بصیرت: بر اساس اخبار منتشره در برخى خبرگزارى ها، امریکا درصدد است بار دیگر نمایندگان ۱+5 را در پاریس دور هم جمع کند تا به بررسى آخرین وضعیت هسته اى ایران بپردازند. انتشار این خبر و برگزارى نشست احتمالى امروز نمایندگان ۱+5 در پاریس درحالى است که پس از تصویب قطعنامه ۱۸۳۵ شوراى امنیت سازمان ملل متحد و از آنجا که این قطعنامه حاوى هیچ نکته جدیدى نبود، کوشنر وزیر خارجه فرانسه اعلام داشت ۱+5 پس از برگزارى انتخابات ریاست جمهورى امریکا در شرم الشیخ نشستى را برگزار خواهند کرد. نشست شرم الشیخ برگزار شد، اما نه با حضور وزیران خارجه ۱+5 بلکه با حضور رایس و کوشنر وزراى خارجه امریکا و فرانسه از ۱+5 باهمتایان عرب خود از کشورهاى مصر، اردن، مراکش، بحرین و امارات. در نشست شرم الشیخ هرچند بحث هسته اى ایران مطرح شد، اما کشورهاى عربى شرکت کننده تلاش کردند توجه رایس و کوشنر را بیشتر به افزایش حوزه نفوذ ایران در خاورمیانه معطوف سازند. بدین ترتیب برخلاف اعلام قبلى وزیر خارجه فرانسه نشست ۱+5 در شرم الشیخ برگزار نشد، که علت آن را احتمالاً در عدم همراهى وزیران خارجه روسیه، چین و آلمان با واشنگتن و پاریس باید جست و جو کرد، اما در مقطع کنونى که خاویر سولانا به نامه دبیر شوراى عالى امنیت ملى ایران پاسخ داده و صراحتاً اعلام کرده است سؤالات ایران قابل درک است. گفت و گوها را ادامه مى دهیم، به نظر مى رسد تصمیم به برگزارى احتمالى نشست نمایندگان ۱+5 از چند زاویه قابل تأمل است:نخستین بحث به تلاش هاى بوش در واپسین روزهاى حضور در کاخ سفید و سپردن سکان هدایت امریکا به دموکرات ها باز مى گردد. دولت بوش در جریان تمرکز بر روى بحث هسته اى ایران و ارجاع آن به شوراى امنیت تصور مى کرد در مدتى کوتاه موضوع هسته اى ایران را مدیریت کرده و به نتایج دلخواه خواهد رسید، اما برخلاف تصور بوش ارجاع بحث هسته اى ایران به شوراى امنیت نه تنها مدیریت این موضوع را پیچیده تر کرد که ایران نیز به فعالیت هسته اى صلح آمیز خود تحت نظارت آژانس ادامه داد تا جایى که با وجود صدور قطعنامه هاى ،۱۶۹۶ ،۱۷۳۷ ،۱۷۴۷ ۱۸۰۳ و ۱۸۳۵ نه تنها آژانس بر اساس طرح مدالیته اعلام داشت که یافته هاى آژانس با داده هاى ایران مطابقت دارد که حتى ۱۶ نهاد اطلاعاتى امریکا نیز براى برون رفت آبرومندانه بوش از دیپلماسى ناکام هسته اى اش در قبال ایران مجبور شدند اعلام نمایند فعالیت هسته اى ایران از سال ۲۰۰۳ به بعد سمت و سوى نظامى نداشته است. فرسایشى شدن چگونگى مدیریت بحث هسته اى ایران تا آنجا پیش رفت که امریکا در چرخشى آشکار از مواضع قبلى خود یعنى حضور در مذاکرات با پیش شرط تعلیق ایران دست کشید و با اعزام ویلیام برنز به مذاکرات ژنو در اواخر تیرماه بر مذاکرات بدون پیش شرط جامه عمل پوشاند. البته با توجه به مصمم بودن ایران در مواضع هسته اى خود، امریکا که تغییر تاکتیک خود را شکست خورده یافت، دست به جنجال آفرینى زد و حتى از طرح اولتیماتوم به ایران سخن به میان آورد اما همه این ترفندها بى نتیجه ماند و بى نتیجه تر از آن تصویب قطعنامه ۱۸۳۵ بود که بیشتر به بیانیه شباهت داشت تا قطعنامه. بدین ترتیب به نظر مى رسد دولت بوش در آخرین حرکت براى مدیریت بحث هسته اى ایران بار دیگر درصدد است از طریق رایزنى با ۱+5 چنین اعلام نماید که تا دقیقه ۹۰ به سیاست خود عمل کرده و پیگیر بحث هسته اى ایران بوده است. نکته دوم استفاده از فشار سیاسى دیپلماتیک براى تأثیرگذارى بر مذاکرات احتمالى آینده بین جلیلى و سولاناست. با توجه به اعلام آمادگى سولانا براى آغاز دور جدید گفت وگوها به نظر مى رسد امریکا در حرکتى پیش دستانه مى کوشد محورهاى این مذاکرات را پیشاپیش تعیین نماید و همچنان بر موضوع تاریخ مصرف گذشته تعلیق تأکید نماید. سومین بحث القاى این نکته است که برخلاف خبرهاى منتشرشده مبنى بر وجود شکاف بین ۱+5 و تبدیل شدن آن به ۳+3، اعضاى ۱+5 همچنان متحد بوده و نسبت به چگونگى برخورد با ایران اتفاق نظر دارند که البته با توجه به نشست شرم الشیخ و مواضع روسیه، چین و آلمان به نظر مى رسد حتى در صورت دور هم جمع شدن نمایندگان ۱+5 در پاریس اختلافات بین این سه کشور با امریکا، فرانسه و انگلیس در خصوص راه هاى به تمکین واداشتن ایران جدى است.و نکته چهارم این که آتش تهیه امریکا براى برگزارى نشست ۱+5 از مدت ها قبل با برجسته سازى موضوعاتى نظیر بحث مطالعات ادعایى، سخنان البرادعى در نشست سالانه مجمع عمومى در خصوص ضرورت همکارى بیشتر ایران با آژانس، نخستین مصاحبه اوباما پس از برگزیده شدن به عنوان رئیس جمهور امریکا و همچنین ادعاى آسوشیتدپرس در گزارش سه صفحه اى مبنى بر دستیابى به اسنادى دال بر غنى سازى حدود ۹۰ درصدى ایران از طریق آزمایش پسماندهاى سوخت هسته اى آماده شده است اما نکته مهمتر این که تمامى این راه ها بارها در سال هاى اخیر آزمایش شده و ناکارآمدى خود را به اثبات رسانده اند بنابراین مدیریت بحث هسته اى ایران در صورتى معطوف به نتیجه است که طرف هاى غربى به حقوق هسته اى ایران که در مسیر غیرقابل بازگشت قرار گرفته احترام بگذارند و بر راهکارهاى دیپلماتیک و عادى شدن پرونده هسته اى ایران تأکید نمایند تا راه پراشتباه و تکرارى توسل بر اهرم هاى فشار غیردیپلماتیک و امنیتى نگاه داشتن فعالیت هسته اى صلح آمیز ایران.