صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۶۰۱۰۹

علیرضا قربان‌پور
جنبش عدم تعهد که به معنای عدم وابستگی به غرب و شرق است در سال 1961 به ابتکار چهار تن از رهبران بزرگ دنیا- نهرو، تیتو، سوکارنو و عبدالناصر- تاسیس شد. این جنبش ابتدا به عنوان یک حرکت سیاسی ضدامپریالیستی و ضدتبعیض نژادی آغاز به کار کرد و سپس ضمن حفظ مواضع قبلی خود به صورت یک جنبش اقتصادی دسته جمعی میان کشورهای جهان سوم تعمیم یافت.
اصول احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز، همزیستی مسالمت آمیز و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر اصولی بودند که در مقطع جنگ سرد و پس از آن توجه کشورهای مستقل دنیا و کشورهای خواهان دست یابی به استقلال را به خود جلب کرد.
ایران در دوران پهلوی به عضویت جنبش درنیامد چرا که رژیم حاکم بر ایران به عنوان یکی از متحدان اصلی ایالات متحده در مقابله با اتحاد شوروی سوسیالیستی محسوب می شد وبنابراین خط مشی «بی طرفی مثبت» جنبش عدم تعهد را پیگیری نمی کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، دولت جدید با اتخاذ خط مشی عدم تعهد به عضویت این جنبش درآمد و از آن زمان همواره کوشیده است تا با دادن روح تازه به آن، جنبش را به بازیگری حقیقی در تعاملات نوین جهانی مبدل کند .
آنچه در رابطه با این جنبش قابل ذکر است جایگاه آن در میان سایر بازیگران بین المللی در عرصه صلح و امنیت بین المللی است. در دوران جنگ سرد جنبش در دور نگه داشتن بسیاری از کشورهای عضو در رقابتهای قدرت های بزرگ، موفقیت شایانی به دست آورد، اما با این وجود در دنیای جدید نتوانسته آنگونه که باید به جایگاه شایسته ای دست پیدا کند. آنچه ناکامی جنبش را در پی داشته است به چند مقوله باز می گردد:
1- فقدان ضمانت اجرا: دنیای معاصر شاهد حضور دهها سازمان بین المللی است، اما آنچه به این سازمانها رنگ و بو می دهد و آنها را تبدیل به بازیگرانی تعیین کننده می کند ضمانت اجرای تصمیمات آنها و تفوق تصمیمات نهایی آنها بر دیدگاه های اعضای عضو است و این، آن چیزی است که در جنبش عدم تعهد دیده نمی شود.
2- عدم تعهد واقعی اعضا: یکی از ایرادات بزرگی که در دوران جنگ سرد نسبت به این جنبش مطرح بود و هست عدم وابستگی واقعی اعضا به قدرتهای بزرگ است. در دوران جنگ سرد وابستگی به آمریکا و شوروی و در حال حاضر وابستگی به آمریکا از نقاط ضعف بسیاری از اعضای جنبش است. وابستگی اعضا به ابرقدرتها از میزان خلوص جنبش کاسته و زمینه نفوذ این قدرتها را در آن و سرانجام تحلیل بردن آن را فراهم می آورد.
3- عدم تعریف جدید از نقش جنبش: با پایان یافتن جنگ سرد، ضرورت تعریف جدید از نقش و جایگاه جنبش عدم تعهد به میان آمد. همانگونه که گفته شد این جنبش به واقع عنوان حرکتی در واقع «نه شرقی نه غربی» ظاهر شد و بنا براین می بایست با پایان یافتن جنگ سرد در فلسفه تشکیل آن و دستور کار آن تجدیدنظر می شد. درحالیکه بسیاری دیگر از مهم ترین سازمانهای بین المللی از جمله ناتو به این کار مبادرت کردند. ترکیب ناهمخوان جنبش در کنار پاره ای دیگر از عوامل مانع تحقق این امر در مورد عدم تعهد شده است. با وجود گذشت سالها از فروپاشی شوروی و با وجود تحقق تحولات شگرف در ساختار نظام بین المللی در هدفها و عملکرد جنبش عدم تعهد تغییرات چندانی رخ نداده است.
با وجود اینکه جنبش عدم تعهد در سالهای اخیر مواضع موافق با جمهوری اسلامی خصوصا در موضوع فعالیت های هسته ای کشورمان داشته است ولی در عمل دستاورد چندانی عاید کشورمان نکرده است. این امر را می توان به دلایل مذکور در بالا نسبت داد. بنابراین، اکنون که کشورمان در اجلاس اخیر جنبش عدم تعهد در تهران، ریاست آن را برعهده گرفته است باید در دوران کوتاه ریاست خود بر این نهاد بین الدولی تلاش کند حداقل سنگ بنای تجدید نظر در ساختار و اهداف این جنبش را فراهم کند. تلاش در جهت یکدست کردن کشورهای عضو از طریق حفظ کشورهای واقعا غیرمتعهد و زمینه سازی برای تصفیه کشورهای وابسته به شمال، ترتیب دادن ضمانت اجرا برای تصمیمات سازمان، ارائه تعریفی جدید برای اهداف آن و جلوگیری از نفوذ قدرتهای بزرگ در جنبش از جمله مسائلی است که ایران می تواند در دوران ریاست خود پیگیر آنها بوده و یا حداقل زمینه تحقق آنها را در آینده فراهم کند.

نام:
ایمیل:
نظر: