صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۵۶۳۸۴

محمود یارى
دیدار اخیر سیدحسن نصرالله و سعد حریری که مدتی است برای مقدمات و چارچوب های آن تلاش های جدی صورت گرفته، از رویدادهای مهم در لبنان به شمار می آید . این روشن است که چنین دیداری بازتابهای بسیار مهمی در صحنه داخلی و تحولات جاری و آتی در برخواهد داشت و کارکردهای سیاسی و امنیتی آن موجب آرام شدن فضای متشنج و واگرایی های طائفه ای خواهد شد که بستر و زمینه اجرای سیاست های منطقه ای و غربی - صهیونیستی بوده است. این روشن است که پس از دیدار فوق که در فضایی بسیار صمیمی و طولانی صورت گرفته است، مصالحه های دیگری نیز در راه خواهد بود تا چشم فتنه سازی را خشک کند. مصالحه با سلفی های لبنان و ادامه دیدار با رهبر حزب تقدمی اشتراکی نیز به جز کارکرد سیاسی : امنیتی ، بر مقدمات شکل گیری گفتمان ملی (که براساس توافق دوحه با دعوت میشل سلیمان شروع خواهد شد) اثر می گذارد. از سوی دیگر این دیدار و مصالحه ها ، معادله کلان سیاسی در لبنان و جایگاه و موقعیت جریانهای مختلف را تعیین خواهد کرد تا در فضای متشنج در موقعیت های تعیین کننده قرار نگیرند. بدیهی است که این رویداد و استمرار فضای مصالحه بر چگونگی فضای رقابت انتخاباتی بهار آینده برای پارلمان لبنان و سپس شکل گیری حکومت جدید و چشم اندازهای آن نیز اثر خواهد گذاشت.
سوال مهم این است که در حالی که تلاش های زیادی برای تحریک افراطی گری در لبنان جریان داشته و دلارهای نفتی و مدیریت آمریکایی برای جلوگیری از همگرایی و آشتی ملی و ثبات سیاسی فعال بوده، رویکرد جدید چه دلیلی داشته و چگونه شکل گرفته است؟
به نظر می رسد محاسبات گذشته در سطح کشورهای عربی و محرک رویدادهای چند سال گذشته در لبنان با پایان یافتن دوره ریاستی جورج بوش و سیاست هرج و مرج آن در ارتباط مستقیم بوده و تضمین حداقل های سیاسی و امنیتی درگروی تجدیدنظر در ارزیابی این بازیگران می باشد.
شاید برخی از تحلیل گران مسائل منطقه بر این اعتقاد بودند که، حزب الله اگر چه در جنگ 33 روزه، اسرائیل و ارکان آن را به شکست و چالش کشید ولی در عرصه سیاسی در مقابل فشار هم پیمانان 14 مارسی و بازیگران عربی منطقه و غربی موفق عمل نکرده است. تحولات دو سال گذشته در عرصه سیاسی و ساختار قدرت و معادلات امنیتی : سیاسی ثابت کرد که حزب الله با درایت و حکمت مشابه آنچه در جریان جنگ با رژیم صهیونیستی به اجرا گذاشت، بر عوامل و جریان سازی های آمریکایی : صهیونیستی غلبه کرده و در بازی سیاسی که همان ادامه برنامه های جنگی و نظامی است نیز، غلبه کرده و تحولات این کشور را مدیریت و هدایت می کنند.
البته در بین رهبران سنی لبنان و حتی مسئولان گروه المستقبل (جریان حریری) صداهای زیادی مبنی بر ضرورت تجدیدنظر در محاسبات و رویکردهای این جریان از مدتها قبل بلند بود تا پایان بوش به پایان این گروه ها در صحنه سیاسی لبنان گره نخورد.
در فضای منطقه ای نیز شاهد پدیده مشابهی هستیم و دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس و وزیر خارجه امارات و در آینده پادشاه بحرین با سفر به تهران برضرورت گسترش همکاری و همگرایی با ایران تاکید کرده اند و چشم انداز همکاری و همگرایی منطقه ای را بهتر از اجرای سیاست های ماجراجویانه بوش ارزیابی می کنند. خسارتهای سیاسی و امنیتی کشورهای عربی و جریان 14 مارس در هم پیمانی با آمریکا و رژیم صهیونیستی و خسارتهای مالی کشورهای عربی در پیوند با اراده مالی آمریکا آنان را دشواری رسانده که ادامه آن نیز خسارت بیشتری است که نباید ادامه یابد.
تجدیدنظرطلبی همیشه پدیده مذمومی نیست و امید است این پدیده در لبنان و منطقه با رویکردهای منطقه ای و اسلامی ، ریشه دار و مستمر باشد و تاکتیکی مرحله ای برای عبور از انتخابات آمریکا و شکل گیری سیاست های جدید رئیس جمهور جدید آن نباشد.

نام:
ایمیل:
نظر: