تعریف تحریم
برای اینکه بخواهیم تعریفی از تحریم به دست دهیم، باید تعاریف فنی و تشریحی این عبارت را از هم تفکیک نماییم. تحریمهای تجاری عبارت از محدودیتهایی است که دولتهای ملی بر تجارت بینالملل اعمال میکنند که به ظاهر همان تاثیر تحریمهای اقتصادی را دارند، اما اهداف دیگری را دنبال میکنند. محدودیتهای تجاری، اهداف تعریف شده سیاست تجاری یک دولت هستند، در حالی که دولتها به عنوان ابزاری برای نیل به اهداف سیاست خارجی خود، به طور روزافزون به تحریمهای اقتصادی متوسل میشوند. از نظر باری ای کارتر، تحریمهای اقتصادی به معنی «تدابیر قهرآمیز اقتصادی علیه یک یا چند کشور برای ایجاد تغییر در سیاستهای آن کشور است و یا دست کم بازگوکننده نظر یک کشور درباره این قبیل سیاستها است» هافبوئر، اسکات و الیوت هم، تحریمهای اقتصادی را به معنی توقف عمدی یا تهدید به توقف روابط معمول تجاری یا مالی از سوی یک دولت میدانند. تحریمهای اقتصادی به عنوان ابزاری برای ارتقای منافع سیاست خارجی یک کشور در میانه طیفی قرار میگیرند که در یک سوی آن سختترین اقدامات قهرآمیز از جمله توسل به نیروی نظامی، اقدامات مخفیانه و یا تهدید به توسل به نیروی نظامی است و در سوی دیگر طیف تدابیر دیپلماتیک، اخراج دیپلماتها، احضار سفیر، اعتراض رسمی و به تعلیق درآوردن مبادلات فرهنگی است. به تعبیری میتوان گفت که برقراری تحریمهای اقتصادی در میانه این طیف از اقدامات قرار میگیرد و اغلب به جای اقدامات یاد شده به کار برده میشود. تدابیر سیاسی ممکن است چنانچه باید و شاید موثر و کارآمد نباشد. در عین حال توسل به راهحلهای نظامی ممکن است افراطی به نظر برسد. به عبارتی تحریمها دندان دیپلماسی بینالمللی را تیزتر میکنند. بدین ترتیب عبارت «تحریمهای اقتصادی به معنی اقدامات غیرنظامی است که بر انتقال کالا، خدمات و یا سرمایه به یک کشور خاص تاثیر نامطلوبی میگذارد و هدف از برقراری آن تنبیه یا مجازات و یا وادار ساختن آن کشور به تطبیق خود با اهداف سیاسی دولت تحریمکننده و یا بیان ناخرسندی کشور تحریمکننده از اقدامات و رفتارهای کشور تحت تحریم است.
دلایل و اهداف تحریم
در توجیه تحریم دلایل فراوانی وجود دارد. از تمایل به تاثیرگذاری در سیاستها یا حتی تغییر نام یک کشور، تنبیه یا مجازات یک کشور به علت سیاستهای آن. صرف نظر از این دلایل در برخی موارد تحریمها به این دلیل برقرار میشوند که کشور تحریمکننده احساس میکند باید برای جلب نظر دیگران اقدامی کند و این اقدامها میتواند کمتر جنجالبرانگیز باشد. در این حالت به نظر میرسد اقدام سیاسی به اندازه کافی موثر نباشد. در عین حال توسل به نیروی نظامی نیز به اندازه کافی موثر نباشد یا توسل به نیروی نظامی نیز اقدامی افراطی تلقی میگردد. منطق دیگری که در برقراری تحریمهای اقتصادی از آن نامبرده شده است، نشان دادن تصمیم و اراده برای اقدام است. اغلب برای اینکه یک کشور تصمیم و اراده خود را به منصه ظهور برساند به برقراری تحریمها مبادرت میورزد. این مورد به ویژه در خصوص آمریکا صادق است.
سابقه تاریخی تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران
بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی دکترینهای متعددی از سوی ایالات متحده آمریکا علیه ایران به تصویب و اجرا در آمده است.
الف) استراتژی مهار ریگان: یکی از مهمترین ارکان این استراتژی محدود کردن کشور هدف در بعد اقتصادی و کاهش قدرت مالی آن کشور است. بعضی از مواردی که در این استراتژی به منظور تضعیف توانمندیهای مالی ایران در نظر گرفته شده بود عبارت بود از:
1ـ ممانعت از دستیابی ایران به تکنولوژی پیشرفته به ویژه در بخشهای هستهای، شیمیایی، فضایی و الکترونیک؛
2ـ اعمال مجازاتهای سنگین علیه سرمایهگذاری موسسات، شرکتها، افراد حقوقی و حقیقی آمریکا و همچنین تحریم شرکتهای خارجی آمریکا که بیش از 40 میلیون دلار در سال در منابع انرژی ایران سرمایهگذاری کنند؛
3ـ ممنوع نمودن ورود هر نوع کالای ایرانی به آمریکا؛
4ـ تحریم خرید نفت و هرگونه معامله مالی و پولی با ایران؛
آمریکاییها پا را فراتر از این نیز گذاشتند و معاون وزیر امور خارجه آمریکا «رابرت پلیترو» در 20 اردیبهشت 1373 اعلام کرد که «آمریکا مصمم است از تمام ابزارهایی که در اختیار دارد برای تضعیف تواناییهای مالی و اقتصادی ایران استفاده نماید. یکی از تکنیکها، ممانعت از استمهال بدهیهای ایران توسط متحدانمان است. هر چقدر که از دسترسی ایران به منابع و اعتبارات مالی جلوگیری کنیم، در جهت امنیت کلی خلیجفارس حرکت کردهایم.»
بـ اقدامات تحریمی بیل کلینتون (1995):
طرح تحریم دولت کلینتون که با تصویب مجلس سنا و مجلس نمایندگان رسید، شامل نکات ذیل بود. (این طرح چون ابتدا توسط سناتور داماتو تهیه گردید به طرح داماتو معروف شد)
1ـ تحریم خرید نفت و هرگونه معامله مالی و پولی با ایران؛
2ـ ممنوعیت انتقال اعتبارات و مبادله ارز؛
3ـ ممنوعیت نقل و انتقال هر نوع دارائی متعلق به ایران و ایرانیان؛
4ـ ممنوعیت صدور پروانه صادرات مجدد؛
بین کلینتون دو فرمان اجرایی علیه ایران صادر نمود که تکمیلکننده طرح داماتو بود. کلینتون در تاریخ 15 مارس 1995 فرمان اجرایی شماره 12975 را صادر کرد که در آن به دلیل حمایت ایران از تروریسم، تلاش برای تضعیف روند صلح خاورمیانه و کوشش برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی وضعیت فوقالعاده را علیه ایران صادر کرد.
وی در فرمان اجرایی دوم در 6 می 1995 به شماره 12959 ممنوعیتهای جدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد:
1ـ ممنوعیت صادرات کالا، تکنولوژی و خدمات به ایران؛
2ـ ممنوعیت هرگونه معامله نظیر واسطهگری یا به هر نحو دیگر توسط اشخاص؛
3ـ ممنوعیت سرمایهگذاریهای جدید از طرف اشخاص آمریکا در ایران؛
4ـ ممانعت شرکتها و سایر اشخاص آمریکایی از تائید، فراهم نمودن تسهیلات و یا اعطای کمکهای مالی برای مواردی از شرکتهای تابع؛
با اجرای تحریمهای ناشی از فرمانهای اجرایی کلینتون، کلیه قراردادهای شرکتهای آمریکایی برای توسعه منابع نفتی ایران نظیر قرارداد یک میلیارد دلاری کونکو لغو گردید و خرید نفت به وسیله آمریکاییها از ایران که بالغ بر 4 میلیارد دلار بود، طی یک روند سه ماهه به صفر رسید.
نتیجهگیری
نگاهی به تحریمهای سازمان ملل متحد به خوبی منعکسکننده تقاضاهای پیچیده بینالمللی برای آنها است. تحریمها در عراق، یوگسلاوی سابق، اتیوپی و اریتره که درگیر جنگ بین دولتها بودند، استفاده شد. در آنگولا، سیرالئون و لیبریا نیز برای خاتمه دادن به جنگ داخلی به کار رفت و در موارد دیگر مانند سومالی و هائیتی، بهبود وضعیت حقوق بشردوستانه موردنظر بود. تحریمهای لیبی، افغانستان و سودان نیز به دلیل مقابله با تروریسم بینالملل اعمال شد. ارزیابی نتایج اینها نیز متفاوت است اولین دسته از تحریمها که برای عراق پس از تجاوز به کویت استفاده شده بود، منجر به شکست برای تغییر و دگرگونی در این کشور شد. در سومالی، هائیتی و یوگسلاوی سابق و موارد دیگر، تحریمها ثابت کردند که به عنوان یک وسیله و متغییر ارزان در مقابل دیگر گزینهها، نتایج آنچنانی ندارد. بدیهی است با توجه به توانمندیهای منحصر به فردی که جمهوری اسلامی ایران در داخل و منطقه دارد. تحریمهای اقتصادی و مالی ائتلاف غرب تاکنون نتوانسته است روی اراده آهنین ایران تاثیر بگذارد. و علیرغم همه فشارها و تهدیدات و صدور قطعنامهها از سوی شورای امنیت، ایران همچنان به مسیر خود ادامه داده و غرب ناتوان از مقابله با ایران، امروز پس از صدور سه قطعنامه 1696، 1737 و 1747 در جستجوی یافتن راهحل دیگری برای تعامل سازنده با ایران است. نتیجه اینکه سیاست تحریمی غرب در برخورد با ایران شکست خورده و غرب ناچار بایستی در رفتار خشن و غیرمنطقی خود تجدیدنظر کند.