صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۵۹۴۳۰

فرزان شهیدی
سفر مجدد بشار اسد به جمهوری اسلامی ایران بهانه ای شد تا بار دیگر ائتلاف راهبردی و مناسبات دیرین تهران و دمشق مورد بازخوانی ناظران و تحلیلگران منطقه ای قرار گیرد. روابط مستحکم دو طرف از دوران حافظ اسد رییس جمهور پیشین سوریه، زبانزد همگان بوده و حتی زمزمه مذاکرات سوریه با رژیم صهیونیستی، از استحکام آن نکاسته است.
برخی رسانه ها اعلام کردند بشاراسد در سفر تازه خود به ایران حامل پیام غرب در پرونده هسته ای و سایر موضوعات مهم فیمابین بوده است، خصوصا آن که بشاراسد اخیرا با رییس جمهور فرانسه دیدار و گفت وگوهای مهمی داشته است.
فحوای این تبلیغات حاکی از آن بود که دمشق که این روزها نسبت به رژیم صهیونیستی و غرب نرمش نشان داده است، تلاش دارد ایران را نیز به این سمت سوق دهد، به ویژه آن که در تهران نیز نشانه هایی از نرمش دیپلماسی نه تنها در برابر اروپا، بلکه در مقابل خصم دیرین یعنی ایالات متحده آمریکا به چشم می خورد. البته بشاراسد در مصاحبه مطبوعاتی خود در تهران چنین موضوعی را نفی کرد اما اعلام کرد یکی از محورهای بحث موضوع پرونده هسته ای بوده است. اما با انتشار بخشی از مذاکرات و توافقات بشار و هیات همراه با مقامات عالی جمهوری اسلامی ایران، معلوم شد توافق راهبردی دو طرف همچنان پابرجاست و مشترکات دو طرف بیش از آن است که طرح جدایی تهران و دمشق به منصه ظهور برسد.
از طرفی مذاکرات سوریه با رژیم صهیونیستی که با وساطت ترکیه از سرگرفته شده است بیش از آن که استراتژیک باشد، تاکتیکی است و ایهود اولمرت نخست وزیر ساقط شده تل آویو برای ترمیم وضعیت داخلی و عبور از چالش های فراروی خود پیشنهاد آن را به نخست وزیر ترکیه داده بود. به این ترتیب با خروج اولمرت از اریکه قدرت در ماه آینده میلادی، امیدی به ادامه مذاکرات نیست، خصوصا اگر با برگزاری انتخابات زودهنگام در سرزمینهای اشغالی فلسطین نامزد تندرو و راستگرایی همچون «بنیامین نتانیاهو» بر سرکار بیاید.
از سوی دیگر سوریه با توجه به شرایط فعلی داخلی و منطقه ای قادر نیست از روابط گسترده ای که با ایران در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی دارد، صرف نظر کند و به تعبیری نیازمند ادامه ائتلاف راهبردی با جمهوری اسلامی به عنوان یک قطب منطقه ای می باشد.
سوریه به دنبال ترور رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان در فوریه 2005 آماج حملات واشنگتن و تل آویو قرار گرفته است. صدور قطعنامه 1559 و اجرای زودهنگام بند اول آن، نیروهای سوری را از خاک لبنان بیرون راند، در حالی که قطعنامه های 238 و242 علیرغم گذشت بیش از سه دهه، هنوز موفق به اخراج اشغالگران صهیونیستی از بلندی های جولان نشده است!
در گام بعدی گزارش هیات تحقیق سازمان ملل درباره قتل حریری، انگشت اصلی اتهام را متوجه دمشق کرد و بلافاصله قطعنامه 1636 علیه این کشور صادر شد که از سران سوریه خواسته بود متهمان قتل حریری را معرفی و دستگیر کنند.
از ابتدا معلوم بود که سایه تل آویو بر روند فشارهای ضدسوری سنگینی می کند و پرونده حزب الله و انتفاضه در این مسیر دارای ثقل خاصی بود. به عبارت دیگر تلاش های آمریکا و رژیم صهیونیستی ـ که تا حد زیادی حمایت بین المللی را به خود جلب کرده بود ـ مآلا تسلیم سوریه در برابر روند صلح خاورمیانه را دنبال می کرد تا از یک سو دمشق را از جبهه هم پیمانی با تهران خارج سازد و از دیگر سو اشغالگران صهیونیستی از تهدیدات بالقوه گروه های جهادی فلسطین و نیز حزب الله لبنان آسوده شوند.
با این تفاصیل برآیند اعمال فشار علیه ایران و سوریه عبارت است از ایجاد امنیت و مشروعیت برای رژیم صهیونیستی که در روند عادی سازی با کشورهای منطقه گام های بلندی برداشته و تنها ایران و سوریه را به عنوان آخرین خاکریز در برابر زیاده خواهی و باج گیری های خود می بیند.
این فشارها که همسویی بین المللی را با خود داشته و تا سرحد گزینه هایی چون تحریم از سوی شورای امنیت و حتی حمله نظامی به پیش رفته است، می رود تا ایران و سوریه را بیش از پیش دچار انزوای بین المللی کند، با این حال نمی توان گفت دستان مقامات تهران و دمشق از برگه های برنده تهی شده است.
فرهنگ مقاومت فلسطین همچنان به مثابه یک چاشنی انفجاری تهدیدگر رژیم صهیونیستی است وجنبش حماس به عنوان نماد این فرهنگ، علیرغم فشارهای گوناگون و فزاینده، همچنان جایگاه خود راحفظ کرده است. در آن سو حزب الله لبنان نیز افزون بر قدرت بازدارندگی علیه رژیم صهیونیستی، از پایگاه مستحکم مردمی در لبنان و بلکه منطقه برخوردار است و رابطه تنگاتنگ این سازمان شبه نظامی با ایران و سوریه بر کسی پوشیده نیست. به ویژه آن که حزب الله پیروزی درخشانی همچون جنگ سی و سه روزه را در کارنامه خود دارد و در شرایط فعلی بر بحران سیاسی داخل لبنان فائق آمده است.
بنابراین تهران و دمشق می توانند همچنان بازی خود را با واشنگتن و تل آویو با توجه به برگه های برنده ای چون مقاومت لبنان و فلسطین ادامه دهند. اکنون سوریه به عنوان خط اول مقابله با رژیم تل آویو از عقبه حمایت سیاسی جمهوری اسلامی ایران برخوردار است و این هر دو، حزب الله و گروه های جهادی فلسطین را به عنوان نیروهای بازدارنده در اختیار دارند، لذا به پایداری خود در برابر فشارها و تهدیدات آمریکا و اشغالگران صهیونیستی ادامه داده اند.
در هر حال سیاست های راهبردی ایران و سوریه با سیاست های منطقه ای آمریکا و رژیم صهیونیستی در تعارض است و طرف دوم با ابزار قدرت موفق شده است مراکز بین المللی از جمله سازمان ملل را تا حد زیادی با خود همسو نماید. لذا تهران و دمشق شرایط دشوارتری را نسبت به گذشته پیش رو دارند.
ایران باید بر حق خود در زمینه فن آوری هسته ای پافشاری کند و با استفاده از دیپلماسی فعال و گاه تهاجمی و نیز ابزارهای بازدارنده، این پرونده را به فرجام برساند. سوریه نیز علیرغم چالش های موجود باید بر حق تمامیت ارضی خود اصرار ورزد، هر چند حقوق مسلم و قانونی این دو کشور به ویژه با منافع توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی شدیدا در تضاد قرار گرفته است.
تهران و دمشق به زعم دشمنان متمرد هستند چون نظم نوین اقلیمی را که اخیرا در قالب «طرح خاورمیانه بزرگ» در حال سرایت به منطقه است برنمی تابند. در این طرح قرار است رژیم صهیونیستی از لحاظ سیاسی و اقتصادی وحتی فرهنگی محور منطقه باشد و دیگر کسی طرح عدم مشروعیت و نابودی آن را حتی بر زبان جاری نسازد! قطعا ائتلاف ایران و سوریه بزرگترین مانع طرح های منطقه ای واشنگتن و تل آویو است، ائتلافی که علیرغم تلاش های متعدد هنوز شکسته نشده است.

نام:
ایمیل:
نظر: