محمدحسن ربانی
13 آبان 1358، زمانی که دانشجویان پرشور و انقلابی از دیوارهای سفارت آمریکا بالا می رفتند، شاید کمتر کسی تصور می کرد این حرکت تهاجمی خودجوش در فضایی که لیبرال ها سکان قوه مجریه را در دست داشتند و شیطان بزرگ هم به تازگی ویزای ورود به آمریکا را برای شاه فراری و مخلوع صادر کرده بود و مشاور امنیت ملی آن به مذاکره با نمایندگان دولت موقت برخاسته بود، آغازی بر شکل گیری انقلابی دیگر باشد. انقلابی بزرگتر از انقلاب اول، که این بار نظام سلطه را نشانه گرفته است و نه تنها می خواهد تحقیر تاریخی این ملت در کودتای 28 مرداد 1332 و تبعید رهبری انقلاب در سال 43 و کشتار دانش آموزان و دانشجویان در 13 آبان 57 را جبران کند و در صبحدم پیروزی انقلاب، شاه مخلوع را به کشور باز گرداند و او را محاکمه نماید، بلکه می خواهد هر چه فریاد دارد بر سر آمریکا بکشد، نه بر سر ملت آمریکا که بر سردمداران صهیونیست و سرمایه سالاران حاکم بر آن، که سال های طولانی است ندای «انا ربکم الاعلی» سر داده و به یکه تازی در ارض خدا مشغول هستند و به فساد و علو در زمین برخاسته اند.
از نابودی بومیان آمریکا گرفته تا تصرف کشورهای آمریکای لاتین و بمباران هیروشیما و ناکازاکی و کشتار در کره، ویتنام و... و البته شدیدتر و طولانی تر از همه در فلسطین مظلوم، گوئیا تقدیر الهی بر این بوده است که این امت مظلوم سردمدار مبارزه با استکبار جهانی گردد و حماسه 8 سال دفاع جانانه اش، بیداری ملت های مظلوم را به ارمغان آورد و انتفاضه ای دیگر خلق کند و در دل این حماسه، حزب الله لبنان بدرخشد و کاخ آرزوهای صهیونیست ها ویرانه گردد. اکنون قریب 30 سال از آن روز الهی می گذرد و پایان یک امپراتوری مغرور در حال شکل گرفتن است. نه افغانستان تحقق بخش حکومت مطلوب آمریکا گردید و نه عراق، عراقستان سکولار حامی اسرائیل غاصب و نه ایران اسلامی دچار استحاله و دست کشیده از غنی سازی هسته ای و برعکس، بحران اقتصادی ستون فقرات شیطان بزرگ را دارد می شکند و موج آن کشورهای اروپایی و غیر اروپایی پیوند خورده با اقتصاد آمریکا را متزلزل ساخته است. 13 آبان 58، روز آغاز بود، آغاز یک تسخیر و آغاز یک پایان، پایان یک امپراتوری زرسالار و بیگانه و در ستیز با ایمان و عدالت و حقیقت.