«پاتریک کلاوسون» که در سوابق کاری وی مسئولیت موسسه مطالعات استراتژیک دفاع ملی، عضویت در بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، طرح مبارزه اقتصادی آمریکا با ایران در نهادهای مالی بینالمللی، معاونت مرکز مطالعات خاور نزدیک واشنگتن و عضویت در لابیهای صهیونیستی به چشم میخورد، پس از اظهارات دکتر احمدینژاد در حاشیه نشست فوقالعاده سران کشورهای اسلامی در عربستان درباره ماهیت نامشروع رژیم صهیونیستی و دروغ بزرگی به نام هولوکاست، گفت: «مهمترین ویژگی احمدینژاد در طول چند ماهی که به قدرت رسیده، تابوشکنیهای اوست. او جریان سیاست خارجی ایران را متغیر نموده است. در حالی که دولتهای پس از جنگ، از شعارهای انقلابی دست کشیده و نگاه عملگرایانهای به روابط میان دولتها داشتند، احمدینژاد در همین مدت کوتاه نشان داده است که به استراتژی دوران انقلاب و جنگ بازگشته است. او مخاطب خود را مردم مسلمان منطقه و حتی جهان اسلام قرار داده است.
او با زیرکی هر چه تمامتر خاکریزیهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران را به میان مردم کشورهای منطقه برده است و به جای سرمایهگذاری بر روی حاکمان منطقه، مخاطب خود را مردم فلسطین، عراق، لبنان و حتی مصر و عربستان و دیگر کشورهای عربی قرار داده است.»
متعاقب اظهارات کلاوسون، روزنامه آلمانی «اشپیگل» با درج گزارشی تحلیلی درباره دستاوردهای دولت احمدینژاد در عرصه سیاست خارجی نوشت: «در اوایل پیروزی احمدینژاد و به قدرت رسیدن وی، غرب گمان میکرد که او هیچ درک و شناختی نسبت به روابط حاکم بر مناسبات بینالمللی ندارد اما مواضع اخیر وی نشان میدهد که او نه تنها به اعماق این روابط آگاهی دارد بلکه تدابیری برای در هم شکستن این مناسبات اتخاذ کرده است.» و بالاخره بوش در واکنش به پیشنهادهای اخیر دکتر احمدینژاد درباره تحقیق پیرامون هولوکاست و بررسی موارد نقض حقوق بشر تحت ناظرین امین بینالملل گفت: «احمدینژاد آدم عجیبی است. حرکتهای او را به هیچوجه نمیتوان پیش بینی کرد.»
* حرکت برخلاف جریان آب
پس از آنکه دکتر احمدینژاد در کوران مبارزات انتخاباتی در جمع پرشور مردم قم در مسجد امام حسن عسکری(ع) حاضر شد و به تبیین وظایف دولت اسلامی و تشریح مراحل انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی، جهان اسلام و تمدن اسلامی پرداخت، یکی از روزنامههای وابسته به یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، با درج یادداشتی در صفحه اول خود نوشت: «احمدینژاد مرد خطرناکی است. به قدرت رسیدن او یعنی تاراج تمام دستاوردهای به دست آمده در طول 16 سال گذشته، شعارهای او باعث انزوای بینالمللی ایران خواهد شد. تردید نداشته باشید که امثال احمدینژاد ایران را درگیر جنگهای خانمانسوز خواهند نمود. در جهانی که همه از همزیستی مسالمتآمیز و جهان شدن و پذیرش نظم نوین بینالمللی سخن میگویند نمیتوان برخلاف جریان آب شنا کرد.»
اگر مروری بر سر مقالهها، یادداشتها و گزارشهای برخی روزنامهها منتشره در خرداد سال جاری و حتی ماههای تیر، مرداد و شهریور که دوران تشکیل کابینه و پس از آن میباشد، داشته باشیم، پیدا کردن مطالبی از جنس آنچه که به عنوان نمونهای از خروار یادآور شدیم، کاری دشوار نخواهد بود و چه بسیار قلمفرساییهایی که نقطه مشترک تمامی آنها القای ترس و نگرانی از طرح شعارهای اصولگرایانه در عرصه روابط خارجی و مناسبات دیپلماتیک بود و این سناریوی موذیانه همچنان در حال اجرا و پیگیری است که به این مناسبات، گذری بر دستاوردهای دولت نهم در بازیابی اقتدار نظام اسلامی در روابط حاکم بر نظام بینالملل خواهیم داشت.
* مذاکرات هستهای، ابتکارات جدید و تاکتیکهای هدفمند
دولت نهم فعالیت خود را با رفع تعلیق از کارخانه یو.سی.اف اصفهان آغاز کرد و این یعنی شکستن تعلیقی یکساله که منجر به قطع تمامی مذاکرات ایران و اروپا و تشکیل جلسه اضطراری آژانس بینالمللی شورای حکام گردید.
در واکنش به این تحولات، رئیسجمهور کشورمان اعلام کرد: «آغاز به کار یو.سی.اف اصفهان، عزمی ملی است و تصمیمی غیرقابل بازگشت، ما آماده مذاکره بدون پیش شرط هستیم و با آژانس در چارچوب قوانین آژانس و نه فراتر از آن همکاری مینماییم.» و سپس دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی در اولین نشست مطبوعاتی خود تصریح کرد: «هیچ دولتی مجاز به محروم کردن ملتش از حق توسعه فناوری هستهای نیست. ما گروگان بازی بسته سوخت هستهای نمیشویم. اروپا باید از موضع فشار و تهدید عقبنشینی نماید. شورای امنیت خط قرمز ما نیست. پایمردی بر حقوق ملت، هزینههایی دارد که این هزینهها را با جان و دل پرداخته خواهیم کرد.» همچنین مسئول جدید تیم مذاکرهکننده هستهای در آستانه اجلاس سپتامبر و در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «اگر رفتار ما در اثر فشار غرب تغییر کند، یقینا به دولت ضعیف تبدیل خواهیم شد» دستور کار مذاکراتی آتی ما با اروپا بر مبنای بازی برد – برد طراحی شده است. برد ما بهرهمندی کامل از چرخه سوخت و برد اروپا گسترش روابط با قدرت برتر منطقه خاورمیانه خواهد بود.»
بلافاصله پس از اعلام این مواضع قاطعانه و صریح از سوی دولتمردان جدید جمهوری اسلامی ایران بود که روزنامه نیویورک تایمز با درج تحلیلی با عنوان «وضعیت برزخی» نوشت: «ما در دوره گذشته، شاهد حضور عناصری در دستگاه دیپلماسی و تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران بودیم که به همنشینی و همزیستی با دنیای غرب میاندیشیدند اما امروزه افرادی با رای ملت جایگزین آنها شدهاند که معتقدند ایران باید هژمون منطقهای و هماوردی استراتژیک با ایالات متحده آمریکا شود»
پس از صدور قطعنامه شدیداللحن شورای حکام در سپتامبر که به اعتقاد اکثر قریب به اتفاق کارشناسان، در آن مکانیزم مخفی ماشه گنجانیده شده و به نوعی بررسی پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع داده شده بود که این امر کام بزدلان داخلی را تاحدودی شیرین نموده بود و آنان با لفظ قلم، از موضعی حتی فراتر از نگاههای عاقل اندر سفیه، راهبردهای رنگارنگ برای خروج از این بنبست ارائه میکردند، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی با شجاعت هر چه تمامتر در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی حاضر شد و به صراحت رویکرد جدید ایران را در مذاکرات و تعاملات هستهای چنین بیان کرد:
الف) به اصل مذاکره به عنوان یک ابزار و روش اعتقاد داریم اما بر سر حقوق و منافع ملی کشورمان مذاکره نخواهیم کرد. مذاکره باید صریح، شفاف و هدفمند باشد. بنابراین مذاکره برای تداوم مذاکره، از ارزش و اعتباری در نزد جمهوری اسلامی ایران برخوردار نمیباشد. مذاکره باید بدون پیش شرط و منطبق بر خواست دو طرف مذاکره کننده باشد. مذاکره تحت فشار و تهدید و ارعاب مشروعیتی ندارد. طرف مذاکره ایران تنها اروپا نیست. افزایش طرفهای مذاکرهکننده در دستور کار جدی ایران خواهد بود. ماهیت و موضوع مذاکرات صرفا هستهای است و اجازه ورود حاشیههای پررنگتر از متن همچون حقوق بشر را به دستور کار جلسات نخواهیم داد. مذاکره تنها دالانی برای عبور از بحران و دستیابی به تولید کامل چرخه سوخت هستهای است.
ب) رابطه ایران با کشورهای دنیا براساس تعامل خواهد بود نه تقابل. غرب با هر زبانی سخن بگوید با همان زبان با او سخن خواهیم گفت. پاسخ زبان زور، زور خواهد بود و پاسخ زبان سیاسی، سیاسی و زبان فنی و حقوقی هم فنی و حقوقی خواهد بود.
غرب باید نگرانیهای مشروع ایران را برطرف نماید. دیگر اجازه بازی در زمین ایران را نخواهیم داد. در رویکرد جدید، اگرچه جمهوری اسلامی ایران از سیاست تنشزدایی و تهدیدزدایی غافل نمیباشد اما این به معنای تکیه صرف بر مبانی اخلاقی و قانعسازی طرف مقابل به هر قیمت ممکن نخواهد بود.
ج) میزان مشروعیت و پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مقررات و معاهدات بینالمللی به همان اندازهای است که غرب به آن پایبند است. تعهدات کشورمان به آژانس، تنها در چارچوب ابزارهای سهگانه حقوقی شامل ان.پی.تی، اساسنامه آژانس و توافقات پادمانی خواهد بود به شرط آنکه مطالبات آژانس از ایران در چارچوب همین مقررات بوده و آنان نیز پایبندی خود را به این معاهدات اثبات نمایند.
ارائه این ادبیات و رویکرد جدیدی که تیم مذاکرهکننده ایرانی در مذاکره و تعامل با دنیای غرب در پیش گرفته بود خصوصا پس از هجمه سنگین غرب و مانورهایی که درباره قطعنامه سپتامبر شورای احکام انجام میگرفت، موجبات بحث و حیرت بسیاری از ناظران بینالمللی را فراهم آورده بود. پایمردی و ثبات قدم دولت نهم بر مواضع ارائه شده همراه با سرمایهگذاری بر روی اقناع داخلی و تقویت اراده ملی به گونهای نتیجه بخش گردید که اجلاس نوامبر آژانس تنها به صدور بیانیهای اکتفا کرد و سپس اروپا از موضعی ذلتبار، پیشنهاد آغاز مذاکره با ایران را ارائه نمود. از سوی دیگر، طرح روسیه جهت مشارکت در تولید چرخه سوخت تحویل مقامات کشورمان گردید تا در صورت موافقت، این کشور بتواند در راستای پیشنهاد دکتر احمدینژاد در سازمان ملل، سهمی از مشارکت را در طرحهای هستهای جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.
* تنظیم مناسبات اقتصادی براساس طرح روابط سیاسی
در نخستین دیدار اعضای هیات دولت با مقام معظم رهبری، ایشان توصیههایی را به حاضران فرمودند که یکی از آن موارد، مطالبه بر زمین ماندهای بود که در دو دولت گذشته اهتمام شایسته و بایستهای برای آن صورت نگرفته بود و آن تنظیم مناسبات اقتصادی با دیگر کشورها بر مبنای سطح روابط سیاسی بود. معظمله در این باره فرمودند: «در زمان وزارت آقای ولایتی و خرازی، بارها مسئولان سیاسی کشور گلایه میکردند که دستگاههای بازرگانی و اقتصادی به صورت مستقل با کشورهای خارجی روابط فیمابین برقرار مینمایند بدون آنکه سطح روابط سیاسی را در برقراری مناسبات اقتصادی لحاظ نمایند. انشاءالله در دولت جدید، رابطه اقتصادی با هر کشوری بر مبنای نوع برخورد سیاسی آن کشور در مجامع بینالمللی با جمهوری اسلامی ایران تنظیم شود.»
پس از میدانداری نماینده انگلیس در اجلاس سپتامبر آژانس بینالمللی انرژی اتمی که منجر به تهیه و تصویب قطعنامهای شدیداللحن علیه فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران گردید، بلافاصله مسئولان دیپلماسی کشورمان اعلام کردند: «سطح مناسبات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک میان ایران و انگلیس به پایینترین سطح ممکن خواهد رسید.» بلافاصله پس از اعلام، کمیتهای متشکل از وزرای امور خارجه، اقتصاد و دارایی، صنایع و معادن، اطلاعات، نفت و رؤسای بانک مرکزی و گمرک کشور، اقدام به بررسی قراردادهای اقتصادی با کشور انگلیس نمود و سپس در اقدامی عزتمندانه، وزارتخانههای طرف قرارداد با شرکت انگلیسی موظف گردید کالاهای خود را از دیگر کشورها تأمین نمایند.
متعاقب این تصمیمگیری، نماینده دولت انگلیس در اتحادیه اروپا، با سراسیمگی خواستار نشست اضطراری این اتحادیه جهت بررسی موضع جدید ایران شد و سران این اتحادیه هم از موضع منفعلانه، خواستار عدم دخالت مسایل سیاسی در روابط اقتصادی شدند. از سوی دیگر، مطبوعات آلمان، ایتالیا و فرانسه با درج یادداشتهایی هشدارآمیز، به دولتمردان این کشورها متذکر حساب خود را از دولت انگلیس جدا نمایند. بحران اقتصادی اروپا اجازه نمیدهد به خاطر رفتار نخوتآمیز انگلیس، بازار 70 میلیونی ایران به تسخیر کشورهایی همچون چین، روسیه و ژاپن درآید.
تنهایی و انزوای انگلیس در اتحادیه اروپا باعث گردید این کشور رفتار گذشته خود در اجلاس سپتامبر را در نشست نوامبر تصحیح نماید. نشستی که علیرغم تمامی پیشبینیها، تنها با صدور بیانیهای ملایم از جمهوری اسلامی ایران تقاضا میکرد همکاریهای گذشته خود را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی تداوم بخشد.
* گفتمان جدید احمدینژاد
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع فلسطین و صلح خاورمیانه از ابزارهای فشار غرب بر جمهوری اسلامی ایران بوده است و طی این مدت در قالب گفتگوهای انتقادی، سازنده و همچنین تصویب قطعنامههای متعدد در سازمان ملل و شورای امنیت، خواستار به رسمیت شناخته شدن رژیم جعلی صهیونیستی توسط جمهوری اسلامی ایران بودند. اما در سوم آبان ماه، سخنان دکتر احمدینژاد در همایش «جهان بدون صهیونیسم» شوکی سنگین بر پیکره غرب وارد آورد. آنجا که رئیسجمهور به صراحت اعلام کرد: «مسأله فلسطین هنوز تمام نشده و تا زمانی که رژیم نامشروع صهیونیستی حتی در گوشهای از خاک این سرزمین وجود داشته باشد، باید به مبارزه ادامه داد و تا زمانی که حکومت منتخب همه مردم فلسطین با برگزاری انتخاباتی آزاد در فلسطین حاکم شود، مبارزات ملت مظلوم فلسطین هم ادامه خواهد داشت.» و سپس در دومین گام، دکتر احمدینژاد که برای شرکت در نشست فوقالعاده سران کشورهای اسلامی به عربستان سفر کرده بود، در گفتگویی خبری دومین شوک را به سلسله اعصاب دیپلماسی اروپا، آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرد. این بار رئیسجمهور کشورمان با بیان یک استدلال منطقی دنیای غرب را به چالش جدی فراخواند و گفت: «امروز این سؤال اساسی مطرح است کسانی که در فلسطین به عنوان حکومت اشغالگر حاکم هستند، از کجا آمدهاند؟ متولد کجایند؟ و پدران آنها کجا زندگی میکردند؟ آنها هیچ ریشهای در فلسطین ندارند اما سرنوشت فلسطین را به دست گرفته و بومیان آن را آواره کردهاند. مگر حق تأمین سرنوشت جزو اصول منشور سازمان ملل متحد نیست؟ چرا وقتی به ملت فلسطین میرسد این حق را سلب میکنند؟ برخی کشورهای اروپایی اصرار دارند بگویند که هیتلر میلیونها یهودی مظلوم را در کورههای آدمسوزی سوزاند و آنقدر روی این مسأله اصرار دارند که هر کسی که خلاف آن را ثابت کند، او را محکوم کرده و به زندان میاندازند. اگرچه ما این ادعا را قبول نداریم، اما اگر فرض کنیم که درست است، سؤال ما از اروپاییها این است که آیا کشتار یهودیان مظلوم توسط هیتلر دلیل حمایت آنها از رژیم اشغالگر قدس است؟ اگر اروپاییها راست میگویند در خود اروپا مثلا در آلمان، اتریش و یا کشورهای دیگر چند ایالات خود را به صهیونیستها بدهند و صهیونیستها حکومت خود را در اروپا ایجاد کنند. شما قطعهای از اروپا را تقدیم کنید، ما هم از آن حمایت میکنیم و هیچ شعاری علیه دولت آنها نخواهیم داد.»
پس از این اظهارات بود که موجی از شادی و حمایتهای مردمی، کشورهای منطقه را فراگرفت و در کشورهایی همچون مصر، سوریه، لبنان، عراق، پاکستان و چند کشور دیگر منطقه، تجمعهایی حمایتآمیز با شعار «مرحبا بمحمود شجاع» برپا گردید. و رسانههای غربی هم با اشاره به آنکه احمدینژاد تلاش 61 ساله غرب را برای تثبیت موجودیت رژیم صهیونیستی به چالش کشیده، عنوان کردند احمدینژاد خطوط قرمز غرب را در هم شکسته و گفتمانی را بر زبان میآورد که به نوعی شکوفایی و سرباز کردن مفاهیم انقلاب اسلامی است. به همین جهت، «ریچارد هالبروک» مشاور جان کری، در مصاحبه با کانال ان.تی.وی به صراحت اعلام کرد: «مهمترین مشکل آمریکا، رئیسجمهوری جدید ایران و گفتمانی است که او دنبال مینماید.»
گفتمان جدید احمدینژاد همچنین ثابت کرد که غرب در مواجهه با پدیدههایی مانند «آزادی»، «حقوق بشر» و «دمکراسی» همواره گزینشی عمل مینماید و رئیسجمهوری که میخواهد با استفاده از حق آزادی بیان، سخنی با غرب بگوید، مورد شدیدترین حملات و اتهامات قرار میگیرد اما نویسنده ملعونی که به عقاید 5/1 میلیارد مسلمان اهانت مینماید، در این قاره مورد تشویق و حمایت قرار میگیرد.
* دیپلماسی تهاجمی
پس از کسب رای اعتماد وزیر امور خارجه دولت نهم از مجلس شورای اسلامی، منوچهر متکی در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: در دوره جدید، دیپلماسی تهاجمی مبنای عمل ما خواهد بود. ما نمیخواهیم همواره متهم باشیم. ما جای مدعی و متهم را عوض خواهیم کرد.
بر این اساس، وزیر امور خارجه طی نامهای به دبیر کل سازمان ملل، از وی خواست که نقض حقوق بشر از سوی ایالات متحده را به عنوان یک موضوع نگران کننده و شایان بررسی، در دستور کار اجلاس آتی سازمان ملل قرار دهد. متکی در نامه خود متذکر گردید که شکنجه، ترور، خشونت، جنگ غیرقانونی و اشغالگری اتهاماتی است که از سوی آمریکا و به بهانه مبارزه با تروریسم صورت میپذیرد.
متعاقب این اظهارات، دکتر احمدینژاد در مصاحبهای تلویزیونی، طرح حقوق بشر خود را ارائه کرد. برمبنای این طرح، رئیسجمهور کشورمان از تمامی مجامع و سازمانهای بینالمللی درخواست نمود تا با تشکیل هیاتهایی بینالمللی بر موضوع نقض حقوق بشر در کشورها نظارت به عمل آورند. در این راستا جمهوری اسلامی ایران آمادگی کامل دارد با پذیرش این گروهها، آنان از وضعیت زندانها، مراکز نگهداری سالمندان، آسایشگاهها و وضعیت اجتماعی زنان و آزادیهای مدنی شهروندان ایرانی گزارشی تهیه نماید. همچنین این ناظران بینالمللی گزارشی نیز از وضعیت حقوق بشر و رفتارهای غرب با مهاجران، رنگین پوستها، زنان و کودکان، سالمندان، ساکنان جهان سوم و… تهیه و در برنامهای زنده و تلویزیونی، اندیشمندان و صاحبنظران حقوقی و فرهنگی به تحلیل رفتار جمهوری اسلامی ایران و همچنین غرب به ویژه آمریکا در برخورد با شهروندان خود بپردازند.
این پیشنهاد رئیسجمهور اسلامی ایران با هیچ پاسخ صریح و شفافی از سوی غرب همراه نبوده و آنان چارهای جز سکوت و عبور از کنار آن نداشتهاند چرا که به نوشته روزنامه آلمانی اشپیگل، غرب در این باره هر چه بیشتر سخن بگوید، سوتیهای بیشتری خواهد داد.
از دیگر اقدامات شایسته دستگاه دیپلماسی کشور، احضار سفیر انگلیس به وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در ماه گذشته بود که برمبنای آن، به سفیر انگلیس از آنجا که این کشور ریاست دورهای اتحادیه اروپا را بر عهده داشت، مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران نسبت به نقض گسترده حقوق بشر خصوصا مسلمانان در این قاره اعلام گردید.
* بازی با غرب با مهره شرق
«نگاه به شرق» از ظرفیتهای جدیدی بود که دولت نهم به بازخوانی هویت آن پرداخت. بازی با غرب به مهره شرق از ابتکارات موفقی بود که در زمینههای سیاسی و اقتصادی، نتایج درخور توجهی را برای دستگاه دیپلماسی کشور به همراه داشته است. استراتژی موفقی که در دورههای گذشته، مورد غفلت و بیمهری تصمیمگیران و مجریان سیاست خارجی قرار گرفته بود.
* طرح شفاف و اعتمادساز
طرح ابتکاری رئیسجمهور در سازمان ملل مبنی بر مشارکت شرکتها و دولتهای خارجی در تولید چرخه سوخت هستهای از دیگر دستاوردهای دولت نهم در عرصه روابط خارجی است. این طرح به بهانهجوییهای غرب مبنی بر عدم شفافیت فعالیتهای هستهای ایران و همچنین لزوم اعتمادسازی با هدف اثبات عدم انحراف فعالیتهای ایران از مسیر صلحآمیز پایان داد. در ابتکار ارائه شده توسط دکتر احمدینژاد، تمامی دولتها و شرکتهای خارجی میتوانند در طرحهای هستهای ایران سرمایهگذاری نموده و در سود آن سهیم شوند. این طرح تاکنون با استقبال دولتهایی همچون روسیه، چک، چین، کرهجنوبی، آفریقای جنوبی و… مواجه گریده است. طرحی که ضمن مشروعیت بخشیدن به فعالیتهای هستهای ایران، شفافیت و اعتمادسازی لازم را به همراه دارد.
* ورود به حیاط خلوت آمریکا
در هفته گذشته، دکتر احمدینژاد با روسای جمهور سه کشور ونزوئلا، بولیوی و کوبا گفتگویی تلفنی داشت. وی در این گفتگوها خواستار ارتباط نزدیکتر جمهوری اسلامی ایران با کشورهای آمریکای لاتین و مشارکت کشورمان در طرحهای اقتصادی و عمرانی این سه کشور گردید.
پس از مخابره این تماس تلفنی، روزنامه نیویورک تایمز با درج تحلیلی نوشت: ایران به حیاط خلوت آمریکا وارد شده است. گفتگوی احمدینژاد با فیدل کاسترو، هوگو چاوز و مورالس، به معنای گذار ایران از موقعیتی منطقهای به وضعیتی فرامنطقهای است. اگر ایران فرصت بازسازی پیدا کند، هماوردی مقتدر برای ایالات متحده آمریکا خواهد بود.
* احمدینژاد را نباید دست کم گرفت
در تحلیل رفتار جدید جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی، باید به این نکته کلیدی توجه داشت که دستگاه دیپلماسی کشور، تنشزدایی را با تاکتیک تهاجمی اتخاذ نموده است. مسئولان جدید سیاست خارجی معتقدند روند کنونی تحولات جهانی به نفع جمهوری اسلامی ایران در حال رقم خوردن است و در بسیاری از عرصهها، صدای جمهوری اسلامی ایران بلندتر از دنیای غرب خواهد بود. در مذاکرات اخیر هستهای، این غرب بوده است که به التماس خواستار شنیده شدن حرفهایش توسط جمهوری اسلامی ایران بوده است. پیشنهاد تشکیل بورس نفت توسط ایران که برمبنای آن معاملات توسط یورو انجام شود، زلزلهای سیاسی و اقتصادی در آمریکا به راه انداخت به گونهای که رئیس خزانهداری این کشور اعلام کرد امروزه ایران هستهای خطری برای ایالت متحده محسوب نمیشود، خطر اصلی طرحهای شالودهشکن جمهوری اسلامی ایران است. پیشنهاد تشکیل بورس نفت و تبدیل ذخایر ارزی کشورها به یورو، به معنای دستاندازی ایران به رگ حیات آمریکاست.» شاید از این روی بود که خاویرسولانا رئیس اتحادیه اروپا در پیام تبریک خود به احمدینژاد یادآور میشود: «امیدوارم انتخاب شما هیچ تغییری در سیاست خارجی ایران به وجود نیاورده باشد، همانگونه که اروپا هیچ دلیلی برای تغییر سیاست خود در قبال ایران نمیبیند.
به نظر میآید، یکی از دقیقترین تحلیلها درباره پیامدهای انتخاب احمدینژاد برای غرب را هنری کیسینجر با درج مقالهای در روزنامه ایتالیایی «استامپا» با عنوان «بار دیگر اعلام میکنم خطر واقعی ایران است» ارایه کرد. آنجا که نوشت: ایران مثل یک استخر است که افتادن سنگی کوچک در وسط آن، امواجی را به اطراف خود منتقل میکند. حال اگر بجای این سنگ، وزنهای چند تنی باشد امواج آن سراسر کشورهای منطقه خاورمیانه را در برخواهد گرفت. میزان حضور و نتیجه انتخابات ایرانی را باید آغازی بر یک پایان دانست، پایانی بر طرح خاورمیانه بزرگ.»
و در پایان و برای حسن ختام برای ملت ایران و تلخکامی برای دنیای غرب، بار دیگر توصیههای «گری سیک»، رئیس اسبق سازمان جاسوسی آمریکا و مشاور سابق امنیت ملی این کشور را که یک هفته پس از انتخاب دکتر احمدینژاد، خطاب به مقامات کاخ سفید بیان کرده را با هم مرور مینماییم: «چرا میخواهید حمایت قاطع مردم ایران از شعارهای احمدینژاد را با رنگ و لعاب تقلب و تخلف در انتخابات از بین ببرید. چرا به او لقب رئیسجمهور خوش شنانس میدهید. دشمنیهای کور راه به جایی نمیبرد. احمدینژاد را نباید دست کم گرفت.
از صریح و ساده و صمیمی و در یک کلام مردمی است. او را جدی بگیرید که آینده ایران و جهان آبستن حوادث فراوان است.»