بصیرت:تحلیل هفته:درگیری داخلی میان دو جریان مهم فلسطین (حماس ـ فتح) در حالی صورت میگیرد که حماس به دومین سال حکومت داری خود پا گذاشته و تحریمهای مالی و سیاسی گسترده غرب، رژیم صیهونیستی و برخی از کشورهای عربی نتوانسته است دولتمردان مبارز حماس را از پای درآورده و وادار به تسلیم نماید.این نحوه درگیری حماس و فتح که در نوع خود بینظیر بود، باعث شد تا تعداد زیادی از هواداران دو طرف کشته، مجروح و ربوده شوند اما این درگیری خیلی سریع با وساطت برخی از شخصیتهای فلسطینی، اسلامی و عربی خاتمه پیدا کرد. بالا گرفتن تنش میان دو جریان اصیل فلسطینی دلایل مختلفی در پی دارد که به اختصار به برخی از آنها اشاره میگردد.
1_ کمکهای نظامی آمریکا به جریان فتح و شروع جنگ افروزیها؛ بعد از دستور جرج بوش رئیس جمهور آمریکا به مقامات ذیربط این کشور به منظور کمک 86 میلیون دلاری به نیروهای گارد امنیتی محمود عباس، این انتظار میرفت که خیلی سریع تلاش آمریکا به جنگ داخلی منجر شود.کمکهای مالی آمریکا در قالب چندین محموله اسلحه و مهمات و خودروی امداد از طریق گذرگاهها وارد نوار غزه شد و در پایگاههای وابسته به سازمان حفاظت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی تشکیلات خودگردان تحویل گردید.تحویل سلاحها به محمد دحلان سرکرده اصلی جریان کودتاگر فتح، به نوعی توازن نظامی را بهم ریخت و مقدمه جنگافروزی را فراهم ساخت. بسیاری از کارشناسان سیاسی و امنیتی در روزهای گذشته پیشبینی جنگ داخلی بعد از کمکهای آمریکا را بسیار مبرهن میدانستند.
2_ پایداری جنبش حماس بر اصول انقلابی و مبارزاتی؛ محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تداوم مذاکرات با حماس برای تشکیل دولت وحدت ملی را منوط به برآورده شدن درخواست کمیته چهارجانبه خاورمیانه ( سازمان ملل، اتحادیه اوپا، آمریکا و روسیه ) کرده است. کمیته چهارجانبه از دولت فلسطین خواسته است تا رژیم صیهونیستی را برسمیت بشناسد، از خشونت صرف نظر کند و قراردادهای پیشین خاورمیانه با رژیم صیهونیستی را بپذیرد. حماس تاکنون بر مواضع انقلابی و مبارزاتی خویش اصرار ورزیده است و این درخواستها را غیر قانونی و نامشروع خوانده و آنها را رد کرده است. پافشاری حماس بر مواضع خویش باعث شد تا محمود عباس پیشنهاد برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی و را به عنوان راه حل طرح نماید . حماس طرح این گونه راه حل را نوعی کودتا علیه حکومت خودگردان و نوپای خود میداند که سبب نارضایتی و طرفداران در نهایت اقدامات خشونت بار شد.
3- نگرانی غرب و حامیانش از نزدیکی حماس با ایران؛ یکی از دلایلی که مخالفین داخلی و خارجی حماس هراز گاهی طرح میکنند مسئله نزدیکی حماس با جمهوری اسلامی ایران است به نوعی که این قرابت را بر خلاف منافع خویش تحلیل می نمایند. این مساله در حالی است که دولت هنیه بر خلاف دولتهای قبلی سطح روابط با کشورهای بزرگ اسلامی از جمله ایران را در اولویت های کاری خویش قرار داده است. اسماعیل هنیه در گفت و گو با شبکه اطلاع رسانی فلسطین این موضوع را که «ایران هم پیمان استراتژیک حماس است» رد کرد و گفت: «روابط ما با ایران همچون روابط ما با دیگر کشورهای عربی و اسلامی همچون عربستان، قطر، مصر و سوریه است اما مخالفین، با همراهی آمریکا و رژیم صهیونیستی تضعیف روابط دولت فلسطین را جزء برنامه های کاری خود قرار داده اند.»
4-بهره برداری رژیم صهیونیستی از شرایط ملتهب فلسطین؛ درگیری داخلی میان دو جریان مهم فلسطینی که سبب کاهش پتانسیل نیروهای مبارز و تضعیف انتفاضه شده است همان هدفی بود که رژیم صهیونیستی دنبال می کرد. در واقع تداوم چنین وضعیتی به نوعی در راستای منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق طرح های راهبردی واشنگتن در منطقه به حساب می آید. رژیم صهیونیستی از فضای موجود دلمشغولی فلسطینی ها، برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود اقداماتی را انجام می دهد. حمله نظامیان صهیونیستی با دهها خودرو نظامی و تانک به مرکز شهر رام الله در کرانه باختری رود اردن و کشتار و زخمی و اسیر کردن تعدادی از فلسطینیان در این موقعیت زمانی قابل تامل و بررسی است.
رویهمرفته آنچه در صحنه فلسطین با دخالت بیگانگان جریان دارد با هدف برهم زدن اوضاع داخلی فلسطینیان و سقوط دولت منتخب مردمی طراحی و عملیاتی شده است و همانگونه که خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس بیان کرد ریختن خون فلسطینیان از جمله محرمات است و باید بر اساس اصول شرعی، اخلاقی و ملی این خون تنها در مقابله با اشغالگری صهیونیست ها ریخته شود تا فضای تنفسی این رژیم تنگ تر گردد.