هادی مجیدی
همزمان با نشست فوقالعاده سازمان کنفرانس اسلامی در مکه که رویکردهای میانهرو در سیاستهای کشورهای اسلامی را توصیه کردند و نشست مشترک ناتو و کشورهای عربی خلیجفارس تحت عنوان« امنیت خلیج» که سه محور« ثبات در عراق»،« حل و فصل مشکلات با ایران» و «حل مشکل فلسطین» را شروط لازم برای همکاری ناتو کشورهای عربی منطقه مطرح کردهاند، برخی گزارشها نیز حاکی است که عربستان به دنبال رایزنی با مصر و اردن است تا طرح ملک عبدالله در خصوص حل مشکل فلسطین را تعدیل کرده و ارایه نماید.
این طرح که در آخرین نشست اتحادیه عرب در بیروت به تصویب رسید، مبنای سرزمینی صلح را، اراضی 1967 و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در ازای عادیسازی کامل مناسبات کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی دانست.
همزمان با ارایه این صلح از سوی کشورهای عربی، حمله به جنین و قتلعام و کشتار مردم در این شهر به اوج خود رسید و فاجعههای متوالی توسط شارون علیه فلسطینیها به اجرا درآمد و حکومت شارون مبنای رویکردهای خود را مسکوت گذاردن مسأله فلسطین و عادیسازی روابط با کشورهای عربی و به کارگیری اهرمهای قدرتمند آمریکا در این خصوص قرار داد.
با وجودی که طی سه سال گذشته سیاستهای اشغالی هر چه بیشتر اراضی فلسطین، شهرکسازی و یهودیسازی در کرانه باختری و قدس با سرعت دنبال شده، این سؤال مطرح است که تمایل عربستان و دیگر کشورهای عربی برای تعدیل طرح صلح مذکور چه توجیهی دارد؟
از منظری دیگر طی ماههای اخیر شاهد یک تحول در تعامل آمریکا و نئومحافظهکاران با عربستان نیز هستیم که شعارها و سیاستهای آنان برای تقسیم عربستان و براندازی در این کشور، به نوعی آموزش کشورهای اسلامی، همزیستی با رژیم صهیونیستی در سازمان تجارت جهانی و ارایه طرحدهگانه اصلاحت در سازمان کنفرانس اسلامی که از سوی عربستان دنبال میشود، در یک راستا قابل ارزیابی هستند.
این درحالی است که رئیسجمهور کشورمان با تأکید بر طرح مقام معظم رهبری در نشست مکه بر ضرورت یک رفراندوم همگانی در سرزمین اشغالی فلسطین اصرار دارد و حتی با ارزیابی شکلی از رفتار رهبران عربی- اسلامی با رئیسجمهور کشورمان در مکه، میتوان بر اهمیت جایگاه جمهوری اسلامی در هرگونه فرآیند مربوط به فلسطین نیز پی برد.
اگر گزارشهای مربوط به تلاشهای کشورهای عربی در تعدیل طرح عربی صحت داشته باشد، این گزارش با آنچه از سوی شمعون پرز و یا دیپلماتهای اروپایی مبنی بر احتمال از سرگیری مذاکرات صلح در بهار آینده و یا آنچه از سوی مشاور عالی مبارک( اسامه الباز) در مؤسسه سیاست خارجی استکهلم بیان نموده و سقف دو سال آینده را برای شکلگیری صلح کامل بین اسرائیل و کشورهای عربی عنوان میکند، یک مجموعه واحد هستند که از مجاری مختلف در حال پیگیری است.
با وجود تمایل عربها برای کاهش مطالبات عربی- فلسطینی در قبال رژیم توسعهطلب صهیونیستی شارون و دیگر مقامات این رژیم با تکرار مطالبات خود در انضمام قدسشریف و بیش از نیمی از اراضی کرانه باختری به اراضی اشغال شده 1948 و محدودیتهای حاکمیتی برای هر دولت فلسطینی درآینده ، بر مواضع گذشته خود پافشاری میکنند.
درحالی که حتی گروههای فلسطینی شرایط را برای تمدید آتشبس با رژیم صهیونیستی مناسب نمیدانند، ارایه این طرح عربی تنها جایزهای به صهیونیستها و شاید بهانهای است برای عادیسازی روابط با این رژیم تا از فشارهای آمریکاو سیاستهای آن در امان بمانند.