دکتر یدالله جوانی
پس از دوم خرداد 1376 و طرح جامعه مدنی و شعار توسعه سیاسی و... جبههای شکل گرفت با عنوان جبهه دوم خرداد که تحقق شعارهای مذکور را به صورت جدی در دستور کار خود قرار داد. جبهه دوم خرداد برای تحقق اهداف مورد نظر از جمله اصلاحات تا بحال تعریف نشده(!)، در اختیار گرفتن تمامی ارکان قدرت سیاسی را یک ضرورت اجتنابناپذیر میدانست. این جبهه اینگونه میپنداشت که، قدرت اجتماعی را به صورت کامل در اختیار دارد و با پشتوانه این قدرت اجتماعی و براساس نظریه «فشار از پایین، چانهزنی در بالا»، باید دوم خردادیها، با «فتح سنگر به سنگر»، در تمامی اجزا حاکمیت حضور پیدا کرده و به صورت یکپارچه قدرت سیاسی را از آن خود کنند. برهمین اساس و با شکلگیری یک فضای احساسی با طرح شعارهای نو، کلی و مبهم برای بردن ملت به ناکجاآباد، شوراهای اسلامی دوره اول و مجلس ششم نیز در اختیار این جبهه قرار گرفت. دوم خردادیها، پس از تسلط بر دو قوه، برای فتح قوه سوم یعنی قوه قضائیه و دیگر اجزا نظام، موضوع نهادهای انتخابی و انتصابی را پیش کشیده و با طرح حاکمیت دوگانه، ضرورت انجام اصلاح در ساختار نظام از طریق تغییر قانون اساسی، انجام رفراندوم، افزایش اختیارات ریاست جمهوری و... را مطرح کردند. تمام این اقدامات بر این مبنا استوار بود که فقط با یکدست کردن حاکمیت میتوان اهداف مورد نظر را تحقق بخشید. البته از آنجا که مدیریت اصلی جبهه دوم خرداد در اختیار کسانی بود که اهداف ساختارشکنانه داشتند و به جای حل مشکلات کشور و پیشبرد آرمانها و اهداف ملی در چارچوب قانون اساسی، با پیشینه کردن افراطگرایی، روز به روز بر دامنه منازعات سیاسی داخلی میافزودند، این جبهه نه تنها در فتح دیگر سنگرهای قدرت توفیقی به دست نیاورد، بلکه با قهر ملی، سنگرهای در اختیار را نیز از دست داد.
مردم هوشیار پس از تجربه دوم خردادیها، به اصولگرایانی روی آوردند که شعارهای اصلی آنان، ریشه در اصولی داشت که به آن اصول ابراز وفاداری و تعهد کرده بودند. از اسلام، امام(ره) قانون اساسی، ولایت فقیه و رهبری، به عنوان مهمترین اصول مورد توافق جبهه اصولگرایی یاد میشود.
جبهه اصولگرایی با رای مردم موفق به در اختیار گرفتن شوراهای اسلامی دور دوم، مجلس هفتم و در نهایت ریاست جمهوری دوره نهم شد. به موازات کسب این موفقیتهای پی در پی از سوی اصولگرایان، گفتمان جالبی از سوی دوم خردادیها رخ نمایاند. مذمت یکپارچگی حاکمیت، جوهر اصلی این گفتمان را تشکیل میدهد. دوم خردادیها برخلاف راهبرد پیشین خود، شروع کردند به طرح این موضوع که یکدست شدن دولت و مجلس یکپارچه شدن حاکمیت برای کشور خطرناک است و عدهای میخواهند یک جریان بر کشور حاکم باشد. به نظر میرسد اجرای این سناریوی حساب شده دوم خردادیها با استفاده از قدرت رسانهای خود، بیتاثیر در رفتار سیاسی برخی از گروههای اصولگرا نسبت به یکدیگر طی سالیان اخیر نبوده باشد. رفتارهایی که جبهه اصولگرایان را از درون با چالشهایی مواجه ساخت و نوع تعامل چالشگونه مجلس با دولت در برخی از مسایل، نمونه این نوع رفتار است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظله العالی) که همواره چون حکیمی دوراندیش، امت را راهبری میکنند و با تدابیر، توصیهها، رهنمودها و هشدارها، راه اصلی که همانا راه عزت و سربلندی، و مسیر تحققبخش آرمانهای انقلاب اسلامی است را نشان میدهند، این بار نیز در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نکات کلیدی و راهبردی را در خصوص نحوهی تعامل اصولگرایان با یکدیگر بیان داشتند. ایشان ضمن برشمردن فضیلتهای مجلس اصولگرایی هفتم و ویژگیهای ممتاز این مجلس در مقطع کنونی، هماهنگی بیش از پیش مجلس با دولت را اینگونه مورد تاکید قرار دادند: «باید با دولت همراهی کرد و نباید دولت اصولگرای معتقد به مبانی انقلاب و به شدت در حال تحرک و خدمت به مردم تضعیف شود.» معظمله در این دیدار، همراهی با دولت را نگاه مصلحتاندیشانهی اساسی دانسته و فرمودند: «این به معنای انتقاد نکردن نیست، ولی انتقاد هم باید دلسوزانه باشد به گونهای که در کنار نقاط ضعف، نقاط قوت هم بیان شود تا شائبه مسایل شخصی و جناحی پیش نیاید.» مقام معظم رهبری با اشاره به اینکه هماهنگی دولت و مجلس، مخالفان و دشمنانی دارد، سناریوی تفرقهافکنان را گوشزد کرده و برکات ناشی از یکپارچگی نیروهای اصولگرا در قالب مجلس و دولت را اینگونه بیان داشتند: «این افراد میگویند که مجلس و دولت را یکدست کردهاند در حالی که مجلس با انتخاب مردم تشکیل شده است و رئیسجمهور را هم مردم انتخاب کردهاند ضمن آنکه یکدستی دولت و مجلس عیب نیست بلکه حسن است زیرا این دو قوه میتوانند با همکاری یکدیگر، اهداف مشترک را پیگیری کنند.»