صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۵۹۴۲۳

تقی کمالی
«آقای خاتمی اگر همین فردا رئیس جمهور ایران شود چنان ظرفیتی دارد که بحران های بین المللی ایران را منتفی کند و کشور را از این چالش گسترده بیرون بیاورد.»
مطلب بالا بخشی از اظهارات سیدحسین مرعشی به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در گفت وگو با روزنامه کارگزاران است. مرعشی در این مصاحبه انتخاباتی موضوعات قابل توجهی را مطرح می سازد که هر کدام از آنها در جای خود نیاز به بحث و بررسی فراوان دارد. سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در تحلیل خود از شرایط کنونی، بر این نکته تاکید دارد که کشور با چند بحران اساسی دست و پنجه نرم می کند و مهمترین و اساسی ترین این بحرانها، چالش بین المللی است. ایشان منظور از بحران بین المللی ایران را همان موضوع هسته ای دانسته و چالش ایران در بحث هسته ای را اینگونه بیان می دارد: «... قدرت های تاثیرگذار دنیا جبهه ای متحد برای در تنگنا قرار دادن ایران تشکیل داده اند. از این رو پرونده هسته ای به بزرگترین چالش ها با جهان غرب تبدیل شده است و به نقطه حساسی هم نزدیک شده ایم.»
در اصل موضوع بحثی و حرفی نیست. این یک واقعیت است که قدرتهای موثر جهانی در قالب 1+5 در برابر فعالیت های هسته ای ایران ایستاده اند. با تبانی همین قدرتها بود که موضوع هسته ای ایران در سال 1384 از آژانس بین المللی انرژی هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل برده شد. با تبانی و اجماع نظر همین قدرتها بود که در شورای امنیت و براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل قطعنامه های 1696، 1737، 1747، 1803 علیه ایران صادر گردید و براساس سه قطعنامه آخر، به استناد ماده 4 فصل هفتم، یکسری تحریم هایی علیه ایران منظور شد. این هم یک واقعیت است که ممکن است قطعنامه های دیگری در راه باشد و همین قدرتها با تصویب قطعنامه جدید به دنبال اعمال فشارهای بیشتر بر جمهوری اسلامی ایران باشند.
اما نکته اساسی و مهم این است که آقای خاتمی با چه ظرفیتی می تواند این بحران یا چالش بین المللی ایران را منتفی کند؟ برای پاسخ به این سوال باید اول به این سوال پاسخ داد که اساسا ماهیت این نزاع و چالش چیست؟ چرا کشورهای غربی و به ویژه آمریکایی ها به دنبال متوقف ساختن فعالیتهای هسته ای ایران هستند؟ آیا واقعا آنها نگران امنیت جهانی بوده و بر این اعتقاد هستند که تسلط ایران بر چرخه سوخت و فناوری هسته ای باعث می شود که ایرانی ها در آینده به سلاح هسته ای دست یافته و از این رهگذر امنیت جهانی را با خطرات جدی مواجه سازند؟ قطعا نگرانی آنها این نیست زیرا ایران با آژانس همکاری دارد و اکنون آژانس صلح آمیز بودن و عدم انحراف در فعالیت های هسته ای ایران را اعلام کرده است. همه می دانیم که موضوع هسته ای کشورمان، بهانه ای است برای فشار بر ایران از سوی غربی ها و به ویژه آمریکایی ها برای متوقف کردن حرکت رو به جلوی یک ملتی که به دلایل مختلف قابلیت ها و ظرفیت های الگو و مدل شدن برای دیگر ملتها را پیدا کرده است. اکنون ایران قدرت برتر و موثر منطقه استراتژیک خاورمیانه شده و وارد باشگاه قدرت جهانی گشته است. دغدغه اصلی نظام سلطه با محوریت آمریکا، در تثبیت این موقعیت و ایران است که می تواند منشا تحولات گسترده در سطح خاورمیانه، جهان اسلام و نظام بین الملل گردد. امروز قدرت آمریکا در خاورمیانه رو به افول است و برخلاف چند صد سال گذشته که در این منطقه مهم از دنیا با افول یک قدرت بیگانه، قدرت بیگانه دیگری جایگزین می شد، اکنون جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت مستقل منطقه ای با ظرفیت های بسیار بالا و برخوردار از نظام مردم سالاری دینی با آرمانهای اسلامی در خاورمیانه ظهور و قدرت نرم جمهوری اسلامی در حال شکل دهی خاورمیانه اسلامی می باشد. بنابراین دغدغه های آمریکا، انگلیس ها، صهیونیستها و برخی دیگر متحدین آنها را در این موضوع باید جستجو کرد. دغدغه اصلی قدرتهای نظام سلطه، ظهور یک قدرت جدید غیر همجنس و غیر هم سنخ با آنان است. به همین دلیل آنها با بهانه مسایل هسته ای به دنبال اعمال فشار بر ایران اسلامی هستند. روزی حقوق بشر بهانه برای فشار می گردد و روزی هم موضوع حمایت از تروریسم بهانه اعمال فشار می شود. اگر فشار آنها هم کارگر افتاد و آنها در گام اول موفق به تحمیل اراده و خواست به خود به ملت ایرانی و نظام اسلامی شدند، قطعا گام های بعدی را نیز به جلو بر خواهند داشت. با این وصف بهتر است آقای مرعشی بگوید چگونه آقای خاتمی با حفظ حقوق ملت ایران، اگر همین فردا رئیس جمهور ایران شد چالشی با این ماهیت را یک شبه می خواهد منتفی کند! ملت ایران تجربه گذشته در موضوع هسته ای و در زمان حضور اصلاح طلبان در قدرت را فراموش نمی کند. مگر غیر از این بود که با اتخاذ سیاست صحیح جمهوری اسلامی مبنی بر مذاکره و گفت وگو با هدف اعتمادسازی و رفع ابهامات از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای کشور در سال 1382، در نهایت تمامی فعالیتهای هسته ای ایران تعلیق گردید و در تابستان سال 1384 اروپایی ها با صراحت و در کمال پررویی و زیاده خواهی، خواستار پایان فعالیتهای هسته ای کشور شدند. آن موقع خاتمی رئیس جمهور کشور بود ولی غربی ها خواسته خود را اینگونه بیان داشتند. آقای مرعشی بدون تردید فراموش نکردند که در پایان دوره خاتمی نظام اسلامی تصمیم به فک پلمپ ها نمود و فعالیتهای هسته ای خود را که مدتی داوطلبانه تعلیق کرده بود آغاز کرد و همین مسئله باعث شد که موضوع هسته ای از آژانس به شورای امنیت برود. به طور قطع آقای مرعشی این نکته را هم فراموش نکرده اند که با روی کار آمدن اصولگرایان در مجلس و دولت این سیاست نظام با قوت اجرایی شد و در نیمه دوم سال 1384 و شتاب کار در سال 1385، دوم خردادی ها به طرق مختلف این رویکرد جدید نظام در پیشبرد فعالیت های هسته ای را زیر سوال برده، خطرناک توصیف کردند و بر این نکته پافشاری داشتند که بهترین سیاست در مورد موضوع هسته ای، همان سیاست دوران دولت خاتمی است!
خب سیاست دوران دولت خاتمی مگر غیر تعلیق و پذیرش خواست غربی ها بود. اگر آن سیاست تا به امروز تداوم یافته بود، امروز وضعیت هسته ای کشور چگونه بود. امروز ایران هسته ای شده است. تاسیسات UCF اصفهان صدها تن UF6 تولید کرده و در تاسیسات هسته ای نطنز هزاران دستگاه سانتریفیوژ مشغول غنی سازی اورانیوم است. اکنون فعالیت های هسته ای ایران به نقطه ای رسیده که خود غربی ها می گویند ایران از نظر هسته ای در موقعیت بازگشت ناپذیر قرار گرفته و اکنون این زمزمه ها در بین برخی از غربی ها بلند شده که چاره ای جز پذیرش یک ایران هسته ای نیست. ولی با این حال پذیرش این موقعیت ایران برای آنان سخت است و از همین روی آمریکایی ها و متحدین آنان در تکاپو هستند که در صورت امکان با اعمال فشار، تحریم های اقتصادی و تهدید به اقدام نظام ایران را متوقف سازند. آنان با انجام عملیات گسترده روانی به دنبال تاثیرگذاری بر روی عزم و اراده ملی ایرانی ها و مسئولان نظام اسلامی بوده و می خواهند از رهگذر مرعوب سازی به خواسته خود برسند. آیا در این شرایط راهی جز هوشیاری و صبر و استقامت به خرج دادن، راه دیگر در پیش روی ملت ایران برای رسیدن به پیروزی نهایی و حفظ حقوق خود وجود دارد؟ مگر فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز 27 رجب سالروز بعثت پیامبر اعظم (ص) مبنی بر درس گرفتن ملت ایران از بعثت برای تداوم سیاست استقامت، پایداری و ایستادگی در برابر فشارهای دشمنان، ناظر به همین چالش های خارجی در بحث هسته ای نبود. حال آقای خاتمی چگونه می خواهد این چالش را منتفی کند؟ آقای خاتمی چگونه می خواهد غربی ها را از خواسته شان مبنی بر توقف فعالیتهای هسته ای ایران منصرف سازد؟ آیا با جابجایی یک رئیس جمهور در ایران غربی ها دست از مخالفت با پیشرفتها و حرکتهای رو به جلو ایران بر می دارند؟ به طور قطع پاسخ منفی است. مگر اینکه بگوییم خاتمی معجزه می کند. معجزه برای ایجاد یک تحول در خواست ها و اراده ها برای کوتاه آمدن یک طرف در برابر طرف دیگر، تا از این رهگذر، چالش هسته ای ایران منتفی گردد. اما این تغییر و تحول در اراده و خواست کدام طرف قرار است صورت گیرد؟
این معجزه در کدام طرف ظهور و بروز خواهد داشت؟ غربی ها یا ایرانی ها. می گویند فردی ادعای پیامبری کرد. به او گفتند پیامبران برای اثبات ادعای خود معجزه دارند، آیا شما هم توان معجزه دارید؟ گفت آری، به او گفتند، اگر اهل معجزه هستی، به آن درخت بگو به سمت تو حرکت کند. فرد مدعی درخت را به سمت خود فراخواند ولی حرکتی از درخت مشاهده نگردید. آن فرد مدعی که دستش رو شده بود با کمال پررویی گفت؛ انبیاء را تکبر نیست، حال اگر درخت به سمت ما نمی آید، ما به سمت آن می رویم و پس به درخت نزدیک شد. اکنون این یک سوال جدی است که آیا آقای خاتمی می خواهد با معجزه، اراده غربی ها را برای پذیرش خواست ملت ایران تغییر دهد، یا اینکه اگر آنان به این خواست ملت ایران تن در نمی دهند، متواضعانه راه پذیرش خواست آنان مبنی بر تعلیق و سپس توقف فعالیت های هسته ای را در پیش گیرد. همان سیاستی که در یک دوره ای تجربه شد! در پایان باید گفت در بحث هسته ای، ملت ایران راه تجربه شده را دیگر تجربه نخواهد کرد و با تداوم سیاست پایداری و ایستادگی، خواست خود را بر دشمنان تحمیل خواهد کرد و آنان را گریزی از پذیرش یک ایران قدرتمند و هسته ای نیست.

نام:
ایمیل:
نظر: