جبهه مخالف آمریکا قائل به آن است که طرحهای صلح آمریکا تنها متضمن تامین منافع رژیم صهیونیستی است و گرهی از کار فرو بسته فلسطینیها را نمیگشاید. واقعیتهای موجود نیز حاکی از آن است که روند صلح که از کنفرانس مادرید در سال 1991 و نشست اسلو در سال 1993 آغاز شد، اکنون در حال احتضار و بلکه مرده است.
سیاستهای جانبدارانه آمریکا از یک سو و طفره رفتن رژیم صهیونیستی از تعهدات مربوط به سازش از سوی دیگر، تا حدی است که محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان نسبت به کنفرانس آتی پاییز نگران است. عباس معتقد است نشست کنفرانس صلح پاییز دارای ابهامات زیادی است و هنوز معلوم نیست چه کسانی در آن شرکت میکنند و محتوا و دستور کار آن به روشنی اعلام نشده است. وی در یک مصاحبه مطبوعاتی تصریح کرده است: اگر این کنفرانس راهحلی برای فلسطینیها در برنداشته باشد، شرکت در آن بیفایده است.
این در حالی است که محمود عباس از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان نماد سازش و اعتدال شناخته میشود و حتی حاضر شده است برای خشنودی واشنگتن و تلآویو به جنگ با رقیب خانگی خود، یعنی جنبش حماس روی آورد، اما معلوم میشود نشستهای مقدماتی وی با ایهود اولمرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی ـ که این روزها در جریان است ـ هیچ ثمرهای نداشته است وگرنه عباس نسبت به کنفرانس صلح پاییز اظهار نگرانی نمیکرد.
از سوی دیگر اولمرت طی مذاکرات خود با عباس گفته است معلوم نیست تا پیش از کنفرانس صلح پاییز درباره تشکیل دولت فلسطین به توافق برسیم. این سخن بدان معناست که رژیم صهیونیستی برای کنفرانس صلح طرح تازهای در دست ندارد و اساسا مایل به بحث درباره حقوق فلسطینیها و از جمله تشکیل دولت مستقل فلسطین نمیباشد.
بنابراین طبیعی است که رژیم صهیونیستی نسبت به تشکیل کنفرانس صلح پاییز خشنود نباشد، زیرا آن را حداقل به لحاظ تبلیغاتی، ابزار فشاری جهت انجام تعهدات مربوط به روند سازش میداند. از این روست که تلآویو با تجاوز به سوریه، آشکارا رویکرد ضد صلح خود را به رخ اعراب میکشد و همچنان بر مواضع توسعهطلبانه و باجگیرانه خود پافشاری میورزد.
البته رژیم صهیونیستی از پیشنهاد بوش استقبال کرده است، اما به چیزی فراتر از توافقات اولیه اسلو نمیاندیشد. به عبارت دیگر تلآویو به هیچوجه مایل به مذاکره درباره مسایل نهایی (مساله مرزها، بیتالمقدس، آوارگان، شهرکها و دولت مستقل فلسطین) نیست و ترجیح میدهد کنفرانس پاییز در حد تشریفات و نوعی مانور تبلیغاتی و گذران وقت منعقد شود.
این رویکرد در تصریحات سخنگوی دولت تلآویو نمود یافته است. میری ایستن گفته است: ما در مرحله کنونی آماده بحث درباره موضوعاتی چون مرزها و آوارگان و بیتالمقدس نیستیم. جالب آن است که پس از گذشت 14 سال از توافقات اسلو، هنوز رژیم صهیونیستی آماده بحث درباره مسایل نهایی نمیباشد!
از طرفی محمود عباس مایل به حضور سوریه و لبنان در کنفرانس صلح پاییز است، در حالی که دعوتی از این دو کشور صورت نگرفته است. همچنین عباس اصرار دارد عربستان در کنفرانس آتی صلح، حضور فعال داشته باشد و طرح صلح اعراب در دستور کار این نشست قرار گیرد. اما آمریکا و رژیم صهیونیستی تمایلی به این کار ندارند و این بدان معناست که عربستان برای حضور در کنفرانس صلح پاییز انگیزه کافی نخواهد داشت. به اعتقاد ناظران، غیبت عربستان و سوریه و لبنان از کنفرانس صلح خاورمیانه عملا این کنفرانس را با شکست مواجه خواهد ساخت.
اما واکنش آمریکا چه خواهد بود؟ قطعا شنیدن زمزمههای ناکامی کنفرانس پاییز، برای جرج بوش دشوار خواهد بود، زیرا بوش به دنبال شکستهای مکرر در منطقه، با پیشنهاد کنفرانس صلح پاییز درصدد اعاده اعتبار خود بوده و ناکامی کنفرانس پاییز، شکست دیگری را در پرونده او رقم خواهد زد. بوش مطابق معمول وزیر خارجه خود را به منطقه اعزام خواهد کرد تا برای کنفرانس پاییز زمینهسازی کند و دغدغههای رژیم صهیونیستی و حکومت خودگردان و اعراب را به نحوی بزداید. اما مشکل آن جاست که هدف اصلی کنفرانس صلح پاییز جبران شکستهای آمریکا و حمایت از دولت ورشکسته اولمرت میباشد. بنابراین کنفرانس آتی هر چند به نام فلسطینیها برگزار خواهد شد، اما دستاوردی برای آنان دربر نخواهد داشت.
تشکیلات خودگردان و اعراب سازشکار از همین حالا به این واقعیت پی بردهاند، با این حال بنابر عادت در کنفرانس پاییز شرکت خواهند کرد، کنفرانسی که ناکامی آن پیش از انعقاد آن هویدا شده است.