صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۶۰۱۰۳

علی مهدوی
«آیا همه ادیان و عقائد برحقند؟ آیا با وجود ادیان متکثر، پیروان هر یک از آنها می توانند خود را اهل نجات بدانند؟ به تعبیر دیگر، آیا هر کسی از هر دینی پیروی کند، می تواند به مقصد برسد و خود را سعادتمند بداند یا خیر؟». در این خصوص، سه مکتب و گرایش فکری وجود دارد که عبارتند از: «انحصار گرایی»، «شمول گرایی» و «کثرت گرایی».
در باور «انحصار گرایی» فقط یک دین حقانیت کامل دارد و بقیه ادیان ، هر چند ممکن است بهره ای از حقانیت داشته باشند، لکن حق مطلق نیستند. همچنین نجات بخشی، یعنی برخورداری از سعادت جاودان، مطلقاً به پیروان واقعی آن دین حقیقی واحد، منحصر است؛ البته برخی از ادیان انحصارگرا مانند اسلام، با شرایط خاصی، پیروان ادیان دیگر را اهل نجات می دانند. صرف نظر از دین ستیزان که منکر حقانیت همه ادیان هستند، پیروان هر دین نوعاً نگرش انحصار انگاری از دین خود دارند، یعنی سعادت و حقانیت را منحصراً در دین و عقاید خود می انگارند و سایر ادیان را خارج از گستره حقیقت و محکوم به بطلان و ضلالت می دانند. مکتب «شمول گرایی» نیز بر این عقیده است که یک دین خاص، حق مطلق است که پیروان آن به سعادت و نجات نائل می گردند، اما بر خلاف انحصارگرایان معتقد است که نجات بخشی، منحصر به دین حق مطلق نیست، بلکه پیروان سایر ادیان نیز می توانند به رستگاری جاودانه نائل گردند. در مقابل دو دیدگاه فوق، «پلورالیسم» یا «کثرت گرایی دینی» قرار دارد که معتقد به حقانیت، نجات بخشی و اعتبار همزمان همه ادیان است. اینکه از نظر اسلام، پلورالیسم دینی به معنای حقانیت تمامی ادیان مورد پذیرش است یا خیر، سوالی است که این نوشتار، با استناد به آیات قرآن کریم، درصدد پاسخگویی به آن می باشد.
با نگاهی گذرا به آیات قرآن، به وضوح ثابت می شود که قرآن کریم، منحصراً دین اسلام را پذیرفته و تنها راه سعادت بشریت را در پیروی این دین، می داند. در این زمینه آیات متعددی وجود دارد که به برخی ازآنها اشاره می شود:
1- یکی از دلایل انحصار دین حق به اسلام، آیاتی است که بر اظهار و غلبه دین اسلام بر سایر ادیان اشاره می کند؛ مانند :« هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون» (فتح/28) الف و لام در «الدین»، «جنس» و مفید عمومیت است. همچنین برای تاکید دوباره، لفظ «کله» که از ادات تاکید است، آمده است؛ به این معنا که خداوند رسولش را با دین حق فرستاده است تا آن دین را بر تمامی ادیان دیگر غالب کند. این آیه شریفه، دقیقاً ماهیت ضد پلورالیستی دارد و علناً سخن از «دین حق» و ارسال پیامبر برای غلبه دین حق بر همه ادیان دیگر (الدین کله)، می گوید و شاید یکی از صریحترین آیات قرآن در رد} تکثرگرایی دینی، باشد. همین آیه، بدون تغییر در سوره صف، آیه 9 تکرار شده است که بیانگر عنایت خاص الهی به مفاد و معنای آن است. در سوره فتح آیه 28 نیز، همین آیه با اندکی تغییر در ذیل آن (به جای و لو کره المشرکون، کفی بالله شهیدا آمده است) تکرار شده است. نکته ظریف این سه آیه تصریح به دین غالب است و این که خداوند دینی را که غالب بر ادیان دیگر خواهد شد، به وضوح روشن می کند و با بیان و نسبت دین غالب به پیامبر (هو الذی ارسله بالهدی و دین الحق)، این توهم را که مراد از دین و اسلام، مطلق تسلیم است، از بین می برد.
2- آیات متعددی وجود دارد که آیین اسلام را مربوط به همه نسل ها در همه عصرها می داند و حکایت از عمومیت رسالت پیامبر اکرم(ص) دارد. این تعمیم و گستره جهانی، که به معنای درخواست ایمان تمامی انسانها به آن است، با مدعای کثرت گرایان مبنی بر حقانیت تمامی ادیان، نمی خواند، چراکه اگر تمامی ادیان در عرض دین اسلام، برخوردار از حقانیت باشند، دیگر عمومیت دین اسلام و رسالت پیامبر، معنا نخواهد داشت. مانند این آیات:
«و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیراً و نذیراً» (سباء/28). «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً؛ پاک و منزه است خدایی که قرآن را بر بنده اش (محمد) فرو فرستاد تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.»(فرقان/1) «اوحی الی هذا القرآن لانذرکم و من بلغ؛ قرآن به من وحی شد تا با آن، شما و هر که را (این قرآن) به او برسد، بیم دهم.»(انعام/19) تعبیر «من بلغ» به روشنی، عمومیت رسالت پیامبر و دعوت قرآن را حکایت می کند.
3- آیاتی به انحصار حقانیت دین اسلام، دلالت دارند و معتقدان به سایر ادیان را، زیانکار معرفی می کند؛ مانند «و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین؛ هر کس غیر از اسلام دینی بجوید، هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان آخرت از جمله زیانکاران خواهد بود.» (آل عمران/85) بدیهی است در صورت حقانیت سایر ادیان، تعبیر «فلن یقبل منه» و « هو فی الاخره من الخاسرین»، لغو و بی معنا خواهد بود.
4- آیاتی که خداوند اهل کتاب را مخاطب قرار داده، به ظهور پیامبر موعود خبر می دهد و آنان را به جرم عدم تصدیق پیامبر اسلام و انکار حق توبیخ و سرزنش می کند. مانند این آیات:
«یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم علی فتره من الرسل ان تقولوا ما جاءنا من بشیر و لا نذیر فقد جاءکم بشیر و نذیر؛ ای اهل کتاب، فرستاده ما به سوی شما آمد تا بعد از گذشتن دوران فترت، معارف حقه ما را برایتان بیان کند تا نگویید هیچ پیامبری نویدآور و بیم دهنده برای ما نیامد.»(مائده/19)
«یا اهل الکتاب لم تکفرون بآیات الله؛ ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کفر می ورزید.»(آل عمران/70)
«یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق؛ ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل مشتبه می سازید و حق را کتمان می کنید.»(آل عمران/71)
وجه دلالت آیات فوق بر مدعا روشن است، زیرا در صورتی که دین یهود و مسیحیت و ... در عرض اسلام از حقانیت برخوردار باشند، دیگر وجود و ظهور بشیر و نذیر، انکار حق و سرزنش آنها، معنایی نخواهد داشت و انگیزه ای برای سپردن مشعل هدایت و نجات به دست مبارک پیامبر اسلام نبود. مفاد و محتوای این گونه آیات دلالت بر انقضای مدت حقانیت ادیان گذشته است که در اصطلاح از آن به «نسخ» تعبیر می شود.

نام:
ایمیل:
نظر: