صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۵۶۴۲۴
مروری بر وضعیت پخش سریال‌های مناسبتی

رامین شریف‌زاده ‌‌
چنانچه بپذیریم که امروزه دنیا عرصه رویارویی تفکر متعالی اسلام و تفکر سکولار است باید باور کنیم که جنگ رسانه ای یکی از مهمترین بسترهای این مقابله در مقطع حساس کنونی بوده و بی شک پیشبرد در این جنگ رسانه ای میسر نخواهد شد مگر آنکه افکار عمومی به شایسته ترین نحو مدیریت شود.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین رسانه ملی و سازمانی که بر اساس قوانین مصرح در قانون اساسی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار است این مدیریت را بر عهده داشته باشد، هر ساله با توجه به نیازهای کشور اهدافی را فرا روی خود مشخص ساخته و بر اساس آن اولویت ها و سیاست هایی را جهت مواجهه و مقابله با جنگ بی امان رسانه ای از یکسو و تحقق اهداف متعالی دین در جامعه از دیگر سو تدوین می کند. به عبارتی دیگر با توجه به اینکه رسانه ملی ساختاری است که باید روح تعالیم دینی، آرمان ها و شعارهای انقلاب اسلامی را به صورت پیام، طراحی و سپس با استفاده از همه امکانات موجود و با هنرمندی تمام آن را به طیف گسترده مخاطبان داخل و خارج کشور به منظور هدایت و مدیریت افکار عمومی در جنگ رسانه ای و در غایت آرمان های اسلام، انقلاب و نظام عرضه نماید، مسئولیت خطیری بر عهده دارد که تعیین و تبیین صحیح اولویت ها و سیاست ها می تواند آن سازمان را در تحقق وظایف و اهداف کلانش موفق سازد.
جایگاه صدا و سیما در فرهنگ‌سازی
فرهنگ مجموعه بینش، نگرش، منش، گفتار و کردار هر ملت است که بازتابی از فرهنگ مقبول یا فرهنگ حاکم برآن جامعه را ارائه می دهد، لذا هر گونه تغییر فرهنگی مستلزم تغییر در باورها و بینش هایی است که در پی آن تغییر در گفتار و کردار و در نهایت منش فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد. فرهنگ در جلوه هایی چون دین، عرفان، ادب، هنر، اخلاق، علم، فلسفه نمایان شده و در حوزه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی واقعیت می یابد اما آنچه به این ارزش ها واقعیت می بخشد، تربیت است. در واقع کشاندن به سوی ارزش ها، معنی حقیقی تربیت انسانی است.
فرهنگ عمومی نیز مقوله ای است شامل تمامی فعالیتهای مبنی بر اندیشه و عادت که در جهت برآوردن نیازهای بشری، بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، رفتارهای عموم مردمی را شکل می دهند. رفتارهایی که گاه ویژگی خاص یک جامعه می گردد و در بعد خاص خود به عنوان ویژگی فرهنگی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی ... اجتماع مورد توجه قرار می گیرد. فرهنگ عمومی از آنجا که محصول مستقیم رفتارهای عادی مردم است، باید در ساده ترین فعالیت های اجتماعات مردم از جمله روش های کسب و معاش، پیوند های خانوادگی، نظام اداره خانواده و جامعه، نحوه پوشش، سنتهای غذا خوردن، تربیت کودک و مسائل جزئی و روزمره که در ظاهر بی اهمیت به نظر می آیند، مورد مطالعه و تفحص قرار گیرد.
یکسان سازی فرهنگی، چه در جوامع پیشامدرن و اقتدارگرا و چه در جوامع لیبرال دمکرات، از مهم ترین اهداف حکومت ها محسوب می شود. هر چند شیوه ها و ابزار عمل در میان دو گروه متفاوت است و هر یک از شیوه ها و روش های متفاوتی استفاده می کنند، لیکن هدف یگانه است، یکسان سازی فرهنگی. در جوامع کمتر توسعه یافته به دلیل تعدد قومیت ها، زبان ها و مذاهب، حکومت تلاش می کند این تکثر را به یکسانی، و نه وحدت، بدل کند. برای رسیدن به این هدف علاوه بر ممنوعیت های رسماً اعلام شده، از روش های ظریف و پیچیده تری نیز استفاده می شود.
با توجه به این حقیقت که امروزه صدا و سیما در جامعه ایران به دلیل ویژگی های خاص خودش به عاملی مشروعیت بخش بدل شده است و هر فعل و گفتاری که در تلویزیون حادث یا ترویج می شود به معنای این امر جلوه می یابد که حکومت موید و تاییدکننده آن فعل یا گفتار یا کنش خاص است و بر حسن اخلاقی آن تاکید دارد، ضرورت اتخاذ مبانی نظری و عملی روشمند را در رسانه ملی صد چندان می کند. در واقع با چنین پیش فرض ها و توقعاتی که از نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی وجود دارد مبرهن است که این نهاد می تواند منشا روشنایی ها و بعضا ناکامی های مهمی باشد.
شکی نیست که سریال های تلویزیونی پردازشگر معرفی «سبک زندگی» هستند. به عبارتی سریال ها نحوه سامان یافتن زیست اجتماعی و جهان بینی و نگرش به مبانی زندگی فردی یا اجتماعی را به تصویری می کشند. در این جا با این پرسش اساسی و مهم رو به رو هستیم که آیا در ذات وظایف رسانه ملی در جامعه ایرانی صرف پیروی از افکار عمومی واجد اهمیت است یا آموزش افکار عمومی؟ با توجه به مواردی که به آنها پرداخته شد می توانیم یک ارزیابی مبنی بر آنکه سریال های امسال ماه مبارک رمضان تا چه حد در ساخت و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی مردم موثر بوده داشته باشیم.
آسیب‌شناسی سریال‌های ماه مبارک رمضان
1. ناسزاگویی و هتک حرمت‌ها

علی رغم آنکه ترغیب کودکان و نوجوانان نسبت به مراعات حرمت و احترام به بزرگسالان، تقبیح تندخویی، درشتی و بدزبانی نسبت به دیگران، تعمیق پیوندهای خانوادگی، مراعات حقوق و احترام خردسالان و بزرگسالان، تعمیق دوستی و محبت میان اعضای خانواده، ترویج حلم و بردباری و برخورد محترمانه و محبت آمیز با دیگران، از جمله مهمترین محورها و اولویت هایی است که گروه های مختلف تامین برنامه سازمان باید به آن توجه کنند در سریال «بزنگاه» شاهد فوجی از کلمات رکیک و رفتارهای غیراخلاقی میان اعضای خانواده «اوس جعفر» بودیم.
یقینا ادعا نداریم که جامعه در چنان درجه ای از سلامت قرار گرفته که فرد با شنیدن چنین کلمات و یا رفتار خشن و تحقیرآمیزی نسبت به سایر اعضای خانواده از راه به در می شود اما پرسش این است که آیا پخش این ناهنجاری ها از رسانه ملی موجبات مشروعیت بخشیدن اجتماعی به این رفتارها نمی شود؟ آیا به صرف رئال بودن یک اثر جائز است که هر واقعیتی از صفحه تلویزیونی که هفتاد میلیون مخاطب با صدها فرهنگ مختلف را هدف قرار داده، پخش شود؟ اگر چه کارگردان تلاش کرده تا این هنجارشکنی ها از«نادر»، نقش منفی سریال سر بزند اما نمی توان از این واقعیت چشم پوشید که تمامی اعضای خانواده اعم از «بهجت»، «صابر»، «توفیق»، «کامران»، «فریده» و ... به نوعی گرفتار بداخلاقی های مفرطی چون ریاکاری، دروغ گویی، غیبت و استهزاء دیگران بودند تا حدی که به تمسخر صورت ظاهری یکدیگر که به خلقت خداوند مربوط می شود، می پرداختند.
2. نمایش استفاده از مواد مخدر
بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده از منابع مطلع، حجم تولیدات مواد مخدر از زمان حضور نیروهای ناتو در کشور افغانستان چهل برابر شده است. به عبارتی مردم ایران چهل برابر با خطر بیشتر توزیع مواد مخدر و بالطبع اعتیاد جوانان مواجه اند. در چنین شرایط حساسی بی شک تمامی آحاد جامعه وظیفه مقابله و جلوگیری از گسترش این بلای خانمانسوز را دارند. سازمان صدا و سیما به عنوان گسترده ترین و تنها رسانه ملی در این میان نقش مهم و انکارناپذیری در آگاهی بخشی به جامعه دارد. تقبیح اعتیاد با استفاده از روش ها و شیوه های مختلف هنری از جمله پرداختن به آن در سریال های تلویزیونی اگر بر مبنایی صحیح و منطقی صورت گیرد، در آگاهی بخشی به جامعه بسیار مفید و ضروری است چنانچه به تصویر در آوردن ذلت و خواری حاصل از اعتیاد در فردی چون«نادر» در سریال«بزنگاه»، «فرامرز» در سریال «مامور بدرقه» و «فریده» در«روز حسرت» نتیجه مطلوبی داشت اما اینکه آیا صدا و سیما حق به نمایش گذاشتن روش های استفاده از مواد مخدر را در سریال ها دارد یا خیر، موضوعی است که مسئولان باید پاسخگو باشند. به عبارتی به همان اندازه که نمایش خواری و ذلت حاصل از اعتیاد در افراد می تواند مفید حال جامعه باشد، نمایش روش های استفاده از آن نقش تخریبی جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد. هم از این رو است که شورای عالی انقلاب فرهنگی سال ها پیش در دستورالعملی، سینما و تلویزیون را از پخش نحوه استعمال مواد مخدر منع کرده است.
به واقع نمایش مکرر حل کردن تریاک در چای و استفاده از سیخ و سنگ توسط نادر در سریال «بزنگاه» و یا تشریح تصویری روش استفاده از کوکائین توسط «فریده» در سریال «روز حسرت» چه گام مثبتی در راستای فرهنگ مقابله با اعتیاد محسوب می شود؟ آیا برای نشان دادن نتایج حاصل از یک گناه و اشتباه حتما باید شیوه انجام آن گناه نیز تشریح شده و به نمایش درآید؟ اگر اینگونه است پس چرا صدا و سیمای ایران و یا حتی تلویزیون کشوری چون فرانسه با حذف صحنه های خشونت آمیز فیلم های آمریکایی تلاش می کند از بار ترویج خشونت گرایی در جامعه بکاهند؟
3. تمسخر ارزش‌ها و سنت‌های مقبول
هر مکتبی یا دستگاه فکری براساس بینشی که نسبت به پدیده های جهان دارد دارای یک سیستم ارزشی نسبت به اعمال و رفتار انسان است. در واقع این مسئله پایه تفاوت بین مکاتب است چرا که براساس تعریف جهان بینی قسمتی از جهان هستی را انسان تشکیل می دهد و گوشه ای از جهان بینی مربوط به ارزش، موقعیت و ... انسان می باشد.
انقلابی که در کشور ما رخ داد نه از آن جهت بود که دیگر کسی اعیاد اسلامی را جشن نمی گرفت و یا از خوراک های بومی خود دور افتاده بودیم بلکه به آن دلیل بود که برکشور ما کسب سود، سود محوری، حاکم گشته بود وتمامی ارزش ها که در تاریخ خود با چنان حماسه هایی از آنها پاسداری کرده بودیم، پیش پای سود قربانی می شدند. در حقیقت آنچه همواره مردم ما را نگران ساخته بود زیر پاگذاشتن ارزش هایمان بود. بنابر این به جرات می توان گفت که انقلاب برای ارزش ها و نوزایی روح شیعی بود.
درباره مفهوم ارزش در نظام تعاریف زیادی ارائه شده است لیکن بطور کلی می توان گفت که ارزش، یک استاندارد مطلوب و پذیرفته شده است که تلقی اشخاص را از خوبی و بدی مشخص می سازد. در یک نظام فرهنگی سالم، ارزش های فرهنگی مستقیماً در شکل گیری رفتار، کردار و منش اعضاء جامعه و در نتیجه در معیارها اثر می گذارند. سنتها و رسوم نیز معمولاً به رفتار و مراسم آئینی در نظام فرهنگی یک جامعه اطلاق می شود که ریشه در اعتقادات و باورهای کهن، جهان بینی و گاهی اسطوره های تاریخی دارند و به صور مختلف توسط عموم یا اکثریت مردم برپا یا اجرا می شوند. باید توجه داشته باشیم که در فرهنگ عمومی یک جامعه سنت ها و رسوم زیادی وجود دارند که ممکن است، از نظر ارزشی در یک نظام یا مکتب خوب یا بد داشته باشند ولی به هر حال چون به صورت معیارفرهنگی در آمده اند مردم بر طبق آنان عمل می کنند.
با توجه به این واقعیات چنانچه به بهانه ساخت یک سریال طنز، نظام ارزش ها و سنت های جامعه به چالش کشیده شود، نه تنها در کوتاه مدت تناقضات فرهنگی را فراهم خواهد آورد بلکه می تواند در صورت تکرار، روند ارزش ها در جامعه را نیز دگرگون سازد. به عنوان مثال آداب و رسوم تشیع جنازه نه تنها ریشه ای عمیق در اعتقادات دینی مسلمانان دارد بلکه احترام به میت اساسا ریشه دیرینه ای در فرهنگ ایرانیان پیش از دوره اسلام دارد. این که در سریال «بزنگاه» با جنازه «اوس جعفر» چنان رفتار توهین آمیزی صورت می گیرد در واقع حکایت از دهن کجی ناخواسته تولیدکنندگان و پخش کنندگان سریال به آداب و رسوم دینی و ملی جامعه ایران می کند که قابل گذشت نیست.
حفظ شئونات اخلاقی و احترام به عقاید دیگران در یک جامعه از نخستین مبانی پذیرش زندگی اجتماعی است. به عنوان مثال روزه داری اگر چه یک عبادت کاملا شخصی است اما پرهیز از بروز رفتاری که حکایت از عدم روزه دار بودن فرد در جامعه دارد یک مسئله اجتماعی است که رعایت آن در یک جامعه اسلامی واجب است. اینکه در سریال«مامور بدرقه» حتی از زبان نقش های منفی سریال _ فرامرز، افشین و خواهرزاده اش _ دائما بر این موضوع تکیه می شد که روزه نیستند عملا اصراری بر بیان گناهی است که برخلاف آموزه های اخلاقی و دینی می باشد و می تواند در صورت تکرار این اشتباه در سریال های دیگر، قبح شکنی ایجاد کند.
4. عقده‌گشایی نسبت به افراد متدین و چند پرسش بی‌پاسخ
متدین سازی یکی از مهمترین وظایف سازمان صدا و سیما است. شکی نیست که تحقق این امر در گرو ارائه آموزه های دینی به شیوه ای صحیح و البته هنرمندانه و با ظرافت به مخاطبان است که در این میان نیز نمی توان از نقش الگودهی مناسب و همچنین شبهه زدایی از باورهای اصیل دین در نیل به این آرمان غافل ماند. با توجه به اینکه در دنیایی قرار گرفته ایم که تبلیغات نقش به سزایی را در کانالیزه کردن افکار عمومی ایفا می کنند و رسانه های سراسر جهان می کوشند تا افکار و آراء خود را در قالب های مختلفی از جمله اسطوره و شخصیت سازی ولو جعلی و تصنعی برای مخاطبان خود باورپذیر کنند، نقش الگوسازی در رسانه ملی بسیار پررنگ و با اهمیت می نماید.
در چنین شرایطی که توقع می رود صدا و سیما با ارائه الگوی مناسب از افراد متدین و متعهد به نظام الگوهای مناسبی را در اختیار جامعه قرار دهد سازندگان سریال «بزنگاه» مخاطبان را با فردی به نام «حاج آقا مرتضایی» آشنا می کنند که اگر چه دارای رفتار و سکناتی متشرعانه است اما به موازات همین آشنایی از زبان صابر و نادر این باور القا می شود که «حاج آقا» فردی مهم و در عین حال خطرناک است. تاکید بر کلمه خطرناک بودن در کنار مهم و متدین بودن این فرد از یکسو القا کننده انتساب فرد به نظام حاکمه است و از دیگر سو القا کننده حس بدبینی و نامطمئن بودن او می باشد.
موضوع بدبینی نسبت به افراد متدین و عقده گشایی نسبت به آنها در سریال «روز حسرت» نیز به نحو دیگری عنوان می شود. وقتی «حاج رضا» در فضایی کاملا آرام به فریده اعلام می کند که برای اطمینان از سلامتی جنین باید به آزمایشگاه بروند، فریده بی هیچ منطق و استدلالی شروع به توهین و زدن افترا به افرادی می کند که دارای ظاهر و رفتاری متشرعانه هستند. برای آنان که سریال«روز حسرت» را به دقت دنبال می کردند این موضوع کاملا آشکار بود که حاج رضا اگر چه بر اثر القائات مسعود راضی به سقط جنین فریده بود اما در آن جلسه کلمه ای از نیت قلبی خود بر زبان نیاورد و تنها حفظ جنین را منوط به سلامت آن دانست. اینکه فریده در یک نطق کاملا شفاف، متدینین از جمله حاج رضا را به رباخواری و تضییع حقوق مردم متهم کرد، بیش از آنکه یک سکانس مرتبط با اصل سریال باشد به یک بیانیه سیاسی شباهت داشت.
در اینجا باید از مسئولان صدا و سیما پرسیده شود حال که ادعا دارند سریال«روز حسرت» یک سریال مذهبی است چرا به برخی مولفه های دینی توجه نشده است؟ به عنوان مثال «نرجس» که تربیت شده حوزه علمیه بوده و به علت ایمان صادقانه اش نائل به مرتبه شهود می شود چگونه در طول زندگی خود را به عنوان مادر واقعی مسعود معرفی کرده است؟ آیا مسعود از خود نپرسیده چرا مادرش باید در خلوت خانه نیز از او روی بگیرد که اگر نمی گرفته چگونه عالم کشف و شهود را درنوردیده است؟ آیا اصولا ماه رمضان در این سریال کارکردی به جز قوری چای، سفره افطار و دیالوگ هایی که به فیلمنامه چسبیده شده مثل حاج رضا گفتن نرجس یا دستوراتش برای خرید آش و حلیم هنگام افطار داشت؟
چرا ازدواج مجدد مسعود باید مبنای گناهی شناخته شود که قصه را جلو می برد؟ چرا گرفتن زن دوم باید مترادف با یک گناه کبیره به مخاطبان معرفی شود؟ گرچه عرفاً چند همسری در جامعه ما مذموم است اما از منظر دین تنها راهکار مشکل افرادی مثل مسعود ازدواج مجدد است که از شخصیتی مثل نرگس با تحصیلات حوزوی و دانشگاهی و آگاه به شریعت و قوانین و مشکلات خانوادگی بر حسب شغلش که اتفاقاً صاحب مکاشفاتی نیز هست بعید است که جوانش را در این بن بست زیستی و دینی رها کند و آنگونه که به معصومه نیز لطمه وارد نیاید همسری برای مسعود انتخاب نکند. آیا قرار نبود در سریال های سیما اشرافی گری به حداقل خود برسد؟

نام:
ایمیل:
نظر: