شش ماه از دوران ریاست جمهوری نیکلا سارکوزی بر فرانسه میگذرد. بررسی کارنامه آن در عرصه سیاست داخلی نشانگر ناتوانایی آن در تحقق خواست مردم و تشدید بحرانهای فرانسه میباشد. وی که با شعار اصلاحات داخلی و بهبود رفاه اجتماعی قدرت را در دست گرفت، سیاستهای داخلی را چنان تدوین نموده که فرانسه به عرصه اعتصابات و تظاهراتهای گسترده مردمی مبدل شده است. اعتصاب در بخشهای حمل و نقل عمومی به دلیل اصلاحات در سن بازنشستگی، تظاهرات دانشجویان برای لغو قوانین اشتغال و خصوصی شدن دانشگاهها، اعتراضات گسترده رنگینپوستان به نقض حقوق اقلیتهای نژادی و دینی که با اعمال قانون جدید مهاجرت و لغو تابعیت و حقوق بسیاری از سیاهپوستان بسیاری از آنها بیخانمان و از حقوق اولیه خود محروم شدهاند، اعتراضات عمومی به گسترش فقر، تورم و فساد اجتماعی که جامعه را در وضعیت بحران قرار داده و ... بخشهایی از نارساییهای داخلی در فرانسه است که دستاورد سیاستهای سارکوزی میباشند.
این چالشها در فرانسه در حالی ایجاد شده که بسیاری از آنها ریشه در سیاستهای گذشته سارکوزی در دوران ریاستش بر وزارت کشور دارد. وی که پیش از ریاست جمهوری پست وزارت کشور را در اختیار داشت اصلاحات بسیاری را بر کشور حاکم ساخت که نتیجه آن تظاهراتهای گسترده مردمی بود. سیاستهای سارکوزی در سالهای اخیر بر چند محور استوار است. اولا وی سیاستی کاملا نژادپرستانه دارد به گونهای که همواره تاکید دارد رنگینپوستان واقلیتهای دینی جایگاهی در فرانسه ندارد. تدوین قانون مهاجرت جدید که بر اساس آن تمامی مهاجرین که بسیاری از آنها بیش از ده سال در فرانسه اقامت داشتهاند باید اخراج گردند. تصویب قانون انجام آزمایش DNA از مهاجرین، اسکان دادن مهاجرین به ویژه آفریقاییها در محلههای خاصی با حداقل امکانات، افزایش اختیارات به پلیس برای مقابله با مهاجرین که به نژادپرستی پلیس مبدل شده، سرکوب تظاهراتهای مهاجرینی که خواستار اصلاح وضعیت موجود شدهاند، تاکید بر محدودیت اجتماعی برای اقلیتهای دینی به ویژه مسلمانان که به اخراج دهها تن از آنها انجامیده و ...
نشانههایی از اعمال سیاستهای نژادپرستانه سارکوزی از دوران وزارت کشوری وی تا مقطع کنونی میباشد. ثانیا محدودسازی آزادیهای اجتماعی با تدوین قوانین جدید نظیر بهرهگیری از هزاران دوربین برای جاسوسی از مردم، شنود مکالمات تلفنی، اجرای سیاستهای بازرسی ویژه در خطوط هوایی و ... افزایش محدودیتهای اجتماعی و آزادیهای فردی را به همراه داشته است. سیاستهای سارکوزی سبب شده تا سازمان عفو بینالملل و نهادهای حقوقبشر اروپایی، فرانسه را با 76 درصد آرا اولین نقضکننده حقوقبشر در اروپا ارزیابی کنند. در شرایطی که فرانسه در بحرانهای شدید داخلی به سر میبرد و هر روز بر اعتراضات مردمی افزوده میشود، سران پاریس برای فرار از بحران به جای حل چالش و رسیدگی به خواستههای مردمی، بازیگری در عرصه جهانی و بعضا جنجال آفرینی بینالمللی را در دستور کار قرار دادهاند.
سارکوزی با چالشآفرینی در مسائلی نظیر پرونده هستهای ایران که برخلاف خواست جهانی همواره برمقابله خصمانه با آن تاکید میکند، همگرایی با آمریکا در تحولات جهانی و زیر پا نهادن استقلال فرانسه، حضور فعال در اصلاحات اتحادیه اروپا به ویژه در بخش قانون اساسی، دخالت در امور داخلی لبنان و بازیگری در عراق، دیدارهای بسیار از آفریقا و ... تلاش میکند که بر مشکلات سیاست داخلی سرپوش نهاده و به نوعی چنان وانمود سازد که از یک سو فرانسه با بحران مواجه نمیباشد و از سوی دیگر وی ریاست جمهوری موفقی را سپری میکند.
این تحرکات در شرایطی صورت میگیرد که محبوبیت سارکوزی طی 6 ماه گذشته بیش از 10 درصد کاهش یافته و نزدیک به 40 درصد شده است. بسیاری از مردم فرانسه تاکید دارند که دوران شیراک. کشورشان در وضعیت مطلوبتری قرار داشت، بویژه اینکه در آن دوران نژادپرستی و نگرشهای فردی کمتر در سیاست اعمال میشد اما اکنون بسیاری از اصلاحات برای تحقق سیاستهای نژادپرستانه است که نقض گسترده حقوق مهاجرین رنگینپوستان را به همراه داشته است.
با عنایت به روند کنونی در آینده کاری سارکوزی اعتصابات و اعتراضات مردمی ابعاد گستردهتری خواهد گرفت که بحرانهای جدیدی را برای فرانسه به همراه دارد بویژه اینکه سارکوزی بر اصل اجرای تصمیمات خود تاکید دارد و حاضر به پذیرش خواستهای مردمی نمیباشد.