صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۶۰۱۷۷

سیامک باقرى
آمریکا و متحدینش دور جدید فشارها را علیه ایران شروع کرده اند. در همین راستا، اتحادیه اروپا با رایزنی انگلیسی ها تحریم های خارج از قطعنامه 1803 علیه ایران تصویب کردند. همزمان آمریکا تلاش کرد تا گروه 1+5 را برای طرح قطعنامه تحریمی جدید در شورای امنیت متقاعد سازد. اگرچه موج جدید فشارها ماهیتا با تحریم های گذشته چندان تفاوتی ندارد اما فضاسازی رسانه ای آن فوق العاده متفاوت با گذشته است. مهمترین و بزرگترین رسانه های غربی که برجهان ششم ( رسانه و دنیای مجازی) سلطه دارند، شرایط بسیار تیره و تاری را برای ایران ترسیم کرده اند. بی شک تمام این فشارها پس از آن بر جسته شد که جمهوری اسلامی ایران در نشست ژنو و پس از آن درخواست منطقی را داشت. تهران اولا معتقد بود که مذاکرات باید براساس وجوه مشترک دو بسته تشویقی و با ملاحظات دو سند غیر رسمی ( nonepaper) که برای نحوه مذاکرات ارائه شد، انجام شود و ثانیا ابهاماتی که در پیشنهادهای آنها وجود دارد، شفاف سازی شده و از عبارات کلی، کشدار و چند پهلو پرهیز گردد. اما این مسئله تمام ماجرا نیست. حقیقت امر این است که برخی معتقدند آمریکا ومتحدینش اگر چه یک گام عقب نشینی کرده و موضوع «فریز در برابر فریز» را با حضور نماینده آمریکا در نشست ژنو مطرح ساختند اما هدفگذاری نهایی آنها این بود که اولا با این اقدام مدیریت افکار عمومی جهانی را برعهده گیرند. ثانیا جامعه اروپایی را برای تحریم های مضاعف یا خارج از شورای امنیت متقاعدسازند. ثالثا اجماع اعضای شورای امنیت را برای قعطنامه تحریمی بعدی فراهم سازند.
براساس این دیدگاه، کاخ سفید اساسا بدنبال حل وفصل مسئله هسته ای ایران نیست بلکه این کشور سعی در شکستن اراده ملت ایران و در نتیجه تغییر و دگرگونی اساسی در تمام رفتارهای ایران را دارند. بنابراین، تغییر رفتار هسته ای ایران «بخشی از» آن دسته رفتارهایی است که باید متحول شود.
هر چند این دیدگاه قابل نفی نیست لکن دیدگاه دیگری معتقد است که موج جدید فشارهای آمریکا در چارچوب استراتژی دو مسیری است. در واقع آمریکا و متحدین اروپایی اش به این جمع بندی رسیدند که باید در کنار اقدامات تشویقی ، فشارهای همزمان نیز وارد شود. لذا آنها با تغییر و افزایش مقداری از بسته ترغیبی ، فشارهای افزون تری را در دستور کار خود قرار داده اند. چند چیز این دیدگاه را در شرایط کنونی تقویت کرده است.
نکته اول تحلیلی است که از شرایط اقتصادی ایران دارند. از نظر مقامات آمریکایی مشکلات اقتصادی ایران و در نتیجه نارضایتی مردم از روندهای اقتصادی افزایش یافته است از این رو با افزایش فشارهای جدید می توان بین مشکلات اقتصادی با دیپلماسی هسته ای ایران پیوند زد و بدین وسیله اراده مردم به عنوان اصلی ترین مولفه پایداری ایران در زمینه هسته ای شکسته خواهد شد. رایس در جدیدترین موضعگیری علیه ایران در گفت وگویی با یاهونیوز و مجله پولتیکو به وضعیت اقتصادی در ایران اشاره کرد و گفت قیمتها در ایران با افزایش تورم مواجه است.
نکته دوم برداشت مقامات کاخ سفید از دیدگاه های احزاب و گروه ها و صاحبان نقش در ایران است. بزعم آنها، میان نخبگان سیاسی و گروه های سیاسی در خصوص نحوه برخورد با معادلات جدید هسته ای اختلافی بوجود آمده است. بنابراین افزایش فشارها شکافهای موجود را افزایش خواهد داد . از همین رو ، رایس ضمن تیره و تار توصیف کردن عواقب «نه» گفتن به گروه 1+5 اعلام کرد که امیدمان به افراد منطقی و معقولی در ایران است که روش کنونی را روش درست اداره یک کشور نمی دانند.
نکته سوم بزعم آنها این است که ایران با ابتکارات خود درصدد خرید زمان و اتلاف وقت به منظور سپری شدن دولت بوش و بویژه تکمیل کردن پروژه نطنز می باشد. از نظر تحلیل گران اگر تا پایان تابستان امسال واشنگتن یا متحدینش نتواند موضوع هسته ای ایران را به سرانجام مورد انتظار برساند با چند چالش اساسی روبه رو خواهند شد. مهمترین چالش ها کاهش اعتبار جمهوریخواهان از صحنه انتخابات آمریکا است و افزون بر سپری شدن زمان و شروع فعالیت های انتخاباتی و جابه جایی قدرت، خلأیی را ایجاد خواهد کرد که برای دیپلماسی هسته ای ایران فرصتی بزرگ محسوب خواهد شد. از سوی دیگر صاحب نظران بر این اعتقادند که سپری شدن زمان باعث خیز دیگر ایران در پیشرفت فناوری غنی سازی خواهد شد. از نظر آنها ایران آمادگی کامل برای دو برابر کردن سانتریفیوژها در نطنز را دارد در صورت چنین اتفاقی موقعیت ایران در مذاکرات و چانه زنی های آینده بسیار متفاوت خواهد شد.
با این وجود ، مبانی و مفروضات مقامات آمریکا درباره مسائل داخلی ایران که عامل مقوم تلاشهای فشار بیشتر شده است، از عمق لازم برخوردار نیست. اگر آمریکایی ها بر این تصورند که از طریق افزایش فشارها می توانند سیاست های هسته ای نظام را از طریق ایجاد شکاف و اختلاف ( بین مردم و مسئولان و بین جریانات سیاسی با نظام و یا بین نخبگان سیاسی با مدیران عالی) تغییر دهند، سخت در اشتباه هستند. زیرا درکی که آنها از فرهنگ سیاسی ملت ایران و ساختار سیاسی کشور دارند اساسا معیوب و ناقص است. برای حصول این موضوع کافی است یکبار رفتار جمهوری اسلامی ایران را در شش سال گذشته مورد مطالعه قرار دهند. تردیدی نیست تاکید برای اهرمهای سوخته مانند تحریم هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد و موقعیت جمهوری اسلامی ایران نه تنها تضعیف نخواهد شد بلکه همانطور که در شش سال گذشته ملاحظه گردید قوی تر شده و بر همین اساس شرایط ایران برای مذاکره نیز متفاوت خواهد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: