صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۵۶۹۶۸
تلاش جدید غرب در مواجهه با ایران

در تابستان سال گذشته، «کنت پولاک» از تحلیلگران مؤسسه مطالعاتی بروکینز، با نگارش کتابی تحت عنوان «معماری فارسی» به بررسی مشکلات موجود میان ایران و آمریکا در ربع قرن گذشته پرداخت. وی در این کتاب با الهام از مکتب فکری حاکم بر سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا (سیا)، ‌فروپاشی نظام ایران را پیش‌بینی کرد.  پیش‌‌بینی‌ها وی، یادآور پیش‌بینی‌های خوش‌خیالانه «رائول مارک گرچت» تحلیلگر دیگری بود که در اواسط دهه 1990 با نام مستعار «‌ادوارد شیرلی» با درج مقالاتی در نشریات معتبر آمریکایی همچون «فارین افرز» از فروپاشی قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی ایران سخن می‌گفت و حتی به دولت آمریکا توصیه می‌کرد به خود زحمت ندهد تا شخصیت میانه‌رویی را در حکومت ایران برای مذاکره پیدا کند،‌ چون به زودی حکومت ایران فرو خواهد پاشید.
پولاک در کتاب خود با یادآوری این نکته که هرگاه آمریکا با دخالت در امور ایران اقدام به کمک به گروهی خاص چه در داخل و چه خارج ایران نمود، نتیجه عکس دیده و به حیثیت ایالات متحده و آن گروه لطمات جبران‌ناپذیری وارد آمده، بر این نکته تأکید می‌نماید که با توجه به زیر ساخت‌های محکم حکومت مردمی ایران، تغییر رژیم ایران در کوتاه‌مدت امری غیر ممکن است و ایالات متحده در برخورد با جمهوری اسلامی ایران،‌ چاره‌ای جز اتخاذ استراتژی میان مدت «فشار از درون و بیرون» و چانه‌زنی از بیرون ندارد.
رویکرد سه مرحله‌ای آمریکا
حدود سه هفته قبل نیز کنت پولاک با حضور در کمیسیون نیروهای مسلح آمریکا، ‌با ارایه تحلیلی به بررسی راه‌های فراروی ایالات متحده در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران پرداخت. وی در این باره از لزوم اتخاذ رویکردی سه مرحله‌ای سخن گفت و افزود: در مرحله اول باید به ایرانی‌ها گفت که می‌توانند با غرب به ویژه آمریکا درباره برنامه‌‌های هسته‌ای، صلح خاورمیانه و مبارزه با تروریسم به توافق رسید. ما می‌توانیم به ایرانی‌ها بگوییم که شما برنامه چارچوب یک تیم نظارتی مورد بازبینی قرار دهید و از حمایت از تروریسم دست بردارید و مخالفت با روند صلح خاورمیانه را متوقف کنید. در مقابل ما هم تحریم‌هایمان را لغو می‌کنیم و همه حرف‌های مطرح شده از دوران پهلوی تا کنون را حل می‌کنیم و با تشکیل ساختار جدید امنیتی در خلیج فارس، به شما تضمین امنیتی می‌دهیم.
در مرحله دوم، ‌وارد رویکرد حقیقی چماق و هویج می‌شویم که بر اساس آن با اروپا و دنیای شرق همکاری‌های عمیق‌تری را آغاز می‌نماییم تا ایرانی‌ها را متقاعد کنیم که بین چماق و هویج، فقط یکی را می‌توانند انتخاب نمایند. مشکل ما در دهه 1990 این بود که آمریکا فقط چماق و اروپا هم فقط به دنبال نشان دادن هویج بود و مدام از اعطای امتیازهای تجاری، سرمایه‌گذاری و کمک‌های خارجی سخن می‌گفت، در حالی که در این مرحله، آمریکا و اروپا و دنیای شرق می‌توانند در کنار هم بنشینند و بگویند. یا برنامه ‌هسته‌ای و حمایت از تروریسم را کنار بگذارید تا از امتیازهای گوناگون برخوردار شوید و یا همه باهم دست به تحریم‌های چند جانبه‌ای خواهیم زد که اقتصاد بیمار شما را فلج خواهد کرد. تجربه15 سال گذشته در برخورد با ایرانی‌ها هم نشان داده که هر وقت آنها واقعاً در آستانه تحریم‌های چند جانبه قرار گرفته‌اند‌‌، برای نجات از مهلک،‌ بلافاصله مسیر را عوض کرده‌اند چرا که خود به اقتصاد آسیب‌پذیرشان واقف هستند.
پولاک در تشریح گام دوم می‌گوید: بهترین استراتژی غرب برای مقابله با برنامه‌ای هسته‌ای، ایجاد «مشکل مداوم» است چرا که ایرانی‌ها خسته از انقلاب و جنگ و فشارهای اقتصادی، چاره‌ای جز تمکین و تن دادن به خواسته‌های غرب ندارند. پولاک بخش دوم ایجاد مشکل مداوم را در دامن زدن به اختلافات درونی احزاب و گروه‌های سیاسی ایران دانسته و معتقد است در صورت اوج‌گیری جنگ قدرت در میان گروه‌های داخلی می‌توانیم بر سر میز مذاکره با ایران، با یادآوری چالش‌های فراروی دولت ایران در بخش اقتصادی و بروز جنگ داخلی، امتیازهای لازم را به دست آوریم.
در این میان، ‌اشاره به بخش‌هایی از اظهارات یکی از اعضای تیم جدید هسته‌ای ایران، مؤید برنامه‌های از پیش طراحی شده غرب علیه ایران است. وی اخیراً در جمع گروهی از نیروهای انقلاب گفته است:‌ در مذاکرات اخیر ایران و تروئیکای اروپا، طرف‌های مذاکره‌کننده به دفعات با اشاره به پافشاری‌ بر ساختار بیمار اقتصاد ایران، ‌درصدد القای این مطلب بودند که مشکلات اقتصادی شما جدی است و در درون کشور هم جنگ قدرت میان گروه‌های سیاسی اوج گرفته است و هیچ گونه انسجام و وفاقی در برخورد با دشمن خارجی در میان شما وجود ندارد.
حتی شما که مدعی ملی بودن پرونده هسته‌ای خود هستید این روزها با نغمه‌های مخالفت فراوانی درباره تداوم فعالیت‌های هسته‌ای ایران مواجه هستید و این گروه‌های اتفاقاً مهم و تأثیرگذار سیاسی،‌ بارها خواستار توقف فعالیـت‌های هسته‌ای ایران و پرهیز از درگیری و تشنج با دنیای عرب به ویژه آمریکا شده‌اند.»
گام سوم؛ مهار کامل
اما گام سومی که پولاک برای مهار و فروپاشی جمهوری اسلامی ایران ترسیم می‌نماید، عنوان مهار کامل» را دارد. وی در این باره یادآور می‌شود: «باید برای ایران، خطوط قرمز دنیای امروز به خصوص غرب را ترسیم کرد تا دقیقاً بدانند چه کارهایی را می‌توانند انجام دهند و چه کارهای را نباید و نمی‌توانند انجام دهند برای ایرانی‌های خسته از انقلاب، جنگ و فشارهای اقتصادی و درگیری‌های درهم کوبنده سیاسی و پاره‌ای تمکین و تن دادن به خواسته‌های غرب و نظام لیبرال دموکراسی باقی نمانده است. باید به ایران بفهمانیم که نمی‌تواند در خلیج فارس به صورت تهاجمی رفتار کند و در صورت ادامه رفتارش باید بهای سنگین را بپردازد.
اما نکته قابل توجه در این میان، پاسخ پولاک به اظهارات چند تن از نمایندگان کنگره آمریکا بود که در خلال سخنان وی، ‌ضمن رد رویکرد سه مرحله‌ای پولاک، حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ‌ایران و دخالت مستقیم آمریکا و غرب برای تغییر رژیم را بهترین نسخه برای فروپاشی حکومت ایران می‌‌دانستند. پولاک در پاسخ گفت: «‌با موضوع حمله به منظور خلع سلاح ایران شروع می‌کنم. به نظر من اینجا ما باید هزینه‌ها و فواید این کار را ارزیابی کنیم. ما درباره برنامه‌ هسته‌ای ایران و به ویژه درباره موقعیت دقیق سایت‌های هسته‌ای این کشور چیز زیادی نمی‌دانیم. مثلاً در سال 2002 ناگهان با شگفتی و حیرت از نیروگاه‌های نطنز و اراک آگاه شدیم بنابراین از موقعیت و قدرت هسته‌ای ایران بی‌خبر هستیم. نابودی توان هسته‌ای ایران، کار بسیار بزرگی است ما درباره چندین روز یا حتی چندین هفته حملات هوایی حرف می‌زنیم و نمی‌دانیم که در آخر چه چیزی به دست خواهیم آورد و یا اصلاً چیزی به دست می‌آوریم؟
برای این حملات باید هزینه‌های بالا بپردازیم، درباره تغییر رژیم هم همین طور با شکست روبرو می‌شویم،‌ چون در صورت هر گونه حمله خارجی، مردم اطراف دولت جمع می‌شوند و از آن حمایت می‌کنند و دیپلماسی‌های دیگر را بی‌اثر می‌کنند.
ایرانی‌ها در فعالیت‌های چریکی مهارت زیادی دارند و به سختی پاسخ حملات ما را می‌دهند. به ویژه در عراق که قدرت و نفوذ زیادی دارند. آنها اگر می‌خواستند می‌توانستند در عراق جهنم هولناکی علیه ما راه بیندازند که شعله‌های آن فراگیر و دهشتناک بود. بنابراین پیش از آنکه 1- تصویر روشن‌تر اطلاعاتی درباره برنامه هسته‌ای و توان نظامی ایران داشته باشیم، 2- آسیب‌پذیری کمتری در منطقه خاورمیانه به ویژه در عراق داشته باشیم و 3- گزینه‌های دیگر را امتحان نکرده باشیم،‌ نباید دست به حمله بزنیم. نباید پیش از امتحان کردن گزینه‌های دیپلماتیک دیگر،‌ این ره را امتحان کنیم.» (خوانندگانی محترم برای آشنایی بیشتر با نقطه نظرات پولاک و همچنین تفصیل سخنان پولاک در کمیسیون نیروهای مسلح آمریکا،‌ می‌توانند به سایت ‌(com. Motherjones) مراجعه نمایند.
بشارت جهان بدون صهیونیسم
در هفته نخست آبان ماه، ‌رئیس‌جمهور در همایش «جهان بدون صهیونیزم»‌ تأکید کرد: « هرکسی موجودیت رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت بشناسد پاس برگه شکست و تسلیم دنیای اسلام را امضا کرده است. رژیم صهیونیستی سرپل جبهه استکبار جهانی در قلب جهان اسلام است. بنیانگذار جمهوری اسلامی با سخنان حکمیانه بنیانگذار جمهوری اسلامی با سخنان حکیمانه خود فرمودند رژیم جهان محو شود. امام خمینی(ره) در مبارزه سنگین اسلام با کفر، نقطه مرکزی و فرماندهی دشمنان جهان اسلام که رژیم اشغالگر قدس بود را هدف گرفتند و امروز موج جدیدی در فلسطین به راه افتاده است و این موج بیداری و معنویت که دنیای اسلام را فراگرفته است به زودی لکه ننگ صهیونیسم را از دامان دنیای اسلام پاک خواهد کرد و به زودی جهان بدون صهیونیسم را شاهد خواهیم بود.»
هنوز ساعاتی از سخنان رئیس جمهور کشورمان نگذشته بود که رسانه‌های صهیونیستی که گویی در حالت نیم خیز منتظر شنیدن استارت بودند،‌ حملات از پیش طراحی شده و دامنه‌دار خود علیه مواضع دکتر احمدی‌نژاد را آغاز کردند. در نخستین واکنش، دولت‌های انگلیس، ‌آلمان و فرانسه با احضار سفرای کشومان، مراتب اعتراض خود را نسبت به سخنان رئیس‌جمهور کشورمان اعلام کردند و سپس دولت آمریکا خواستار تشکیل جلسه فوق‌العاده شورای امنیت گردید. با تشکیل این جلسه، «‌میهنی یوآن موتوک» رئیس رومانیایی شورا طی سخنانی اظهارات منتسب به احمدی‌نژاد را محکوم کرد و سپس 15 کشور عضو این شورا با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند کشورهای عضو سازمان ملل باید از تهدید و یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور خودداری کنند. اگر چه در این میان،‌ با پافشاری نماینده چین «قطعنامه پیشنهادی تبدیل به بیانیه» و قید «‌بشدت» (Strongly) محکوم می‌نماییم نیز از بیانیه حذف گردید.
کشاندن بازی به داخل زمین ایران
بدون تردید،‌ اعلام مواضع و جنس سخنان رئیس‌جمهوری کشورمان در رابطه با موجودیت رژیم صهیونیستی،‌ موضعی جدید از جانب مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران نبوده و طی 27 سال گذشته، بارها و بارها و با تعابیر مختلف از تریبون‌های رسمی اعلام شده بود،‌ بنابراین جای این سؤال باقی است که علت این هجمه یکپارچه رسانه‌ای علیه مواضع دکتر احمد‌ی‌نژاد چیست؟
پاسخ این سؤال را باید در استراتژی جدید غرب به ویژه آمریکا که بخشی از آن در سخنان کنت پولاک در کمیسیون نیروهای مسلح آمریکا ایراد گردید، جستجو کرد. در استراتژی جدید غرب در مواجهه با فعالیت‌های هسته‌ای ایران و نوع برخورد این بلوک با نظام اسلامی ایران، کشاندن بازی به داخل زمین ایران،‌ یک اصل و پروژه از پیش طراحی شده است که بر اساس آن با فشار رسانه‌‌ای و بهره‌گیری از نهادها و سازمان‌های بین‌‌المللی،‌غرب خیال‌بازی در زمین ایران را دارد که سوت شروع این بازی با اعلام مواضع رئیس‌جمهور کشورمان در همایش جهان بدون صهیونیزم زده شد. غربی‌ها در پروژه جدید خود، ‌در صدد برآمده‌اند که احمدی‌نژاد را یک رئیس جمهور درجه دو نشان دهند که نه توان اعلام مواضع رسمی ایران را در سازمان و مجامع بین‌المللی داراست و نه دیدگاه‌های وی مورد پذیرش افکار عمومی داخل و جمعیت احزاب و شخصیت‌های سیاسی است در واقع، تولد گفتمان جدیدی که در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رأی قاطع مردم ایران به دکتر احمدی‌نژاد منصه ظهور رسید، کابوسی دهشتناک برای دنیای غرب به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی به حساب می‌آید که معادلات قدرت را در دنیای امروز به هم ریخته است.
بر این اساس، هدف نخست غرب در برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران، بازی در درون زمین ایران و در داخل ساختار سیاسی و اجرایی جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس، ‌ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت در دستور کار کنونی غرب قرار ندارد مگر آنکه ایران ارجاع بتواند به ایجاد اختلاف و چندگانگی در میان مسئولانه ایران منجر گردد.
در گزارش‌های اخیر مؤسسات راهبردی غرب، همواره روی این نکته تأکید شده است که ظرف دو سال اخیر و با پیشرفت‌های حاصل شده در فناوری بومی هسته‌ای ایران، روند تقویت و تثبیت «اقتدار داخلی» در ایران پیشرفت چشمگیری داشته است.
بنابراین،‌ راهبرد کنونی غرب، ایجاد شرایط دولت ضعیف به عنوان بستر اجرایی پیگیری راهبرد «تغییر رژیم» می‌باشد که این امر با شکستن اقتدار جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج میسر خواهد شد و آن حاصل نخواهد آمد مگر آنکه تعطیلی و توقف کامل چرخه تولید سوخت به دست دولتمردان جمهوری اسلامی ایران حاصل شود.
دکترین برچیدن
در دکترین جدید آمریکا و اروپا که از آن به عنوان «‌دکترین برچیدن» یاد می‌شود، دستیابی ایران به چرخه تولید سوخت هسته‌ای نه تنها به معنای تثبیت اقتدار و بقای آن است، بلکه جهش بلندی به سوی دستیابی به جایگاه قدرت برتر منطقه‌ای است. دولت ایالات متحده برای پیگیری «تغییر رژیم در ایران» به عنوان پروژه اصلی خود در خاورمیانه بزرگ، قبل از هر چیز باید از ادامه چرخه تولید به سوی سوخت هسته‌ای در ایران جلوگیری نماید،‌ در غیر این صورت «‌تغییر رژیم در ایران» با مانع بزرگی رو به رو خواهد بود.
در متن استراتژیست‌های نومحافظه‌کار آمریکایی، هدف نهایی ایالات متحده در برخورد با برنامه هسته‌ای ایران، برچیدن چرخه تولید سوخت هسته‌ای است، که این استراتژی در سه مرحله تعریف شده است.
مرحله اول، «کارشکنی» برای جلوگیری از پیشرفت برنامه توسعه فناوری چرخه تولید سوخت هسته‌ای است.
مرحله دوم، «‌توقف» فعالیت‌های جاری در چرخه تولید سوخت هسته‌ای و «ممانعت» از پیشرفت دستاوردهایی در این چرخه خواهد بود.
مرحله سوم، برچیدن چرخه تولید سوخت هسته‌ای به دست خود حکومت ایران خواهد بود و این مرحله حساس و سرنوشت‌ساز میسر نخواهد شد، مگر آنکه بروز اختلاف‌های داخلی و جنگ قدرت در داخل ایران به همراه فشارها و تحریم‌های اقتصادی به مرحله‌ای برسد که جمهوری اسلامی ایران چاره‌ای جز ادامه بازی در زمینی که غرب برای آن در داخل کشور فراهم آورده است، نداشته باشد.
بخشی از این استراتژی‌ها در گزارش «‌گروه بین‌الملل بحران» مستقر در بلژیک،‌ گزارش 24 نوامبر «بنیاد هریتیج» به قلم مشترک جمیز فیلیپس و بیکر اسپرینگ،‌ گزارش دفتر مطالعات و سیاستگذاری خاور نزدیک مؤسسه واشنگتن و گزارش مؤسسه مطالعات استراتژیک فرانسه آمده است.
رئیس مؤسسه مطالعات استراتژیک فرانسه به عنوان یکی از معتبرترین مؤسسات مطالعات استراتژیک اروپا که اخیرا سفری به تهران داشته است، با تشریح استراتژی غرب در برخورد با پرونده‌ هسته‌ای ایران که از الگوی لیبی پیروی می‌نماید (برچیده شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت فشار بیرونی و داخلی به دست خود دولتمردان ایران)، دلیل عمده مخالفت غرب با هسته‌ای شدن ایران را چنین بازگو کرد: علت واقعی تلاش ایالات متحده برای جلوگیری از دسترسی ایران به فناوری هسته‌ای ریشه در توان استراتژیک ایرانیان به عنوان قدرت برتر منطقه‌ای دارد.
ایالات متحده در مورد اتمی شدن کشورهای دیگر منطقه مانند پاکستان، ‌هند و ترکیه، ‌نگرانی استراتژیک ندارد زیرا این کشورها ظرفیت رهبری منطقه‌ای را ندارد.
برای هموار کردن مسیر ارابه تفوق بین‌المللی آمریکا به عنوان امپراتوری جهان، واشنگتن می‌بایست تمام ملت‌‌هایی که ظرفیت رهبری منطقه‌ای و جهانی را در سابقه تاریخی خود به عنوان ذاتی استراتژیک دارند، ‌از قدرت هماوردی با ایالات متحده محروم کند. گسترش «فضای تنهایی استراتژیک» برای ایران از سوی ایالات متحده، نه تنها با هدف بازگرداندن ایران به حوزه نفوذ واشنگتن صورت گرفته است بلکه برای خنثی‌سازی ظرفیت رهبری منطقه‌ای ایران دنبال شده است.
قابلیت‌های تعبیر یک رویا
تأملی بر واقعیت‌های داخلی ایران، گویای این حقیقت است که در حال حاضر، تعبیر رؤیاهای مقامات آمریکایی، ‌از کمترین نمود و«فعلیتی» ‌در داخل ایران برخودار است اگرچه نمی‌‌توان از «قابلیت‌»های آن چشم پوشید. در کشوری با ریسک‌ذیری‌های بالا، تهدیدهای متراکم، قومیت‌های مختلف و اقتصادی تحت فشار، نباید و نمی‌توان آسوده خاطر سر بر بالین نهاد و طرح‌ها و استراتژی‌هایی تاز جنس پروژه‌های کنت پولاک، اگرچه در حال حاضر در زمین ایران به پیش نمی‌رود، اما می‌تواند دفتر گشوده‌ای از استراتژی‌های غرب در برخورد با جمهوری اسلامی ایران باشد. بر این اساس باید به داستان بورس، قاچاق بی‌رویه کالاهای خارجی، سنگ‌اندازی در مسیر تقویت توانمندی‌های صنعتی و کشاورزی،‌ ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی، گشایش میدان‌های مسابقه رفاه و تجمل در میان مردم و مسئولان، ‌نوسانات شدید قیمت نفت، ‌تحریم‌های جدید اقتصادی، تشدید فشارهای بین‌المللی،‌ گسترش پایگاه‌های نظامی آمریکا و ناتو در منطقه و دامن زدن به اختلافات داخلی و به راه انداختن جنگ قدرت و... به عنوان پروژه‌های در دست اقدام و اجرا نگریست و وسعت زمین بازی غرب را به دقت تحت بررسی و کنکاش قرار داد.
در عین حال، علی‌رغم تمامی تهدیدات و فشارهایی که از جانب دشمنان این مرز و بوم در جهت مهار جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده شده است،‌ توان استراتژیک نظام اسلامی ایران در داخل و خارج از مرز به گونه‌ای است که ظرفیت عبور از تمامی موانع و بحران‌های فرارو را دارا می‌باشد به شرط آنکه با هوشیاری و هوشمندی، پیش‌فرض‌های اجرای پروژه‌های غرب را در ایران به طور کامل خنثی سازیم.
در دیدار اخیر کارگزاران نظام اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی‌، معظم له با درایت تمام و به عنوان دیده‌بانی دقیق و هوشمند، ضمن تبیین راهبرد جدید غرب، پادزهر مقابله با آن را به روشنی ترسیم فرمودند که به یقین چراغ راه مردم و مسئولان کشور خواهد بود. ایشان در این زمینه فرمودند: «از اختلافات باید توبه و استغفار کنیم. اختلاف به ما ضربه می‌‌زند. اختلاف گاهی با برانگیختن احساسات قومی و مذهبی و محلی و سیاسی است و گاهی با به کشمکش رساندن اختلافات فکری است. پیداست که وقتی بین مسئولان اصلی کشور، کشمکش و دعوا و اختلاف بود و همدیگر را قبول نداشتند و دائم به فکر ضربه زدن به هم بودند، کارها پیش نمی‌رود... امروز هم جهتی سه قوه برای ملت ایران یک فرصت است، توجه داشته باشید چشم و گوش‌های بدخواه و بد‌دلی وجود دارند که می‌خواهند بین عناصر هم جهت، اختلاف به وجود بیاورند و نگذارند کار کنند، خیلی مراقب باشید، هم در دولت،‌هم در مجلس و هم در قوه قضاییه مراقب باشید. از خودخواهی به معنای وسیع کلمه باید استغفار نماییم.
عدالت را باید در برنامه‌های گوناگون معنا کنیم. و سرفصل بعدی، غفلت از مبانی اقتدار ملی و موجبات پایه‌های اصلی اقتدار ملی است که برای این ملت خطر است و آخرین سرفصل، خطر غفلت از دشمن است. ما در منطقه‌ای قرار گرفته‌ایم که قدرت ملی و قدرت سیاسی ما،‌ در زبان تحلیلگران سیاسی زبده و درجه یک دنیا مورد اعتراف قرار گرفته و آن را قبول کرده‌اند. یک کشوری بزرگ، یک کشور آباد در یک نقطه فوق‌العاده حساس، با جمعیت زیاد، با مسئولان متحد و متفق، با ملت با استعداد و با ملت جوان، ما چنین موقعیتی داریم. در این موقعیت باید حواسمان جمع باشد. اینکه می‌بینید جنجال علیه جمهوری اسلامی زیاد است، دلیل اقتدار ماست. این چند روزه سر قضیه موضع‌گیری رئیس‌جمهوری جنجالی به وجود آوردند، البته این اول بار هم نبود، بار چندم بود. یکبار دیگر هم ده یازده سال قبل به مناسبت قتل اسحاق رابین، رئیس‌جمهور وقت ما آن روز اظهارنظر کرد، جنجالی درست کردند که چرا رئیس‌جمهور ایران از قتل نخست‌وزیر اسرائیل اظهار خوشحالی کرده است اولین احساسی که به انسان دست می‌دهد، ‌شرمندگی از بشریت است. نفوذ صهیونیست‌ها روی دولت‌های غربی و اروپایی متأسفانه جنجال‌هایی را به وجود می‌آورد. بعد هم از فرصت استفاده کردند و این را به قضیه انرژی اتمی مرتبط کردند. آن نادانی که اولین بار این حرف را زد و این را به ماجرای انرژی اتمی وصل کرد، ‌نفهمید سلاح اتمی برای از بین بردن حکومت‌ها و سیستم‌ها و رژیم‌ها نیست، سیستم‌ها و رژیم‌ها با سلاح اتمی از بین نمی‌رود سلاح اتمی فقط می‌تواند انسان‌ها و سرزمین‌ها را نابوده کند. آنچه رژیم‌ها را نابود می‌کند، قدرت مقاومت و عزم و مبارزه ملت‌هاست که این عزم و مبارزه در فلسطین وجود دارد و به فضل الهی حتما به سرنگونی رژیم صهیونیستی منتهی خواهد شد.»

نام:
ایمیل:
نظر: