بصیرت/تحلیل هفته:بتدای ماه اسفند سال جاری پایان مهلت 60 روزه قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل در خصوص مسئله هسته ای ایران است. بازیگران مسئله هسته ای ایران هر یک تحرکات دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک گسترده ای را جهت متقاعد سازی یا فشار بر ایران راه انداخته اند. سفرهای متعدد مقامات اروپایی و روسیه و چین و برخی از کشورهای منطقه به تهران همه حاکی از جستجوی راه حلی در خصوص بن بست مسئله هسته ای ایران بوده است. به موازات فرایند دیپلماتیک شکل گرفته در روز های اخیر و تحرکات غیر دیپلماتیک آمریکا و برخی از حامیان آن در منطقه، جمهوری اسلامی ایران نیز بر اقدامات دیپلماتیک خود افزوده و هفته های اخیر شاهد رایزنی های متعدد مسئولین کشور با طرف های مؤثر در پرونده هسته ای ایران بوده ایم. سفر نماینده مقام معظم رهبری به مسکو و ارسال پیام آقای دکتر احمدی نژاد به پوتین و سفر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی ایران به اجلاس مونیخ، و دیدار متکی از فرانسه گوشه هایی از تحرکات دیپلماتیک ایران اسلامی به شمار می آید. در این راستا، این سوال مطرح است که چه رویکردهایی در خصوص حل مسئله هسته ای ایران در خارج و داخل کشورمان، در حال حاضر مطرح می باشد؟ بر اساس این رویکردها چه احتمالاتی در خصوص شرایط پس از مهلت 60 روزه متصور می باشد؟ رویکرد های خارجی در حال حاضر چهار رویکرد خارجی نسبت به مسئله هسته ای ایران مطرح است: 1- رویکرد عملیات روانی و تهدید نظامی؛ مثلث آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی رویکرد موصوف را بر عهده دارند. این بازیگران معتقدند که اقدامات همه جانبه فشار بر ایران به نحوی که ایرانی ها احساس کنند در لبه پرتگاه جنگ هستند، تنها راه حل مسئله هسته ای ایران است. این سیاست اخیراً در همایش یک روزه «ایران هسته ای» در رژیم صهیونیستی افشا شد. سخنرانانمدعو در این همایش به اتفاق گفتند که فشار های سیاسی، اقتصادی و تهدید نظامی ایران را در نهایت به عقب نشینی وادار خواهد کرد. بررسی اقدامات واشنگتن علیه ایران در ماه ها و هفته های اخیر بیانگر چنین اعتقادی در میان دولتمردان کاخ سفید می باشد. آمریکا در ماه های اخیر ضمن جلب نظر کشورها در صدور قطعنامه تحریم (هر چند ضعیف) تلاش کرد تا موانع قابل ملاحظه ای از معاملات پولی و مالی ایران در عرصه های بین المللی ایجاد نماید. همچنین با اعزام ناوهای جنگی خود به منطقه خلیج فارس و دستور برخورد با ایرانی ها در عراق و تسخیر کنسولگری ایران در این کشور و ربودن دیپلمات های ایرانی این حس را در جامعه بین المللی و تا حدودی در داخل کشور ایجاد کرد که آمریکا در حال آماده شدن برای یک حمله نظامی علیه ایران است. اگر چه برخی از تحلیل گران و شخصیت های سیاسی شرایط به وجود آمده را جدی گرفته و اعلام کردند که به زودی رویارویی بین آمریکا و ایران صورت خواهد گرفت لکن موقعیت آمریکا در سطوح داخلی ، منطقه ای و بین المللی و وضعیت ناپایدار رژیم صهیونیستی به گونه ای است که قادر به اقدام نظامی علیه کشوری که دارای توانمندیهای نظامی بالا، سه برابر جمعیت عراق و حاکمیت یکپارچه و موقعیت ژئوپلتیکی حساس است، نمی باشد. اجلاس مونیخ که اخیراً برگزار شد، نشان داد که راه حل نظامی نه تنها مورد حمایت هیچ کشوری نیست بلکه به شدت نسبت به چنین گزینه ای واکنش منفی نشان داده شد. 2- رویکرد تطبیق همزمان؛ این رویکرد بر تعلیق همزمان فعالیت های هسته ای ایران و تحریم های ناشی از قطعنامه 1737 تأکید دارد. طرح تعلیق همزمان ابتدا توسط البرادعی دبیر کل آژانس بین المللی انرژِی اتمی ارائه شد سپس مورد حمایت روسیه قرار گرفت و فرانسوی ها نیز طی بیانیه ای اعلام کردند که اگر ایران غنی سازی را متوقف کند، تحریم ها نیز متوقف خواهد شد. این طرح به هیچ وجه تأمین کننده حقوق ایران نیست. جمهوری اسلامی ایران پیش از صدور قطعنامه 1737نشان داد که هرگز تعلیق فعالیت های هسته ای را به عنوان پیش شرط مذاکرات با گروه 1+5 نمی پذیرد. به همین جهت حاضر شد که قطعنامه تحریمی 1737 صادر گردد لکن از مواضع اصولی و منطقی خود عقب نشینی نکند. بنابراین این رویکرد نه قادر به جلب اعتماد جمهوری اسلامی است و نه اساساً از محتوای راه حل معقولی برای مسئله هسته ای ایران برخوردار است. 3- رویکرد مذاکرات بدون پیش شرط؛ برخی از کشورها و شخصیت های سیاسی خارج از کشور معتقدند که برای حل مسئله ایران راهی جز مذاکرات بدون پیش شرط وجود ندارد. همه کشورهای منطقه و اعضای جنبش عدم تعهد و برخی از کشورهای اروپایی از چنین رویکرد دفاع می کنند. این رویکردی حتی در داخل آمریکا نیز دارای مدافعانی است. از جمله کسینجر، آلبرایت، ریچارد هاس و برژینسکی معتقدند که آمریکا باید بدون پیش شرط با ایران وارد مذاکره شود و ضمن حل مسئله هستهای ایران، چالش های خود در خاورمیانه را نیز حل نماید. آلبرایت و کسینجر طی نامه ای به بوش این مسئله را متذکر شدند. آلبرایت یادآور شد که «ما می توانیم با دولت ها بدون نگاه کردن به اقدامات گذشته آنها گفت و گو کنیم». جمهوری اسلامی ایران نیز معتقد است که برای گفت و گو آمادگی کامل دارد منتهی این مذاکرات باید بدون پیش شرط تعلیق فعالیت های هسته ای باشد. 4- رویکرد پذیرش ایران هسته ای؛ طرح پذیرش ایران هسته ای اگر چه قبلاً توسط برخی از کارشناسان غربی از جمله آمریکا مطرح شده است اما با سخنان ژاک شیراک رئیس جمهورفرانسه مبنی بر اینکه «حتی ایران اگر یک یا دو سلاح هسته ای در اختیار داشته باشد، باز هم تهدیدی برای جهان محسوب نمی شود، موقعیت جدیدی پیدا کرد. به همین جهت اکثر تحلیل گران رسانه ای غرب از موضعگیری شیراک به عنوان استراتژی جدید غرب در قبال ایران یاد کردند. به عنوان نمونه نیویورک تایمز نوشت: «سخنان رئیس جمهوری فرانسه درباره ایران سبب شکل گیری استراتژی جدیدی در جهان درباره ایران می شود. شیراک اولین رهبر غربی است که پذیرفتن ایران به عنوان یک قدرت هسته ای را به گزینه های دیگر از قبیل جنگ ترجیح می دهد.» نکته قابل توجه اینکه این رویکرد به موضع شیراک محدود باقی نماند و پس از وی معاون وزیر خارجه سابق فرانسه نیز موضع مشابهی را اتخاذ کرد. البته این نکته قابل ذکر است که جمهوری اسلامی ایران سلاح هسته ای را به هیچ وجه در استراتژی دفاعی خود قرار نداده است . با این حال غرب باید ایران هسته ای صلح آمیز را به رسمیت بشناسد. رویکرد فوق بیانگر این مسئله است که مقاومت جمهوری اسلامی ایران، غربی ها را متقاعد خواهد کرد که ایران را در باشگاه هسته ای صلح آمیز بپذیرند. 5- رویکرد چند وجهی؛ پس از اینکه طرح های مختلفی در هفته های اخیر درباره خروج از بن بست هسته ای ایران توسط بازیگران مختلف مطرح شد و همچنین رایزنی هایی که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با روسیه، آژانس و برخی از کشورهای اروپایی به ویژه خاویر سولانا داشتند، این رویکرد تقویت شد که احتمالاً میانگین طرح های مختلف مطروحه، مبنای جدیدی برای آغاز گفت و گو ها بین ایران و اروپایی ها گردد. گفته می شود که طرح موصوف، تلفیقی از طرح البرادعی و پیشنهاد روسیه با اندکی اصلاح و در چارچوب توافقات پیشین لاریجانی و سولانا می باشد. در همین ارتباط رسانه هایی از قول برخی از دیپلمات های غربی عنوان کردند که برخی کشورهای اروپایی طرح جدیدی را به منظور یافتن راهی برای پایان دادن به مسئله هستهای ایران ارائه داده اند. بر اساس این طرح، جمهوری اسلامی ایران نصب سانتریفیوژهای خود را در مقیاس پایلوت داشته باشد، منتهی هگزافلوراید برای تولید سوخت تزریق نکند. رویکرد های داخلی در حال حاضر دو رویکرد در مسئله هسته ای ایران وجود دارد. این رویکرد ها در شرایطی که فشارهای آمریکا بیشتر می شود از نمود بیشتری برخوردار می گردد. 1- رویکرد بازگشت به تفاهم نامه پاریس اکثر اعضای تیم سابق هسته ای ایران پس از مشاهده فشارهای آمریکا و به ویژه پس از تصویب قطعنامه 1737، طرح بازگشت به تفاهم نامه پاریس را مطرح ساختند. البته برخی از جریانات سیاسی از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب نیز از این طرح دفاع کردند. اگر چه طراحان رویکرد فوق دقیقاً مبانی طرح خود را آشکار نساختند اما به نظر می رسد آنها معتقدند که ایران باید پیش شرط آمریکا مبنی بر تعلیق فعالیت های هستهای را بپذیرد. ذکر این نکته ضروری است که تفاهم نامه پاریس اگر در ظاهر دارای مفاد قابل اعتنایی است، اما عملاً نشان داد که اروپایی ها آن چیزی را که در پیش نویس اولیه تفاهم نامه پاریس تأکید داشتند، به هیچ وجه کنار نگذاشته و تأکید بر «تعلیق دائم» فعالیت های هسته ای ایران دارند. اساساً وقتی روند مذاکرات ایران و اروپا را مورد ملاحظه قرار می دهیم و سیر توافقات دو طرف را تا توافق نامه پاریس بررسی می کنیم،روشن می شود که آنها به صورت حساب شده و گام به گام و به صورت پلکانی ایران را وادار به تعلیق همه فعالیت های هسته ای کردند و در نهایت مذاکراتی که در کمیته های سه گانه ناشی از تفاهم نامه پاریس صورت گرفته بود، به این نتیجه ختم شد که ایران همه فعالیت های هسته ای خود را متوقف و تعطیل کند و این تنها راه تضمین صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران از دیدگاه آنها است. 2- رویکرد مقاومت بر عکس رویکرد فوق، مدافعان رویکرد مقاومت معتقدند که نباید هیچ گونه تعلیقی در فعالیت های هسته ای ایران صورت گیرد. زیرا این راه تجربه شده است و آمریکا و اروپا از تعلیق ایران برای مذاکره، تصوری جز تعطیلی فعالیت های هستهای ایران ندارند. از سوی دیگر این دیدگاه معتقد است که به جای نگاه به فشار ها و محدودیت سازیهای غرب باید به توانمندیهای جمهوری اسلامی ایران و ضعف های دشمن تکیه کرد و راهبرد های از این زاویه جهت برون رفت از تنگناها و فشارهای موجود اتخاذ کرد.