صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۹۰۵۰

احسان حسینی
با اینکه بوش در دو دوره ریاست جمهوری خود، اهتمام به مسئله فلسطین را از دستور خود خارج کرده و هرگونه اقدام و تصمیم اسرائیل را مشروع و قانونی تلقی می کرد، ولی با ارائه نقشه راه و وعده تشکیل دولت فلسطین در سال 2005 و تایید شارون در مشروعیت شهرکها و ضرورت تغییر در مرزهای 1967 و مخالفت با حق بازگشت آوارگان فلسطینی، وعده بالفور 2 را تکرار و به شارون هدیه کرد.
در سه سال گذشته نیز بوش و حکومت آمریکا ضمن حمایت نامحدود از اسرائیل، مردم و مناطق فلسطینی را تحت بیشترین فشار سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار داده و به موازات آن برای کسب موافقت کشورهای عربی در هدایایی که به شارون تقدیم کرده بود، تلاش کرده است.
شهرک سازی اسرائیل در کرانه باختری طی سالهای گذشته به بیش از دو برابر رسیده و یک تمرکز شهرک سازی در بیت المقدس، به موازات محروم کردن روستاهای فلسطینی از ورود و تماس با قدس با اجرای دیوار حائل به اجرا گذاشته شده است.از نشست آناپولیس تاکنون کشورهای عربی اقماری آمریکا به جای حمایت از حقوق مردم فلسطین، با سیاست های مجازات آمریکا علیه مردم فلسطین همراهی کرده اند و محاصره اقتصادی، غزه را به زندان بزرگ جهان مبدل ساخته است. به موازات اقدامات فوق یکسری نشست های نمایشی بین اولمرت و ابومازن برای دستیابی به طرح توافق صلح نهایی نیز به اجرا درآمده که نهایتا به یک یادداشت تفاهم در چهارچوبهای اولیه تنزل یافته و در آخرین روزهای حکومتی بوش، قصد بر این است که برای جلب رضایت صهیونیستها (جهت حمایت از کاندیدای جمهوریخواه)، مطالبات و خواسته های رژیم صهیونیستی در این طرح گنجانده شود. جالب است که اولمرت با فریبکاری مسئله 97 درصد کرانه باختری را برای دولت فلسطین مطرح کرده است. حال آنکه دیوار حائل و شهرکهای صهیونیست نشین و جاده های ارتباطی آنها و دره رود اردن که یک منطقه استراتژیک امنیتی برای اسرائیل تلقی شده از مساحت کرانه باختری حذف و عملا کمتر از 40 درصد این بخش از فلسطین اشغالی به ابومازن پیشنهاد شده است. توضیح اینکه همین مساحت در کرانه باختری نیز، اجزاء غیرپیوسته سرزمینی هستند که قابلیت تشکیل یک حکومت با سرزمین روشن را ندارند.
حتی اگر از این مسئله چشم پوشی کنیم که رژیم صهیونیستی قصد واگذاری این بخش از فلسطین را هم نداشته و با این بازی صلح به دنبال کسب وقت بیشتر برای گسترش شهرک سازی در قدس و کرانه باختری است، شروط دیگر امنیتی رژیم صهیونیستی که حاکمیت کامل از دولت فلسطین را سلب و مرزهای آن را در اختیار گرفته و حق هیچ گونه پیمان خارجی را بدان نمی دهد و یا حریم هوایی و دریایی برای این دولت قائل نیست و منابع آب آن در اختیار اسرائیل و در نهایت با حذف قدس و حق بازگشت آوارگان یک سراب را به طرف فلسطینی پیشنهاد کرده اند.
سفر رایس به منطقه در واقع تاکید بر همین طرح اولمرت و تکرار وعده های بالفور 2 توسط بوش می باشد که از طرف فلسطینی می خواهد بر روی مفاد آن با یکدیگر مذاکره کنند.
جالب این است که آمریکا و عربستان بنا به گزارشهای منتشر شده به سازوکاری اقتصادی جهت پرداخت غرامت به آوارگان فلسطینی در ازاء لغو حق بازگشت به سرزمین اصلی خود به توافق رسیده اند و در مورد تغییر مرزهای 1967 و جابجایی و تبادل اراضی شهرکهای صهیونیست نشین و اراضی موجود در نقب نیز با رهبران عربستان توافقاتی صورت گرفته و گفته می شود قرار است در یک نشست 5 جانبه با مشارکت مصر، عربستان، اردن، ابومازن و دعوت از سوریه، دست به تعدیل در طرح صلح عربی بزنند. اگر چه این رهبران عربی که به عاملی برای فرسایش آرمان فلسطین تبدیل شده و عملا در کنار و یا در خدمت اسرائیل قرار گرفته اند ولی امید مردم فلسطین به اقتدار گروه های جهادی فلسطین و رشد و تعالی خط مقاومت منطقه ای است که پروژه استعماری آمریکا : صهیونیسم را در 7 سال گذشته به شکست کشیده و با پیروزی درخشان سال 2006 توسط حزب الله به الگویی پیروزمند برای پایان بخشیدن به پروژه صهیونیسم تبدیل شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: