبنای ارزشهای سیاسی و شناخت هویت ملی جست وجو کنیم. جهان بینی احزاب که انعکاسی از نیازهای ملی است با وسایل مختلف در اختیار عامه مردم قرار می گیرد و مردم را جهت رسیدن به آرمانهای ملی راهنمایی و رهبری می کند. بدین ترتیب حزبی موفق تر از سایرین عمل می کند که بتواند بهتر و با وسایل و طرق مختلف ضمن ارائه برنامه های خود به جامعه پذیری سیاسی نیز بپردازد و آگاهی های سیاسی و اجتماعی اعضای خویش را افزایش دهد. نفوذ احزاب بر محیط خود از طریق مشارکت سیاسی انجام می پذیرد و ساخت این مشارکت را احزاب از طریق آموزش و تبلیغات سیاسی خود تعیین می کنند. آنچه فرد را قادر می سازد تا از میان ایدئولوژی های گوناگون فقط به یکی از آنها روی بیاورد، منش و شخصیت آرمانخواه او است که احزاب وعده تحقق این آرمانها و آرزوهای مشترک را سر می دهند و بر قدرت خود می افزایند. بدین ترتیب در سایه جامعه پذیری سیاسی، احزاب نه تنها جهان بینی و اندیشه های خود را به مردم عرضه می دارند بلکه با تشکیل کمیته های حزبی و برگزاری کنگره ها و انتخابات و نیز از طریق انتشار روزنامه، ایجاد اتحادیه ها و مبارزات سیاسی، مردم را به مشارکت تشویق می کنند.
3- اتحادیه ها و نهادهای صنفی: از دیگر سازمانهایی که عضویت در آنها داوطلبانه است و از عوامل ثانوی گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی در جوامع صنعتی در طی دو قرن اخیر بوده است، اتحادیه ها و نهادهای صنفی است. از میان این نهادها، اتحادیه های کارگری و دهقانی در ایجاد انقلاب های سیاسی و تشکیل احزاب سیاسی موثرتر و مهمتر بوده اند. در عصر جدید نهادهای مزبور برای مبادله آشکار اطلاعات و عقاید بسیار موثرند. معمولا کارکرد این نهادها به قلمرو خاص خود که حفظ منافع گروه خاصی است محدود نمی شود. آنها به قلمرو فراختر سیاسی نیز کشیده می شوند. افرادی که جزء این گروه ها هستند به هنجارهای آن حساس می شوند و خود را برای تحقق آرمانها بسیج می کنند. شرکت در معامله جمعی می تواند برای کارگران تجربیات جامعه پذیری در برداشته باشد زیرا افراد در چارچوب نهادهای مزبور می آموزند که می توانند در شکل گیری تصمیماتی که در آینده آنها موثرند ، سهم داشته باشند.

نام:
ایمیل:
نظر: