صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۵۹۴۵۳

دادن امتیاز به بیگانگان به رویه رایج سلطنت قاجار تبدیل شده بود و روسیه و انگلیس در این مورد با هم رقابت داشتند. امتیاز تاسیس بانک استقراضی روس، کارگزاران آن کشور را برای پیدا کردن زمین مناسب برای ساختمان وادار ساخته بود. در بازار امیر که بازاری معروف بود ساختمان بانک مناسب تشخیص شده و قبرستان کهنه آن بهترین زمین بود که صاحبی نداشت. مدرسه ای در کنار قبرستان بود که آن هم ویران شده بود. اطراف قبرستان و مدرسه مردم خانه ساخته بودند و هر کس قسمتی از زمین را می گرفت تبدیل به احسن به آن می دادند. بانک استقراضی روس منازل اطراف را خریداری کرد و قبرستان را متصرف شد. چاهی حفر کردند تا استخوان های مردگان را در آن بریزند. احساسات مردم تحریک شد.
آیت الله طباطبایی کتبا به معتبرالدوله، وزیر خارجه و به مشیرالدوله، وزیر داخله، پیغام داد که اولا تصرف در زمین وقف و مسجد جایز نیست، ثانیا تصرف خارجه در مدرسه و مسجد و قبرستان مسلمانان اهانتی است به عموم مسلمین بلکه به اسلام، ثالثا بنای این عمارت در نزدیکی مدرسه خازن الملک و امامزاده سیدولی مستلزم خطرهای بزرگ است چه بعد از این در این عمارت رعیت خارجه منزل می کند و به واسطه اعمال نامشروع و صدای سازهای آنان طلاب مدرسه و خدام به صدا درمی آیند و آن مستلزم نزاع خواهد بود، رابعا آنکه بنای این عمارت در این محل خلاف سیاست دولت است چه این بنا مشرف بر ابنیه و عمارات دولتی و نزدیک به ارگ است و فیه مالا یخفی علی احد.
جواب وزارت داخله و خارجه به یک مضمون چنین بود: ملکی رعیت خارجه خریده به تصدیق یک نفر از علمای بلاد، وزارت خارجه هم امضا نموده دیگر دولت حقی ندارد و کسی نمی تواند ممانعت کند و مواد قباله حاج شیخ فضل الله را هم فرستادند.طباطبایی قانع نشد مخالفت را ادامه داد تا جسد زنی بیرون آمد که تازه دفن کرده بودند و آن را به چاه انداختند. طلاب مدرسه خازن الملک مداخله کردند، مامورین ممانعت نمودند، حاج شیخ محمد واعظ اصفهانی خلاف شرع بودن موضوع را چنان مجسم کرد و عامه را قبول افتاد که ظرف یک ساعت اثری از عمارت بانک باقی نماند درحالی که اگر هزار بنا و عمله با بیل و کلنگ می خواستند این عمارت را خراب کنند لااقل ده روز طول می کشید.
 

نام:
ایمیل:
نظر: